جمعیت؛ پرسش آینده ایران
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 05 مهر 1405 - 16:09
خبرگزاری تسنیم ـ راضیه آقایی زاده*؛ گاهی یک بحران، زمانی جدی گرفته میشود که آثار آن در زندگی روزمره آشکار شده باشد؛ اما برخی بحرانها آرام و بیصدا شکل میگیرند و هنگامی که نشانههایشان در جامعه نمایان میشود، دیگر فرصت تصمیمگیری آسان از دست رفته است. مسئله جمعیت از همین جنس است.
کاهش فرزندآوری شاید امروز برای بسیاری از خانوادهها تنها به معنای داشتن یک فرزند کمتر باشد؛ اما در مقیاس ملی، هر تولد کمتر یعنی یک نیروی انسانی کمتر در سالهای آینده، یک دانشآموز کمتر در مدرسه، یک جوان کمتر در دانشگاه و بازار کار و در نهایت، یک جمعیت فعال کمتر برای اداره جامعهای که همزمان رو به سالمندی میرود. امروز دیگر نمیتوان مسئله جمعیت را صرفاً موضوعی آماری دانست. جمعیت، مسئله اقتصاد، امنیت، خانواده، فرهنگ، نظام سلامت، آموزش، اشتغال و حتی آینده تمدنی یک کشور است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در سال 1405، نرخ باروری ایران به حدود 1/3 تا 1/5 فرزند به ازای هر زن رسیده است؛ سطحی که از آن به عنوان «باروری بسیار پایین» یاد میشود. همزمان، سهم سالمندان نیز در حال افزایش است.
این اعداد نشان میدهد؛ اگر امروز برای اصلاح این روند چارهای اندیشیده نشود، چند سال بعد با جامعهای مواجه خواهیم شد که تعداد زیادی از اعضای آن در سنین بازنشستگی قرار دارند؛ اما شمار جوانانی که باید چرخ اقتصاد و تولید و خدمات را به حرکت درآورند، کاهش یافته است. جامعهای که جوانانش کم شوند، فقط جوانانش کم نشدهاند؛ آیندهاش کوچکتر شده است.
فرزند کمتر؛ مسئلهای فراتر از یک انتخاب شخصی
بیتردید فرزندآوری در درجه نخست یک تصمیم خانوادگی است و نمیتوان با نگاه دستوری درباره خصوصیترین انتخابهای خانواده سخن گفت. اما تصمیمهای فردی هنگامی که به یک رفتار گسترده اجتماعی تبدیل میشوند، آثار عمومی پیدا میکنند. اگر بخش بزرگی از خانوادهها برای سالهای طولانی تنها به یک فرزند یا حتی بدون فرزند بودن رضایت دهند، آثار آن تنها در خانه همان خانواده باقی نمیماند؛ بلکه ساختار سنی جامعه را تغییر میدهد. کاهش جمعیت جوان، به معنای کوچکشدن نیروی کار در آینده است. کوچکشدن نیروی کار میتواند فشار بیشتری بر نسل شاغل برای تأمین هزینههای سالمندی وارد کند. از سوی دیگر، افزایش جمعیت سالمند نیاز به خدمات درمانی، مراقبتی و حمایتی بیشتری ایجاد خواهد کرد. در چنین شرایطی ممکن است نسلی که امروز تصور میکند با فرزند کمتر زندگی آسانتری خواهد داشت، در آینده با مسئولیتهای سنگینتری برای نگهداری از والدین سالمند و تأمین هزینههای اجتماعی مواجه شود.
بنابر این مسئله فقط این نیست که من چند فرزند داشته باشم؟ مسئله این است که ما چه جامعهای را برای فرزندان امروز و نسل فردا باقی میگذاریم؟ قرآن کریم؛ فرزند را صرفاً «هزینه» نمیبیند. نگاه قرآن به فرزند نیز نگاهی قابل تأمل است. خداوند در سوره کهف میفرماید: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا؛ مال و فرزندان، زینت زندگی دنیاست.» این آیه، فرزند را بخشی از زینت و زیبایی زندگی معرفی میکند؛ نه آنگونه که گاهی در نگاه مادی امروز، کودک صرفاً به عنوان «هزینه»، «محدودیت» یا مانعی برای رفاه فردی دیده میشود.
البته اسلام هرگز مسئولیت فرزندآوری را از مسئولیت تربیت جدا نمیکند. فرزند داشتن، به خودی خود فضیلت کامل نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نسل سالم، مؤمن، آگاه، توانمند و صالح است. از همین روست که قرآن کریم در دعای حضرت زکریا(ع) میفرماید: «رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنكَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً؛ پروردگارا، از جانب خود فرزندی پاکیزه به من عطا کن.»
در منطق قرآن، مسئله فقط «تعداد» نیست؛ سخن از ذریه طیبه است. بنابراین سیاست جمعیتی نیز اگر قرار است موفق باشد، باید همزمان با افزایش تولد، بر سلامت، تربیت، آموزش، هویت و توانمندی نسل آینده سرمایهگذاری کند.
