یادداشت| گردشگری در اراک و استان مرکزی؛ از مسیر عبور تا مقصد گردشگری
- اخبار استانها
- اخبار مرکزی
- 05 مهر 1405 - 08:54
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً به معنای سفر، تفریح و بازدید از بناهای تاریخی و جاذبههای طبیعی نیست؛ گردشگری به یکی از مهمترین عرصههای اقتصاد، اشتغال، تعامل فرهنگی، بازآفرینی شهری و توسعه منطقهای تبدیل شده است. صنعتی که اگر درست سیاستگذاری و مدیریت شود، میتواند همزمان به ایجاد اشتغال، رونق کسبوکارهای کوچک، افزایش درآمد خانوارها، احیای بافتهای تاریخی، تقویت صنایعدستی و بازسازی هویت اجتماعی شهرها و مناطق کمک کند.
اهمیت این صنعت زمانی روشنتر میشود که به اعداد اقتصاد جهانی نگاه کنیم. بر اساس تازهترین گزارش شورای جهانی سفر و گردشگری، بخش سفر و گردشگری در سال 2025 حدود 11.6 تریلیون دلار به اقتصاد جهان کمک کرده که معادل 9.8 درصد اقتصاد جهانی بوده است. این بخش همچنین از 366 میلیون شغل در جهان پشتیبانی کرده و هزینهکرد گردشگران بینالمللی در همین سال به حدود 2.02 تریلیون دلار رسیده است. شورای جهانی سفر و گردشگری همچنین پیشبینی کرده است که در سال 2026 سهم این بخش از اقتصاد جهان به حدود 12 تریلیون دلار برسد و از 376 میلیون شغل پشتیبانی کند.
این اعداد نشان میدهد گردشگری دیگر یک فعالیت فرعی و حاشیهای در اقتصاد کشورها نیست؛ بلکه به یکی از عرصههای مهم خلق ثروت، اشتغال و سرمایهگذاری تبدیل شده است. در واقع، کشورهایی که زمانی اقتصاد خود را عمدتاً بر کشاورزی یا صنعت استوار میکردند، امروز گردشگری را نیز به عنوان یکی از پایههای تنوعبخشی اقتصادی دنبال میکنند.
گردشگری؛ فراتر از درآمد و سفر
با این حال، اهمیت گردشگری را نمیتوان فقط با میزان درآمد یا تعداد گردشگران اندازهگیری کرد. گردشگری یک پدیده عمیقاً اجتماعی است. وقتی گردشگر وارد یک شهر یا منطقه میشود، فقط پول خرج نمیکند؛ با مردم، فرهنگ، معماری، غذا، موسیقی، تاریخ، سبک زندگی و محیط طبیعی آن جامعه مواجه میشود. از این منظر، گردشگری میتواند میان اقتصاد و فرهنگ، میان شهروند و میراث تاریخی و میان جامعه محلی و جهان بیرون ارتباط ایجاد کند.
از منظر جامعهشناسی توسعه، گردشگری زمانی میتواند به توسعه پایدار منجر شود که جامعه محلی نیز در زنجیره ارزش آن سهم داشته باشد. اگر گردشگر وارد یک منطقه شود اما بخش عمده درآمد ناشی از حضور او نصیب مجموعه محدودی از سرمایهگذاران شود، اثر اجتماعی گردشگری محدود خواهد بود. اما اگر رستوران محلی، اقامتگاه بومگردی، صنایعدستی، حملونقل، فروشگاه، راهنمای گردشگری، هنرمند، تولیدکننده محصولات محلی و کسبوکار خانوادگی نیز از حضور گردشگر منتفع شوند، گردشگری میتواند به موتور اقتصاد محلی تبدیل شود. بنابراین گردشگری را باید نه فقط «سیاست جذب مسافر»، بلکه بخشی از سیاست توسعه منطقهای، اشتغال و عدالت اقتصادی دانست.
