تحلیلگر غرب آسیا: طوفان الاقصی نظم منطقه را دگرگون کرد

«سعید پیرمحمدی» در گفت‌وگو با خبرنگاربین‌الملل خبرگزاری تسنیم، با اشاره به فرارسیدن سالگرد عملیات طوفان  الاقصی ( 15 مهر 1402) گفت: این عملیات در شرایطی انجام شد که‌ روندهایی همچون «معامله قرن» و «توافق ابراهیم»، مسئله فلسطین را  به حاشیه رانده بود. اسناد و شواهد حاکی از آن است که حتی «راه­‌حل دو دولتی» نیز از دستور کار مقامات اسرائیلی و آمریکایی خارج شده بود. در چنین شرایطی، گروه­‌های فلسطینی با محوریت حماس بدین جمع‌­بندی رسیدند که تغییر معادله یکجانبه تحمیلی از سوی رژیم صهیونیستی جز از طریق مقاومت مسلحانه و اجرای عملیات غافگیرانه آفندی امکان­‌پذیر نخواهد شد.

احیای مسئله فلسطین

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این سوال « عملیات طوفان الاقصی چقدر به اهداف خود دست یافت؟» اظهار داشت: اینکه عملیات  طوفان الاقصی به چه میزان از اهداف خود رسیده، نیازمند بررسی چندسطحی و چند سویه است. از جهت احیای مسئله فلسطین، این عملیات بی­‌تردید نوعی نقطه عطف بود. علاوه بر سطح جهان اسلام، در سطح جهانی نیز توجهات افکار عمومی و بازیگران فرامنطقه­‌ای به مسئله فلسطین تقویت کرد اما تحولات بعدی از جمله ضد راهبرد رژیم صهیونیستی برای اشغال غزه، لبنان، سوریه و سقوط نظام اسد در سوریه و تحمیل دو جنگ علیه ایران نشان داد که اجرای این عملیات، اثرات سرایتی برای محور مقاومت داشته است.

وی افزود: اینکه نتانیاهو به تماس هشدار گونه «محمد بن‌­زاید» در خصوص احتمال آغاز حملات قبل از 7 اکتبر توجهی نشان نداده یا اینکه موساد توجهی به هشدارهای «عباس کامل» رئیس سرویس اطلاعاتی مصر 11 روز قبل از وقوع عملیات 7 اکتبر نداشته، بر ابهامات موجود در این زمینه می‌­افزاید. نکته حائز اهمیت در این زمینه، تصویرسازی نتانیاهو از حملات 7 اکتبر به ­مثابه عملیات 11 سپتامبر بود. علاوه بر این، با اهریمن­‌سازی حماس در قالب انگاره‌­هایی چون «حماس همان داعش است»، تلاش شد توجیه تاریخی و منطقی برای اقدامات بعدی ایجاد شود.

در شرایطی که آمریکا و اروپا درگیر جنگ اوکراین بودند، تحرکات نتانیاهو نقش مهمی در گره زدن جنگ اوکراین به جنگ غزه یا به‌عبارتی بهتر، وارد شدن جدی­تری محور فرا آتلانتیکی در «جنگ وجودی» رژیم صهیونیستی با محور مقاومت داشت.        

طوفان الاقصی سرآغاز تغییرات راهبردی

 این کارشناس درباره تغییرات راهبردی که در طوفان الاقصی در غرب آسیا بوجود آورد، گفت: این تغییرات سرآغاز دوران جدید در نظم منطقه‌ای شد. پس از این تحول بود که منطقه وارد مرحله­‌ای از نظم در حال گذار شد که ویژگی برجسته آن، به هم ریختگی بنیان‌های نظم قبلی است. در نظم در حال گذار بعد از طوفان‌­الاقصی مجموعه‌­­ای از دولت­‌های منطقه بر آنند تا مانع از استقرار نظم سلسله­ مراتبی و هژمونیک رژیم صهیونیستی شوند. حملات رژیم به غزه، لبنان، سوریه و یمن و آغاز دو جنگ 12 و 40 روزه علیه ایران، این دسته از کشورها را بدین جمع­‌بندی رسانده که لازمه انطباق با نظم در حال گذار و مقابله با برتری ­طلبی رژیم صهیونیستی، تقویت پیوندهای درونی در منطقه است. ائتلاف مکه تلاشی از سوی کشورهای عربستان، ترکیه و پاکستان برای تقویت پویایی­های درون منطقه­‌ای در این راستا بود.

