روایت همسر شهید شیشه‌گران از آخرین دیدار با شهید در ماه رمضان

همسر شهید حمیدرضا شیشه‌گران در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در قم، اظهار کرد: ایشان از نیروهای یگان ویژه فراجا بود، شهید شیشه‌گران حدود 13 سال در نیروی انتظامی خدمت کرد و در جریان جنگ رمضان، 17 اسفندماه به شهادت رسید.

وی افزود: همسرم از ناحیه هر دو پا آسیب بسیار جدی دیده بود و ریه‌هایش نیز کاملاً فشرده شده بود و در نهایت به فیض شهادت رسید. از شاخص‌های شخصیتی ایشان می‌توانم به ولایت‌مداری، مردم‌داری و علاقه بسیار زیاد به بچه ها اشاره کنم. اخلاق بسیار خوبی داشت و خیلی خوش‌اخلاق بود و برای کارش ارزش زیادی قائل بود و تا آخرین لحظه رفت و پای کار این نظام ماند.

همسر شهید شیشه‌گران افزود: به تعبیر حاج قاسم، تا وقتی بودند مثل شهدا زندگی کردند. شاید ما قدر ایشان را آن‌طور که باید نمی‌دانستیم. من دو فرزند دارم؛ یک دختر دو ساله به نام درسا و آقا امیرمهدی که یک ماهه است، وقتی همسرم شهید شد، من باردار بودم. همکارانش جزئیات اینکه چه اتفاقی افتاده بود را برای من نگفتند، اما خودش در همان چند دقیقه‌ای که توانست صحبت کند گفت که اصلاً ناراحت نباشم و حالش خیلی خوب است،سه روز در بیمارستان بودند بعد شهید شدند.

وی درباره آخرین دیدار با همسرش نیز گفت: ماه رمضان بود و ما در قم بودیم. همسرم را برای جنگ فرستاده بودند و خودش در تهران خدمت می‌کرد. از تهران به قم آمد، بدون اینکه قبل از آن زنگ زده یا تماس گرفته باشد. هنوز وقت سحر نشده بود و ما بیدار نبودیم. آمد و درسا را بیدار کرد، در حالی که هیچ‌وقت دخترم را بیدار نمی‌کرد و می‌گفت گناه دارد؛ چون اگر خوابش را به هم بزنیم، بدخواب می‌شود.

همسر شهید شیشه‌گران ادامه داد: آن شب گفت «می‌خواهم صدایش را بشنوم، پاشه راه بره». گفتم الان شب است، اصلاً دم صبح بیدار شود که چه بشود؟ گفت «حالا آنجا اوضاع خیلی بد است».

انتهای پیام/