پشت پرده مشکلات چای گیلان؛ برگ سبز گران شد اما دغدغهها باقی ماند
- اخبار استانها
- اخبار گیلان
- 10 مهر 1405 - 09:11
خبرگزاری تسنیم، لاهیجان: صنعت چای گیلان در حالی همچنان یکی از مهمترین بخشهای کشاورزی و اقتصادی این استان به شمار میرود که فعالان این حوزه از مشکلاتی در تمام حلقههای زنجیره تولید، از صرفه اقتصادی باغها و نحوه خرید برگ سبز تا فرسودگی ماشینآلات کارخانهها، ساختار بهرهبرداری و ضعف شبکه بازاررسانی سخن میگویند؛ مسائلی که به اعتقاد کارشناسان، بدون سرمایهگذاری و برنامهریزی همزمان برای تولید و بازار قابل حل نیست.
امسال وضعیت تولید چای و قیمت برگ سبز برای بخشی از چایکاران نسبت به سالهای گذشته رضایتبخشتر بوده است، اما فعالان این بخش معتقدند افزایش تولید زمانی میتواند به تقویت واقعی صنعت چای منجر شود که حلقههای پس از باغ نیز همزمان تقویت شوند.
در سال 1405، نرخ خرید تضمینی هر کیلوگرم برگ سبز چای درجه یک 42 هزار تومان و درجه دو 30 هزار تومان تعیین شده است که این نرخ نسبت به سال قبل بهترتیب حدود 72 و 67 درصد افزایش داشته است.
بر اساس اعلام رئیس سازمان چای کشور، سطح باغات چای کشور که بخش عمده این باغها در استانهای گیلان و مازندران قرار دارد حدود 22 هزار هکتار است و حدود 52 هزار خانوار در این باغها فعالیت میکنند.
یکی از چایکاران گیلانی درباره وضعیت امسال میگوید شرایط آبوهوایی و بهای برگ سبز نسبت به سالهای قبل رضایتبخش بوده است، اما قیمت چای خشک همچنان با توجه به شرایط اقتصادی، برای تولیدکننده از نظر صرفه اقتصادی مسئلهساز است.
وی با اشاره به وضعیت برداشت در چینهای مختلف افزود: چین اول و دوم رضایتبخش بوده، در چین سوم مقداری افت تولید وجود داشته و امید میرود چین چهارم بخشی از این کاهش را جبران کند.
این وضعیت نشان میدهد مسئله صنعت چای تنها میزان برداشت برگ سبز نیست و موضوع درآمد نهایی و اقتصادی بودن تولید نیز برای استمرار فعالیت چایکار اهمیت دارد.
رقابت در خرید برگ سبز؛ از پرداخت تشویقی تا اثرگذاری بر کیفیت
یکی از کارخانهداران چای نیز مهمترین مشکلات بخش فرآوری را در نحوه خرید برگ سبز، رقابت میان کارخانهها، فرسودگی تجهیزات و فشار مالی برای فروش محصول عنوان میکند.
میرصادقی با اشاره به پرداخت مبالغ تشویقی بیش از قیمت خرید تضمینی میگوید این پرداختها در ابتدا با هدف ارتقای کیفیت برگ سبز و تشویق کشاورز به عرضه محصول بهتر انجام میشد، اما در سالهای اخیر به دلیل رقابت شدید میان کارخانهها، این موضوع از سازوکار مشخصی برخوردار نبوده است.
به گفته وی، مبالغ تشویقی که در سالهای گذشته در حدود چند هزار تومان به ازای هر کیلوگرم بود، امسال در برخی موارد به 10، 12 و حتی 15 هزار تومان رسیده است؛ در حالی که از نگاه این کارخانهدار، این افزایش الزاماً به ارتقای کیفیت باغها و چای خشک منجر نشده است.
میرصادقی تأکید میکند که کیفیت برگ سبز باید بر اساس شاخصهای مشخصی مانند میزان غنچه و برگ مناسب ارزیابی شود و پرداختهای تشویقی نیز باید متناسب با کیفیت واقعی محصول باشد که در حال حاضر اینگونه نیست و چای بر اساس درجه یک و دو به صورت کلی محاسبه میشود.
فرسودگی ماشینآلات؛ چالش کارخانههای چای
این کارخانهدار در ادامه یکی دیگر از مشکلات مهم صنعت چای را فرسودگی ماشینآلات فرآوری عنوان کرده و با اشاره به تجربه برخی کشورهای منطقه معتقد است تجهیزات کارخانههای چای ایران نیازمند نوسازی و بهروزرسانی است.
وی میگوید در برخی کشورهای پیشرو در صنعت چای، فرآوری با تجهیزات مدرنتر و دخالت نیروی انسانی کمتر انجام میشود، در حالی که بخش قابل توجهی از کارخانههای ایران همچنان با ماشینآلات قدیمی فعالیت میکنند.
