گادی آیزنکوت؛ منتقد نتانیاهو یا ادامهدهنده سیاستهای امنیتی اسرائیل؟
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 08 مهر 1405 - 14:15
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، کمتر از یک ماه تا انتخابات پارلمانی اسرائیل زمان باقی مانده است. 38 فهرست انتخاباتی برای کسب 120 کرسی کنست رژیم صهیونیستی در این انتخابات حضور دارند. برای تشکیل کابینه، یک حزب یا ائتلاف حداقل نیاز به 61 نماینده در کنست دارد؛ با توجه به پیشبینیها هیچ حزبی نخواهد توانست به تنهایی این تعداد کرسی را به دست آورد و حزب پیروز برای تشکیل کابینه حتماً نیاز به ائتلاف با سایر احزاب خواهد داشت.
در این میان، رقابت اصلی میان بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب لیکود از یک سو و رقبایی مانند گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، یائیر لاپید و احزاب متبوع آنها از سوی دیگر شکل گرفته است. با این حال، تفاوت میان برخی از این رقبا و نتانیاهو در حوزه سیاستهای امنیتی و برخورد با فلسطینیها و محور مقاومت، آنچنان که ممکن است در نگاه اول تصور شود، عمیق نیست.
حزب لیکود و نتانیاهو که پس از شکست اطلاعاتی وی و کابینه متبوعش در 7 اکتبر 2023 با انتقادات بسیار از سوی منتقدان خود روبهرو بودهاند، در این دوره باید با رقبایی مواجه شوند که بخشی از آنها سابقه نظامی و امنیتی دارند و تلاش میکنند با اتکا به پشینیه امنیتی و نظامی، خود را به عنوان گزینهای متفاوت برای به دست گرفتن قدرت در سرزمینهای اشغالی معرفی کنند.
در این میان، گادی آیزنکوت به یکی از مهمترین رقبای نتانیاهو تبدیل شده است. آیزنکوت 66 ساله، رئیس اسبق ستاد کل ارتش اسرائیل از سال 2015 تا 2019، حزب «یاشار» را در سال 2025 پایهگذاری کرد و اکنون در نخستین تجربه انتخاباتی خود در قامت چهره نخست جریان مخالف کابینه حاکم در برابر نتانیاهو قرار گرفته است.
او پس از واقعه 7 اکتبر در کابینه نتانیاهو حضور داشت، اما کمتر از یک سال بعد به دلیل اختلافات راهبردی با نخست وزیر این رژیم از آن خارج شد. در هفتههای اخیر نیز برخی نظرسنجیها تعداد کرسیهای حزب او را بیشتر از لیکود پیشبینی کردهاند. در نظرسنجی کانال 12 در 23 سپتامبر، یاشار 23 کرسی و لیکود 20 کرسی به دست آورد؛ با این حال هیچکدام از دو بلوک اصلی حدنصاب لازم برای کسب 61 کرسی به منظور تشکیل کابینه را ندارند.
آیزنکوت به عنوان یکی از جدیترین منتقدان حزب حاکم و شخص نتانیاهو، انتقادات تندی علیه نخستوزیر فعلی مطرح کرده است. او در روزهای اخیر نتانیاهو را «دروغگوی بیمارگونه» خوانده و گفته است که نخستوزیر فرهنگ عدم صداقت را در گفتمان عمومی اسرائیل نهادینه کرده است. او به همین دلیل نام یاشار که در زبان عبری به معنای صادق و راست گفتار است را برای حزب خود برگزیده است تا بدین شکل طعنهای به دروغگوییهای بی پایان نتانیاهو زده باشد.
او همچنین نتانیاهو را به دلیل واقعه 7 اکتبر و نحوه مدیریت جنگهای پس از آن مورد انتقاد قرار داده و معتقد است نخستوزیر نتوانسته پیروزیهای تاکتیکی را به یک پیروزی استراتژیک تبدیل کند. آیزنکوت همچنین نتانیاهو را به طولانی کردن جنگ متهم کرده و گفته است که ادامه جنگ نباید به ابزاری برای بقای سیاسی تبدیل شود.
با این حال، هر چند آیزنکوت انتقادات تندی به نتانیاهو وارد ساخته، اما در بسیاری از اصول و باورهای صهیونیستی با او هم نظر است. یکی از مهمترین این موارد، مسئله مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی است. آیزنکوت به مانند نتانیاهو به شدت با تشکیل کشور فلسطین مخالف است و در سالهای اخیر نیز موضع خود را در این زمینه صریحتر کرده است. او در سال 2025 گفته بود که بحث تشکیل کشور فلسطینی پس از 7 اکتبر دیگر موضوعیت ندارد و اسرائیل باید تصمیمات خود را از موضع قدرت بگیرد.
