روایت مدرسه؛ باز تعریف نقش دانش آموز در جنگ
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 11 مهر 1405 - 13:11
به گزارش خبرگزاری تسنیم، عرفان محمدی عضو هیات علمی پژوهشکده علوم انسانی و معصومه رضایی کارشناس امور تربیتی و مطالعات فرهنگی در نشست علمی که با موضوع جنگ و بازتعریف امر تربیتی؛ جایگاه دانشآموز در تولید تابآوری جمعی برگزار شد، به نسبت میان جنگ، آموزش و نقش دانشآموز پرداختند.
عرفان محمدی در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه جنگ صرفاً یک وضعیت نظامی و امنیتی نیست، اظهار داشت: جنگ و بحران میتواند مناسبات فرد با محیط اجتماعی را تغییر دهد و دانشآموز در چنین شرایطی تنها با مجموعهای از تهدیدها و آسیبها مواجه نیست، بلکه در معرض موقعیتهایی قرار میگیرد که امکان فهم، انتخاب و کنش را نیز برای وی فراهم میکند. همچنین در بسیاری از روایتهای مربوط به جنگ و کودکان، دانشآموز در جایگاه مخاطب بحران قرار میگیرد؛ یعنی فردی که باید از آسیبهای روانی، اختلال آموزشی و ناامنی محافظت شود. این نگاه ضروری است، اما برای فهم کامل نقش دانشآموز در شرایط جنگ کافی نیست.
وی افزود: اما مسئله مهمتر این است که جنگ نسبت میان دانشآموز و محیط اجتماعی را دستخوش تغییر میکند و همین مسئله این پرسش را به میان میآورد که آیا دانشآموز صرفاً موضوع مراقبت است یا میتواند به سوژهای برای کنش اجتماعی تبدیل شود.
عضو هیات علمی پژوهشکده علوم انسانی با اشاره به مفهوم تابآوری اظهار داشت: تابآوری در سالهای اخیر جایگاه مهمی در ادبیات تربیتی و اجتماعی پیدا کرده است و معمولاً به توانایی فرد برای تحمل فشار، عبور از بحران و بازگشت به شرایط عادی تعبیر میشود، اما در شرایط جنگ، محدود کردن این مفهوم به دوام آوردن میتواند بخشی از ظرفیتهای تربیتی آن را نادیده بگیرد. از همین رو، اگر تابآوری صرفاً به معنای تحمل فشار، بازگشت به وضعیت پیشین و ادامه عادی زندگی تعریف شود، در نهایت به نوعی سازگاری با بحران تبدیل خواهد شد، در حالی که عاملیت از نقطه دیگری آغاز میشود و آن، توانایی فرد برای فهم موقعیت، انتخاب کنش و اثرگذاری بر محیط پیرامون است. بنابراین مسئله تربیتی در شرایط جنگ فقط ساختن دانشآموزی مقاوم نیست، بلکه باید به تربیت دانشآموزی اندیشید که بتواند در دل بیثباتی، موقعیت خود و دیگران را بفهمد و نسبت به آن مسئولانه عمل کند.
وی با اشاره به نقش مدرسه در این زمینه خاطرنشان کرد: مدرسه در شرایط بحران نمیتواند تنها به محلی برای تداوم آموزش رسمی یا انتقال دستورالعملهای ایمنی تقلیل پیدا کند، چرا که مدرسه میتواند محیطی برای تمرین مسئولیت اجتماعی و شکلگیری نوعی عاملیت مدنی باشد؛ عاملیتی که از تجربههای روزمره دانشآموز آغاز میشود و در مواجهه با مسائل واقعی اجتماعی رشد میکند. در نتیجه دانشآموز میتواند در مواجهه با اخبار و اطلاعات متناقض، توانایی ارزیابی و تشخیص پیدا کند، در موقعیت اضطراب جمعی مسئولیت بپذیرد، به همسال خود کمک کند و در حل مسائل کوچک اما واقعی جامعه مشارکت داشته باشد. البته چنین کنشهایی نباید فعالیتهایی حاشیهای و فرعی تلقی شوند؛ چرا که همین تجربههای کوچک میتوانند شکل ابتدایی سوژه شدن دانشآموز را ایجاد کنند. دانشآموز زمانی از موقعیت یک ابژه صرف فاصله میگیرد که بتواند موقعیت را بفهمد، درباره آن تصمیم بگیرد و پیامد کنش خود را در محیط اجتماعی مشاهده کند. البته ذکر این نکته نیز مهم است که بازتعریف نقش دانشآموز به معنای انتقال مسئولیت جنگ به کودکان و نوجوانان نیست.
