هندسه نبرد؛ وقتی جنگ از خاکریزها به ذهنها میرسد
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 06 مهر 1405 - 14:20
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ جنگ، دیگر فقط در مرزها و پشت خاکریزها اتفاق نمیافتد. ممکن است گلولهای شلیک نشود، اما افکار عمومی تحت تأثیر قرار گیرد، تحریمی اعمال شود، اما هدف آن صرفاً اقتصاد نباشد، یا رسانهای خبری منتشر کند، اما اثر اصلی آن تغییر ادراک مخاطب باشد. در چنین تصویری میدان نبرد از یک جغرافیای مشخص فاصله میگیرد و به عرصهای چندلایه تبدیل میشود، عرصهای که سیاست، اقتصاد، فرهنگ، رسانه، امنیت و حتی ذهن و ادراک انسان در آن به یکدیگر پیوند میخورند.
کتاب هندسه نبرد، شناخت دشمن و روشهای مقابله با آن در اندیشه حضرت آیتاللهالعظمی شهید سیدعلی خامنهای(ره) دقیقاً از همین زاویه قابل خواندن است. اثری که توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده و محتوای آن از مجموعه بیانات و دیدگاههای رهبر شهید انقلاب سیدعلی خامنهای(ره) درباره دشمنشناسی و شیوههای مقابله با تهدیدها سامان یافته است. اهمیت کتاب، بیش از آنکه در ارائه یک نظریه تازه درباره جنگ باشد، در کنار هم نشاندن گزارهها و سخنان پراکنده در یک چارچوب موضوعی است، یعنی خواننده به جای مراجعه به دهها سخنرانی و پیام در دورههای مختلف، با مجموعهای نسبتاً منسجم از مطالب مواجه میشود که محور اصلی آن شناخت دشمن و شناخت شیوه عمل او است.
عنوان هندسه نبرد از همان ابتدا نگاه خواننده را از مفهوم کلاسیک جنگ فراتر میبرد. همچنین اگر جنگ را فقط در قالب برخورد دو نیروی نظامی ببینیم، میدان معنای محدودی پیدا میکند، اما وقتی سخن از دشمنشناسی، نفوذ، عملیات روانی، جنگ تبلیغاتی، فشار اقتصادی و اختلافافکنی به میان میآید، میدان بسیار گستردهتر میشود. در معرفی این اثر نیز تأکید شده است که کتاب، مفهوم دشمن را به حوزههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای گسترش میدهد و میان دشمن بیرونی و آسیبها یا تهدیدهای درونی تمایز قائل میشود.
این نکته، هسته مرکزی کتاب را شکل میدهد، که تهدید همیشه با چهرهای آشکار وارد میدان نمیشود. گاهی تهدید در قالب فشار اقتصادی ظاهر میشود، گاهی در شکل جنگ روانی و رسانهای و گاهی نیز از مسیر ایجاد شکاف اجتماعی یا تضعیف قدرت تحلیل جامعه دنبال میشود. بنابراین کتاب تلاش دارد خواننده را با یک پرسش بنیادین مواجه کند، که اگر میدان نبرد تغییر کرده است، آیا شیوه شناخت دشمن نیز نباید تغییر کند؟
یکی از مفاهیم محوری کتاب، توجه به هندسه کار دشمن است. منظور از این تعبیر صرفاً شناسایی یک دشمن مشخص نیست، بلکه مسئله، شناخت روابط میان ابزارها، اهداف و روشهای عمل است. ممکن است فشار اقتصادی با عملیات رسانهای همراه شود، عملیات رسانهای بر اختلافات اجتماعی سوار شود، اختلاف اجتماعی به بیاعتمادی منجر شود و بیاعتمادی نیز قدرت تصمیمگیری جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین الگویی، هر پدیده منفرد را نمیتوان جدا از پدیدههای دیگر تحلیل کرد.
