ببینید| روایت تسنیم از رزمایش جانفدایان/ همه پای ایران ایستادهاند
- اخبار استانها
- اخبار البرز
- 11 مهر 1405 - 16:48
خبرگزاری تسنیم ـ صدیقه صباغیان| از قدیم، غیرت ایرانی، واژهای فراتر از یک توصیف ساده در قاموس واژگان است؛ این حقیقت، خونی جاری در رگهای تاریخی ملتی است که تاکنون هیچ طوفانی قامت رسایش را خم نکرده و هیچ توطئهای نتوانسته عهد ناگسستنیاش با خاک و آرمانهایش را خدشهدار کند. تاریخ این سرزمین گواهی میدهد که مردمانش در بزنگاههای سخت و سرنوشتساز، همواره اهل میدان بودهاند، نه تماشاچی حوادث.
ایرانی یعنی همان روحیهای که سرما و گرما، رنج و کمبود و تهدید و رجزخوانیهای دشمن را زیر پا میگذارد اما ذرهای از عزت و شرافتش کم نمیشود و از حفاظت از وجببهوجب این خاک کوتاه نمیآید. این ملت نشان داده است که هرگاه غباری از تهدید بر حریم میهن بنشیند، گلایهها جای خود را به غیرت میدهند و صفوف پراکنده به سدی نفوذناپذیر از جنس فولاد بدل میشوند.
قرنهاست که در مکتب ایرانی، کوتاه آمدن معنایی ندارد و در میدان ماندن، تنها پاسخ به زیادهخواهی بدخواهان است و در رزمایش 110هزار نفری جانفدایان البرزی، این جوشش ناب و غرورآفرین، بار دیگر در جغرافیای غیرتخیز استان البرز تجسمی عینی یافت. این گردهمایی نه صرفاً یک تجمع یا همایشی نمادین، بلکه آینهای تمامنما از همان غیرت تسلیمناپذیری بود که بار دیگر به نمایش درآمد.
با حضور پرشور مردم آسمان کرج هم از شوق این حماسه حضور، با تمام سخاوتش میبارید و قطرات سرد باران بر سر و روی شهر مینشست اما شعلههای غیرت و حماسهای که در چشمان تکتک مردم زبانه میکشید نسیم خنکی که میوزید را به گرمایی امیدبخش و تپنده بدل کرده بود و «البرز» فقط یک قطعه از نقشه نبود، نبض تپنده تمام ایران بود و بار دیگر اثبات کرد که در پیوند ناگسستنی این مردم با هویت، خاک و آرمانهای انقلاب، هیچ رخنهای وجود ندارد.
خیابانهای منتهی به میعادگاه عاشقی، لبریز از گامهای استوار و شتابندهای بود که به ندای وجدان، وطندوستی و بصیرت لبیک گفته بودند. البرزیها آمدند تا با یکصدایی کمنظیر، نام مقدس ایران را در رفیعترین قلههای عزت بنشانند و میدان را از هیاهو و غیرت سرریز کنند. شعلههای غیرت و حماسهای که در چشمان مردم زبانه میکشید و تصویری شفاف و یکپارچه از ملتی مقاوم، ایستاده و جانبرکف که در قاب هیچ دوربینی بهطور کامل جا نمیشد، فراتر از لنز دوربین خبرنگاران داخلی و خارجی بود و بار دیگر جهان را به نظاره شکوه ایستادگی خویش فراخواند.
گردانهای مقاومت؛ اقتدار شیرزنان و عزم پولادین مردان
صحنههای پیشرو، تلفیقی تماشایی از ایمان و اقتدار بود. گردانهای مختلف یکی پس از دیگری با نظم و صلابتی مثالزدنی از میان چشمان مردم و مسئولانی که تمامقد به احترام آنها ایستاده و با غرور آنها را تماشا میکردند عبور میکردند. در این میان، بخش چشمگیری از صفوف بههمپیوسته را بانوان دلاور البرزی تشکیل داده بودند؛ شیرزنانی با چادرهای مشکی در باد رقصان، اسلحه بر دوش و نگاههایی سرشار از اراده و خشم مقدس.