محمدی در ادامه خاطرنشان کرد: نباید از دانشآموز انتظار داشت که در شرایط جنگ، قهرمان اجباری باشد. البته بازتعریف نقش دانشآموز به معنای آن نیست که بار بحران بر دوش کودک یا نوجوان گذاشته شود، بلکه باید امکان فهم شرایط، انتخاب مسئولانه و مشارکت متناسب با سن و توانایی فراهم شود. این استاد دانشگاه بیان داشت: دانشآموز نباید جنگ را صرفاً تجربهای بداند که بر زندگی وی واقع میشود و هیچ نقشی در مواجهه با پیامدهای آن ندارد، و در عین حال، نباید از کودک یا نوجوان انتظار داشت جایگزین نهادهای مسئول در مدیریت بحران شود. نقطه تعادل، ایجاد فرصت برای مشارکت آگاهانه و مسئولانه است.
وی با اشاره به اهمیت سواد رسانهای در شرایط جنگ اظهار داشت: حجم اخبار، تصاویر، روایتها و اطلاعات در شرایط بحران افزایش پیدا میکند و دانشآموز در معرض انواع پیامها قرار میگیرد. از همین رو، آموزش صرفاً با ارائه اطلاعات بیشتر به پایان نمیرسد، بلکه دانشآموز باید بتواند میان خبر، شایعه، تحلیل و روایتهای احساسی تمایز ایجاد کند و نسبت به اطلاعات دریافتی رویکردی سنجشگرانه داشته باشد. بنابراین توانایی ارزیابی اطلاعات در شرایط بحران، بخشی از عاملیت دانشآموز است. دانشآموزی که بتواند درباره اطلاعاتی که دریافت میکند پرسش کند، منابع را بررسی کند و میان واقعیت و ادعا تمایز بگذارد، تنها در حال یادگیری یک مهارت آموزشی نیست، بلکه در حال تمرین مسئولیت اجتماعی است.
عرفان محمدی در پایان سخنان خود در این نشست خاطرنشان کرد: شاید مهمترین وظیفه آموزش در زمانه بحران این باشد که تابآوری را از هنر دوام آوردن به ظرفیت اثرگذاری تبدیل کند. در این صورت، دانشآموز تنها بازمانده یک بحران نخواهد بود، بلکه انسانی است که حتی در محدودترین میدانها، امکان انتخاب، مسئولیت و کنش را تجربه میکند.
در ادامه این نشست، معصومه رضایی کارشناس امور تربیتی و مطالعات فرهنگی با تأکید بر اینکه جنگ معنای دانشآموز بودن را تغییر میدهد، اظهار داشت: در شرایط عادی، دانشآموز عمدتاً در نسبت با کتاب، کلاس، معلم و آینده تحصیلی تعریف میشود، اما بحران این هندسه آشنا را برهم میزند و دانشآموز را در برابر واقعیتی قرار میدهد که خارج از برنامه درسی شکل گرفته، اما مستقیماً بر تجربه زیسته وی اثر میگذارد. در چنین شرایطی مسئله فقط ادامه دادن آموزش نیست، بلکه باید پرسید چه نوع انسانی را برای زیستن در شرایط بیثبات تربیت میکنیم، چرا که جنگ و بحران میتواند بسیاری از پیشفرضهای نظام آموزشی درباره آینده، یادگیری و نقش دانشآموز را با پرسشهای تازه مواجه کند.