از این منظر، هندسه در عنوان کتاب معنایی فراتر از آرایش نظامی دارد. کتاب میخواهد نوعی نقشه ارتباطی از تهدیدها ارائه کند، نقشهای که در آن اجزای مختلف نبرد در کنار یکدیگر دیده شوند. این رویکرد در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که جنگهای معاصر به سمت شکلهای ترکیبی حرکت کردهاند. همچنین پژوهشهای جدید درباره جنگ شناختی نیز نشان میدهند که درگیریهای معاصر میتوانند همزمان حوزههای اطلاعاتی، روانی، اجتماعی و فناوری را درگیر کنند.
یکی از خطوط اصلی کتاب را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد؛ و آن کلمه شناخت است. در منطق این اثر، پیش از اقدام باید میدان را شناخت، باید دانست تهدید از کجا میآید، هدف آن چیست و چه ابزاری برای رسیدن به هدف خود استفاده میکند. در غیر این صورت، امکان دارد جامعه به جای مواجهه با مسئله اصلی، انرژی خود را درگیر مسائل فرعی کند. این تأکید بر شناخت، کتاب را از یک مجموعه توصیههای صرفاً سیاسی فراتر میبرد و به مسئلهای معرفتی نزدیک میکند. بنابراین هر نبردی پیش از آنکه در میدان اتفاق بیفتد، در ذهن تحلیلگر شکل میگیرد، و حتی اگر تصویر ما از میدان اشتباه باشد، حتی تصمیم درست نیز ممکن است در جای نادرست اجرا شود. به همین دلیل، در ساختار کتاب مفاهیمی مانند بصیرت، تشخیص صحنه، شناخت ترفندها، اقدام بهنگام، وحدت و تقویت توان درونی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
یکی از مهمترین بخشهای قابل تأمل هندسه نبرد، توجه به جنگ تبلیغاتی و رسانهای است. از این منظر، جنگ رسانهای را نمیتوان صرفاً به انتشار خبر دروغ تقلیل داد. از این منظر، مسئله میتواند بسیار پیچیدهتر باشد، یعنی اینکه چه چیزی دیده شود، چگونه دیده شود و مخاطب چه برداشتی از آن داشته باشد. کتاب با قرار دادن رسانه و تبلیغات در منظومه دشمنشناسی، به همین تحول توجه میکند. در معرفیهای منتشرشده درباره اثر نیز جنگ تبلیغاتی، فرهنگی و روشهای مقابله با آن از محورهای اصلی کتاب معرفی شده است.
این موضوع برای مخاطب امروز اهمیت مضاعف دارد، زیرا شبکههای اجتماعی، سرعت انتشار اطلاعات را چند برابر کردهاند و همزمان مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده خبر را کمرنگتر ساختهاند. در چنین فضایی، مسئله فقط این نیست که چه کسی خبر تولید میکند، بلکه باید پرسید چه کسی روایت را شکل میدهد و چگونه یک روایت میتواند بر برداشت جمعی از یک رویداد اثر بگذارد..
رسانه در جهان امروز دیگر فقط ابزار انتقال خبر نیست، بلکه تصویر، تیتر، انتخاب واژهها، ترتیب انتشار اخبار، برجستهسازی یک موضوع و حذف موضوع دیگر، همگی میتوانند بر نحوه ادراک مخاطب اثر بگذارند. اما در همین نقطه باید یک ملاحظه انتقادی مهم را وارد کرد، که شناخت جنگ رسانهای نباید به معنای بیاعتمادی مطلق به رسانهها یا پذیرفتن هر روایت رسمی باشد. اتفاقاً سواد رسانهای اقتضا میکند مخاطب بتواند همه روایتها، از جمله روایتهای رسمی و مخالف را، با معیار سند و شواهد ارزیابی کند. از این منظر، هندسه نبرد اگر به عنوان متنی برای فهم یک چارچوب فکری خوانده شود، ظرفیت قابل توجهی دارد، اما اگر قرار باشد به تنهایی به عنوان یک پژوهش جامع درباره جنگهای معاصر مورد استفاده قرار گیرد، نیازمند مقایسه با ادبیات مستقل علوم سیاسی، مطالعات امنیتی، ارتباطات و پژوهشهای جنگ شناختی خواهد بود.
