«خلیج فارس» قاتل ناوهای آمریکایی چگونه طراحی شد؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، اگر امروز ایران دست پر را در تنگه هرمز دارد و موازنه قدرت در تنگه هرمز به نفع ایران تغییر کرده است، ریشه در سال‌ها دوراندیشی رهبر شهید انقلاب و شهید طهرانی‌مقدم باید جست‌وجو کرد. همان دوراندیشی که به گفته سردار سرتیپ پاسدار علی بلالی، مشاور فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موجب شد، امروز در صنعت موشکی به بلوغی برسیم که دیگر نیاز به هیچ‌کس نداریم.

دست پر امروز ایران در هدف قرار دادن شناورهای آمریکایی موشک خلیج فارس است، موشکی که شهید طهرانی‌مقدم آن را طراحی کرد. موشک خلیج‌فارس به صورت هدایت ترکیبی عمل کرده به طوری که جست‌وجوگر آن در فاز نهایی بر روی هدف قفل می‌کند و در این حالت هرگونه شناور دشمن هیچ راه گریزی از اصابت این موشک که کلاهکی با حدود 650 کیلوگرم مواد منفجره دارد، نخواهد داشت. موشک بالستیک و هوشمند خلیج‌فارس با سرعتی مافوق صوت می‌تواند انواع ناوها و شناورهای دشمن را مورد اصابت قرار دهد.

موشک خلیج فارس یک موشک مهم مافوق صوت است که دقت بسیار بالایی دارد و می‌تواند وظیفه خود را در مقابل اهداف مختلف دریایی انجام دهد.

این موشک دارای دقت 10 متر است که البته در بار اولی که پرتاب شده است دقت آن 30 متر بوده است، شهید حاجی‌زاده نقل کرده است که وقتی گزارش این کار خدمت حضرت آقا رسید، ایشان فرمودند اینکه دقت آن را به 30 متر رسانده‌اید، عالی است ولی خواسته من این است که دقت این موشک را بالا ببرید و به زیر 10 تا 15 متر برسانید. به گفته فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه پس از این موضوع، کمتر از 6 ماه کارشناسان ما دقت این موشک را به 8.5 متر رساندند.

اما موشک خلیج فارس چگونه طراحی شد؟

معصومه سپهری در مجموعه 3 جلدی «مرد ابدی» که روایتی مستند از زندگی پدر موشکی ایران، شهید والامقام سردار حسن طهرانی‌مقدم است، به این ماجرا اشاره کرده است.

وی می‌نویسد:

«ایده‌های حسن در سازمان جهاد خودکفایی انتها نداشت! هر اتفاقی که در منطقه می‌افتاد، او را که ذهن و زندگی‌اش وقف دفاع از کشورش بود، به تکاپو وامی‌داشت. با ازدیاد حضور آمریکایی‌ها در منطقه، بحث‌های جدی بین فرماندهان ارشد نظامی ایران بود که : «برای دورسازی شناورهای آمریکایی از آب‌های سرزمینی‌مان چه باید بکنیم؟» هیچ مسئولیت مستقیمی متوجه فرماندهی موشکی نبود! فرماندهی موشکی می‌توانست دست به جیب بنشیند تا بچه‌های نیروی دریایی خودشان کارشان را انجام دهند، اما فرمانده بلندپرواز موشکی، مرد نشستن نبود و می‌خواست نقشی در زدن شناورهای آمریکایی در منطقه به عهده موشکی باشد! تا آن روز، به جز تجربه ظفر که با موفقیت به پایان رسیده اما با دستور مقام معظم رهبری ادامه نیافته بود، هیچ پروژه دریایی دیگری نداشتند.

