گیلان و آیندهای که پیر میشود؛ سالمندان را چگونه ببینیم؟
- اخبار استانها
- اخبار گیلان
- 14 مهر 1405 - 10:29
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، سالمند تنها کسی نیست که سالهای بیشتری از عمرش گذشته است، بلکه بخشی از حافظه خانواده و جامعه است؛ کسی که تجربه کرده، دیده و در بسیاری از بزنگاههای زندگی، چیزهایی آموخته که در هیچ کتابی نمیتوان بهسادگی پیدا کرد.
احترام به بزرگترها و شنیدن حرف کسانی که سالها تجربه پشت سر گذاشتهاند، در فرهنگ ما سابقهای طولانی دارد، اما جامعه امروز با گذشته تفاوت کرده است، جمعیت کشور در حال پیرشدن است، خانوادهها کوچکتر شدهاند و طول عمر نیز افزایش یافته است، در چنین شرایطی دیگر نمیتوان سالمندی را فقط در قاب احترام و تکریم خلاصه کرد.
حالا سؤال مهمتری پیش روی ماست؛ آیا بازنشستگی باید به معنای کنار رفتن از جامعه باشد؟ آیا فردی که سالها کار کرده، بعد از بازنشستگی فقط باید دریافتکننده مستمری و خدمات درمانی باشد؟ یا میتوان از تجربه و توانایی او برای جامعه استفاده کرد؟
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد افزایش سن لزوماً به معنای پایان فعالیت اجتماعی نیست، بسیاری از سالمندان، اگر از سلامت و توانایی لازم برخوردار باشند و خودشان نیز تمایل داشته باشند، میتوانند همچنان در جامعه نقش داشته باشند؛ گاهی در قالب شغل، گاهی مشاوره، آموزش، فعالیت اجتماعی و گاهی فقط با انتقال تجربه به نسل بعد، این نگاه، با توجه به شرایط جمعیتی ایران، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
شعار امسال هفته سالمندان، «عصر زندگی طولانیتر؛ بازاندیشی در نظامها برای زندگی بهتر»، نیز به همین موضوع اشاره دارد؛ اینکه با افزایش طول عمر، بسیاری از سازوکارهای اجتماعی، اقتصادی، سلامت، رفاهی و حتی شهری باید متناسب با شرایط جدید تغییر کنند.
سالمند فقط دریافتکننده خدمت نیست
در سالهای اخیر، نگاه به سالمندی در بسیاری از کشورها تغییر کرده است، سالمند دیگر فقط فردی نیازمند مراقبت و درمان دیده نمیشود و مفهوم «سالمند فعال» بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
سازمان جهانی بهداشت نیز سالمندی سالم را تنها به نبود بیماری محدود نمیکند و بر توانایی فرد برای زندگی مستقل، مشارکت در جامعه و انجام فعالیتهایی که برایش ارزشمند است تأکید دارد. این یعنی یک معلم بازنشسته میتواند همچنان آموزش دهد، یک مهندس میتواند مشاور جوانترها باشد، یک کشاورز میتواند تجربه سالها کار خود را به نسل بعد منتقل کند و یک صنعتگر بازنشسته میتواند در یک کارگاه کوچک، بخشی از مهارتهایش را به جوانان بیاموزد.
قرار نیست فرد سالمند دوباره همان کار و همان فشار دوران اشتغال را تجربه کند، بلکه حرف اصلی این است که اگر توان و علاقهای وجود دارد، فرصت متناسب با شرایط او هم وجود داشته باشد.
تجربه ژاپن؛ بازنشستگی به معنای کنار رفتن نیست
ژاپن یکی از کشورهایی است که به دلیل سالمندی جمعیت، سالهاست با این موضوع دستوپنجه نرم میکند، این کشور تلاش کرده راههایی برای ادامه فعالیت سالمندان فراهم کند و کارفرمایان را به حفظ اشتغال افراد تا 65 سالگی تشویق کرده است، از سال 2021 نیز سازوکارهایی برای فراهم کردن فرصت فعالیت تا 70 سالگی در قالبهای مختلف پیشبینی شده است.
آمارها نیز نشان میدهد سالمندان سهم قابل توجهی از بازار کار ژاپن را تشکیل میدهند، در سال 2024، افراد 65 ساله و بیشتر 13.6 درصد نیروی کار این کشور را تشکیل دادهاند و نرخ مشارکت اقتصادی افراد 65 تا 69 ساله به 54.9 درصد رسیده است.
البته قرار نیست تجربه ژاپن عیناً در ایران اجرا شود و اساساً شرایط دو کشور یکسان نیست، نکته مهم، پرسشی است که این تجربه پیش روی ما میگذارد: چرا از فردی که چند دهه تجربه کاری و اجتماعی دارد، فقط به عنوان دریافتکننده مستمری یا خدمات درمانی یاد کنیم؟ شاید بتوان بخشی از این تجربه را در آموزش، مشاوره، فعالیتهای اجتماعی و انتقال مهارت به نسلهای جوانتر به کار گرفت.
