مردی که معادلات غرب آسیا را تغییر داد و به کابوس اسرائیل تبدیل شد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کمتر چهره‌ای در سال‌های اخیر به اندازه یحیی سنوار توانسته معادلات سیاسی و امنیتی فلسطین و رژیم صهیونیستی را تحت تأثیر قرار دهد. اما سنوار ناگهان از دل تحولات 7 اکتبر بیرون نیامد؛ شخصیت او حاصل دهه‌ها زندگی در اردوگاه، مبارزه، اسارت، مطالعه و فعالیت تشکیلاتی بود. کتاب «یحیی؛ قهرمان ملت، دشمن دولت» نوشته راسل برنا و ترجمه شهریار شفیعی، دریچه‌ای برای شناخت این مسیر و شخصیتی است که نامش با یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ فلسطین پیوند خورده است.

اکثر ما یحیی سنوار نمی‌شناختیم. اما بعد از حماسه طوفان‌الاقصی با این قهرمان گمنام آشنا شدیم. برای فهم و شناخت او باید به سال‌هایی برگشت که در اردوگاه خان‌یونس زندگی می‌کرد، به خانواده‌ای که ریشه در آوارگی داشت، به بیش از دو دهه زندان و مطالعه و به ذهنی که در همان سال‌ها، جامعه اسرائیل و زبان عبری را آموخت.

کتاب «یحیی؛ قهرمان ملت، دشمن دولت» نوشته راسل برنا با ترجمه شهریار شفیعی که توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده، تلاشی است برای عبور از تصویرهای کلیشه‌ای و نزدیک شدن به مردی که نامش در یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر فلسطین ثبت شد.

یحیی سنوار از دل اردوگاه خان‌یونس آمد؛ جایی که خاطره آوارگی برای یک نسل، نه یک روایت تاریخی، بلکه بخشی از زندگی روزمره بود. خانواده او از المجدل رانده شده بودند و خود او در محیطی رشد کرد که مسئله فلسطین را نه در کتاب‌های تاریخ، بلکه در تجربه مستقیم زندگی می‌دید. همین نقطه آغاز، بخش مهمی از شخصیت سیاسی و فکری او را شکل داد.

اما شاید مهم‌ترین فصل زندگی سنوار، سال‌های زندان او باشد؛ بیش از دو دهه اسارت در زندان‌های اسرائیل. زندانی که قرار بود او را از میدان مبارزه دور کند، برای سنوار به فرصتی برای مطالعه، یادگیری و سازماندهی تبدیل شد. او در این سال‌ها زبان عبری آموخت و درباره جامعه اسرائیل مطالعه کرد؛ مسیری که بعدها در شناخت دقیق‌تر رقیب و تصمیم‌های سیاسی و امنیتی او نقش داشت.

همین سال‌ها بود که سنوار کتاب هم نوشت. راسل برنا در «یحیی» به این وجه کمتر دیده‌شده شخصیت او توجه می‌کند؛ وجهی که نشان می‌دهد سنوار را نمی‌توان صرفاً یک فرمانده نظامی دانست. او محصول ترکیبی از تجربه آوارگی، فعالیت سیاسی، سال‌های طولانی زندان، مطالعه، سازماندهی و حضور مستمر در منازعه فلسطین و اسرائیل بود.

آزادی سنوار در سال 2011، در جریان مبادله گلعاد شالیت با بیش از هزار اسیر فلسطینی، نقطه پایان دوران زندان نبود؛ بلکه آغاز فصل تازه‌ای از زندگی او بود. مردی که سال‌ها پشت میله‌ها زندگی کرده بود، این‌بار به یکی از چهره‌های اصلی تصمیم‌گیری در غزه تبدیل شد.

سنوار در سال‌های بعد به تدریج به یکی از قدرتمندترین چهره‌های حماس در غزه تبدیل شد. او در کنار فعالیت سیاسی، در شکل‌دهی به راهبردهای نظامی و امنیتی این جنبش نیز نقش داشت و در نهایت پس از ترور اسماعیل هنیه، در سال 2024 به عنوان رئیس دفتر سیاسی حماس انتخاب شد. رویترز در گزارشی از او به عنوان چهره اصلی پشت طراحی عملیات 7 اکتبر 2023 یاد کرده است.

با این حال، اهمیت سنوار فقط به تصمیم‌های سیاسی و نظامی او محدود نمی‌شود. آنچه او را به شخصیتی بحث‌برانگیز و در عین حال اثرگذار تبدیل کرد، پیوند میان «فکر» و «میدان» در زندگی او بود. او سال‌ها در زندان بود، اما از جریان تحولات فلسطین جدا نشد؛ پس از آزادی هم از میدان سیاست فاصله نگرفت و در نهایت به یکی از مهم‌ترین چهره‌های منازعه فلسطین و اسرائیل تبدیل شد.

