بررسی کارنامه مقاومت در اخراج نظامی آمریکا از عراق
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 10 مهر 1405 - 14:08
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، اخراج نظامی آمریکایی از عراق رویداد مهمی است که در ابعاد ملی (عراقی)، منطقهای و بینالمللی تأثیرگذار بوده و پیامدها و دستاوردهای بسیار مهمی را به همراه خواهد داشت. اگر چه بر اساس بیانیه پنتاگون، آمریکاییها تلاش کردند این طور وانمود کنند که خروج نظامیان آمریکایی از عراق به دلیل پایان مأموریت آنها بوده است تا یک خروج آبرومندانهای داشته باشند اما بررسی روندها نشان میدهد آمریکاییها تحت تأثیر فشار مقاومت در داخل و خارج عراق، مجبور به خروج از عراق شدهاند.
از منظر راهبردی، به دلیل موقعیت ویژه ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری عراق در منطقه غرب آسیا و جایگاه این کشور در جهان اسلام و جهان عرب از یک سو و همسایگی عراق با ایران از سوی دیگر، این کشور همواره در کانون سیاستهای خاورمیانهای قدرتهای بزرگ قرار داشته است. در یکصد سال اخیر و از زمان استقلال عراق، استعمار انگلیس و آمریکا تلاش نمودهاند از عراق به عنوان اهرم فشار و عامل موازنهگر علیه ایران استفاده کنند. حمایت همهجانبه نظام سلطه شرقی و غربی از عراق در طول جنگ تحمیلی هشت ساله، نمونهای از نگاه ابزاری قدرتهای بزرگ به عراق در راستای پیشبرد اعداف و منافعشان بوده است.
پس از آن که صدام در اجرای پروژه نابودی جمهوری اسلامی ایران شکست خورد و به تدریج کارکرد خود را برای کارفرمای آمریکاییاش از دست داد آمریکاییها به بهانه مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی و صدور دموکراسی، در سال 2003 به عراق حمله کردند و این کشور را اشغال نمودند. آرایش نظامی آمریکا در عراق در دوران پساسقوط بهگونهای طراحی شده بود که آمریکا بتواند یک حضور همهجانبه و دائمی در عراق داشته باشد. به همین دلیل، جرج بوش در اولین اقدام، یک حاکم نظامی برای عراق تعیین کرد تا آمریکا بتواند پروژه دولت ـ ملتسازی در عراق را از طریق نظامیگری و اعمال زور اجرا کند و در نهایت یک دولت کاملاً همسو و وابسته به خود در عراق روی کار بیاورد. حضور گسترده نظامی آمریکا در عراق اهداف راهبردی دیگری هم داشت که مهمترین آن، اعمال فشار بر ایران و زمینهسازی برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران بود. این هدف با خط روانی ـ تبلیغی بوش پسر مبنی بر معرفی ایران، عراق و کره شمالی به عنوان محور شرارت همخوانی داشت.
شکلگیری مقاومت مردمی در عراق در همان روزهای آغازین اشغال و هوشیاری مرجعیت عالی شیعیان عراق و تدابیر ایشان به همراه نقشآفرینی جریانهای سیاسی اسلامگرای شیعه که به خوبی از طرحها و نقشههای اشغالگران آگاه شده بودند باعث شد پروژه آمریکاییها از همان ابتدا با موانع جدی روبرو شود و آمریکاییها ضمن عدم ایجاد تغییر در اهداف و سیاستهای خود، به صورت مدوم از طرح ایدهآل اولیه خود تنزل کنند. اولین نشانه از تغییر تاکتیکی آمریکاییها، تغییر حاکم نظامی و انتصاب یک حاکم مدنی در عراق بود.
در ادامه، آمریکاییها از یک سو در مدیریت روندهای سیاسی شکست خوردند و نتوانستند یک دولت همسو و همراه با خود در عراق روی کار آورند و از سوی دیگر با اوجگیری مقاومت در عراق، متحمل هزینههای سنگینی شدند. اگر چه با روی کار آمدن اوباما، موضوع خروج نظامیان آمریکایی از عراق در دستور کار دولتمردان آمریکایی قرار گرفت اما خروج کامل نظامی هرگز محقق نشد و فتنه داعش بهانهای شد تا آمریکا حضور نظامی خود را در عراق تقویت نموده و تعداد نظامیان خود را افزایش دهد.
