«حوزه پیشرو» بدون ادبیاتورزی ناقص میماند
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 12 مهر 1405 - 15:13
حجتالاسلام والمسلمین سیدسلمان علوی، مدیر ستاد راهبری شعر و ادب حوزههای علمیه، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم به تبیین جایگاه ادبیات و شعر فارسی در تحقق حوزهی پیشرو و سرآمد پرداخت و گفت: قائد شهید در بیانیه صدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، عبارت «حوزه پیشرو و سرآمد» را به کار بردند؛ بنابراین پیش از تبیین جایگاه شعر و ادبیات فارسی در هندسه حوزه پیشرو باید دید اصولاً حوزه پیشرو و سرآمد به چه معناست؟
وی تصریح کرد: حوزه علمیه، نهاد تولید علم و معرفت است؛ اما حوزه پیشرو، صرفاً به معنای سرعت در تولید علم و گسترش دانشهای تخصصی نیست؛ بلکه پیشرو بودن زمانی محقق میشود که بتواند حقیقت و معرفت دینی را به فرهنگ و فرهنگ را به زندگی تبدیل کند؛ حوزه پیشرو حوزهای است که بین معرفت و زبان فرهنگی جامعه پل بزند و نقش ادبیات درست در همینجا روشن میشود.
شاعر حوزوی با تأکید بر اینکه ادبیات صرفاً یک آرایه با نقش زینتی و حاشیهای نیست، بلکه ابزار معناسازی در جامعه به شمار میآید، افزود: شعر فارسی در تاریخ از مهمترین حاملان اخلاق، عرفان، حکمت، معنویت و هویت ایرانی بوده است. دستاندرکاران و دغدغهمندان حوزه پیشرو و مسئولان حوزه باید این واقعیت را بپذیرند که بخش معظمی از معارف این سرزمین نه در قالب رسالههای تخصصی، که در قالب شعر و ادبیات در جان ملت ما ماندگار شده است؛ این یعنی ادبیات توانسته است معارف دین را به فرهنگ عمومی جامعه سرایت دهد.
ادبیات؛ مسیری برای بازآفرینی هویت یک ملت
حجتالاسلام علوی با یادآوری اینکه انسانها فقط با استدلال زندگی نمیکنند، بلکه عاطفه، احساس، رنج، امید، پرسش و تخیل هم دارند، ابراز کرد: ادبیات به ما یاد میدهد که انسان صرفاً یک دستگاه گیرنده پیام نیست، بلکه یک موجود پیچیده دارای عواطف، تفکر، تجربه، احساس و تخیل است؛ بنابراین اگر حقیقتی بخواهد در جان یک ملت بنشیند، باید بتواند در دل، زبان و ذهن یک ملت حضور پیدا کرده و تفکر و تخیل آن ملت را راهبری و مدیریت کند.
وی خاطرنشان کرد: حوزه پیشرو با در نظرگرفتن و واکاوی لایههای وجودی انسان و جامعه، باید به این بیندیشد که چگونه میتواند معرفت را به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل کند؟ زیرا فرهنگ بدون زبان، روایت، تخیل و زیبایی شکل نمیگیرد؛ حوزه از این رهگذر میتواند فرهنگ جامعه را بازآفرینی و هویت یک ملت را بازنویسی و ویراستاری کند.
سه نقش شعر فارسی در پروژه حوزه پیشرو
مدیر ستاد راهبری شعر و ادب حوزههای علمیه اظهار کرد: بر این اساس شعر فارسی در پروژه حوزه پیشرو و سرآمد، سه نقش مخاطبسازی، هویتسازی و تمدنسازی دارد؛ مخاطبسازی یعنی ادبیات، پیام حوزه را به نسلهایی منتقل میکند که ممکن است با زبان تخصصی حوزه ارتباط برقرار نکنند. هویتسازی یعنی بازخوانی و بازآفرینی هویت ایرانی اسلامی با ظرافتهای زبانی و زیباییشناسی و تمدنسازی نیز به معنای تبدیل مفاهیم عمیق حوزوی به یک جهان معنایی است که هم محسوس و قابل لمس و هم ماندگار باشد.