از همین منظر، عنوان کتاب راسل برنا قابل تأمل است: «قهرمان ملت، دشمن دولت». این عنوان فقط یک توصیف احساسی نیست؛ اشاره‌ای است به دو تصویر کاملاً متفاوت از یک شخصیت. سنوار برای بخشی از جامعه فلسطینی و هواداران مقاومت، نماد ایستادگی و مبارزه با اشغال بود؛ در مقابل، برای اسرائیل یکی از اصلی‌ترین دشمنان و اهداف امنیتی به شمار می‌رفت. رسانه‌های بین‌المللی نیز پس از 7 اکتبر، بیش از پیش به دنبال فهم شخصیت، انگیزه‌ها و شیوه تصمیم‌گیری او رفتند.

یکی از ویژگی‌های کتاب «یحیی» همین است که تلاش می‌کند سنوار را در خلأ روایت نکند. داستان او، همزمان داستان غزه، حماس، زندان‌های اسرائیل، مسئله اسرا، تحولات سیاسی فلسطین و دهه‌ها مناقشه‌ای است که هنوز پایان نیافته است. حتی نحوه پایان زندگی سنوار نیز به بخشی از تصویر او تبدیل شد. او در 17 اکتبر 2024 (25 مهر 1403) در رفح به شهادت رسید و خبر شهادتش به یکی از مهم‌ترین رویدادهای جنگ غزه تبدیل شد. گزارش‌های منتشرشده درباره آخرین ساعات زندگی او، بار دیگر این پرسش را پیش کشید که چگونه فردی که سال‌ها در صدر فهرست اهداف اسرائیل قرار داشت، توانست مدت طولانی از دست دستگاه‌های اطلاعاتی این رژیم دور بماند.

برای همین است که شناخت سنوار، تنها شناخت یک فرد نیست. او را باید در نسبت با نسلی از فلسطینیان دید که زندگی‌شان با آوارگی، اشغال، محاصره، زندان و جنگ گره خورده است. ممکن است درباره تصمیم‌ها و عملکرد سیاسی و نظامی او اختلاف نظرهای جدی وجود داشته باشد، اما نمی‌توان تأثیر او بر معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را نادیده گرفت.

کتاب «یحیی» از همین زاویه ارزش خواندن دارد؛ نه فقط برای اینکه بدانیم یحیی سنوار که بود، بلکه برای اینکه بفهمیم چگونه یک نوجوانِ برخاسته از اردوگاه آوارگان، پس از سال‌ها زندان و مبارزه، به یکی از چهره‌های تعیین‌کننده مناقشه فلسطین تبدیل شد. شاید مهم‌ترین پرسش کتاب همین باشد: سنوار چگونه ساخته شد؟

پاسخ این سؤال را نمی‌توان در یک عملیات، یک تصمیم یا یک روز خاص پیدا کرد. باید به سال‌های دورتر برگشت؛ به خان‌یونس، به خاطره آوارگی، به زندان و به ذهن مردی که بیش از دو دهه در اسارت، برای روزهای بعد آماده شد.

در روایت برنا، یکی از نقاط جالب زندگی سنوار، ماجرای اسیرگیری و مبادله زندانیان است. سنوار حتی از داخل زندان در روندی که درنهایت به آزادی بیش از هزار زندانی فلسطینی در برابر گلعاد شالیت انجامید، نقش فکری و تشکیلاتی داشت. اهمیت این ماجرا فقط در تعداد زندانیان آزادشده نیست؛ مسئله مهم‌تر این است که کسی که سال‌ها خودش اسیر بود، بعدها توانست مسئله اسرا را به یکی از محورهای مهم معادلات سیاسی و امنیتی حماس تبدیل کند.

اینجا کتاب «یحیی» از یک زندگی‌نامه ساده فاصله می‌گیرد. راسل برنا در واقع تلاش می‌کند نشان دهد چگونه یک شخصیت سیاسی ساخته می‌شود؛ چگونه تجربه‌های کودکی، آوارگی، مذهب، محیط اجتماعی، زندان و سال‌ها مواجهه با یک دشمن قدرتمند، به مرور کنار هم قرار می‌گیرند و از یک فرد، چهره‌ای با قدرت تصمیم‌گیری گسترده می‌سازند.

یکی دیگر از نکات قابل توجه کتاب، توجه به مفهوم «وفاداری» در شخصیت سنوار است. برای فهم او باید توجه کرد که باورهای مذهبی و نگاه او به مسئله فلسطین، صرفاً بخشی از ادبیات سیاسی‌اش نبود. این باورها در تصمیم‌ها و سبک زندگی او نیز حضور داشتند. به همین دلیل برنا در روایت خود، سنوار را جدا از بستر فکری و اعتقادی‌ای که در آن رشد کرد، بررسی نمی‌کند.

سنوار در دانشگاه اسلامی غزه با ادبیات عرب و آموزه‌های اخوان‌المسلمین آشنا شد و بعدها در شکل‌گیری ساختار امنیتی «المجد» نیز نقش داشت. این تجربه‌ها به تدریج او را از یک فعال سیاسی به چهره‌ای تبدیل کرد که هم با سازوکارهای امنیتی و اطلاعاتی آشنا بود و هم ساختار تشکیلاتی حماس را از درون می‌شناخت.