این تمایز مهم است، زیرا کتاب اساساً مجموعهای از بیانات و دیدگاههای یک شخصیت سیاسی ـ فکری است، نه یک پژوهش دانشگاهی مستقل که دیدگاههای رقیب را نیز در کنار هم بررسی کرده باشد. اطلاعات کتابشناختی نیز آن را اثری از سیدعلی خامنهای معرفی میکند که انتشارات انقلاب اسلامی آن را بر اساس بیانات و سخنان او تنظیم کرده است.
یکی دیگر از محورهای قابل توجه کتاب، تفکیک میان دشمن بیرونی و آسیبهای درونی است. این بخش از نظر اندیشه سیاسی اهمیت دارد، زیرا هیچ نظام سیاسی صرفاً با اتکا به قدرت بیرونی یا ابزار نظامی نمیتواند امنیت خود را تضمین کند.
سرمایه اجتماعی، انسجام، اعتماد عمومی، کارآمدی نهادها و توان حل مسائل داخلی نیز بخشی از قدرت هر جامعه محسوب میشوند. در واقع، حتی اگر یک تهدید خارجی وجود داشته باشد، میزان اثرگذاری آن تا حد زیادی به وضعیت درونی جامعه وابسته است. از همین زاویه، کتاب در کنار مفهوم مقابله با دشمن، بر تقویت درون نیز تأکید میکند. در معرفی اثر نیز تقویت توان داخلی، حفظ وحدت و افزایش قدرت تحلیل از جمله محورهای آن معرفی شده است. بنابراین، این نگاه میتواند یک پرسش مهمتر ایجاد کند، که آیا مقابله با تهدید صرفاً با افزایش قدرت سخت امکانپذیر است یا اینکه بخشی از آن به اصلاح ضعفهای داخلی بازمیگردد؟ پاسخ کتاب عمدتاً بر پیوند این دو حوزه استوار است، یعنی قدرت بیرونی و استحکام درونی را از یکدیگر جدا نمیکند.
از دیگر نکات مهم در این اثر، مفهوم زمانشناسی در مواجهه با تهدید است. در سیاست و امنیت، حتی یک تصمیم درست اگر در زمان نادرست اتخاذ شود، ممکن است نتیجه مورد انتظار را نداشته باشد. تشخیص اینکه چه زمانی باید صبر کرد، چه زمانی باید اقدام کرد و چه زمانی باید از یک مسئله عبور کرد، بخشی از هنر سیاستگذاری و مدیریت بحران است. به همین دلیل، مفاهیمی مانند اقدام بهنگام و تشخیص صحنه در کتاب اهمیت پیدا میکنند. این مسئله البته فقط در سیاست خارجی کاربرد ندارد، بلکه در فضای رسانهای نیز سرعت واکنش گاهی خود به بخشی از نبرد تبدیل میشود. یک خبر نادرست ممکن است در چند دقیقه منتشر شود و اصلاح آن ساعتها یا روزها زمان ببرد. بنابراین، مسئله زمان در عصر شبکههای اجتماعی به یکی از مؤلفههای قدرت تبدیل شده است.چرا عنوان هندسه؟
هندسه یعنی رابطه میان نقاط، خطوط و موقعیتهاست. وقتی این واژه در کنار نبرد قرار میگیرد. جنگ دیگر یک برخورد ساده و مستقیم نیست، بلکه مجموعهای از نقاط و خطوط به هم پیوسته است. در این برداشت، اقتصاد به سیاست، سیاست به رسانه، رسانه به افکار عمومی، افکار عمومی به سرمایه اجتماعی و سرمایه اجتماعی به امنیت ملی متصل میشود. بنابراین، برای فهم یک بحران نمیتوان فقط یک ضلع آن را دید. همین نگاه، کتاب را از یک متن صرفاً نظامی جدا میکند. مسئله اصلی اثر، خواندن میدان به مثابه یک شبکه پیچیده از عوامل و بازیگران است.