وی در ادامه افزود: تابآوری نباید صرفاً به معنای تحمل ترس، فقدان، اضطراب یا اختلال و سپس بازگشت به وضعیت پیشین تلقی شود، زیرا اگر آموزش در همین نقطه متوقف شود، بحران صرفاً به آزمونی برای سنجش میزان تحمل دانشآموز تبدیل خواهد شد.
این کارشناس امور تربیتی و مطالعات فرهنگی تصریح کرد: تابآوری در معنای تربیتی زمانی اهمیت پیدا میکند که دانشآموز بتواند موقعیت را بفهمد، شرایط را تحلیل کند و در دل بحران امکان کنش پیدا کند. بنابراین لازم است از مفهوم تحمل کردن عبور کرده و به مفهوم اثر گذاشتن برسیم، یعنی دانشآموز فقط کسی نباشد که بحران را پشت سر میگذارد، بلکه فردی باشد که در حد توان و متناسب با سن و موقعیت خود بتواند در برابر شرایط واکنش مسئولانه نشان دهد.
رضایی در ادامه اظهار داشت: جنگ یک آزمون جدی برای فلسفه آموزش است؛ چرا که نظام آموزشی معمولاً دانشآموز را برای آینده آماده میکند، در حالی که بحران نشان میدهد آینده همیشه در فاصلهای دور قرار ندارد و گاهی همین لحظه به آینده تبدیل میشود. در چنین شرایطی، آموزش باید بخشی از مأموریت خود را به پرورش قابلیتهایی اختصاص دهد که الزاماً در قالب کتاب درسی یا آزمونهای معمول قابل سنجش نیستند. همچنین تشخیص موقعیت، مسئولیتپذیری، گفتوگوی جمعی، توانایی تشخیص اطلاعات نادرست، همیاری، تصمیمگیری در شرایط عدم طعیت و حفظ ارتباط با دیگران، از جمله مهارتهایی هستند که در شرایط بحران اهمیت بیشتری پیدا میکنند و نظام آموزشی باید نسبت به تربیت چنین ظرفیتهایی توجه جدی داشته باشد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر مفهوم عاملیت در تربیت دانشآموزان تصریح کرد: عاملیت به معنای قهرمانسازی از دانشآموز یا انتقال مسئولیت بحران به کودک و نوجوان نیست، بلکه به رسمیت شناختن ظرفیت دانشآموز برای انجام کنش متناسب با سن، توانایی و موقعیت است. ممکن است یک دانشآموز نتواند مسیر یک بحران بزرگ را تغییر دهد، اما میتواند در کلاس، خانواده یا میان گروه همسالان خود منشأ نظم، همدلی، پرسشگری و مسئولیت باشد. در نتیجه همین کنشهای به ظاهر کوچک میتوانند پایههای مشارکت اجتماعی بزرگتر را شکل دهند و به دانشآموز بیاموزند که حتی در شرایط دشوار نیز کاملاً منفعل نیست.
رضایی خاطر نشان کرد: بازتعریف نقش دانشآموز در شرایط جنگ نباید به معنای افزایش فشار روانی یا اجتماعی بر دانشآموز باشد. برعکس، مدرسه باید فضایی ایجاد کند که دانشآموز بتواند بدون احساس ناتوانی مطلق، موقعیت را بشناسد و متناسب با ظرفیت خود نقش ایفا کند. البته این نقش میتواند از کمک به همکلاسی و مشارکت در فعالیتهای جمعی تا پرسیدن سؤال، بررسی اخبار و پرهیز از بازنشر اطلاعات نادرست را دربرگیرد.