آنها با گامهایی استوار و فریادهایی رساتر از غرش رعد، اعلام کردند که زن ایرانی اگر در خانه مادر مهر و تربیت است، در روز مبادا نیز میتواند پیشتاز نبرد و پاسدار امنیت باشد. یکی از همین بانوان که اسلحه را محکم در دست داشت به خبرنگار تسنیم از کرج بیان کرد: دشمن گمان کرده زن ایرانی از میدان عقب مینشیند اما ما آمدهایم تا نشان دهیم دوشادوش مردانمان، آماده نبرد و جانبازی هستیم.
او به اسلحه در دستش اشاره کرد و گفت: این اسلحه در دستان ما فقط نماد جنگافزار نیست، نماد صیانت از شرافت، ناموس و پرچم پرافتخار کشورمان است. بگذارید رسانههای دروغپرداز ببینند؛ ما برای این خاک تا آخرین قطره خون میایستیم. دشمن بداند اینجا سرزمین جانفدایان است. هیچیک از ما برای فدا شدن در راه ایران ترسی به دل راه نمیدهیم و تا آخرین قطره خونمان در این مسیر میایستیم.
عروس و دامادها در خط مقدم
یکی از باشکوهترین و عاطفیترین فرازهای رزمایش، حضور زوجهای جوانی بود که زیباترین روز زندگیشان را با حماسه پیوند زدند. عروس و دامادهایی که ترجیح داده بودند آغاز مسیر مشترکشان را از میان تپشهای میدان جانفدایان کلید بزنند. آنها از مقابل چشمان مسئولان عبور و با این حضور اعلام کردند که پیوند زناشوییشان بر مدار عشق به وطن و میثاق با آرمانهای الهی بنا شده است.
علیرضا، داماد جوانی که شانهبهشانه همسرش گام برمیدارد، با لبخند و صدایی مصمم گفت: خیلیها پرسیدند چرا امروز و اینجا؟ جواب ما روشن بود؛ امنیتی که ما امروز در سایه آن زندگی مشترکمان را آغاز میکنیم، ارزان به دست نیامده است. ما با هم عهد بستیم که نخستین قدم زندگیمان، ایستادن در صف پاسداری از ایران باشد. هرگاه این کشور به ما نیاز داشته باشد، جانفدایش خواهیم بود.
جایجای این جمعیت پرچمهای سبز و سرخ دیده میشد، باران بیوقفه میبارید و زمین خیس از اشک شوق آسمان بود. دانشجویان البرزی، در خروشی پرشور، پرچم عظیم و خوشرنگ سه رنگ جمهوری اسلامی ایران را بر فراز دستانشان گرفته بودند. قطرات باران سنگینی بیرق را دوچندان میکرد اما آنها شانهبهشانه هم آمدند و اجازه ندادند این نماد غیرت ملی روی زمین بماند. آنها پرچم را بر دوش میکشیدند تا به دنیا اعلام کنند که این نماد عزت هرگز بر زمین نمیماند.
در آنسو، تابوتهای نمادین رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار این بار نه بر دوش و دستان جوانان ما بلکه بر روی زمین کشیده میشد. آنطرفتر نماد مزار مطهر رهبر شهید انقلاب به دست جوانان این مرزوبوم حمل و همزمان کبوترانی آزاد میشدند، جوانان هم در دو طرف مسیر ایستاده بودند و این نماد را گلباران میکردند که صدای مهیب و مقتدرانه کاروان موتورسواران با بیرقهای سرخ و پرچم ایران در میان باران مانور میدادند.