ایران همزمان باید برای جوانی و سالمندی آماده شود
ایران در سالهای اخیر با کاهش موالید و افزایش سهم سالمندان روبهرو بوده است. بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، در سال 1404 حدود 8 درصد جمعیت کشور را افراد 65 ساله و بیشتر تشکیل دادهاند؛ رقمی که در سال 1395 حدود 6 درصد بوده است.
در گیلان این وضعیت محسوستر است و سهم جمعیت 65 ساله و بیشتر به 11.6 درصد رسیده است، بنابراین سیاست جمعیتی نمیتواند فقط به موضوع فرزندآوری محدود شود، حمایت از خانواده و جوانی جمعیت اهمیت دارد، اما در کنار آن باید برای نسلی که اکنون سالمند است و جمعیتی که در سالهای آینده وارد این دوره خواهد شد نیز برنامه داشت.
این دو موضوع در برابر یکدیگر قرار ندارند؛ کشور هم باید به آینده جمعیتی خود فکر کند و هم برای جمعیتی که اکنون سالمند است، شرایط مناسبی فراهم کند.
گیلان زودتر از بسیاری از استانها با مسئله سالمندی روبهرو شده است
این موضوع برای گیلان اهمیت بیشتری دارد، چراکه استان از یک سو جمعیت سالمند قابل توجهی دارد و از سوی دیگر، به گفته محمدتقی آشوبی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان، مهاجرت سالمندان و بازنشستگان از دیگر استانها به گیلان نیز قابل توجه است.
آشوبی توسعه کلینیک جامع سالمندی و آموزش تخصصی در این حوزه را از نیازهای استان دانسته است. از سوی دیگر، مدیر درمان تأمین اجتماعی گیلان اخیراً اعلام کرده است 277 بیمهشده بالای 100 سال از خدمات درمانی این سازمان استفاده میکنند و برای حدود 108 هزار بیمهشده بالای 60 سال مبتلا به بیماریهای مزمن نیز پرونده فعال درمانی تشکیل شده است.
هرکدام از آن 277 نفر، یک عدد ساده در یک گزارش آماری نیستند، پشت هر کدام یک قرن زندگی، تجربه و خاطره قرار دارد؛ آدمهایی که بخش بزرگی از تحولات اجتماعی و اقتصادی چند نسل را از نزدیک دیدهاند و اگر سالمند را فقط بیمار، بازنشسته یا دریافتکننده خدمات ببینیم، بخش مهمی از توان و تجربه او را نادیده گرفتهایم.
بازنشستگی میتواند تغییر نقش باشد
بازنشستگی برای بسیاری از افراد به معنای پایان یک شغل است، اما لزوماً نباید پایان فعالیت باشد، گیلان برای استفاده از تجربه سالمندان ظرفیتهای زیادی دارد، کشاورزی، چای، برنج، صنایعدستی، گردشگری، شیلات و بسیاری از مشاغل بومی استان، دانش و تجربهای دارند که بخش قابل توجهی از آن سینهبهسینه منتقل شده است.
یک چایکار قدیمی یا کشاورزی که چند دهه با زمین کار کرده، فقط یک نیروی بازنشسته نیست، تجربه او درباره زمین، محصول، آبوهوا و شیوههای سنتی کار میتواند برای نسل جدید نیز ارزش داشته باشد. اینجاست که مفهوم «اقتصاد نقرهای» اهمیت پیدا میکند؛ اقتصادی که سالمند را فقط مصرفکننده خدمات نمیبیند، بلکه مهارت، تجربه، نیاز و توانایی او را نیز به رسمیت میشناسد.
البته سالمندان یک گروه یکدست نیستند، یک فرد 62 ساله سالم و فعال را نمیتوان با یک فرد 85 ساله تنها یا فرد صدساله مبتلا به بیماری مزمن در یک گروه قرار داد. سیاستگذاری نیز باید همین تفاوتها را ببیند و تنها بر عدد سن تکیه نکند.
سالمندی فقط در بیمارستان اتفاق نمیافتد
وقتی درباره سالمندی صحبت میکنیم، معمولاً نخستین تصویر، بیمارستان و درمان است. سلامت البته بخش مهمی از زندگی سالمندان است، اما همه ماجرا نیست. سالمند باید بتواند در محله خود قدم بزند، به پارک برود، خرید کند، از حملونقل عمومی استفاده کند و در فعالیتهای اجتماعی حضور داشته باشد.
شهرداریها میتوانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند؛ از مناسبسازی پیادهروها و حملونقل گرفته تا ایجاد نیمکت، سرویس بهداشتی، پارکهای مناسب و فضاهای فرهنگی و اجتماعی. بهزیستی نیز علاوه بر مراکز نگهداری، میتواند توسعه مراقبت در منزل، حمایت از خانوادههایی که از سالمندان مراقبت میکنند، مراکز روزانه، مشاوره و برنامههای پیشگیری از سالمندآزاری را بیشتر دنبال کند.