حجتالاسلام علوی یادآور شد: تمدن صرفاً با ساختن دانشگاه، مدرسه و نهادهای سیاسی اقتصادی شکل نمیگیرد و پیش از آنکه در ساختمانها ساخته شود، در جهان معنایی و نظام معنایی یک ملت شکل میگیرد. از سوی دیگر ادبیات از مهمترین ابزارهای معناسازی در جامعه است؛ بنابراین نباید صرفاً در این سطح بیندیشیم که تمدن ایرانی اسلامی را با ادبیات توصیف کنیم، بلکه باید ادبیات متناسب با آن را ابداع کنیم.
وی افزود: اگر قرار است در تمدنسازی از مفاهیمی همچون علم، پیشرفت، عدالت، کرامت انسانی، خانواده، مسئولیت اجتماعی، جهاد، شهادت، معنویت، ارتباط با خدا و… صحبت کنیم، این مفاهیم برای تأثیرگذاری در مخاطب باید به روایت تبدیل شود؛ از این رو تمدن به متفکر نیاز دارد؛ متفکری که بتواند معرفت و حقیقت دینی را به روایت، روایت را به فرهنگ و فرهنگ را به زندگی تبدیل کند و در این بین، ادبیات یک حلقه واسط است.
ادبیاتورزی در حوزه یعنی عدم غفلت از لایههای وجودی انسان
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: اگر مبلغی بخواهد درباره امید صحبت کند، یک سلسله گزارههای دینی را بیان و ابلاغ میکند؛ ولی یک شاعر و نویسنده صرفاً ابلاغ نمیکند، بلکه امید را تبدیل به تجربه میکند؛ یعنی معرفت را از سطح گزاره به سطح تجربه تبدیل میکند. بنابراین ادبیات صرفاً یک امر یا مهارت جانبی نیست، بلکه یک توان تمدنی است؛ اگر به دنبال شناخت جایگاه ادبیات در تمدن نوین ایرانی اسلامی هستیم، باید گفت ادبیات در کنار اندیشه، از بنیانهای تمدنسازی است.
از دیدگاه حجتالاسلام علوی، اگر با این نگاه به جایگاه ادبیات در حوزه بنگریم، وقتی صحبت از ترویج ادبیات میشود، به این معنا نیست که در کنار فقیه، فیلسوف و متکلم، شاعر و نویسنده تربیت کنیم، بلکه صحبت بحث عمیقتر از این و مربوط به عدم غفلت از لایههای وجودی انسان است؛ حوزه باید با انسان ارتباط برقرار کند؛ پس باید در تمام ابعاد دانشی و در ضمن گسترش علوم، بتواند ذوق ارتباطی هم پیدا کند و به این معنا برسد که رسالتی فراتر از بیان بر دوش دارد.
هنر و ادبیات؛ کارآمدترین ابزارها برای تبدیل حقایق دینی به رفتار
وی تأکید کرد: طلبهای که در حوزه علمیه تحصیل میکند باید بتواند حقایق دینی را به رفتار اجتماعی تبدیل کند و یکی از کارآمدترین ابزارها برای این مقصود، هنر و ادبیات است. همه میدانیم که قائد شهید ایران اسلامی با شعر و شاعران مأنوس بودند و رمان و داستان میخواندند، حتی در مباحث تخصصی زبان و ادبیات، ورود و نقد میکردند و پیشنهاد میدادند؛ اما کملطفی است اگر در تفسیر این سیره لاینقطع ایشان بسنده کنیم به اینکه ایشان شعر را دوست داشتند!
