روایت تبلیغی| راز حیرت‌انگیز مقاومت در لبنان

خبرگزاری تسنیم ـ علی صالحی*؛ سفر تبلیغی‌ام به لبنان، برای من تنها یک مأموریت تبلیغی ساده نبود؛ بلکه گشوده شدن پنجره‌ای رو به یک «جنگ شناختی، جمعیتی و تمدنی» تمام‌عیار بود. شب‌ها در مرکز فرهنگی امام خمینی(ره)، با کارشناسان، دیپلمات‌ها و فرهنگیان، گعده‌های دوستانه پرشوری داشتیم. در میان دود ملایم چای عربی و زمزمه‌های مقاومتی که از هر گوشه بیروت به گوش می‌رسید، مباحث عمیقی شکل می‌گرفت. یکی از دغدغه‌هایی که در آن شب‌های پرستاره ضاحیه، ذهن مرا به شدت درگیر خود کرد، معمای پیچیده «جمعیت و قدرت» بود. لبنانی که در ظاهر با یک نظم سیاسی طایفه‌ای خاص اداره می‌شود: رئیس‌جمهوری که الزاماً باید مسیحی باشد، نخست‌وزیری که سهم اهل سنت است و ریاست مجلسی که به شیعیان می‌رسد.

در یکی از همین شب‌ها، بحث به ساختار سیاسی لبنان کشیده شد. یکی از دوستان ایرانی که همسر لبنانی داشت و سال‌ها در این کشور مشغول کار فرهنگی و هنری بود، پرده از یک حقیقت تاریخی برداشت. او می‌گفت این توزیع قدرت، برآمده از یک دروغ بزرگ و مهندسی‌شده توسط استعمارگران فرانسوی است. آن‌ها در دهه‌های گذشته، با دستکاری واقعیت‌ها و استناد به سرشماری‌های کهنه، این باور را در اذهان عمومی و ساختار بین‌المللی جا انداختند که کفه ترازو به نفع مسیحیان سنگینی می‌کند و جمعیت شیعه، اقلیتی قابل چشم‌پوشی است. در حالی که اگر همین امروز، بدون دستکاری سیاسی و با شفافیت، یک سرشماری رسمی در لبنان صورت گیرد، جهان خواهد دید که جمعیت شیعیان در این چند دهه اخیر، رشد خیره‌کننده و تصاعدی داشته است. اما چرا دولت هرگز زیر بار این سرشماری نمی‌رود؟ پاسخ ساده و دردناک است: چون دشمن از «آمار واقعی زاد و ولد مقاومت» به شدت هراس دارد و پایه‌های امنیت پوشالی‌اش به لرزه در می‌آید.

همین مسئله، جرقه‌ای در ذهن من زد تا به «جمعیت» نه به عنوان یک عدد در نمودارهای آماری، بلکه به عنوان یک «پارامتر اصلی و تعیین‌کننده» در شکل‌دهی به حکومت‌ها، جوامع و تمدن‌ها نگاه کنم. نظم نوین جمعیتی منطقه، بیش از آنکه بر روی میز مذاکرات نوشته شود، در گهواره‌ها رقم می‌خورد. دشمن به خوبی فهمیده است که برای تغییر معادلات خاورمیانه، باید ترکیب جمعیتی را هدف قرار دهد. این تغییر ترکیب، امروز نقاب از چهره برداشته و در قالب جنگ‌های ترکیبی خود را نشان می‌دهد. افزایش تعداد کشته‌ها در نبردهای نظامی و حتی انتشار ویروس‌های آزمایشگاهی در سطح جهان، تنها بخش‌های آشکار این جنگ برای کاهش جمعیت جوامع هدف است.

امروز لبنان با پوست و گوشت خود این چالش جمعیتی را لمس می‌کند. از زمان جنگ هفت اکتبر (طوفان الاقصی) تاکنون، ماشین جنگی رژیم صهیونیستی ده‌ها هزار منزل مسکونی را در لبنان ویران کرده است. گرچه دشمن نیز در این نبرد متحمل ضربات سنگینی شده، اما هدف پنهان آن‌ها در بمباران‌ها چیزی فراتر از تخریب آجر و سیمان است؛ آن‌ها در پی «تخریب آشیانه‌های زاد و ولد و امنیت خانواده» هستند. از سوی دیگر، تلاش برای کاهش جمعیت از طریق اهرم‌های فشار اقتصادی، نمونه بارز دیگری از این جنگ خاموش است. بحران‌های کمرشکن اقتصادی باعث شده تا بخش عظیمی از لبنانی‌ها ترک وطن کنند. آمارها تکان‌دهنده است؛ بین 4 تا 14 میلیون مهاجر لبنانی، یعنی چهار برابر جمعیت کشور که عمدتاً در کشورهای عربی، غربی و آمریکا و به ویژه کشور برزیل زندگی می‌کنند و تمام تلاششان، تأمین مخارج قوم و خویششان در داخل لبنان است. عددی که با توجه به جنگ اخیر، روز به روز در حال افزایش است. این یعنی تخلیه آرام ظرفیت انسانی یک کشور در خط مقدم جبهه.

