«آرش»؛ تیری که برای کشتن نیست/پرتاب یک اسطوره به جهان مدرن
- اخبار فرهنگی
- اخبار موسیقی و تجسمی
- 11 مهر 1405 - 15:31
خبرگزاری تسنیم - تو از میراثت گریزانی و میراثت به جستوجوی توست...
آرش کمانگیر، در روایتهای اساطیری ایران، بیش از آنکه صرفاً یک شخصیت باشد، نمادی از ایثار، فداکاری و عشق به میهن است؛ شخصیتی که داستانش همچون بسیاری از روایتهای کهن ادبیات ایران، با وجود برخورداری از بستری بیبدیل برای پرداخت هنرمندان، آنگونه که باید برای جامعه بازگو نشده است.
حالا علی سرابی در مقام کارگردان، این اسطوره را در پروژهای عظیم روی صحنه برده؛ اجرایی که توانسته با اقبال مخاطبان مواجه شود و روایت آشنا و فرجام از پیشمعلوم آرش را در قالبی متفاوت پیش روی تماشاگر قرار دهد.
نقطه آغاز این تفاوت را باید در متن امید سهرابی جستوجو کرد؛ متنی که همزمان با روایت یک داستان اسطورهای و کهن، از قرائتهای مرسوم فاصله میگیرد و در کنار داستان اصلی، پرسشهایی درباره روابط انسانی، اخلاقی و تعلقات ملی و میهنی مطرح میکند.
دل مردمان را با بیم دشمن نسنج...
در «آرش»، نویسنده صرفاً به روایت یک داستان حماسی بسنده نمیکند و تلاش ندارد از آرش قهرمانی دستنیافتنی بسازد. اسطوره در اینجا بیش از آنکه مقصد باشد، بهانهای است برای طرح آموزههای اخلاقی؛ تجربههای شخصی و اجتماعی آرش نیز به ابزاری برای مواجهه مخاطب با مفاهیمی انسانی تبدیل میشوند.
متن «آرش» از دیگر آثاری که درباره این شخصیت به نگارش درآمده، فاصله دارد. روایت داستان از دنیای مدرن امروز و با موسیقی غافلگیرکننده آغاز میشود و تا انتهای نمایش نیز این تجربه متفاوت را حفظ میکند. همین تمهید، نمایشنامه را از گذشته دور و کهن خود جدا کرده و به اثری فرازمانی تبدیل میکند؛ اثری که میکوشد مخاطب را فارغ از زمان و مکانی خاص با خود همراه کند.
گاه تیر که رها میشود برای کشتن نیست...
علی سرابی بر اساس سوابق قبلی خود، همواره نگاهی مدرن و نو به خلق آثارش داشته است. او که پیشتر غالباً به سراغ فضاهای مینیمال رفته و بسیاری از نمایشهایش را در چنین فضایی تولید کرده، در «آرش» خود را در معرض آزمونی سخت قرار داده است؛ آزمونی برای خلق نمایشی در مقیاسی بزرگ و گستردهتر از هر آنچه پیش از این تجربه کرده است.
سرابی برای نمایش این اسطوره، بهطور جدی در مسیر مدرنیته گام برداشته است. فضاسازیها، طراحی لباس، نور، گریم، حرکات فرم و دیگر عناصر اجرایی، از قالبهای مرسوم فاصله گرفتهاند و در فضایی نو، مدرن و خلاقانه عرضه شدهاند.
کارگردان بهخوبی دریافته است که وقتی ابتدا و انتهای قصه برای مخاطب روشن است، مسئله اصلی دیگر «چه اتفاقی میافتد» نیست؛ بلکه «چگونه روایت شدن» اهمیت پیدا میکند. سرابی برای جذاب نگه داشتن این روایت، هر آنچه در چنته داشته به کار گرفته و از هیچ تلاشی برای ارتقای کیفیت اثر خود دریغ نکرده است.
کشاندن صحنه تا میانه محل استقرار تماشاگران و ایجاد یک راهروی X شکل ـ که خود پرسشهایی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند ـ یکی از تمهیدات جالب کارگردان برای شکستن پلهای زمانی و مکانی است.
او در خلق صحنهها دست و دلباز بوده و از هیچ کوششی برای ایجاد جذابیتهای بصری چشمپوشی نکرده است. بازی نور، رنگ و موسیقی، چشمنواز، گرم و فریبنده است و در ساخت جهان نمایش نقش مهمی ایفا میکند.
حتی سقف و دیوارهای کناریِ سالن هم در خدمتِ روایت و تصویرسازیِ جذاب نمایش قرار دارند.