یکی از ویژگیهای هندسه نبرد این است که بسیاری از موضوعات آن، در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی سابقه دارند، اما گردآوری آنها در قالب یک اثر واحد، امکان مطالعه منسجمتری ایجاد کرده است. انتشارات انقلاب اسلامی در معرفی آثار خود، این کتاب را در میان آثار جدیدی قرار داده که با تمرکز بر بیانات رهبر شهید انقلاب، موضوعاتی همچون دشمنشناسی، جنگ تبلیغاتی و فرهنگی و راهبردهای مقابله با آن را به شکل موضوعی عرضه میکنند. از این منظر، کتاب را میتوان بخشی از پروژه بزرگتر موضوعیسازی و تدوین میراث گفتاری و فکری دانست، یعنی تبدیل مجموعهای از سخنرانیها و مواضع پراکنده به کتابهایی که هرکدام یک مسئله مشخص را دنبال میکنند.
این شیوه برای مخاطب عمومی مزیتی روشن دارد و آن دسترسی آسانتر به مطالبی که در طول سالها و در مناسبتهای مختلف بیان شدهاند. اما برای پژوهشگر، یک ضرورت دیگر نیز وجود دارد، و آن مراجعه به منابع اصلی و توجه به زمان، زمینه و مخاطب هر سخن. یک جمله سیاسی را نمیتوان همیشه جدا از شرایطی که در آن بیان شده است فهم کرد.
هندسه نبرد را میتوان بیش از آنکه کتابی درباره یک جنگ مشخص دانست، کتابی درباره چگونگی تعریف و تشخیص میدان نبرد دانست. اثر تلاش میکند نشان دهد جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد و دشمنی میتواند در قالبهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، رسانهای و روانی نیز ظاهر شود. در مقابل، راه مواجهه نیز فقط قدرت نظامی نیست؛ شناخت، تحلیل، انسجام، قدرت درونی و تشخیص بهنگام نیز در این چارچوب اهمیت پیدا میکنند.
ارزش اصلی کتاب برای مخاطب عمومی در این است که مجموعهای از دیدگاهها را که در طول سالها و در موقعیتهای مختلف بیان شدهاند، در یک منظومه موضوعی گرد آورده است. برای پژوهشگر نیز میتواند نقطه شروعی برای بررسی یک دستگاه فکری درباره دشمنشناسی و مواجهه با تهدید باشد البته مطالعه انتقادی آن مستلزم مقایسه با منابع دیگر و توجه به زمینه تاریخی هر سخن است.
در نهایت، پرسش اساسی که هندسه نبرد پیش روی خواننده میگذارد، شاید این نباشد که دشمن کیست؟؛ بلکه پرسش عمیقتر این است که چگونه باید میدان را شناخت؟ در جهانی که مرز میان جنگ سخت و نرم، خبر و عملیات روانی، سیاست و رسانه و میدان فیزیکی و میدان ادراکی روزبهروز پیچیدهتر میشود، پاسخ به این پرسش، خود به مسئلهای مستقل برای مطالعه تبدیل شده است. هندسه نبرد از همین زاویه، اثری است که بیش از هر چیز، یک چارچوب فکری درباره شناخت صحنه، تشخیص تهدید و منطق مواجهه با آن در اختیار مخاطب قرار میدهد، چارچوبی که برای فهم کامل آن، هم باید متن را خواند و هم آن را در کنار روایتها و پژوهشهای دیگر درباره جنگ، رسانه و سیاست معاصر قرار داد.
انتهای پیام/