بررسی لایه‌های وجودی انسان در مواجهه با صلح، سازش و مقاومت

حجت‌الاسلام دکتر مهدی امیدی، عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، در نشست علمی «از دفاع مقدس تا مقاومت جهانی» که به همت انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم و با همکاری مرکز مطالعات راهبردی تسنیم و مجموعه رسانه‌ای رحا مدیا در قم برگزار شد، به بررسی مبانی نظری مقاومت و سازش پرداخت و گفت: مناسبات و تعاملات در زندگی اجتماعی شامل تزاحم، تعارض منافع، تسالم و تنازع است؛ در این میان مقاومت، نوعی واکنش در برابر کنش یا پاسخی به تهاجم به شمار می‌رود.

وی مقاومت را به معنای پایداری و ایستادگی در راه هدف مشروع تا دستیابی به استیفای کامل آن هدف دانست و افزود: جهاد، دفاع، استقامت و قتال، مفاهیم دارای قرابت با مقاومت هستند و مفاهیمی چون استسلام و مماشات از روی ترس نیز در مقابل آن قرار دارند. همچنین مقاومت ممکن است مثبت (مقابله فیزیکی و عملی) یا منفی (مبارزه سلبی) باشد.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه برای بحث از مبانی سازش و مقاومت، لازم است سازش هم معنا شود، تصریح کرد: سازش یعنی کوتاه آمدن یک یا هر دو طرف از هدف خود برای رسیدن به یک توافق مشترک. سازش و مقاومت در وضعیت ثانویه (زمان ایجاد تعارض) رخ می‌دهد اما صلح یک وضعیت پایه است؛ بدین معنا که وقتی تعارضی وجود ندارد یا سازوکارهایی برای رفع تعارض وجود دارد، صلح برقرار است.

حجت‌الاسلام امیدی ادامه داد: سازش و مقاومت در فرض غیرتعارض هم قابل تحقق است؛ وقتی برای تسهیل امری، کسی از هدف خود دست بردارد، سازشی بدون تعارض رخ می‌دهد ولی در غالب موارد سازش، هنگام تعارض پیش می‌آید و مانند مقاومت، راهبردی برای خروج از تعارض است. مقاومت در فرض غیرتعارض نیز مانند وقتی که انسان برای انجام فرائض الهی صبر و مقاومت دارد.

وی با تأکید بر اینکه صلح، سازش و مقاومت هیچ کدام به طور مطلق مطلوبیت ندارند، افزود: صلح در صورتی مطلوبیت دارد که پایدار و عادلانه باشد؛ سازش اگر همراه با کرامت انسانی و حقوق اساسی باشد، قابل پذیرش است و مقاومت نیز صرفاً برای دستیابی به هدف مشروع و با ابزار مشروع، مطلوبیت دارد نه برای هدف غیرمشروع یا از طریق ابزار غیرمشروع.

نسبت لایه‌های وجودی انسان با صلح، سازش و مقاومت

عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ابراز کرد: فرضیه اصلی ما این است که هر یک از سه مؤلفه صلح، سازش و مقاومت، ریشه در ساختار درونی انسان دارند؛ لایه اول از لایه‌های وجودی انسان، لایه طبیعی و غریزی است که تمایل به حفظ ذات و بقا دارد و در این لایه، صلح، زندگی مطابق با عقل است؛ علما و برخی فلاسفه معتقدند که اگر کسی بخواهد بر مبنای عقل زندگی کند، زندگی متعادل و در صلح را انتخاب می‌کند اما در فضای رقابت اگر نوعی همزیستی تکاملی اتفاق بیفتد، سازش است مانند زوجینی که با وجود اختلاف، با هم سازش می‌کنند.

حجت‌الاسلام امیدی اظهار کرد: مقاومت در این لایه یعنی ایستادگی طبیعی در مقابل موانع رو به جلو؛ هر موجودی که حرکتی دارد، اگر موانعی سر راه خود ببیند که گذر از آن ضروری باشد، تلاش می‌کند مقاومت کند. لایه دوم وجود انسان، فطرت (اخلاق و ارزش‌ها) است که این هم اقتضای صلح دارد؛ زیرا انسان‌ها فطرتاً به کمال مطلق تمایل دارند و کمال مطلق که خداوند است، صلح کل نیز هست.

