ترس و نفرت در آل سعود/ عوامل داخلی ناتوانی عربستان در محافظت از خود
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 12 مهر 1405 - 10:25
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیلهای غربی و بینالمللی درباره عوامل بنبست بزرگ عربستان در یمن و دست و پا زدن سعودیها برای خروج از این باتلاق به روشهای مختلف از جمله تلاش برای یارگیری ضد یمن، وب سایت انگلیسی "Unherd" در مقالهای تحت عنوان «نفرت و ترس در آل سعود، عربستان قادر به دفاع از خود نیست»، به بررسی نقاط ضعف این کشور در سطح نظامی و همچنین جبهه داخلی آن پرداخته که شرح این مقاله به شکل زیر است.
به محض اینکه فرانسه نیرو، موشکهای ضدهوایی و جنگنده-بمبافکنها را برای کمک به سعودیها در مبارزه با حوثیها (انصارالله) اعزام کرد، اجتنابناپذیر شد که انگلیس هم لفاظیهای ضدامپریالیستی خود را کنار بگذارد و به جنگ بپیوندد.
عربستان نجات دهنده صنایع نظامی ورشکسته غرب!
اما هنگامی که سعودیها از ایالات متحده درخواست کمک کردند، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که از امتناع عربستان سعودی در حمایت از جنگ او علیه ایران به شدت ناامید شده بود، این درخواست را رد کرد. این امر در را برای امانوئل مکرون، یکی از فعالترین رهبران سیاسی اروپا جهت ورود به پرونده جنگ یمن و عربستان، باز کرد.
البته ماکرون قبل از ارائه خدمات نظامی به سعودیها صورتحسابی برای آنها نفرستاده، اما به خوبی میداند پاداشی که عربستان در ازای این کار به او خواهد داد، بسیار بزرگ بوده و در حد سفارشی برای معامله جتهای جنگنده است.
فرانسویها به شدت به چنین معاملهای نیاز دارند تا داسو، شرکتی که زمانی پررونق بود اما اکنون با محصولات غیر پیشرفته خود در وضعیت بسیار دشواری دست و پا میزند، نجات یابد: جت جنگنده رافال، که فاقد قابلیتهای رادارگریزی است، پیشرفته محسوب نمیشود و به نظر نمیرسد کسی آن را بخواهد.
در سال 1985 صنعت هواپیماسازی انگلیس در آستانه فروپاشی بود، اما با قرارداد افسانهای الیمامه نجات یافت، جایی که سعودیها در ازای هواپیماهایی که کمتر کسی به دنبال آنها بود 40 میلیارد پوند به انگلیسیها دادند.
امروز هم صنعت هوافضای انگلیس بار دیگر تلاش میکند از طریق برنامه جتهای جنگندهای که هیچکس آنها را نمیخواهد زنده بماند. در این میان انگلیسیها مجددا به فکر قراردادهای جدید در این حوزه با سعودیها افتادهاند.
ناتوانی آل سعود در دفاع از خود
اما همه اینها یک اصل ثابت را نشان میدهد: ناتوانی آل سعود در دفاع از خود و کشور عربستان. این موضوع نیاز به توضیح دارد، زیرا نیروهای مسلح عربستان سعودی هم از تجهیزات خوبی برخوردارند و هم نسبت به جمعیت 18.8 میلیون نفری بومی این کشور، بزرگ هستند.
در مجموع 280 هزار پرسنل در نیروهای زمینی، هوایی و دریایی و تقریباً 75 هزار نفر در گارد ملی شبهنظامی وجود دارد که از یک نیروی بدویِ بداهه به یک نیروی شبهنظامیِ ساختاریافته با الگوبرداری از کارابینیری ایتالیا تبدیل شده است. این تعداد، تعداد کل پرسنل نیروهای مسلح در عربستان را به حدود 350 هزار نفر میرساند.
علاوه بر این، نیروهای سعودی دارای پایگاههای مجهز، مراکز فرماندهی چشمگیر و سلاحهای مدرن هستند. آنها همچنین آموزشهای عالی از مربیان نظامی آمریکایی، انگلیسی و سایر کشورها در سطوح مختلف، از جمله ژنرالهای آمریکایی که اخیراً بازنشسته شدهاند، دریافت کردهاند.
اما جالب توجه است که تنها کاری که این نیروها نمیتوانند انجام دهند مقابله با دشمنان عربستان از جمله یمنیهاست که در حال حاضر تهدید قابل توجهی برای رژیم سعودی به شمار میروند؛ حتی با وجود اینکه اغلب آنها سلاحهای ساده و سبک در دست دارند و حتی کفش و لباس نظامی هم در تن آنها نمیبینیم.
جنگ قدرت در آل سعود و عدم انسجام داخلی
با این وجود، یمنیها واحدهای نظامی بسیار ماهری دارند که قادر به پرتاب موشکهای بالستیک و پهپادهای ضد کشتی هستند. آنها از این قابلیتها برای حمله به مکانهای حساس در داخل عربستان استفاده کردهاند و اکنون صادرات نفت عربستان سعودی از بندر ینبع در دریای سرخ را به طور جدی مختل میکنند.
با این حال، تاکنون هیچ نشانهای از حمله تمام عیار عربستان سعودی در داخل یمن علیه حوثیها وجود ندارد. دلیلش این است که مدتهاست مرگبارترین تهدید برای خاندان سلطنتی سعودی، کودتای نظامی بوده است.
