تأملی بر هویت معاصر حوزه و الزامات پیش رو

به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم ، حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، مدرس خارج فقه سیاسی حوزه علمیه قم، در برنامه «حوزه نوین» که به همت مجموعه رسانه‌ای رحامدیا برگزار شد به بررسی ابعاد هویت حوزه علمیه قم در عصر انقلاب اسلامی پرداخت.

وی در پاسخ به این سؤال که تمایز میان اصالت حوزوی با انجماد و تصلب چیست و چگونه می‌توان به‌گونه‌ای که یک طلبه در عینِ به‌روز و کارآمد بودن، اصالت حوزوی و زی طلبگی خود را نیز حفظ کند، این دو را از یکدیگر تفکیک کنیم، گفت: حوزه علمیه محصول امروز و دیروز نیست. آموزه‌های ارزشی که حوزه و طلاب بر اساس آن زندگی می‌کنند، مبتنی بر آموزه‌های عصر مدرنیته و پسامدرنیته شکل نگرفته است. از سوی دیگر، طلاب در عین حال که به‌عنوان «طالب علم» شناخته می‌شوند، به لحاظ معنوی نیز به‌عنوان «روحانی» شناخته می‌شوند. طبعاً انتظارات از این شخصیت، هم ناظر به وجهه علم‌آموزی اوست و هم ناظر به حیثیت روحانیت. در عین حال، او یک انسان است؛ زندگی دارد، همسر و فرزند دارد و در همین جامعه زندگی می‌کند.

استادتمام پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: برای بررسی کارکردهای یک طلبه، باید او را در چارچوب و جایگاهی که در آن قرار دارد، بسنجیم. به‌عنوان مثال، وقتی می‌گوییم شخصی کارگر، بنا یا هر شغل دیگری است، طبعاً متناسب با زیست‌محیطی که در آن زندگی می‌کند، نوع پوشش، رفتار و انتظارات از او متفاوت خواهد بود؛ همان‌طور که شما از یک فرزند انتظار پدری ندارید و از پدر نیز انتظار بچگی ندارید. هر فردی باید در چارچوب ارزشی حاکم بر عنوانی که بر او منطبق می‌شود، حرکت کند. در گذشته، عنوان طلبه صرفاً به معنای «طالب علم» بود و این علم نیز لزوماً منحصر در علم دین نبود؛ ممکن بود شامل نجوم، حساب، ریاضیات، مثلثات و شیمی هم بشود. همان‌طور که می‌دانیم، در قرون گذشته، علم این‌گونه متکثر و متنوع نشده بود و حالت عام‌تری داشت. اما در زمان حاضر، این طلبه، طالب «علم دین» است.

او ادامه داد: طلاب لزوماً الگوی تراز نیستند یعنی الگویی که در قله قرار داشته باشد؛ مانند پیامبر(ص)، ائمه اطهار(ع)، امام خمینی(ره) یا شهدای شاخص ما. همان‌طور که در میان 124 هزار پیامبر نیز رتبه‌بندی وجود داشت و برخی اولی‌العزم بودند و برخی دیگر مأموریت‌های تبلیغی و تبیینی داشتند. با این حال، وجه جامع همه طلاب، دو چیز است: نخست اینکه «طالب علم دینی» هستند که البته این علم باید برای توسعه و تبیین در جامعه منتشر شود. دوم نیز از فضای روحانیت و معنویت برخوردار هستند.

دکتر ایزدهی یادآور شد: مردم ممکن است در جوامع مختلف تفاوت قائل شوند. یک نفر ممکن است بگوید من زهدورزی نمی‌کنم و مانند توده مردم زندگی می‌کنم. دیگری ممکن است بگوید من زاهدانه زندگی می‌کنم تا با پایین‌ترین طبقات مردم هم‌ذات‌پنداری داشته باشم. اما قدر متیقن این است که این عنوان، فارغ از اینکه چه کسی در جامعه باشد و چه کسی آن را طلب کند، متوقع دو مؤلفه «علم، تعلیم و تربیت» و «معنویت و اخلاق» است. اگر غیر از این باشد، همان ارتکاز و انتظار عمومی مردم می‌گوید: «این شخص مگر طلبه نیست؟» این ارتکاز فراگیر، نشان‌دهنده انتظار جامعه است.