این مشاهدات میدانی، مرا به یک مقایسه درداک با کشور عزیزم ان ایران و سایر کشورهای منطه واداشت. در کشورهای عربی مانند عراق، به لطف بافت سنتی، ویژگی‌ای محیطی و سنت‌های ریشه‌دار قبیله‌ای، «تکثیر نسل» همچنان یک ارزش بلامنازع اجتماعی است و شاید برای حفظ این روند، به کار فرهنگی پیچیده‌ای نیاز نباشد. اما ما در ایران، متاسفانه در مسئله جمعیت به شدت می‌لنگیم. ما در تحلیل‌ا و تصمیم‌گیری‌هایمان، مباحث اقتصادی را به عنوان تنها مانع فرزندآوری به شکل اغراق‌آمیزی برجسته می‌کنیم؛ در حالی که منطق مقاومت چیز دیگری می‌گوید.

در شرایط جنگی و مواجهه با تهدیدات، اتفاقاً باید فرآیند زاد و ولد و تولید قدرت انسانی تشدید شود. فرزندآوری یک نقطه قوت استراتژیک است. خداوند متعال می‌فرماید: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة» (و هر آنچه می‌وانید از نیرو فراهم کنید). آیا نیرویی بالاتر از سرمایه انسانی وجود دارد؟

در این میان، روحانیت و نخبگان رسالتی تاریخی بر دوش دارند؛ رسالت «تغییر نگاه جامه». ما باید مسئله جمعیت را یک «امر وجودی» بدانیم. همان‌ور که می‌وییم نبرد ما با دشمن یک نبرد وجودی و بر سر بقاست، یکی از شرط قطعی پیروزی در این جنگ، تغییر معادلات از طریق «افزایش جمعیت» است. هرچه جمعیت بیشتر، علی‌القاعده قدرت ما علیه دشمن بیشتر. هرچه جمعیت بیشتر، ظرفیت برای تربیت سربازان در رکاب امام زمان (عج) گسترده‌تر. اگر جمعیتی نداشته باشیم، برای چه کسی می‌واهیم کار تربیتی کنیم؟ کدام آرمان حاکمیتی را می‌خواهیم محقق سازیم؟ پیشرفت‌های تکنولوژیک و هوش مصنوعی هرگز نباید ما را از این نیاز حیاتی غافل کند.

لبنان برای من یک کلاس درس عملی بود. فضای دلدادگی به ولایت فقیه در آنجا، ظرفیتی عظیم خلق کرده بود که دشمن آن را سد راه خود دید. اما راز این مقاومت حیرت‌انگیز چه بود؟ این همه ایستادگی، ریشه در دامن مادرانی داشت که در جبهه فرزندآوری پیش‌قدم بودند. آن مادر لبنانی که با صلابت می‌گفت: «همه پسرهایم را در راه خدا دادم»، یک معجزه و تجلی واقعی «الگوی سوم زن» است. زنانی که هم در متن تحولات اجتماعی حضور دارند و هم با پرورش نسل، تاریخ را می‌سازند.

تجربه زیسته من در لبنان یک پیام روشن برای داخل کشور داشت: ما باید در ایران، بحث بحران جمعیت را از تئوری‌ها و نظریه‌پردازی‌ها خارج کنیم و به کف میدان بیاوریم. باید کاری کنیم که مردم فرزندآوری را یک «ارزش والا» بدانند و به داشتن خانواده‌های پرجمعیت افتخار کنند. در مقابل، باید فرهنگ تک‌فرزندی یا کم‌فرزندی، در نگاه جامعه تقبیح شود. این تغییر نگرش باید از لایه‌های نخبگانی آغاز شده و به لایه‌های عمومی مردم تسری یابد. البته حاکمیت باید با تمام قوا وارد میدان شود و دولت باید چتر حمایتی خود را بگستراند، اما کار نهایی را باید خود مردم تمام کنند. ما امروز در ایران، به یک «بعثت جمعیتی» نیاز داریم؛ چرا که خطر کاهش جمعیت، خاموش‌تر و ویرانگرتر از هر جنگ نظامی است.

*دکتری قرآن و حدیث

انتهای پیام/