کودکان مدافع و مادران حماسهساز
حضور مادران به همراه کالسکه نوزادان و فرزندان خردسالشان، از جنس همان صبوری و صلابت مادران دفاع مقدس بود. کودکان با سربندهای یا زهرا(س) و حتی برخی با اسلحههای اسباببازی و پلاستیکی در دست، پابهپای بزرگترها گام برمیداشتند. مادران آمده بودند اعلام کنند فرزندانشان را نهتنها برای تفریح و سرگرمی به میدان نیاوردهاند بلکه از همینجا برای فداکاری و پاسداری از مرزهای اسلام و وطن پرورش میدهند.
در این میان، دانشآموزان البرزی ابتکار عمل ویژهای به خرج داده بودند. آنها تصاویری از شهدای دانشآموز حمله تروریستی میناب را در دست داشتند؛ عکسهایی معصومانه که چهره کریه تروریسم و نفاق مدعیان دروغین حقوق بشر را آشکار میکرد. آنها با شعارهای کوبنده، به دنیا فهماندند کسانی که ادعای انسانیت دارند، همانهایی هستند که خون پاکترین کودکان این دیار را بر زمین ریختهاند.
مادری که دست فرزندش را در دست داشت و عکس یکی از کودکان شهید میناب روی سینه فرزندش سنجاق شده بود، به خبرنگار تسنیم از کرج گفت: فرزندم را به میدان آوردم تا از همین کودکی بداند عزت این کشور چگونه حفظ شده است. دشمنان کوردل بدانند اگر بچههای مظلوم میناب را به خاک و خون کشیدند، هزاران کودک دیگر در این خاک قد میکشند تا راه آنها را ادامه دهند. بچههای ما همه جانفدای این خاک هستند.
تجلی وحدت شهرستانها و کرنش مسئولان در برابر خانوادههای شهدا
رزمایش جانفدایان، آینهای تمامنما از جغرافیای البرز بود. از کرج و فردیس تا ساوجبلاغ، نظرآباد، طالقان، اشتهارد و چهارباغ؛ تمامی محلات، اقوام و طوایف دستدردست یکدیگر آمده بودند تا نشان دهند واگرایی و شکاف، خواب و خیالی باطل برای دشمنان است. در جایگاه ویژه و در میان خیل عظیم جمعیت، مسئولان لشکری، کشوری و استانی حاضر در مراسم، نه در قامت مدیرانی پشتمیزنشین، بلکه در کمال فروتنی و خضوع در میان مردم قرار گرفته بودند.
حسن ختام و تابلوی درخشان این رزمایش، رژه باشکوه دستگاههای خدمترسان، امدادی و اجرایی استان البرز بود. خودروهای عملیاتی همه دستگاهها از قبیل اورژانس، آتشنشانی، هلالاحمر، راهداری، پلیس و مجموعههای خدماتی با چراغهای روشن و صفوف آراسته به میدان آمدند. این رژه حامل پیامی روشن و عمیق بود؛ خدمترسانی به مردم در این خطه، خود شاخهای مقدس از فداکاری و جانفدایی است.
رزمایش جانفدایان البرز به سرانجام رسید، اما پژواک صدای پای مردان و زنان، مادران و کودکان و جوانان غیور این دیار تا مدتها در ذهن بدخواهان ایران طنینانداز خواهد بود. البرزیها سنگ تمام گذاشتند؛ آنها اثبات کردند با وجود تمام دشواریها، مطالبات و فشارهای همهجانبه معیشتی و تبلیغاتی، هنگامیکه پای عزت وطن، دفاع از میهن و تمامیت ایران به میان بیاید، یکدل و پولادین به صف و آماده رزم میشوند.
آری، بار دیگر خون در رگهای مقاومت این ملت جوشید و محاسبات پوشالی دشمن بار دیگر نقش بر آب شد. این حضور حماسی و بیکران، سندی جاودانه از ایستادگی، پیوند امام و امت و غیرت نسلی بود که به جهان نشان داد اینجا ایران است؛ مهد دلیران است؛ سرزمینی که مردمانش از گهواره تا گور، جانفدای خاک و عزت خویش هستند.
انتهای پیام/