ایران؛ کشوری با ظرفیتهای بزرگ و سهمی که میتواند بیشتر باشد
ایران از منظر تنوع منابع گردشگری، موقعیتی کمنظیر دارد؛ میراث تاریخی و تمدنی، تنوع اقلیمی، کوهستان، کویر، سواحل، جنگل، روستاها، فرهنگهای محلی، غذا، صنایعدستی و گردشگری مذهبی، مجموعهای از ظرفیتهایی هستند که میتوانند ایران را به یکی از مقاصد مهم گردشگری تبدیل کنند.
اما داشتن جاذبه الزاماً به معنای داشتن صنعت گردشگری رقابتپذیر نیست. یکی از شاخصهای مهم برای فهم این مسئله، شاخص توسعه سفر و گردشگری مجمع جهانی اقتصاد است. در نسخه 2024 این شاخص، ایران در رتبه 73 جهان قرار گرفت. در همان ارزیابی، امارات متحده عربی رتبه 18، ترکیه رتبه 29، عربستان سعودی رتبه 41 و مصر رتبه 61 را به دست آوردند. این شاخص صرفاً تعداد گردشگران را نمیسنجد، بلکه عواملی مانند محیط کسبوکار، زیرساخت، خدمات، منابع طبیعی و فرهنگی، آمادگی فناوری، سیاستگذاری و شرایط لازم برای توسعه گردشگری را نیز در نظر میگیرد.
مقایسه ایران با برخی کشورهای در حال توسعه نیز قابل تأمل است. اندونزی در همین شاخص از رتبه 36 در سال 2019 به رتبه 22 در سال 2024 رسیده، ترکیه از رتبه 37 به 29 و برزیل از رتبه 34 به 26 ارتقا یافتهاند. از سوی دیگر، ازبکستان از رتبه 94 به 78 و عربستان سعودی از رتبه 50 به 41 رسیدهاند. مجمع جهانی اقتصاد تأکید کرده است که بخش مهمی از اقتصادهای کمدرآمد و متوسط که عملکرد گردشگری آنها از سال 2019 بهبود یافته، در حال سرمایهگذاری و اصلاح شرایط لازم برای افزایش سهم خود از بازار جهانی گردشگری هستند. این مقایسه یک نکته اساسی را روشن میکند: مسئله ایران را نمیتوان فقط در «کمبود جاذبه» جستوجو کرد. مسئله مهمتر، تبدیل جاذبه به مقصد، تبدیل مقصد به تجربه و تبدیل تجربه به ارزش اقتصادی و اجتماعی است.
گردشگری ایران و مسئله ماندگاری
یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی گردشگری، تعداد ورود یا تعداد بازدید نیست؛ بلکه مدت اقامت، میزان هزینهکرد، پراکندگی جغرافیایی سفر و سهم جامعه محلی از درآمد گردشگری نیز اهمیت دارد. ممکن است یک مقصد هزاران یا میلیونها بازدید داشته باشد، اما اگر بیشتر این بازدیدها کوتاهمدت و عبوری باشد، آثار اقتصادی آن با مقصدی که گردشگر چند روز در آن اقامت میکند قابل مقایسه نیست.این مسئله برای استان مرکزی اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا موقعیت جغرافیایی استان، آن را در مسیر ارتباطی بخش مهمی از کشور قرار داده است. از اینجا میتوان به یک پارادوکس مهم رسید: استان مرکزی میتواند محل عبور گردشگر باشد، بدون آنکه مقصد گردشگر باشد، این تفاوت، یکی از مهمترین مسائل راهبردی گردشگری استان است.