شاید یکی از نکات جذاب «آرش» در جزئیات آن باشد؛ جزئیاتی که برخلاف بسیاری از نمایشهای مشابه، در اینجا رها نشدهاند و با دقت و ظرافت مورد توجه قرار گرفتهاند.
کوچکترین حرکات صحنه با افکتها و صداگذاریها هماهنگ است. صداسازیها حرفهای، متناسب و بهجا هستند. در طراحی لباس و آکسسوار نیز نهایت دقت و خلاقیت به کار گرفته شده و هرچه نمایش پیش میرود، مخاطب با شگفتیهای بیشتری در این زمینه مواجه میشود.
گروه فرم نیز هماهنگی قابل توجهی دارد. هدایت صحیح حرکات بهخوبی قابل مشاهده است و کمترین حرکت زائدی در بازی آنها دیده میشود.
پارسیان را باید در زمان خوشی شکست داد، در زمان ناخوشی آنها با هم متحد میشوند...
اینجا موسیقی زنده است / خبری از پلی بک نیست
در موسیقی نیز گروه تولید نمایش «آرش» کم نگذاشته است. انتخاب فردین خلعتبری بهعنوان آهنگساز اثر، در ارتقای سطح کیفی نمایش نقش قابل توجهی دارد. ارکستر در مقابل صحنه قرار گرفته تا هر آنچه به گوش مخاطب میرسد را به صورت زنده بنوازد و بخواند. این یعنی خبری از پلیبکهای فریبنده و توهینآمیز نیست. رهبر این اکستر بهنام ابوالقاسم است.
موسیقی نمایش گاه چنان حماسی میشود که شور و هیجان ویژهای در مخاطب برمیانگیزد و گاه به یکباره به سمت موسیقی مدرن و حتی غربی حرکت میکند و تغییر فضای محسوسی در اثر ایجاد میشود. گاهی نیز مخاطب با ترنم موسیقی، گویی خود را در مجلس تعزیه مییابد و نمایشی دیگرگون را نظاره میکند.
این تغییر رنگ موسیقایی و تنوع مناسب آن، از عواملی است که زمان نسبتاً طولانی اثر را برای مخاطب تحملپذیرتر میکند. موسیقی «آرش» در اندیشهی خودنمایی نیست. خوانندهی چهرهای هم در موسیقی نقش ندارد. موسیقی اما در اینجا در اختیار و در خدمت نمایش و روایت است.
برای ایران...
تیم بازیگران «آرش» ترکیبی قابل قبول دارد. سرابی با شناخت صحیح از نمایش خود، چیدمان قابل قبولی از بازیگران ارائه کرده و نقش مثبت او در هدایت بازیها نیز بهخوبی نمایان است.
فارغ از تحلیل هنر بازیگران نمایش، شاید جدا شدن نوید محمدزاده ـ که قطعاً از بازیگران توانمند سینما و تئاتر است ـ و جایگزینی حمید صفت را بتوان یکی از مهمترین اتفاقات برای نمایش «آرش» دانست.
حمید صفت، برخلاف محمدزاده، از فیزیک تنومندی برخوردار است و لحن و صدای تگرم او در کنار گریم متفاوتش، این امکان را به حمید صفت داده که بازیاش در نقش «افراسیاب» را قابل قبول کند. صفت سابقهی چندانی در بازیگری ندارد و خیلی دیر هم به پروژهی خدای آرش پیوست، اما به قول تئاتریها «کار را درآورده است.»
بازی مارال بنیآدم و الیکا ناصری در کنار استاد علیرضا شجاعنوری نیز قابل ستایش و وصف است.
«آرش» این روزها در مجموعه هتل اسپیناس پالاس روی صحنه است؛ نمایشی که با تکیه بر متنی متفاوت، کارگردانی مدرن، طراحیهای چشمنواز، موسیقی متنوع و ترکیبی از بازیگران، میتواند از گزینههای قابل توجه برای مخاطبان هنر تئاتر باشد.
در نهایت، آنچه «آرش» را از یک بازگویی صرفِ یک داستان اسطورهای جدا میکند، تلاش برای یافتن زبانی تازه برای روایتی است که پایانش از پیش در حافظه جمعی مخاطب ثبت شده است؛ تلاشی که اسطوره را از گذشته به امروز میآورد و آن را در معرض مواجههای تازه با مخاطب قرار میدهد.
نمایش موزیکال «آرش»
نویسنده: امید سهرابی
کارگردان: علی سرابی
تهیهکننده: علی محتشم
مجری طرح پروژه: محمد قدس
-----------------------------------
نوشته: هبتاله یگانه - یاسر یگانه
-----------------------------------
انتهای پیام/