نباید این مسئله را نیز فراموش کرد که حضور بیش از چهار دهه ای آیزنکوت در ساختار در ارتش اسرائیل و قبول مسئولیت در راس ریاست ستاد کل ارتش رژیم سبب شده تا دستان وی به خونهای بسیاری از زنان و کودکان مظلوم فلسطینی آلوده باشد. آیزنکوت در عین حال به عنوان معمار «دکترین ضاحیه» شناخته میشود؛ دکترینی که بر اساس آن رژیم اشغالگر هر زمان بخواهد میتواند با حملات سنگین جنوب بیروت را هدف قرار میدهد.
وی همچنین معتقد است ارتش رژیم اشغالگر باید آزادی عمل کامل در لبنان داشته باشد تا بتواند حزبالله را در بیروت هدف قرار دهد، در غیر این صورت اسرائیل جنگ با حزبالله را خواهد باخت. این دیدگاهها نشان میدهد که آیزنکوت را نمیتوان یک چهره مخالف سیاستهای امنیتی وحشیانه اسرائیل در عصر نتانیاهو دانست. او خود یک نظامی باسابقه است و بخش مهمی از اعتبار سیاسی خود را نیز از همین سابقه نظامی و امنیتی به دست آورده است.
در مورد ایران نیز آیزنکوت مواضع سختی در مسائل هستهای و موشکی دارد. او در سالهای گذشته بر ضرورت برخورد جدی با تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل تأکید کرده و اختلاف او با نتانیاهو بیشتر به نحوه تبدیل قدرت نظامی به دستاورد استراتژیک بازمیگردد.از این منظر، رقابت میان آیزنکوت و نتانیاهو را میتوان رقابت دو نگاه متفاوت در شیوه مدیریت تهدیدات امنیتی علیه اسرائیل دانست؛ نه الزاماً رقابت میان یک سیاستمدار جنگطلب و یک سیاستمدار مخالف جنگ.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که انتخابات پیش رو صرفاً محدود به انتخاب نخستوزیر نیست. ساختار سیاسی اسرائیل به گونهای است که حتی اگر یک حزب بتواند بیشترین تعداد کرسی را به دست آورد، برای تشکیل دولت به حمایت احزاب دیگر نیاز دارد. به همین دلیل، جایگاه احزاب کوچکتر و ائتلافهای پس از انتخابات میتواند به اندازه نتیجه مستقیم رقابت میان لیکود و یاشار اهمیت داشته باشد.
جمعبندی
گادی آیزنکوت به عنوان یک نظامی سابق با حزب جدید خود، «یاشار»، به یکی از رقبای اصلی نتانیاهو تبدیل شده است. برخی نظرسنجیهای اخیر نیز نشان میدهد که حزب او در رقابت با لیکود در موقعیت نزدیکی قرار دارد، هرچند هنوز هیچیک از دو جریان اصلی به تنهایی یا با پشتوانه بلوک فعلی خود به 61 کرسی مورد نیاز برای تشکیل کابینه آتی نرسیدهاند.
نکته مهم در بررسی انتخابات پیش رو این است که نباید تفاوت سیاسی آیزنکوت و نتانیاهو را بیش از اندازه بزرگ کرد. آیزنکوت از منتقدان جدی نتانیاهو در زمینه نحوه مدیریت جنگ، مسئولیت واقعه 7 اکتبر و تبدیل پیروزیهای تاکتیکی به دستاورد استراتژیک است، اما در موضوعات بنیادین امنیتی، مخالفت با تشکیل کشور فلسطینی و رویکرد سخت در برابر تهدیدهای منطقهای، اشتراکات قابل توجهی با نخستوزیر فعلی دارد.
بنابراین اگر آیزنکوت بتواند در انتخابات آتی نتانیاهو را از راس قدرت کنار بزند، تغییر اصلی را باید بیش از هر چیز در روششناسی، سبک رهبری و نحوه مدیریت مسائل امنیتی جستوجو کرد؛ نه لزوماً در کنار گذاشتن سیاستهای سرسختانه اسرائیل در برابر فلسطین، لبنان و ایران.
در نهایت، نتیجه انتخابات تنها به اینکه یاشار یا لیکود چند کرسی به دست میآورند محدود نخواهد شد. مسئله اصلی این است که پس از اعلام نتایج، کدام جریان میتواند ائتلافی متشکل از حداقل 61 نماینده تشکیل دهد؛ موضوعی که باعث میشود رقابت انتخابات پارلمانی اسرائیل تا آخرین مرحله، علاوه بر رقابت میان نتانیاهو و آیزنکوت، به رقابت برای جذب احزاب کوچکتر و تعیین ترکیب دولت آینده نیز تبدیل شود.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بین الملل
انتهای پیام/