واکاوی رویکرد تمدنی و کاربردی شهید سیدحسن نصرالله
- اخبار استانها
- اخبار اصفهان
- 10 مهر 1405 - 08:58
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، یکی از چالشهای مهم معرفتی در حوزه تفکر اسلامی معاصر، فاصله میان «تراث فقهی و نظریات سنتی» از یک سو و «مسائل مستحدثه حکمرانی و اقتضائات زیست سیاسی نسل جدید» از سوی دیگر است. این مسئله را میتوان در دو سطح درونمذهبی و برونمذهبی بررسی کرد.
در سطح درونمذهبی، مفاهیمی همچون ولایت فقیه، حدود اختیارات حاکم شرع و مشروعیت ساختارهای مدنی و سیاسی موجود، نیازمند تبیینهایی روزآمد و استدلالی متناسب با ادبیات معاصر هستند. در سطح برونمذهبی و در میان جوامع اهلسنت نیز، خلأ نظریهپردازی منسجم درباره دولت، جامعه و مقاومت، از منظر برخی تحلیلگران، زمینهساز نوعی سردرگمی در میان بخشی از نسل جوان مسلمان شده است.
از این منظر، بازاندیشی در فقه سیاسی شیعه را میتوان نه صرفاً یک ضرورت نظری، بلکه مسئلهای مرتبط با عرصه عمل سیاسی و اجتماعی دانست. در این چارچوب، بررسی دیدگاهها و سیره سیاسی شهید سید حسن نصرالله میتواند نمونهای از تلاش برای پیوند دادن میراث فقه سیاسی با مسائل عینی جوامع معاصر تلقی شود.
1. از تراث کهن تا ادبیات معاصر؛ نظریه «برهان إنّی» در مشروعیت فکری
در این تحلیل، یکی از ویژگیهای رویکرد شهید سید حسن نصرالله، توجه به ظرفیتهای فقه سیاسی امامیه برای مواجهه با مسائل عینی جامعه و مقاومت است. مسئله اساسی، از این منظر، صرفاً وجود منابع و مبانی فقهی نیست؛ بلکه چگونگی انتقال این میراث به زبان قابل فهم و اقناعکننده برای نسل حاضر نیز اهمیت دارد.
بر اساس روایتی که از دیدگاه شهید نصرالله در منابع مربوط به او نقل شده است، یکی از مسائل مهم، فاصله میان ظرفیتهای موجود در فقه سیاسی شیعه و ادبیات مورد نیاز نسل جدید مسلمانان است. در این چارچوب، وضعیت جوانان شیعه از حیث دسترسی به منابع استدلالی و پاسخگوی مسائل روز، بهعنوان نوعی «فقر» و وضعیت جوانان اهلسنت، بهعنوان «قحطی» در ادبیات روز فقه سیاسی توصیف شده است.
در این رویکرد، نقطه ثقل بحث را میتوان در نوعی استدلال از «معلول به علت» مشاهده کرد: جوان مسلمانِ جویای عدالت، استقلال و مقاومت، در پی یافتن الگوی فقهی و نظریای است که بتواند این مطالبات را تبیین و صورتبندی کند.
بر این اساس، هرگاه فقه شیعه بتواند بهصورت مسئلهمحور و استدلالی به این پرسشهای انضمامی پاسخ دهد، کارآمدی آن در حل مسائل واقعی جامعه میتواند زمینهای برای شناخت ظرفیتهای مبانی معرفتی آن فراهم آورد. در این معنا، حل مسائل کارکردی و حقوقی نظامهای سیاسی میتواند بهعنوان یکی از زمینههای گفتوگوی تقریبی و تمدنی در جهان اسلام مورد توجه قرار گیرد.
2. الگوی کاربردی مشارکت سیاسی در نظامهای طایفهای و مرکب
یکی از نمونههای قابل بررسی در رویکرد مسئلهمحور شهید نصرالله، نحوه مواجهه با نظامهای سیاسیای است که با الگوی خلافت یا حاکمیت فقیه عادل انطباق کامل ندارند.
لبنان نمونهای از یک ساختار سیاسی مرکب و طایفهای است که در آن، بر اساس سازوکارهای سیاسی این کشور، ریاستجمهوری در اختیار مسیحیان مارونی، نخستوزیری در اختیار اهلسنت و ریاست مجلس در اختیار شیعیان قرار گرفته است.
در چنین ساختاری، پرسش مهم فقهی این است که آیا بر اساس مبانی فقه سیاسی امامیه، شهروند شیعه میتواند در مناصب سیاسی و اجرایی چنین نظامی مشارکت کند و مسئولیتهایی همچون نمایندگی مجلس، وزارت و دیگر مسئولیتهای عمومی را بر عهده گیرد؟
پاسخ به این پرسش، نیازمند بازخوانی ظرفیتهای فقه سیاسی اجتهادی است. در این زمینه، مبانیای همچون «قاعده نفی سبیل»، «تزاحم»، «حفظ بیضه اسلام و کیان مؤمنین» و امکان دفع مظالم از طریق حضور و نفوذ در ساختارهای حاکم، از جمله مباحثی هستند که میتوانند در تحلیل فقهی این مسئله مورد استفاده قرار گیرند.
در این چارچوب، تأکید بر تدوین و ارائه کاربردی این مبانی میتواند به کاهش فاصله میان مباحث اصطلاحمحور حوزوی و مسائل واقعی زندگی سیاسی کمک کند؛ بهگونهای که نیروهای مؤمن، مشارکت سیاسی و اجتماعی خود را الزاماً در تعارض با التزام دینی و فقهی تلقی نکنند.