حسن ایده بکری داشت که با مهندسان نخبه جهاد خودکفایی نیروی هوایی در میان گذاشت و پروژه سنگین دیگری گشوده شد. ـ بچه‌ها! الان محصول دقیقی که ما در اختیار داریم و کاملا به دانش فنی اون مسلط شدیم، موشک‌های تندر 69 هستن. به کمک خدا ما باید این موشک‌های بالستیک رو ضد شناور کنیم! ایده جسورانه حسن، ده‌ها مسئله ریزودرشت را پیش رویشان قرار می‌داد. تندر، موشک نقطه‌زن چینی، زمین به زمین و بالستیک بود، یعنی مسیر پرواز سطح به سطح منحنی‌شکل داشت و منشاء خیرات زیادی برای تحقیقات موشکی شده بود. تا آن روز در همه جای دنیا، تمام موشک‌های ضد شناور از نوع کروز بودند که پایه‌شان دریایی بود. موشک‌های کروز، موشک‌هایی بودند که بعد از پرتاب، بخشی از مسیرشان را موازی با سطح زمین طی می‌کردند تا به هدف برسند. ذهن جسور و محدودیت‌ناپذیر مقدم، ایده تبدیل یک موشک بالستیک «زمین به زمین» به موشکی «زمین به دریا» را مطرح کرد و پروژه‌ای به نام «قدر» کلید خورد.

تلاش دیگری بر روی تندر شروع شد برای تغییر رفتار پروازی موشک! تا آن روز این موشک قرار بود هدف‌های ثابت روی زمین را بزند اما حالا هدف، موضع شناوری روی دریا بود! مهندسین سازمان جهاد خودکفایی نیروی هوایی کار روی این پروژه را با حمایت کامل سردار احمد کاظمی شروع کردند.

کار طولانی بود و همین امر، علاوه بر دشواری ذاتی کار، مشکلات دیگری چون احساس تکرار و سستی هم به وجود می‌آورد. اما حسن، آیات یاس و ناامیدی را از مجموعه‌های مدیریتی‌اش می‌زدود و نمی‌گذاشت سرعت کار بخوابد. حتی اگر لازم می‌دید با جابه‌جایی افراد و مدیریت‌ها، نمی‌گذاشت آتش پروژه سرد شود! باز هم راهی سخت و طولانی و باز هم استقامت و صبوری تا رسیدن به نتیجه! وقتی موعد تست تندرهای ضدشناور فرا رسید، بچه‌های گروه 19 ذوالفقار، برای آماده کردن محیط دریاچه ارومیه و ساخت هدف‌های پلاستیکی شناور خیلی زحمت کشیدند.

در دریای عمان در جنوب کشور هم چندین تست انجام شد. پروژه قدر مسیری طولانی پیمود و تست‌های متعددی سپری کرد که بازتاب برخی تست‌ها، همان آورده‌ای را که دنبالش بودند، به دست می‌داد؛ یعنی دور شدن شناورهای مهاجم از آب‌های ایران!

موفقیت نهایی پروژه، چند سال بعد به دست آمد که حسن مقدم دیگر مسئولیتی در سازمان جهاد نیروی هوایی نداشت. روز تست موشک قدر از نظر قابلیت دوربین اپتیکی، روزی خاص برای تستی حساس بود. حاج حسن در محل پرتاب موشک بود و حمید اسفندیاری با تعدادی دیگر در دریاچه ارومیه و محل اصابت موشک. حمید که از قدیمی‌ترین مهندسین سازمان جهاد خودکفایی نیرو بود، با چند نفر دیگر در شناوری دور از هدف، در حال بررسی منطقه و اعلام آغاز عملیات تست بود. اتفاقا آن روز، تمام آسمان ارومیه پوشیده از ابر بود؛ در چنان شرایطی که دید مناسب برای دوربین اپتیک موشک وجود نداشت عملا آزمایش معنی نداشت! زحمات زیادی تا آن روز کشیده شده بود و چندین گروه، شبانه‌روز تلاش کرده بودند تا به این تست برسند اما طبیعت سر به سرشان گذاشته بود.

حمید تمام آسمان را به دقت رصد کرد. در دوردست، میان ابرها، سوراخی بی ابر وجود داشت که به نظرش رسید با توجه به سرعت حرکت ابرها، به زودی آن محوطه بی ابر بالای هدف شناورشان، می‌رسد. ـ بهترین فرصته برای روانه شدن موشک! نمی‌توانست ماجرا را پشت بی‌سیم به حاج حسن توضیح دهد. فقط با موضع پرتاب تماس گرفت و گفت که آماده‌اند. بلافاصله شمارش معکوس آغاز شد. دل توی دل‌شان نبود.