استان مرکزی؛ ظرفیت زیاد، اما نیازمند تبدیل شدن به مقصد
استان مرکزی از نظر جغرافیایی، تاریخی، طبیعی و فرهنگی ظرفیتهای متنوعی دارد. اراک، بازار تاریخی، حمام چهار فصل، مدرسه سپهداری و بافت تاریخی خود را دارد؛ محلات ظرفیتهای گردشگری سلامت و طبیعی دارد؛ نراق و خورهه از میراث تاریخی برخوردارند؛ خمین با تاریخ معاصر ایران پیوند خورده است؛ شازند از ظرفیتهای طبیعی و کوهستانی برخوردار است و روستاها و مناطق مختلف استان نیز ظرفیتهایی در زمینه گردشگری روستایی، طبیعتگردی، کشاورزی و فرهنگی دارند. اما پراکندگی جاذبهها به خودی خود یک صنعت گردشگری ایجاد نمیکند. مسئله مهم، شبکهسازی میان جاذبهها است.
در نوروز 1404، بر اساس اعلام ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان مرکزی، از 25 اسفند 1403 تا 13 فروردین 1404، یک میلیون و 547 هزار و 367 بازدید از جاذبههای استان ثبت شد و 85 هزار و 624 اقامت رسمی، غیررسمی و اضطراری نیز به ثبت رسید. این آمار نشان میدهد استان از تقاضای گردشگری برخوردار است؛ اما همزمان باید توجه داشت که بازدید از جاذبه با تعداد گردشگران یکتا یکسان نیست و نمیتوان این دو شاخص را مستقیماً معادل دانست.
بنابراین پرسش اساسی دیگر فقط این نیست که چند نفر از استان بازدید کردهاند؟ بلکه باید پرسید:چند نفر در استان ماندهاند؟ چند شب اقامت داشتهاند؟ چه میزان هزینه کردهاند؟ چه مقدار از این هزینه به کسبوکارهای محلی رسیده است؟ و مهمتر از همه: چند نفر استان مرکزی را به عنوان مقصد سفر بعدی خود انتخاب خواهند کرد؟
اراک؛ شهری که باید روایت گردشگری خود را پیدا کند
اراک در ذهن بسیاری از ایرانیان، پیش از هر چیز با صنعت، کارخانه، تولید و نقش اقتصادی خود شناخته میشود. این هویت صنعتی نه تنها نقطه ضعف نیست، بلکه میتواند یکی از ویژگیهای متمایزکننده شهر باشد. اما مسئله آنجاست که هویت صنعتی نباید تمام هویت شهری اراک را بپوشاند.
اراک تاریخی دارد که هنوز ظرفیت تبدیل شدن به یک روایت جذاب گردشگری را پیدا نکرده است؛ بازار تاریخی، حمام چهار فصل، مدرسه سپهداری، بافت تاریخی، خانههای تاریخی، میراث صنعتی و تحولات اجتماعی شهر، همگی میتوانند بخشی از این روایت باشند.در کنار آن، ظرفیتهای طبیعی پیرامون اراک و استان، از جمله تالاب میقان و مناطق طبیعی استان، میتوانند در کنار میراث تاریخی و فرهنگی قرار گیرند.
بنابراین اراک الزاماً قرار نیست نسخهای از اصفهان یا شیراز باشد. اتفاقاً مزیت اراک در این است که روایت متفاوت خود را بسازد. روایتی از یک شهر که در آن تاریخ، صنعت، معماری، فرهنگ و طبیعت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. شاید بتوان این روایت را چنین خلاصه کرد: اراک؛ شهر تاریخ و صنعت، دروازه گردشگری استان مرکزی.
از جاذبه تا محصول گردشگری
یکی از مشکلات بسیاری از مناطق گردشگری این است که جاذبه را با محصول گردشگری اشتباه میگیرند. یک بنای تاریخی، یک جاذبه است؛ اما محصول گردشگری نیست. محصول زمانی شکل میگیرد که جاذبه در کنار مسیر دسترسی، روایت تاریخی، راهنمای آموزشدیده، خدمات مناسب، امکان اقامت، غذا، خرید، سرگرمی، تبلیغات و تجربه مطلوب گردشگر قرار گیرد.