وی افزود: در سطح دیگری، رژیم صهیونیستی پیوندهای اطلاعاتی و نظامی خود را بازیگران منطقه­‌ای تقویت کرده است. بطور خاص می‌­توان از روابط سطح بالا با امارات متحده عربی یاد کرد که در پرونده‌­های مختلف از ایران گرفته تا سومالی، یمن و اریتره جریان داشته است. از این جهت، رژیم اسرائیل می‌کوشد تا از اهرم‌­های نفوذ امارات برای پیشبرد ادغام خود در محیط غرب آسیا و آفریقا استفاده کند. رژیم صهیونیستی همچنین از وضعیت شکننده دولت­‌های مرکزی در سوریه و لبنان برای تداوم پیشروی و مذاکره از موضع قدرت استفاده کرده است. هدف نهایی نتانیاهو، حفظ آزادی عمل راهبردی و عملیاتی در محیط شامات و تسری آن به پهنه وسیع­تری از غرب آسیا، شمال آفریقا و مدیترانه شرقی است.       

وحدت میدان ها، راهبرد کلان مقاومت

پیرمحمدی درباره وضعیت مقاومت در منطقه گفت: محور مقاومت از همان آغاز عملیات طوفان­‌الاقصی تلاش کرد راهبرد وحدت میدان ها را به­ مثابه کلان­ راهبرد خود حفظ کند. در اثر تحولات سه سال اخیر از سقوط نظام اسد در سوریه تا شهادت سیدحسن نصرالله و دو حمله مستقیم به ایران، معادله بازدارندگی دچار دگرگونی بنیادین شده است. بدین لحاظ، بخش قابل توجهی از توان مقاومت بر ترمیم توان راهبردی و احیای معادله بازدارندگی متمرکز است. با وجود تمامی دشواری‌­ها، در میانه جنگی تمام ­عیار، این ترمیم راهبردی در سطوح مختلف رهبری، انسجام و آرایش مجدد نیروها و کادر عملیاتی، تاکتیک­‌های رزمی و عملیاتی انجام شده‌است.  

با وجود تمام تحولات رخ­داده از زمان عملیات طوفان ­الاقصی، محور مقاومت با جنگ وجودی و ترکیبی مواجه است جایی‌که دو جنگ 12 و 40 روزه به محاصره دریایی و هوایی علیه ایران تبدیل شده، پروژه خلع سلاح حزب­ الله به اشغال جنوب لبنان و تغییرات دموگرافی و ترتیبات امنیتی و حقوقی در این منطقه گسترش یافته، روند خلع سلاح جناح­‌های مقاومت در عراق وارد فاز تازه‌­ای شده و در یمن نیز انصارالله در شرایط رویارویی مجدد نظامی با سعودی قرار گرفته است. 

تداوم بی ثباتی در غرب آسیا

این تحلیلگر در خصوص چشم تحولات غرب آسیا گفت: در شرایط تداوم اصرار ترامپ بر «گزینه تسلیم» و ادامه جاه­ طلبی­‌های راست افراطی در رژیم صهیونیستی، غرب آسیا همچنان درگیر در جنگ، بی ­ثباتی و ناامنی خواهد بود. از یکسو ترامپ بر «حل­ وفصل پرونده ایران» متمرکز است و نتانیاهو نیز رؤیای «پایان دادن به محور مقاومت» را در سر دارد. به نظر می‌رسد چشم‌انداز توازن نظامی در منطقه همچنان حول محور رویارویی آمریکا و رژیم صهیونیستی با محور مقاومت سازماندهی شود. در چنین شرایطی و با ادامه تنش‌ها، احتمال گسترش دامنه درگیری‌ها به خلیج‌فارس، دریای سرخ و حتی اقیانوس هند و مدیترانه وجود دارد. 

وی افزود: بازیگرانی چون عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان مترصد استقرار ترتیبات درون­ منطقه­‌ای و جلوگیری از تسری ترکش­‌ها و تکانه­‌های نظم در حال گذار هستند. این کشورها که در تلاش برای تبدیل شدن به قدرت‌های میانی و نوظهور نیز هستند، منافع مشترکی در عدم گسترش دامنه بی ­ثباتی‌ها به زیرسیستم‌های خلیج‌فارس، مدیترانه شرقی و جنوب آسیا دارند.

در این میان، بازیگران میانجی از جمله مصر، قطر و عمان نیز در تلاش‌هستند تا ضمن محدودسازی مخاطرات محیطی نقش مؤثری را در نظم در حال گذار ایفا کنند. با وجود آنکه سمت‌وسوی تحولات به گونه‌ای است که فضای کنشگری محدودی برای این دست از کشورها ایجاد می‌کند اما نقش آنها در نظم در حال گذار را نمی‌توان نادیده گرفت. در سطح بالاتری از روندهای میانجیگری کشورهایی چون پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در حال ایفای نقش هستند.      

انتهای پیام/