در حوزه سلامت نیز موضوع فقط درمان بیماری نیست، بلکه خطر سقوط، تغذیه، توان حرکتی، سلامت روان، توانبخشی، تنهایی و نیاز به مراقبت در منزل، همگی بخشی از واقعیت زندگی سالمندان هستند.
همه مسئولیت بر دوش خانواده نیست
در گذشته خانوادههای پرجمعیتتر، بخش زیادی از مراقبت از سالمندان را بر عهده داشتند ولی امروز شرایط تغییر کرده است. خانوادهها کوچکتر شدهاند، فرزندان ممکن است در شهر یا استان دیگری زندگی کنند و زنان و مردان خانواده نیز همزمان درگیر کار و زندگی روزمره خود هستند و در چنین شرایطی نمیتوان همه مسئولیت را به خانواده سپرد.
مراقبت از سالمند نیازمند همکاری خانواده، محله، شهرداری، بهزیستی، تأمین اجتماعی، دانشگاه علوم پزشکی، سازمانهای مردمنهاد و بخش خصوصی است. گاهی یک سالمند بیش از یک خدمت درمانی به یک کلاس، کتابخانه، پارک، گروه ورزشی یا حتی جمعی برای معاشرت نیاز دارد. تنهایی در سالمندی موضوع کوچکی نیست و نباید تا زمانی که به یک مشکل درمانی تبدیل نشده، نادیده گرفته شود.
اگر قرار است سالمندی سالم و بانشاط داشته باشیم، ساختن چند مرکز نگهداری به تنهایی کافی نیست؛ باید محیطی فراهم شود که سالمند بتواند در آن زندگی اجتماعی خود را ادامه دهد.
گیلان میتواند از سالمندی فرصت بسازد
به این باید توجه داشت که سالمندی برای گیلان فقط یک مسئله جمعیتی نیست، استان به دلیل طبیعت، ظرفیتهای گردشگری و سلامت و همچنین حضور بخشی از بازنشستگان و سالمندان مهاجر، میتواند در حوزه خدمات سالمندی نیز ظرفیتهای تازهای ایجاد کند، گردشگری سالمندان، مراقبت در منزل، ورزش سالمندی، آموزش بیننسلی، شهرهای دوستدار سالمند و توسعه خدمات مرتبط با اقتصاد نقرهای، بخشی از این ظرفیتهاست.
طبیعی است که اجرای چنین برنامههایی به همکاری چند دستگاه نیاز دارد؛ استانداری برای هماهنگی، بهزیستی در حوزه خدمات اجتماعی، دانشگاه علوم پزشکی در حوزه سلامت، تأمین اجتماعی در زمینه پوشش درمانی، شهرداریها در حوزه محیط شهری، دانشگاهها برای تربیت نیروی متخصص و بخش خصوصی برای توسعه خدمات.
رسانهها هم در این میان نقش خود را دارند، تصویر سالمند در جامعه نباید فقط به بیماری، ناتوانی و نیازمندی محدود شود، سالمند میتواند فردی صاحب تجربه، انتخاب و توان مشارکت باشد و رسانه میتواند در تغییر این نگاه نقش داشته باشد.
مسئله فقط طول عمر نیست
جامعهای که سالمندانش را کنار میگذارد، در واقع بخشی از تجربه و حافظه خودش را از دست میدهد. مراقبت از سالمند ضروری است، اما به تنهایی کافی نیست. سالمند به کرامت، انتخاب، ارتباط با دیگران و فرصت حضور در جامعه نیز نیاز دارد. در نهایت، مسئله فقط این نیست که انسانها چند سال بیشتر زندگی میکنند؛ مهمتر این است که این سالهای اضافه چگونه سپری میشود.
اگر افزایش طول عمر با بیماری، تنهایی و انزوا همراه باشد، سالمندی میتواند به یک مسئله اجتماعی جدی تبدیل شود، اما اگر سالمند بتواند سالمتر زندگی کند، در خانواده و محله حضور داشته باشد، تجربه خود را منتقل کند و در صورت تمایل و توان به فعالیت اجتماعی یا اقتصادی ادامه دهد، افزایش طول عمر دیگر فقط یک عدد در آمار جمعیتی نیست؛ یک دستاورد اجتماعی است.
در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، احترام به سالمند یک ارزش قدیمی است، امروز شاید لازم باشد این ارزش را از سطح احترام کلامی فراتر ببریم و آن را به حق سالمند برای زندگی سالم، باکرامت و همراه با مشارکت تبدیل کنیم. «عصر زندگی طولانیتر» فقط به معنای بیشتر شدن سالهای عمر نیست؛ به این معناست که باید برای این سالهای بیشتر، زندگی بهتری هم بسازیم.
گیلان اگر امروز برای سالمندان خود شهر مناسبتر، خدمات بهتر، فرصت مشارکت و زندگی اجتماعی فراهم کند، در واقع برای جوانان امروز نیز آینده بهتری ساخته است؛ چرا که سالمندان فردای این استان، همین جوانانی هستند که امروز درباره آیندهشان تصمیم میگیریم.
انتهای پیام/