در مواجهه با این تهدید، سران متوالی خاندان سلطنتی سعودی موثرترین راه حل ممکن را به کار گرفتهاند: "تفرقه بینداز و حکومت کن"، نه علیه دشمنان خارجی، بلکه در درون خود نیروهای مسلح.
بنابراین، عناصر رزمی مختلف در نیروهای مسلح از نظر جغرافیایی توزیع شدهاند و رهبری آنها تحت فرماندهی شاهزادههای مختلفی است که مسئولیت بخشهای متعددی در وزارت دفاع را بر عهده دارند و همه آنها در نهایت به خود وزیر دفاع یعنی شاهزاده خالد بن سلمان آل سعود، گزارش میدهند.
خالد بن سلمان نوه بنیانگذار آل سعود یعنی ملک عبدالعزیز و برادر کوچکتر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان و حاکم کنونی این کشور است. حتی با وجود اینکه همه این شاهزادهها کنترل آل سعود را تضمین میکنند، وزارت دفاع قدرت را در ریاض و سایر مراکز شهری در انحصار خود ندارد.
این شهرها همچنین محل استقرار گارد ملی کاملاً مجزای سعودی هستند که بیش از 150 هزار نفر را در خود جای داده و در نهایت توسط یکی دیگر از نوههای بنیانگذار رژیم سعودی فرماندهی میشود.
همچنین گارد مرزی کوچکتر، با 15000 نفر، نقش مهمی در مواقع اضطراری ایفا میکند، زیرا به شدت ورود و خروج از کشور از طریق هوا یا دریا را کنترل میکند.
گارد مرزی نیز تحت فرماندهی یکی از نوادگان ملک عبدالعزیز قرار دارد و دقیقترین و منظمترین نیروی نظامی عربستان هم که از محمد بن سلمان محافظت میکند، تحت فرماندهی خود اوست.
در نهایت، نیروهای ویژه اضطراری سعودی، یک نیروی نخبه متشکل از حدود 35000 نفر، وجود دارند که آنها نیز تحت فرماندهی یک نهاد مستقل دیگر هستند.
آشفتهبازار تشکیلات نظامی سعودیها
بنابراین از لحاظ تئوری، هیچ چیز مانع از یک حمله مشترک با مشارکت همه این نیروهای ناهمگون علیه یمنیها نمیشود. با این حال، در عمل، جدایی شدید نیروهای نظامی و امنیتی عربستان سعودی، که برای جلوگیری از اتحاد آنها جهت سرنگونی حاکمانشان - یعنی کل خانواده سلطنتی - طراحی شده، آنها را از احساس انسجام عمومی، که مهمترین ویژگی در مواجهه با دشمنان در نبرد است، محروم کرده است.
طبق یک اصل نظامی ثابت، قدرت نظامی برابر است با قدرت کل ضربدر انسجام؛ بدون انسجام، قدرتی وجود ندارد.
از سوی دیگر، در شاخههای مختلف نیروهای مسلح، یک مانع دیگر برای انسجام وجود دارد: برخی از افسران عضو خانواده سلطنتی هستند که حق دریافت مزایا دارند، به این معنی که آنها به طور خودکار علاوه بر حقوق خود، کمک هزینه مالی نیز دریافت میکنند.
این در حالی است که سایر افسران فقط حقوق خود را دریافت میکنند که ممکن است به طور قابل توجهی کمتر از حقوق اعضای خانواده سلطنتی باشد، حتی اگر قرار باشد همه آنها برای محافظت از کشور خود خدمت و مبارزه کنند.
ترس سعودیها این است که اگر به برخی از جنگندههای اف-15 دستور بمباران گسترده یمن یا هر دشمن دیگری داده شود، برخی از خلبانان، ممکن است به جای آن به کاخهای یکی از شاهزادگان سعودی حمله کنند و در نتیجه یک شورش نظامی تمام عیار را برانگیزند.
به دلیل این ترس، که بیدلیل هم نیست، سعودیها مدتهاست که برای حفاظت از خود به آمریکاییها، گاهی با حمایت انگلیس و فرانسه، متکی بودهاند. در سالهای اخیر، آنها به ترکها و پاکستانیها نیز روی آوردهاند که تاکنون از اعزام نیرو برای جنگ با حوثیها، که فوریترین تهدید پیش روی عربستان سعودی است، خودداری کردهاند.
لازم به ذکر است که نویسنده این مقاله صرفا به بررسی بحران داخلی و جنگ قدرت نوادگان آل سعود با یکدیگر پرداخته و موارد دیگری که منجر به وابستگی مطلق سعودیها به حمایتهای خارجی و در راس آنها آمریکا میشود را ذکر نکرده است، مواردی همچون ناتوانی عربستان در خودکفایی در زمینه تامین تسلیحات و عدم وجود مهندسان متخصص در این کشور.
از سوی دیگر، عربستان از دهههای گذشته تبدیل به ابزاری نیابتی برای جنگهای آمریکا در منطقه شده که بارزترین آنها باتلاق پیچیده یمن است؛ به طوری که کارخانههای اسلحهسازی غرب و آمریکا با دلارهای نفتی سعودیها در جنگهایی که خود آمریکا عامل آنهاست، تامین مالی میشوند.
انتهای پیام/