برای مثال، گردشگر نباید فقط بداند که بازار تاریخی اراک وجود دارد؛ باید بتواند یک «تجربه بازار تاریخی اراک» دریافت کند. بتواند درباره تاریخ شکلگیری شهر و بازار بداند، معماری آن را بشناسد، با فرهنگ و اقتصاد سنتی شهر آشنا شود، صنایعدستی و محصولات محلی را ببیند، غذای محلی را تجربه کند و در پایان، خاطرهای از شهر با خود ببرد. اینجاست که گردشگری از بازدید به اقتصاد تبدیل میشود.
مسئله اصلی؛ حکمرانی گردشگری
توسعه گردشگری با ساختن چند هتل یا نصب چند تابلوی راهنما اتفاق نمیافتد. گردشگری یک زنجیره نهادی است. میراث فرهنگی، استانداری، شهرداری، فرمانداری، بخش خصوصی، هتلها، رستورانها، اصناف، دانشگاه، رسانهها، انجمنهای مردمنهاد، هنرمندان، راهنمایان گردشگری و جامعه محلی، همگی بخشی از این زنجیرهاند.
اگر هر دستگاه به صورت جداگانه فعالیت کند، نتیجه مجموعهای از اقدامات پراکنده خواهد بود؛ اما اگر همه بازیگران حول یک برنامه واحد و یک «برند مقصد» حرکت کنند، امکان شکلگیری حکمرانی مؤثر گردشگری ایجاد میشود.گزارش مجمع جهانی اقتصاد نیز نشان میدهد که توسعه گردشگری صرفاً به داشتن جاذبه وابسته نیست و زیرساخت، نیروی انسانی، محیط کسبوکار، پایداری محیطزیستی، سیاستگذاری و توان ایجاد منافع اجتماعی برای جامعه محلی از عوامل مهم موفقیت مقصدها هستند.
گردشگری؛ راهی برای تنوعبخشی به اقتصاد استان مرکزی
اقتصاد استان مرکزی پیوند عمیقی با صنعت دارد و این ویژگی یکی از پایههای مهم اقتصاد استان است. اما در اقتصادهای مدرن، تنوعبخشی اقتصادی اهمیت زیادی دارد. گردشگری میتواند در کنار صنعت قرار گیرد، نه در مقابل آن. حتی اراک میتواند یکی از معدود شهرهایی باشد که گردشگری صنعتی را نیز به صورت جدی دنبال میکند.
تاریخ صنعت در اراک، روند شکلگیری صنایع بزرگ، زندگی کارگری، تحولات شهری ناشی از صنعتیشدن، معماری صنعتی و نقش کارخانهها در تغییر ساختار اجتماعی شهر، همگی میتوانند موضوع گردشگری صنعتی و موزههای تخصصی باشند. چنین رویکردی حتی میتواند یک مزیت رقابتی ایجاد کند؛ زیرا گردشگری اراک لازم نیست صرفاً بر میراث باستانی متکی باشد.خود تجربه صنعتی شدن اراک نیز بخشی از میراث اجتماعی و تاریخی این شهر است.
گردشگری و سرمایه اجتماعی
از منظر جامعهشناختی، یکی از مهمترین پیامدهای توسعه گردشگری میتواند افزایش سرمایه اجتماعی باشد. وقتی شهروندان احساس کنند که محله، بازار، خانه تاریخی، روستا، صنایعدستی یا میراث فرهنگی آنها برای دیگران ارزشمند است، حس تعلق به مکان تقویت میشود. در چنین شرایطی، حفظ میراث فرهنگی دیگر فقط وظیفه یک دستگاه دولتی نیست؛ جامعه نیز خود را در قبال آن مسئول میداند. از سوی دیگر، گردشگری میتواند فرصت تعامل میان فرهنگهای مختلف را فراهم کند.