به گفته میرصادقی، این مسئله در شرایطی رخ میدهد که بازار فروش چای بهاره نسبتاً مناسب است، اما در مورد چینهای دوم، سوم و چهارم، فشار بیشتری به کارخانهها برای فروش محصول وارد میشود.
وی همچنین با اشاره به تعهدات مالی کارخانهها در قبال سازمان چای و چایکاران اظهار میکند که فشار برای پرداخت بهای برگ سبز و الزامات مالی موجب میشود برخی کارخانهها ناچار شوند محصول خود را با قیمت پایینتر از ارزش واقعی به فروش برسانند.
به گفته او، در چنین شرایطی دلالان و تجار امکان خرید چای با قیمت پایینتر را پیدا میکنند و کارخانه برای جلوگیری از تبعات مالی و اجرایی، گاهی ناچار به فروش ارزان محصول میشود؛ موضوعی که به اعتقاد وی فشار مضاعفی بر بخش فرآوری وارد میکند.
فاصله تولید و مصرف؛ مسئلهای فراتر از باغ چای
سیدمحسن سنجری، کارشناس چای، معتقد است صنعت چای ایران برای رسیدن به خودکفایی کامل، با موانع ساختاری مواجه است.
وی با اشاره به اینکه تولید داخلی چای حدود 30 هزار تن و نیاز کشور حدود 70 تا 100 هزار تن برآورد میشود، میگوید بخشی از باغهای چای که در سالهای گذشته از چرخه تولید خارج شدهاند، میتوانند دوباره احیا شوند، اما حتی بازگرداندن این اراضی نیز بهتنهایی نمیتواند تمام نیاز بازار را پوشش دهد.
سنجری میافزاید اگر باغهای متروکه دوباره وارد چرخه تولید شوند، در خوشبینانهترین حالت میتوان بخشی از نیاز کشور را از تولید داخلی تأمین کرد و برای پوشش کامل نیاز بازار، به یک پشتیبانی و لجستیک گسترده نیاز است.
به گفته این کارشناس، افزایش سطح باغها بدون پیشبینی برای سالهای قبل از به باردهی کامل، مسئله را حل نمیکند؛ زیرا زمانی که باغ جدید ایجاد میشود، تولیدکننده تا چند سال باید هزینه کند و در عین حال برای محصول آینده او نیز باید از پیش بازار و سازوکار خرید تعریف شده باشد.
«نظام بهرهبرداری» حلقه مغفول صنعت چای
سنجری همچنین یکی از مهمترین مشکلات صنعت چای را نبود یک نظام بهرهبرداری مشخص عنوان میکند.
وی معتقد است در شرایط فعلی، نقش دولت در صنعت چای بسیار پررنگ است و خرید برگ سبز نیز عمدتاً در چارچوب خرید تضمینی انجام میشود؛ ساختاری که به گفته او برای دولت محدودیتهای مالی و اجرایی ایجاد میکند.
این کارشناس بر این باور است که اصلاح ساختار بهرهبرداری، در کنار حمایت از تولید و ایجاد سازوکار مناسب برای حضور بخش خصوصی، میتواند زمینه پایدارتری برای توسعه صنعت چای فراهم کند.
از نگاه او، اگر قرار باشد باغهای جدید ایجاد یا باغهای متروکه احیا شوند، باید همزمان برای تأمین سرمایه، خرید محصول، فرآوری، بازار و دوره زمانی رسیدن باغ به تولید اقتصادی برنامهریزی شود.
پاسخ سازمان چای؛ تمرکز بر احیای باغ و تقویت بازار
حبیب جهانساز، رئیس سازمان چای کشور، در تشریح برنامههای این سازمان میگوید حلقه باغ مهمترین بخش زنجیره تولید چای است و برای اصلاح و احیای باغها، تسهیلات ارزانقیمت در نظر گرفته شده است.
وی با اشاره به برنامه پنجساله سازمان چای میگوید در این برنامه، سالانه امکان اصلاح و احیای حدود 2700 هکتار از باغهای چای پیشبینی شده است.
به گفته جهانساز، اولویت اصلی در این بخش، افزایش کیفیت تولید، برداشت برگ سبز با کیفیتتر و در ادامه تولید چای خشک با کیفیت متناسب است.
رئیس سازمان چای همچنین افزایش سهم چای ایرانی در بازار مصرف داخلی را از اولویتهای این سازمان عنوان کرده و میگوید علاوه بر توجه به تولید، باید در حوزه کارخانهها نیز فرآوری کیفی و مناسب انجام شود.