عنوان «روحانی» در اسلام و مسیحیت

وی درباره اینکه آیا عنوان «روحانی» دچار تطور شده است، با اشاره به تفاوت روح و روان گفت: واقعیت این است که روح و روان یکی نیستند. روح در عالم معناست و روان در ساحت جسم است. روان‌شناسی و روان‌کاوی برای جسم در عالم تجربه و مادی محقق می‌شود؛ اما روح یک مقوله فرامادی است. طبعاً ما به کشیش مسیحی و روحانی شیعه یا اهل سنت نمی‌گوییم «روان‌کاو»، زیرا با روان کاری نداریم؛ بلکه با روح کار داریم. وقتی می‌گویید روح، باز هم بحث تطور نیست، بلکه دو تلقی متفاوت است. اینکه ما با روح و عوالم فرای جسم کار داریم، حرف درستی است و برای مسیحیت هم درست است. اما نکته اینجاست دینی که ما بر اساس آموزه‌های آن رفتار می‌کنیم، آیا روح و جسم را با هم می‌بیند یا روح را تنها؟ آیا ما در اسلام، دین و دنیا را با هم داریم؟ دنیا و آخرت را با هم داریم؟ روح و جسم را با هم داریم؟ طبعاً ما تلقی مسیحیت و کسانی که آن را به زبان ما ترجمه کرده‌اند نمی‌پذیریم.

استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: البته واژگان در مناطق مختلف متفاوت‌اند؛ مثلاً ممکن است به علما در مناطقی «ماموستا»، «آخوند» یا عناوین دیگر بگویند، اما تعبیر «روحانیت» تقریباً مختص شیعه است. قدر متیقن این است که وقتی ما در فضای حوزوی و ایران صحبت می‌کنیم، اگر کسی اخلاق و معنویت مبتنی بر آموزه‌های دین اسلام و مذهب شیعه را نداشته باشد، او را روحانی نمی‌پذیرند؛ حتی اگر ملبس باشد و اخلاق خوبی هم داشته باشد، اما اگر سطح دانش اسلامی نداشته باشد، باز هم از او توقع روحانی بودن ندارند.

طلبه تراز انقلاب اسلامی

حجت‌الاسلام ایزدهی درباره اینکه چه نوع تعریفی باید از حوزه و طلبه داشته باشیم که بگوییم این فرد، طلبه تراز انقلاب اسلامی (با اندیشه امامین انقلاب) است، گفت: این موضوع را باید از دو منظر بررسی کنیم. یک بخش، میراث (تراث) است؛ میراثی که در طول حدود هزار سال در حوزه رقم خورده است. مانند سنگی که از کوه سرازیر شده، در بستر رودخانه صیقل خورده و اکنون به شکلی شسته‌رفته درآمده است. باید ببینیم در طول تاریخ چه اتفاقی افتاده است و ما بر اساس آموزه‌های اصیل دینی‌مان، چه تعریفی می‌توانیم ارائه دهیم.

وی افزود: بخش دیگر، فارغ از بحث واژگان و تسمیه، بحثی هویتی است. بحث هویتی تابعی از یک تاریخ است؛ تاریخی که ما و گذشتگانمان داریم. این لباس روحانیت نیز تراثی تاریخی دارد که در گذر زمان نمادین شده است. امروز کسی آن را جعل نکرده، بلکه وقتی می‌بینند، می‌گویند این لباس و ساختار، متعلق به روحانیت شیعه است. فارغ از بحث لباس و جلوه‌های نمادین، بحث اصلی بر سر دانش و کارکردهای این قشر است.

ایزدهی ادامه داد: کارکرد روحانیت همواره این بوده است که در کنار مردم، برای مردم، حلال مشکلات آن‌ها، تضمین‌کننده سبک زندگی مؤمنانه، حلال مشکلات شرعی و پاسخگو به مسائل اعتقادی و اختلافات خانوادگی آن‌ها باشد. این کارکردها به‌مرور زمان در جامعه برای این افراد نهادینه شده است؛ البته بدون اینکه هیچ حساب‌وکتاب رسمی یا بخشنامه‌ای در کار باشد. یعنی یک روحانی وقتی کتاب طلاق، صلح یا بیع می‌خواند، بر اساس مبانی شرعی به مردم می‌گفت چه کار کنند و مردم نیز چون می‌دانستند این افراد انسان‌های پرهیزگاری هستند و برای خودشان کاری انجام نمی‌دهند (و علما نیز قاعدتاً این‌گونه بودند)، برای رفع نزاع‌ها و قضاوت به آن‌ها مراجعه می‌کردند.

مواجهه فقه با مسائل جدید

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به این سؤال که چرا فقه ما در مواجهه با مسائل جدید، رویکردی پسینی دارد و پیشینی نیست و همواره با فاصله‌ای نسبتاً زیاد از تحولات اجتماعی، سیاسی و علمی، به فکر چاره‌جویی می‌افتد، گفت: از یک جهت، سنخ دین و شریعت، تابعی از «موضوع» است. طبعاً تا موضوعی محقق نشود، حکمی برای آن متصور نیست. برخی موضوعات از زمان شارع مقدس وجود داشته‌اند و به اصطلاح امروزی‌ها «مخترع شارع» نیستند. اما موضوعات قاعدتاً در فرایند زمان (که ممکن است سال‌ها طول بکشد) ایجاد می‌شوند. 