بنابراین گردشگری در صورت مدیریت صحیح، میتواند همزمان سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی ایجاد کند.اما اگر گردشگری بدون توجه به ظرفیت محیطی، فرهنگ محلی و منافع جامعه میزبان توسعه پیدا کند، میتواند به تخریب منابع، افزایش فشار بر محیط، تجاریشدن افراطی فرهنگ و نارضایتی جامعه محلی نیز منجر شود پس توسعه گردشگری باید پایدار و جامعهمحور باشد.
عصر جدید گردشگری؛ وقتی مقصدها باید در فضای دیجیتال دیده شوند
گردشگری آینده، گردشگری دیجیتال نیز هست؛ امروز گردشگر پیش از آنکه وارد یک شهر شود، آن را در اینترنت جستوجو میکند، تصاویر آن را میبیند، نظرات دیگران را میخواند، مسیر سفر خود را طراحی میکند، اقامتگاه رزرو میکند و حتی با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برنامه سفر میسازد.در سال 2026 نیز موضوع فناوری و هوش مصنوعی به یکی از محورهای اصلی بحث جهانی گردشگری تبدیل شده است و WTTC بر نقش نوآوری دیجیتال، زیرساخت هوشمند، مهارتهای انسانی و مدیریت پایدار مقصد در آینده گردشگری تأکید کرده است.
بنابراین اگر اراک و استان مرکزی میخواهند سهم بیشتری از بازار گردشگری داشته باشند، باید در فضای دیجیتال نیز قابل کشف باشند. نقشه دیجیتال گردشگری، تورهای مجازی، محتوای چندزبانه، روایتهای تصویری، QR Code در بناهای تاریخی، سامانه یکپارچه معرفی جاذبهها، تولید محتوای حرفهای و استفاده از هوش مصنوعی برای طراحی سفر، دیگر ابزارهای تجملی نیستند؛ بخشی از زیرساخت جدید گردشگریاند.
هفت ضرورت برای آینده گردشگری استان مرکزی
نخست، استان مرکزی به یک برند واحد گردشگری نیاز دارد؛ برندی که ظرفیتهای تاریخی، طبیعی، فرهنگی و صنعتی استان را در یک روایت منسجم معرفی کند.
دوم، باید به جای معرفی پراکنده جاذبهها، مسیرهای گردشگری طراحی شود؛ برای مثال مسیرهایی که اراک را با جاذبههای تاریخی و طبیعی شهرستانهای اطراف پیوند دهد.
سوم، اراک باید از یک شهر عبوری به دروازه گردشگری استان تبدیل شود؛ شهری که گردشگر در آن توقف کند، اقامت داشته باشد و از آن برای شناخت دیگر نقاط استان استفاده کند.
چهارم، توسعه گردشگری رویدادمحور باید جدی گرفته شود. جشنوارههای فرهنگی، موسیقی، غذا، صنایعدستی، ورزش، تاریخ و حتی رویدادهای صنعتی میتوانند تقاضای گردشگری ایجاد کنند.
پنجم، استان باید به مسئله افزایش ماندگاری گردشگر توجه کند. تعداد بازدیدکنندگان به تنهایی کافی نیست؛ باید کاری کرد که گردشگر یک ساعت بیشتر بماند، یک شب بیشتر اقامت کند و یک تجربه بیشتر داشته باشد.
ششم، جامعه محلی و بخش خصوصی باید از «مخاطب سیاست گردشگری» به شریک توسعه گردشگری تبدیل شوند.
هفتم، استان باید از ظرفیت رسانه، شبکههای اجتماعی، فناوری و هوش مصنوعی برای ساختن تصویر جدیدی از اراک و استان مرکزی استفاده کند.