هشدارهای رهبر شهید درباره یک مسئله راهبردی
رهبر شهید انقلاب سالهای گذشته بارها نسبت به کاهش جمعیت و حرکت کشور به سمت سالمندی هشدار دادهاند و مسئله جمعیت را از مسائل اساسی آینده کشور دانستهاند. این هشدار را نباید صرفاً یک توصیه برای افزایش آمار تولد تلقی کرد. پشت آن، یک محاسبه روشن درباره آینده کشور وجود دارد: اگر پنجره جمعیتی امروز از دست برود، بازگرداندن آن در آینده بسیار دشوار خواهد بود.
جمعیت، برخلاف بسیاری از شاخصهای اقتصادی، در کوتاهمدت قابل اصلاح نیست. برای تربیت یک نیروی انسانی توانمند، حداقل دو دهه زمان لازم است. یعنی کودکی که امروز متولد میشود، نیروی متخصص و فعال اقتصادی سالهای آینده است. پس تصمیم امروز ما درباره فرزندآوری، در حقیقت تصمیم درباره نیروی انسانی بیست سال آینده کشور است.
در این میان نباید همه مسئولیت را بر دوش خانواده گذاشت. واقعیت این است که خانواده ایرانی برای فرزندآوری با مجموعهای از نگرانیها مواجه است؛ مسکن، اشتغال، هزینههای تربیت و آموزش، آینده شغلی فرزندان، هزینههای درمان، فشارهای اقتصادی و دشواری جمع کردن نقشهای شغلی و خانوادگی، از نگرانیهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
شاید یکی از مهمترین مسائل، تغییر نگاه فرهنگی ما به فرزند باشد. در سالهای اخیر، گاهی سبک زندگی به گونهای بازتعریف شده که «آسایش بیشتر» را مساوی با «مسئولیت کمتر» دانسته است. در این نگاه، هرچه تعهد کمتر باشد، زندگی موفقتر تلقی میشود؛ در حالی که بسیاری از عمیقترین تجربههای انسانی دقیقاً در دل مسئولیت شکل میگیرند. فرزند، فقط کسی نیست که بخشی از درآمد خانواده را مصرف میکند؛ او انسانی است که فردا میتواند تولیدکننده، پزشک، معلم، پژوهشگر، کارآفرین، پدر یا مادری برای نسل بعد و عضوی مؤثر در جامعه باشد.
اگر کودک را فقط از زاویه هزینههای امروز ببینیم، طبیعی است که فرزندآوری پرهزینه به نظر برسد؛ اما اگر او را از منظر آینده ببینیم، تصویر متفاوت میشود. البته این سخن به معنای نادیده گرفتن دشواریهای واقعی زندگی نیست. خانواده حق دارد درباره توان اقتصادی و تربیتی خود تصمیم بگیرد. سخن آن است که نباید در اثر تغییرات فرهنگی و اقتصادی، فرزندآوری به یک امر نامطلوب یا نشانه عقبماندگی اجتماعی تبدیل شود.
نسلها جای یکدیگر را میگیرند. پدران و مادران امروز، روزی سالمند خواهند شد و این جوانان هستند که باید جامعه را اداره کنند. اما اگر نسل بعدی کوچکتر از نسل فعلی باشد، تعادل میان جمعیت فعال و جمعیت وابسته به تدریج دشوارتر میشود. آن روز دیگر مسئله فقط «جمعیت» نیست؛ مسئله بیمارستان، پزشک، پرستار، صندوق بازنشستگی، نیروی کار، تولید، مالیات، آموزش و حتی پویایی اجتماعی خواهد بود. تجربه جهانی نیز نشان میدهد سالمندی جمعیت پدیدهای گسترده است و کاهش باروری همراه با افزایش طول عمر، ساختار سنی بسیاری از جوامع را تغییر داده است؛ مسئله اصلی برای کشورها، آمادگی برای این تغییرات و مدیریت پیامدهای آن است.
امروز شاید یک خانواده با تولد یک فرزند، هزینهای را احساس کند که بلافاصله باید پرداخت شود؛ اما جامعه، منفعت آن تولد را سالها بعد دریافت میکند. این همان جایی است که نقش حاکمیت و فرهنگ عمومی اهمیت پیدا میکند. جامعه باید به خانواده کمک کند تا هزینههای اولیه فرزندآوری کاهش یابد، اما در کنار آن، باید یک تحول فرهنگی نیز شکل بگیرد: فرزند نباید از «هزینه» به «سرمایه» و از «مانع رفاه» به «بخشی از معنای زندگی» تبدیل شود. اسلام نیز خانواده و فرزند را در منظومهای از محبت، مسئولیت، تربیت و استمرار نسل میبیند. امروز بیش از آنکه نیازمند ترساندن خانوادهها از آینده باشیم، باید آینده را برای آنان قابل اعتماد کنیم.
باید به جوان گفت: فرزندآوری فقط برای امروز تو نیست؛ برای فردای خودت، خانوادهات و جامعهات است. و باید به خانواده گفت:کودکی که امروز در آغوش توست، شاید فردا یکی از کسانی باشد که این کشور را نگه میدارد.
جمعیت، فقط عدد انسانها نیست؛ تعداد فرصتهایی است که یک ملت برای ساختن آینده در اختیار دارد. در واقع مسئله نسلی است که هنوز به دنیا نیامده، اما آینده این سرزمین به دست او ساخته خواهد شد.
* کارشناس خانواده
انتهای پیام/