وی با اشاره به نقش مدرسه اظهار داشت: مدرسه در شرایط جنگ نباید فقط به عنوان نهادی برای انتقال دانش دیده شود، بلکه باید به نهادی برای تولید ظرفیت کنش نزدیک شود. چنین تغییری به معنای کنار گذاشتن آموزش رسمی نیست، بلکه به معنای گسترش مفهوم آموزش و پیوند دادن یادگیری با تجربه واقعی زندگی است. مدرسه میتواند در شرایط بحران به محیطی برای تمرین گفتوگو، همکاری، مسئولیتپذیری و تصمیمگیری تبدیل شود. دانشآموز در چنین محیطی یاد میگیرد مسائل پیچیده را تنها از یک زاویه نگاه نکند و در مواجهه با ابهام، به جای تسلیم شدن در برابر ترس یا شایعه، به گفتوگو، پرسش و بررسی روی بیاورد.
معصومه رضایی با بیان این که بحران ظرفیتهای پنهان نظام تربیتی را آشکار میکند، تصریح کرد: زمانی که شرایط عادی مختل میشود، مشخص خواهد شد که آموزش تا چه اندازه توانسته دانشآموز را برای زندگی واقعی آماده کند. اگر تمام توان نظام آموزشی صرف حفظ برنامههای معمول باشد، ممکن است بخش مهمی از نیازهای تربیتی دانشآموز در شرایط بحران نادیده گرفته شود. از همین رو، خانواده، مدرسه و شبکه همسالان سه ضلع مهم تربیت هستند و باید در شرایط بحران مورد توجه قرار گیرند. دانشآموز در خلأ زندگی نمیکند و واکنشهای وی به بحران تحت تأثیر فضای خانواده، مدرسه، دوستان و اطلاعاتی است که از محیط دریافت میکند. بنابراین تقویت تابآوری و عاملیت نیازمند یک رویکرد جمعی و هماهنگ است.
وی خاطرنشان کرد: یکی از خطرهای مهم در شرایط جنگ، تبدیل دانشآموز به مخاطبی صرفاً دریافتکننده است؛ مخاطبی که فقط اخبار را میشنود، دستورها را دریافت میکند و منتظر پایان بحران میماند. در مقابل، آموزش باید دانشآموز را به فردی تبدیل کند که بتواند موقعیت را بفهمد، درباره آن سؤال کند، اطلاعات را ارزیابی کند و در محدوده توان خود تصمیم بگیرد.
این استاد دانشگاه اظهار داشت: عاملیت به معنای دادن مسئولیتهای بزرگسالانه به کودک و نوجوان نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصتهایی برای تجربه مسئولیت متناسب با سن است. چنین رویکردی میتواند احساس تعلق، اعتمادبه نفس اجتماعی و مسئولیتپذیری را تقویت کند و دانشآموز را از یک دریافتکننده صرف به یک مشارکتکننده تبدیل سازد. بنابراین اگر تابآوری به ما میآموزد چگونه دوام بیاوریم، آموزش باید به دانشآموز بیاموزد چگونه در دل بحران همچنان صاحب کنش باقی بماند. دانشآموز آینده فقط کسی نیست که از بحران جان سالم به در میبرد، بلکه کسی است که از دل بحران، توان فهمیدن، انتخاب کردن و مسئولانه عمل کردن را نیز میآموزد.
رضایی در پایان اظهار داشت: مدرسه در شرایط جنگ میتواند فراتر از نهادی برای حفظ روند آموزش، به فضایی برای بازسازی اعتماد، مسئولیتپذیری، همدلی و مشارکت تبدیل شود. در چنین مدرسهای، آموزش بحران تنها مجموعهای از دستورالعملهای ایمنی نیست؛ بلکه فرایندی برای پرورش انسانی است که بتواند در شرایط دشوار، خود و جامعه پیرامون را بهتر بفهمد و نسبت به آن مسئولانهتر عمل کند. در نهایت، مفهوم تابآوری در این نگاه از تحمل بحران فراتر میرود و به ظرفیت فهم، انتخاب و کنش در شرایط دشوار پیوند میخورد، ظرفیتی که میتواند جایگاه دانشآموز را از یک دریافتکننده صرف حمایت و آموزش، به مشارکتکنندهای در تولید تابآوری جمعی نزدیک کند.
انتهای پیام/