حضور نظامی آمریکا در عراق با جنایت و کشتار و ناامنی و ویرانگری همراه و همزاد بوده است. نظامیان آمریکایی بهویژه در سالهای ابتدایی اشغال، بارها مرتکب جنایت علیه مردم بیگناه و زنان و کودکان عراقی شدند و در اغلب موارد به صورت عمدی و در پارهای از موارد به صورت سهوی، علیه اهداف غیرنظامی آتش گشودند. حضور نظامیان آمریکایی در عراق که با موضوعاتی مانند تضمین امنیت عراق و حفاظت از مردم این کشور توجیه میشد نه تنها به ایجاد امنیت منجر نشد بلکه وخیمترین بحرانهای امنیتی در دوران اشغال نظامی عراق توسط آمریکا رخ داد.
بحران داعش نمونهای از بحرانهای امنیتی عراق است که آمریکا از یک سو در زمینهسازی برای ایجاد آن نقش داشت و از سوی دیگر در زمان وقوع بحران عامدانه خود را کنار کشید تا داعش بتواند بخش وسیعی از عراق را اشغال نموده و تهدید خود را متوجه دولت عراق ـ که شیعیان محوریت آن را در دست دارند ـ کند. رویکرد مخرب آمریکا حتی تا زمان جنایت اسپایکر و نسلکشی ایزدیها ادامه پیدا کرد و آمریکاییها زمانی وارد عمل شدند که نقشآفرینی مؤثر جمهوری اسلامی ایران به فرماندهی شهید سلیمانی و فتوای جهاد مرجعیت و تشکیل حشدالشعبی داعش را در معرض نابودی قرار داده بود. بنابراین حضور نظامی آمریکا به دلیل آن که همواره ماهیت اشغالگرانه داشته و آمریکا به دنبال استفاده از حضور نظامی خود در راستای اعمال فشار بر ایران و تسویه حساب با ایران بوده است هیچگاه به بهبود اوضاع امنیتی عراق و تأمین منافع این کشور منجر نشده است و در یک روند معکوس، باعث افزایش ناامنی در عراق شده است. ترور شهیدسلیمانی و ابومهدی المهندس نمونهای از اقدامات دولت تروریست آمریکا علیه ایران و مقاومت عراق با استفاده از حضور نظامی در عراق بوده است.
در بعد ملی (عراقی)، اخراج نظامی آمریکا به ارتقاء حاکمیت عراق و حرکت این کشور به سمت کسب استقلال از دخالت قدرتهای فرامنطقهای و رهایی از اشغال خارجی منجر خواهد شد. این رویداد یک دستاورد بزرگ برای ملت و مقاومت عراق محسوب میشود. اخراج نظامی آمریکا از طریق مقاومت ضداشغالگری به مثابه یک تجربه موفق میتواند عراق را در مسیر استقلال همهجانبه بهویژه استقلال اقتصادی قرار دهد.
در بعد منطقهای، اخراج نظامی آمریکا به معنی شکست سیاستهای مبتنی بر اشغال نظامی و نظامیگری و مداخله بازیگران خارجی است. این رویداد مهم، موازنه را به نفع محور مقاومت در سطح منطقه تغییر خواهد داد. اگر چه ممکن است این رویداد با راهبرد تغییر آرایش نظامی آمریکا در منطقه توجیه شود اما از منظری دیگر، تمرکز مقاومت علیه دشمن در جغرافیای متخاصم را بیشتر خواهد کرد. همزمانی این رویداد با دستاوردهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران در اثنای جنگ رمضان و درگیریهای پس از آن، دلالتهای روشنی مبنی بر شکست آمریکا در تحقق هدف خود مبنی بر نابودی یا تضعیف مقاومت در منطقه است. در بعد بینالمللی، این رویداد نشانهای دیگر از افول آمریکا و ناتوانی آمریکا در مدیریت روندهای منطقهای و بینالمللی است.
در پایان باید خاطر نشان کرد اگر چه آمریکاییها به لحاظ نظامی از عراق خارج شدند و پایگاههای خود را به عراقیها تحویل دادند اما حضور آنها در عراق در اشکال دیگر ادامه پیدا خواهد کرد. آمریکاییها تلاش خواهند کرد با تداوم اشغال ساختارهای اقتصادی، ابزار فشار خود بر دولت و ملت عراق را حفظ کنند و به همین دلیل لازم است دولت و ملت عراق در مقابل اشغال اقتصادی عراق توسط آمریکا نیز مقاومت کنند تا به استقلال کامل دست پیدا کنند.
*دکتر احمد زارعان
انتهای پیام/