بستهبندی و برند؛ حلقهای که سرمایهگذار میتواند وارد آن شود
جهانساز با اشاره به وضعیت سالهای اخیر چای ایرانی معتقد است این محصول از نظر برند و بستهبندی نسبت به گذشته پیشرفت کرده و تعداد قابل توجهی از واحدها وارد حوزه برندینگ و بستهبندی شدهاند.
وی میگوید زمانی چای داخلی سهم محدودی از مصرف کشور داشت، اما در سالهای اخیر به دلیل ویژگیهایی که برای آن مطرح میشود، از جمله کیفیت، سلامت و پذیرش مصرفکننده، مسیر خود را در بازار داخلی باز کرده است.
رئیس سازمان چای تأکید میکند در کنار حمایت از باغها، بخش خصوصی میتواند در حوزه برندسازی، بازاریابی، بستهبندی و بازاررسانی چای ایرانی سرمایهگذاری کند؛ حوزهای که به گفته او همچنان ظرفیت توسعه دارد.
وی همچنین بر ضرورت تقویت شبکه توزیع چای داخلی تأکید کرده و میگوید شبکه بازاررسانی چای ایرانی برای رساندن محصول به نقاط مختلف کشور، در مقایسه با شبکه توزیع چای خارجی نیازمند تقویت است.
به گفته جهانساز، سازمان چای نیز تلاش میکند از ظرفیتهای قانونی در حوزه تسهیلات و مجوزها برای کمک به این فرآیند استفاده کند.
سرمایهگذار؛ از باغ تا بازار یا از بازار تا برند
رئیس سازمان چای در عین حال معتقد است هر سرمایهگذاری لزوماً نباید مستقیماً وارد بخش باغداری شود و میتواند در حلقههایی که امکان مشارکت مستقیم بخش خصوصی در آنها بیشتر است، ورود کند.
جهانساز بر این اساس، بازاررسانی، بستهبندی و برندسازی چای ایرانی را از جمله حوزههایی میداند که سرمایهگذار بخش خصوصی میتواند در آن نقش مؤثرتری ایفا کند.
وی تأکید میکند ظرفیت فرآوری در کارخانهها برای ساماندهی برگ سبز وجود دارد و در شرایط فعلی، تمرکز ویژه باید بر احیای باغها، افزایش کیفیت محصول و تقویت بخش بازار باشد.
کنترل واردات برای تقویت سهم چای ایرانی
موضوع دیگری که رئیس سازمان چای بر آن تأکید میکند، تنظیم واردات متناسب با نیاز واقعی بازار است.
جهانساز با اشاره به روند مصرف کشور میگوید بررسی آمار پنج تا 10 سال گذشته نشان میدهد مجموع چای تأمینشده برای بازار، حاصل ترکیب تولید داخلی، واردات و صادرات، در محدوده حدود 67 تا 68 هزار تن بوده است.
وی با توجه به این شرایط، پیشبینی واردات حداکثر 50 هزار تن را مطرح کرده و میگوید هدف این است که تولید داخلی نیز سهم بیشتری در تأمین نیاز حدود 70 هزار تنی بازار داشته باشد.
رئیس سازمان چای همچنین تسهیلات و حمایتهای در نظر گرفتهشده برای بهسازی کارخانهها و توسعه برند و بستهبندی را در همین راستا عنوان میکند.
مسئله چای؛ تولید بیشتر یا زنجیره کاملتر؟
آنچه از مجموع دیدگاه چایکار، کارخانهدار، کارشناس و متولی دولتی این صنعت به دست میآید، نشان میدهد مسئله چای گیلان را نمیتوان تنها با افزایش سطح باغها یا خرید بیشتر برگ سبز حل کرد.
در ابتدای زنجیره، چایکار با مسئله صرفه اقتصادی تولید روبهرو است؛ در کارخانه، فرسودگی تجهیزات و فشار نقدینگی مطرح است؛ کارشناس، ضعف ساختار بهرهبرداری و وابستگی بیشتر صنعت به دولت را گوشزد میکند و سازمان چای نیز بر احیای باغها، ارتقای کیفیت، برندسازی، بستهبندی و توسعه بازار تأکید دارد.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاری در صنعت چای صرفاً به معنای احداث کارخانه یا افزایش سطح زیرکشت نیست؛ نوسازی تجهیزات، اصلاح باغها، توسعه بستهبندی، ایجاد برند، تقویت شبکه توزیع و توسعه بازار همگی حلقههایی هستند که میتوانند در افزایش ارزش افزوده و سهم چای ایرانی در بازار داخلی نقش داشته باشند.
و در واقع باید گفت که چای گیلان زمانی میتواند از ظرفیت تاریخی و تولیدی خود بهره بیشتری ببرد که حلقههای این زنجیره از باغ تا کارخانه و از کارخانه تا بازار، بهجای حرکت جداگانه، در یک مسیر واحد و اقتصادی به یکدیگر متصل شوند.
انتهای پیام/