3. کارآمدی میدانی و دگرگونی در ادراک عمومی جهان اسلام
وجه دیگری از این رویکرد را میتوان در اهمیت دادن به «تبلیغ عینی و رفتاری» در کنار تبلیغ نظری و کلامی مشاهده کرد. در این تحلیل، عملکرد حزبالله لبنان در مواجهه با اشغالگری اسرائیل، بهویژه در تحولات سالهای 2000 و 2006، بهعنوان نمونهای از ظهور یک الگوی عملی در عرصه مقاومت مورد توجه قرار میگیرد. بر اساس این دیدگاه، عملکرد سیاسی و اجتماعی یک جریان میتواند بر ادراک عمومی جوامع دیگر نیز تأثیر بگذارد و زمینه شکلگیری گفتوگوهایی فراتر از مرزبندیهای مذهبی را فراهم کند.
در همین چارچوب، واکنشهای مردمی در برخی کشورهای عربی، از جمله نمونههایی که درباره شهر اربد اردن نقل شده است، بهعنوان شواهدی برای تأثیرگذاری گفتمان مقاومت بر بخشی از افکار عمومی عرب مورد استناد قرار گرفتهاند.
از این منظر، سیره سیاسی شهید نصرالله را میتوان با این آموزه اخلاقی و روایی پیوند داد که دعوت دینی صرفاً از طریق گفتار تحقق نمییابد و رفتار، عمل و پایبندی عملی به ارزشهای اخلاقی نیز بخشی از فرایند دعوت و ارتباط با جامعه است. در نتیجه، رفتار سیاسی و اجتماعی یک جریان میتواند در شکلگیری برداشت دیگر جوامع از یک مذهب یا گفتمان سیاسی نقش داشته باشد.
4. چالش بازسازی هویت مذهبی در نهادهای فکری جهان اهلسنت
یکی دیگر از پیامدهایی که در این تحلیل برای عملکرد و نظریهپردازی جریان مقاومت مطرح شده، تأثیر آن بر فضای فکری بخشی از نخبگان اهلسنت است.
در این چارچوب، واکنش برخی چهرههای اهلسنت پس از جنگ 33 روزه لبنان، از جمله مواضع شیخ یوسف قرضاوی، بهعنوان نمونهای از تغییر یا بازنگری در برخی رویکردهای تقریبی و مذهبی مورد بحث قرار گرفته است.
این تحول را میتوان از چند منظر بررسی کرد:
ناتوانی برخی گفتمانهای سنتی و سلفی در پاسخگویی به نیازهای نسل جدید و تحولخواه جهان اسلام؛
افزایش توجه برخی نخبگان و دانشگاهیان اهلسنت، بهویژه در کشورهایی مانند مصر، به منظومه فکری و فقهی امامیه؛
شکلگیری نگرانی در برخی نهادهای مذهبی و فکری درباره تغییر مرزهای تاریخی میان مذاهب در پی ظهور الگوهای جدید سیاسی و اجتماعی.
بر این اساس، میتوان گفت هرگاه یک دستگاه فقهی و فکری از سطح مباحث انتزاعی فراتر رود و در پاسخ به مسائل واقعی جهان اسلام وارد عرصه عمل شود، امکان تأثیرگذاری آن بر فضای فکری مذاهب دیگر نیز افزایش مییابد، البته بررسی میزان و گستره این تأثیرگذاری نیازمند مطالعه مستقل و مستند تاریخی و جامعهشناختی است.
نتیجهگیری
در این چارچوب، یکی از مطالبات اصلی منسوب به شهید سید حسن نصرالله از حوزههای علمیه و فقیهان پژوهشگر، حرکت از مباحث صرفاً نقلی و انتزاعی به سوی فقه سیاسی مسئلهمحور و کاربردی است.
این رویکرد بر ضرورت پیوند میان میراث فقه سیاسی و مسائل عینی جوامع معاصر تأکید دارد؛ مسائلی همچون مشارکت سیاسی، ساختارهای حقوقی متکثر، حکمرانی، مقاومت و مناسبات میان مذاهب اسلامی.
بر اساس این تحلیل، تحقق چنین رویکردی را میتوان در سه محور دنبال کرد:
1. بازخوانی و بازنویسی استدلالهای فقه سیاسی امامیه با ساختار و اصطلاحشناسی قابل فهم برای نسل جدید؛
2. تدوین الگوهای مشخص برای پاسخ به مسائل مشارکت سیاسی مؤمنان در نظامهای حقوقی و سیاسی متکثر و پیچیده؛
3. ارائه دستاوردهای فقه سیاسی در قالب مسائل تمدنی و عمومی جهان اسلام، نه صرفاً بهعنوان ابزار منازعه فرقهای، بلکه بهعنوان بخشی از تلاش برای پاسخگویی به مسائل مشترک جوامع مسلمان.
از این منظر، مسئله اساسی تنها تولید نظریههای جدید نیست؛ بلکه تبدیل ظرفیتهای موجود در میراث فقهی به ادبیات و الگوهایی است که بتوانند با مسائل واقعی انسان مسلمان معاصر وارد گفتوگو شوند.
منبع: حیدری، محسن، «ماجرای خواندنی درخواست شهید نصرالله برای تبیین فقه سیاسی شیعه»، مصاحبه با خبرگزاری حوزه، برگرفته از کتاب خاطرات «ملاقات در ضاحیه».
یادداشت از: حسن عبدیپور، استاد تاریخ و تمدن
انتهای پیام/