از سرزمین عبور تا مقصد گردشگری
شاید مهمترین مسئله گردشگری استان مرکزی را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: استان مرکزی بیش از آنکه به جاذبه جدید نیاز داشته باشد، به مدیریت بهتر جاذبههای موجود نیاز دارد.ما باید از جاذبه به محصول گردشگری برسیم؛ از محصول به تجربه و از تجربه به ارزش اقتصادی و اجتماعی چراکه استان مرکزی ظرفیت دارد، اما ظرفیت به تنهایی توسعه ایجاد نمیکند.
توسعه زمانی اتفاق میافتد که ظرفیت، مدیریت، سرمایهگذاری، زیرساخت، تبلیغات، مشارکت اجتماعی و سیاستگذاری در کنار یکدیگر قرار گیرند.اراک نیز باید از تصویر تکبعدی «شهر صنعتی» عبور کند و به شهری تبدیل شود که صنعت، تاریخ، معماری، فرهنگ و طبیعت را در یک روایت تازه کنار هم قرار میدهد.در چنین نگاهی، بازار تاریخی اراک فقط یک بنای قدیمی نیست؛ بخشی از هویت شهر است.
حمام چهار فصل فقط یک اثر معماری نیست؛ بخشی از حافظه اجتماعی اراک است. میراث صنعتی فقط کارخانه و تجهیزات نیست؛ روایت چند نسل از زندگی اجتماعی و اقتصادی شهر است.تالاب میقان فقط یک پهنه طبیعی نیست؛ بخشی از سرمایه زیستمحیطی و گردشگری منطقه است.و روستاها و شهرهای استان فقط نقاطی روی نقشه نیستند؛ هرکدام میتوانند بخشی از یک زنجیره بزرگتر گردشگری باشند.
بنابراین، روز جهانی گردشگری فرصت مناسبی است تا یک بار دیگر درباره آینده اراک و استان مرکزی فکر کنیم. پرسش اصلی دیگر این نیست که استان مرکزی چه جاذبههایی دارد؟ و اما پرسش مهمتر این است که چگونه میتوانیم جاذبههایی را که داریم به تجربهای تبدیل کنیم که گردشگر برای دیدنش برنامهریزی کند، در استان بماند، هزینه کند و دوباره بازگردد؟
کشورهایی که امروز در بازار گردشگری جایگاه بالاتری پیدا کردهاند، الزاماً کشورهایی نیستند که بیشترین میراث تاریخی یا طبیعی را دارند؛ بسیاری از آنها توانستهاند میان جاذبه، زیرساخت، روایت، فناوری، سرمایهگذاری، جامعه محلی و بازار ارتباط برقرار کنند. تجربه کشورهایی مانند ترکیه، امارات، عربستان، مصر، اندونزی و حتی ازبکستان نشان میدهد که سرمایهگذاری و سیاستگذاری هدفمند میتواند جایگاه یک مقصد را در بازار گردشگری تغییر دهد.
پس برای استان مرکزی، مسئله گردشگری صرفاً مسئله میراث فرهنگی نیست؛ مسئله اقتصاد آینده، اشتغال جوانان، هویت شهری، حفظ میراث، توسعه متوازن و کیفیت زندگی است و اگر گردشگری را جدی بگیریم، شاید بتوانیم روزی درباره اراک نه فقط به عنوان یک شهر صنعتی، بلکه به عنوان یکی از مقصدهای فرهنگی، تاریخی و صنعتی مرکز ایران سخن بگوییم.
و شاید زمان آن رسیده باشد که از خود بپرسیم آیا میخواهیم همچنان استانی باشیم که گردشگران از آن عبور میکنند، یا استانی که گردشگران برای دیدنش برنامهریزی میکنند که پاسخ به این پرسش، فقط آینده گردشگری استان را تعیین نمیکند؛ بخشی از آینده اقتصادی و اجتماعی استان مرکزی را نیز رقم خواهد زد.
یادداشت از: محمد اشجاری، جامعهشناس و پژوهشگر
انتهای پیام/711/