مدیر ستاد راهبری شعر و ادب حوزههای علمیه خاطرنشان کرد: مسأله بسیار فراتر از این و حاکی از درکی است که ایشان نسبت به ضرورت تمدنسازی از یک سو و لوازم آن از سوی دیگر داشتند؛ اگر اندیشه قائد شهید را در سه ضلع «ایمان، معرفت و بصیرت دینی»، «انسان و جامعه و فرهنگ» و «هنر و ادبیات» مطالعه کنیم، به درکی از ضرورت پیوند این سه محور میرسیم که در سایه آن سه تحول اتفاق میافتد.
حجتالاسلام علوی تحول در زبان تبلیغ را نخستین تحول حاصل از درک اندیشه امام شهید برشمرد و گفت: در سایه این درک، زبان تبلیغ از سطح اطلاعرسانی و ابلاغ به سمت اقناع و ارتباط پیش خواهد رفت؛ در این صورت، مبلغ به گفتن اینکه چه چیزی درست یا غلط است، بسنده نمیکند؛ بلکه پیام و حقایق دینی را به گونهای بیان میکند که مخاطب بتواند با آن همدلی کند.
وی با تأکید بر اینکه معرفت دینی نباید در انحصار و تنگنای زبان تخصصی (ادبیات حوزه) باقی بماند، افزود: پیام حوزه زمانی ماندگار خواهد شد که ظرافت تأثیر و ظرفیت همدلی داشته باشد تا بتواند با انسان ارتباط برقرار کند، نه اینکه صرفاً به او اطلاعات برساند.
شاعر حوزوی تصریح کرد: دومین تحول، شکلگیری نسلی از مبلغان است که هم عالم، هم روایتگر و هم مخاطبساز هستند؛ همزمان که همچون طبیب دوّار به دنبال مخاطب میروند، خودشان با بهکارگیری ابزارهای لازم، مخاطبساز نیز هستند. سومین تحول نیز که نتیجه دو تحول اخیر است، کم شدن فاصله میان حقایق دینی و فرهنگ عمومی خواهد بود.
حجتالاسلام علوی تأکید کرد: این کاهش فاصله خیلی مهم است؛ اگر پیام حوزه و معارف دین در سطح زبان تخصصی باقی بماند، ظرفیتهای تمدنی آن به فعلیت نخواهد رسید؛ به تعبیر روشنتر، رسالت یک مبلغ فقط این نیست که مردم بدانند در دین چه چیزهایی وجود دارد، بلکه این است که دین را در ذهن و دل و زبان جامعه به یک امر معنادار، الهامبخش و ماندگار تبدیل کند و ادبیات یکی از ابزارهای مهم این تبدیل است.
تحول در ساحت تولید معرفت و تبلیغ؛ ضرورت حوزه علمیه پیشرو
وی یادآور شد: در مجموع حوزهای که میخواهد پیشرو و در آینده اثرگذار باشد، بایستی هم در ساحت تولید معرفت از سطح تولید علم به سطح تولید معنا و هم در ساحت تبلیغ (که قائد شهید آن را اولویت حوزه دانستند) از سطح ابلاغ پیام به سمت ساختن فرهنگ حرکت کند. ادبیات با آن پشتوانه تاریخی و معنوی عظیمی که دارد، از مهمترین سرمایههای ما برای حرکت در این مسیر است.
مدیر ستاد راهبری شعر و ادب حوزههای علمیه با اشاره به فرازهایی از رهنمودهای قائد شهید انقلاب از جمله اینکه «هرچه برای شعر کار بشود، هرچه مطالعه بشود، هرچه پژوهش انجام بگیرد، هرچه کارهای مدیریتی از قبیل سازماندهیها، جمعکردنها، تقسیمکردنها، ساماندادنها انجام بگیرد، زیادی نیست»، به اهمیت شعر و ادبیات فارسی در منظومه فکری و تمدنی ایشان اشاره کرد و گفت: با این صراحت چطور ممکن است نگاه ما به ادبیات در حوزه علمیه، صرفاً نگاه جنبی و حاشیهای باشد؟
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/