وی افزود: اگر قرار بود ما بر اساس موضوعات ثابت حرکت کنیم، دین مختص جامعه تا روز قیامت نمی‌بود. طبیعتاً دین باید بتواند به همه موضوعاتی که در آینده پیش می‌آید پاسخ دهد. پس سنخ کار فقه، از این جهت پسینی است؛ زیرا تابع موضوع است. اما این به معنای انفعال فقیه نیست. فقیه بر اساس موضوعات موجود و موضوعات متصور و متوقع (آنچه انتظار می‌رود رخ دهد)، فقه خود را می‌نویسد؛ مانند مرحوم امام خمینی(ره) که کتاب تحریرالوسیله را نوشتند. در خصوص تغییر جنسیت، یک‌سری احکام بیان شد در حالی که اصلاً تا آن زمان چنین اتفاقی نیفتاده بود. مهم این است که موضوع یا باید وجود داشته باشد یا در ذهن و تصور فقیه شکل بگیرد.

ایزدهی خاطرنشان کرد: اینکه آیا فقه ما نسبت به مظاهر تمدنی احتیاط می‌کرده است، پاسخش بله است. بحث تمدن موجود مبتنی بر یک الحاد است؛ هرچند ممکن است مبتنی بر تجربه و علم هم باشد، اما احتمال الحاد در آن وجود دارد. در باب هویت طلبگی در نگاه امامین انقلاب اسلامی، معمولاً طلبه سه شاخصه دارد: بُعد علمی، بُعد تهذیبی و بُعد سیاسی-اجتماعی.

او ادامه داد: ما ضرورت داریم علم دینی، فقه و شریعت را متناسب با مسائل آینده پیش‌بینی و تجویز کنیم تا اگر فردا مشکلی ایجاد شد، مجبور به استفاده از فراورده‌های غربی نشویم. بنابراین، فقه و شریعت ضرورتاً پسینی نیست، بلکه آینده‌نگرانه است و همواره تلاش کرده تا به سؤالات مردم پاسخ دهد. مردم سؤالاتی دارند و از خاستگاه دین می‌پرسند که در تعاملات بین‌الملل، با دوست و دشمن چه کار کنیم؟ فقیه هم باید از خاستگاه دین به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

ماهیت و هویت طلبگی

دکتر ایزدهی درباره ماهیت و هویت طلبگی اظهار کرد: ماهیت طلبگی سر جای خودش محفوظ است. طلبه کسی است که مقوماتی دارد؛ علم دین را بداند، آن را ترویج و تبیین کند، ماهیت دین را در اذهان مردم تعمیق ببخشد و گفتمان‌سازی کند. این‌ها کار طلبگی است؛ طلبه‌ای که تبلیغ نکند و تبیین نکند، وظیفه خود را انجام نداده است. اما بحث هویتی، تابعی از یک دامنه تاریخی، سنت‌های تاریخی و الزامات اجتماعی است. زمانی تنها منبر ما برای وعظ و خطابه، یک صندلی چوبی بود. در آن زمان شاید منبرهای دیگری برای تعمیق دین در مردم وجود نداشت. اما آیا امروز که ابزارهای رسانه‌ای و تکنولوژی پیشرفت کرده‌اند، نمی‌توان دین را به گونه‌ای مطلوب‌تر و فارغ از آن منبر مصطلح تاریخی ارائه داد؟ آیا خروج از آن قالب، به معنای تحول در ماهیت است؟

وی افزود: ما باید بین هویت و ماهیت تفکیک قائل شویم. ماهیت طلبگی باید حفظ شود؛ اما هویت و ابزارها می‌توانند روزآمد شوند. این که طلبه‌ای رفت و کارگردان شد و ریشش را هم تراشید، خب او دیگر کار طلبگی نمی‌کند؛ ممکن است کارکردهای دیگری داشته باشد؛ اما طلبه نیست. طلبه باید بر اساس حفظ آن ماهیت و اصول، از ابزارهای روزآمد متناسب با فضای عمومی و بین‌المللی استفاده کند.

حجت‌الاسلام ایزدهی خاطرنشان کرد: امروز ما در مواجهه با نظم سلطه هستیم و باید جامعه را اداره کنیم و با مردم جهان درباره مسائل جهانی گفت‌وگو کنیم. اگر طلبه‌ای نتواند مسائل بین‌المللی و نظم حاکم جهانی را بشناسد، «مجتهد» به معنای مصطلح نیست. امروز سؤالات مردم در حوزه دین تغییر کرده است؛ بحث‌های اقتصاد اسلامی، بورس، بانک، قانون اساسی، اختیارات ولی‌فقیه، خلع سلاح‌های کشتار جمعی و… مطرح است. چه کسی باید به این‌ها پاسخ دهد؟ همان کسی که در طول قرون گذشته به سؤالات شرعی و احوالات شخصیه مردم پاسخ می‌داد. امروز باید بر اساس خاستگاه دین، سیاست را بفهمد و پاسخ دهد.

خبرنگار: بابک شکورزاده

انتهای پیام/