اما شاید مهم‌تر از همه این باشد که سنوار به مرور تلاش کرد تصویری متفاوت از مفهوم مقاومت ارائه دهد؛ مقاومتی که صرفاً واکنش به اقدامات طرف مقابل نباشد. براساس روایت برنا، او معتقد بود مقاومت باید از یک جنبش واکنشی به نیرویی کنشگر تبدیل شود؛ یعنی منتظر اقدام طرف مقابل نماند و برای آینده خود برنامه داشته باشد. این نگاه، یکی از کلیدهای مهم برای فهم جایگاه سنوار در تحولات بعدی است.

از همین زاویه، عنوان اصلی اثر برنا نیز معنا پیدا می‌کند: «قهرمان ملت، دشمن دولت». برنا در این عنوان به دو تصویر متفاوت از یک انسان اشاره می‌کند؛ تصویری که در آن یک نفر می‌تواند برای گروهی نماد مقاومت و برای طرف مقابل، یکی از اصلی‌ترین تهدیدها باشد. نکته مهم اینجاست که کتاب نمی‌خواهد سنوار را از زمینه تاریخی‌اش جدا کند. داستان او با داستان غزه گره خورده است. از شکل‌گیری حماس و ساختارهای آن گرفته تا زندان‌های اسرائیل، مسئله اسرا، تحولات سیاسی فلسطین و در نهایت جنگی که پس از عملیات هفتم اکتبر، نام سنوار را بیش از گذشته در رسانه‌های جهان مطرح کرد.

به همین دلیل «یحیی» را می‌توان کتابی درباره یک نفر و در عین حال درباره یک سرزمین دانست. سنوار در این روایت، محصول خلأ نیست؛ محصول محیطی است که در آن به دنیا آمد و رشد کرد. اگر بخواهیم او را بفهمیم، باید غزه را هم بشناسیم؛ باید بدانیم نسلی که در اردوگاه‌های فلسطینی بزرگ شد، اشغال و آوارگی را چگونه تجربه کرد و چگونه این تجربه‌ها به هویت سیاسی و اجتماعی او شکل داد.

راسل برنا در این میان یک کار دیگر هم انجام می‌دهد: تلاش می‌کند از تصویر رسانه‌ای سنوار عبور کند. تصویری که گاهی او را فقط یک فرمانده نظامی نشان می‌دهد و گاهی چهره‌ای کاملاً اسطوره‌ای از او می‌سازد. کتاب می‌کوشد به پشت این تصاویر برود و انسانی را نشان دهد که مجموعه‌ای از تصمیم‌ها، باورها، مطالعات، تجربه‌ها و شکست‌ها و پیروزی‌ها او را به جایگاهش رسانده است.

شاید یکی از بخش‌های مهم «یحیی» همین باشد؛ اینکه مخاطب با شخصیتی مواجه می‌شود که بخش مهمی از زندگی‌اش را در شرایطی گذرانده که امکان ارتباط آزاد با جهان بیرون را نداشته، اما همان سال‌ها را به فرصتی برای ساختن خود تبدیل کرده است. سنوار وقتی از زندان بیرون آمد، همان آدمی نبود که وارد زندان شده بود.

او بعدها در ساختار حماس به یکی از چهره‌های اصلی غزه تبدیل شد و نگاهش به قدرت، مذاکره، اسرا و رابطه با گروه‌های مختلف فلسطینی و منطقه‌ای، نقش مهمی در جایگاه او پیدا کرد. کتاب برنا در پی آن است که این مسیر را قدم‌به‌قدم دنبال کند و نشان دهد چگونه «یحیی» از یک نام در اردوگاه خان‌یونس به نامی تبدیل شد که در محاسبات سیاسی و امنیتی منطقه نمی‌شد نادیده‌اش گرفت.

حتی شهادت سنوار هم پایان این روایت نیست. اتفاقاً از نگاه کتاب، آنچه اهمیت بیشتری دارد، پرسش درباره میراث اوست. بعد از شهادت یک فرمانده چه چیزی باقی می‌ماند؟ یک تصویر، چند خاطره و چند خبر یا اندیشه و روشی که می‌تواند بر نسل‌های بعدی اثر بگذارد؟

برنا در پایان روایت خود بر همین مسئله تأکید می‌کند که میراث سنوار فقط به آینده حماس مربوط نمی‌شود؛ بلکه او در حال شکل‌دادن به روایتی بود که می‌توانست بر تصویر فلسطین از خودش و بر نحوه روایت مسئله فلسطین اثر بگذارد. از این منظر، شاید «یحیی» بیش از آنکه کتابی برای پاسخ دادن به یک سؤال ساده ــ «یحیی سنوار که بود؟» ــ باشد، کتابی برای طرح یک سؤال دشوارتر است: چه چیزی یک انسان را در طول چند دهه به شخصیتی تبدیل می‌کند که مرگش هم نمی‌تواند نامش را از معادلات یک مناقشه حذف کند؟

کتاب «یحیی» با ترجمه شهریار شفیعی از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است. 

انتهای پیام/