علی‌رغم حضور در ده‌ها تست مختلف، باز هم هیجان و اضطراب خاص این تست را هم داشتند. موشک قدر، همان تندری که با تغییراتی تبدیل به موشک ضدشناور شده و با نصب دوربین داده‌برداری بر سر جنگی، از تمام طول پرواز به مرکز فرماندهی تصویر می‌فرستاد، به پرواز درآمد! ناگهان صدای آشنای حسن، با لحنی تند توی بی‌سیم پیچید و لبخندی بر صورت آفتاب‌سوخته حمید و دوستانش نشاند! ـ حمید! تو روحت! اون‌جا که همه‌ش ابره!!! چی‌و گفتی آماده‌این!! صدای تشر حاج حسن در آن اوضاع هم شیرین بود! ـ حاج آقا! ... صبر کن! ناگهان در مرکز فرماندهی، موشکی که به سمت زمین و محدوده هدف شیرجه رفته بود و در ابتدا، جز سطح پیوسته ابرها چیزی نشان نمی‌داد، سوراخ زیبایی را به نمایش درآورد که موشک به سرعت از آن گذشت و سطح آب دریاچه را نشان‌شان داد! موشک، بارج پلاستیکی در ابعاد یک شناور را روی آب دید، روی آن قفل کرد و ثانیه‌ای بعد، آخرین تصویرش را ارسال کرد.

با انهدام دقیق هدف، فریاد بلند الله اکبر توی بی‌سیم‌ها ریخت! حمید و دوستانش آن قدر با مشت‌های گره‌کرده، تنهای تنها وسط دریاچه ارومیه فریاد کشیده و الله اکبر سر داده بودند که صدایشان گرفته بود ... لحظه بی‌نظیری بود. ـ حمید! بچه‌ها! ... دمتون گرم!! ـ

حاج آقا! خیالتون راحت، ما دیدیم وسط ابرا خالیه وگرنه اعلام آمادگی نمی‌کردیم! این حال خوب در مجموعه دانشمندان گمنام صنعت دفاعی کشور، مزد زحمات طاقت‌فرسا و چراغ‌خاموش‌شان در طی سال‌ها بود.

موشکی دیگر برای دفاع از آب‌های سرزمین‌شان ساخته بودند... سال‌های بعد، دستاورد حاصل از تحقیقات و آزمایشات صورت گرفته بر روی موشک تندر به موشک فاتح منتقل شد. همین مسیر ادامه یافت و از پروژه‌ای که حاج حسن تعریف و حمایتش کرده بود دو محصول بی‌نظیر در جهان به دست آمد؛ موشک‌های بالستیک ضد شناور هرمز و خلیج فارس که در سر جنگی تفاوت‌هایی با هم داشتند. رسانه‌ای شدن خبر تولد هرمز و خلیج فارس، هیاهوی زیادی در میان کارشناسان نظامی دنیا به پا کرد. ایران برای نخستین بار، موشک‌هایی ساخته بود که پیش‌تر، کسی به این شکل بدان ورود نکرده بود! قدرتی خلق شده بود که ماشین جنگی دشمن را با ترس از آب‌های سرزمینی ایران دور می‌کرد.»

سه‌گانه «مرد ابدی»؛ روایتی مستند از زندگی پدر موشکی ایران، شهید والامقام سردار حسن طهرانی‌مقدم به‌قلم معصومه سپهری از سوی انتشارات خبرگزاری تسنیم با همکاری انتشارات شهیدکاظمی منتشر شده است.

این اثر حاصل تلاش 13ساله سپهری است که با سبکی جدید در خاطره‌نگاری جنگ نوشته شده است. کتاب مورد اشاره، حاصل قریب 12 سال مصاحبه و معاشرت با اصلی‌ترین افرادی است که حسن طهرانی‌مقدم در برابر چشم آنان رشد کرد و «حسن» شد؛ کاری که هفت ماه بعد از شهادت او، از خانه باصفایش آغاز شد و با جست‌وجو و سفر در خاطرات و اسناد و تصاویر و مکان‌هایی که شاهد حیات و شهادت او بودند، تکه‌تکه ساخته شد تا آینه‌ای بی‌غبار، برابر زندگی مردی قرار بگیرد که در طول قریب 13 سال بعد از شهادت، با مطالعه این کتاب خواهیم فهمید چقدر او را نشناخته‌ایم.

انتهای پیام/