وی خاطرنشان کرد: انسان فطرتاً به انعطاف و عمل‌گرایی میل دارد؛ اما اگر این‌ها بر خلاف اصول فطرت باشد، سازش نفی می‌شود. در باب مقاومت هم به فرموده امام خمینی(ره)، انسان فطرت مخموره و فطرت محجوبه دارد؛ فطرت مخموره، عشق به کمال مطلق است و فطرت محجوبه، نفرت از نقص؛ انسان برای رسیدن به کمال مطلق یا برای اینکه دچار نقص نشود، در مقابل عواملی که مانع او هستند، می‌ایستد و مقاومت می‌کند (مبارزه با رذایل برای رسیدن به فضایل). بنابراین عمل‌گرایی خلاف اخلاق، قابل پذیرش نیست.

استاد حوزه علمیه، کرامت را سومین لایه وجودی انسان معرفی و تصریح کرد: اصولاً صلح، حاصل کرامت است یعنی انسان کریم‌النفس، بی‌خود با کسی درگیر نمی‌شود و تعارض ایجاد نمی‌کند. از طرفی سازشی هم که نافی کرامت باشد، همان تسلیم و غیرقابل پذیرش است.

به گفته حجت‌الاسلام امیدی، لایه چهارم، لایه اجتماعی است که هویت ما را شکل می‌دهد؛ در این لایه اگر به سمت همزیستی هویت‌های مختلف ذیل هویت مشترک برویم، صلح برقرار خواهد بود؛ اما اگر بنا باشد یک هویت، ذیل هویتی دیگر افول پیدا کند و نابود شود، سازش و غیرقابل قبول است؛ در اینجا مقاومت به معنای دفاع از هویت است.

وی لایه روانی و محبت را دیگر لایه وجودی انسان برشمرد و گفت: محبت از مبانی صلح و سازش و مقاومت است زیرا قوی‌ترین ابزار و نیروی برقراری صلح می‌باشد که با وجود آن حتی شاید نیاز به عدالت هم نباشد؛ در عین حال محبت (به شرطی که به تسلیم منجر نشود) می‌تواند فرد را به سازش ترغیب کند. محبت همچنین مقاومت در برابر تهدید نسبت به محبوب را اقتضا می‌کند. آغاز محبت (پایان عداوت)، آغاز صلح است. بنابراین عداوت (پایان محبت) با صلح در تعارض است و سازش را هم دشوار می‌کند؛ اما این عداوت اگر به معنای دشمنی با ظلم و ظالم باشد، محرک مقاومت است.

عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی(ره)، از لایه عقلانی معرفتی به عنوان آخرین لایه وجودی انسان نام برد و گفت: معرفت و عقلانیت نسبت به جنگ و صلح اقتضا می‌کند که همیشه صلح پایدار و عادلانه را ترجیح دهیم؛ در عین حال معرفت و عقلانیت، مقاومت را توجیهی منطقی برای گذار از وضع موجود ناعادلانه به سمت وضع مطلوب عادلانه می‌داند و ممکن است سازش را به عنوان یک راه‌حل کم‌هزینه در نظر بگیرد (به شرط آنکه با کرامت انسانی و حقوق اساسی در تقابل نباشد).

حجت‌الاسلام امیدی، مقاومت را یک ضرورت عقلی و شرعی برشمرد و یادآور شد: اگر کسی صاحب حق باشد، به طور طبیعی از فضای صلح‌آمیز برخوردار است؛ اما اگر حقش سلب شود، حق مقاومت پیدا می‌کند و عجیب است که با وجود این همه مبانی که برای مقاومت وجود دارد، عده‌ای معتقدند باید برای مقاومت از مردم نظرخواهی و رفراندوم برگزار شود.

خبرنگار: زهرا شریعتی

انتهای پیام/