چرا انسان امروز اینقدر درد می‌کشد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم، حجت ‌الاسلام رضا برنجکار استاد تمام گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران و رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه در سومین نشست تخصصی کلام و الهیات جنگ و صلح که به همت انجمن کلام اسلامی حوزه، گروه آموزشی فلسفه و کلام اسلامی مرکز تخصصی آخوند خراسانی و پژوهشکده اسلام تمدنی، با همراهی و مشارکت مؤسسه معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در مشهد مقدس برگزار شد به موضوع جنگ، صلح و مسئله شر، و ساختار معرفتی این مناقشه باستانی اما پرداخت.

برنجکار در ابتدای سخنان خود در این نشست به جایگاه‌شناسی پدیده جنگ در جدول تقسیمات شرور پرداخت و خاطرنشان ساخت: در الهیات و فلسفه دین، شرور را به دو دسته بنیادین شرور طبیعی نظیر زلزله، سیل و بیماری‌ها، و شرور اخلاقی تقسیم می‌کنند. جنگ به هیچ وجه در زمره حوادث جبری، کور و تکوینی طبیعت قرار نمی‌گیرد، بلکه نمونه‌ای بارز، پیچیده و تمام‌عیار از شرور اخلاقی است، پدیده‌ای که ریشه در سوء اختیار، تعدی، افزون‌خواهی، طمع، خودبزرگ‌بینی و تصمیم‌گیری‌های ارادی انسان‌ها و سردمداران قدرت دارد. بنابراین، انتساب بی‌واسطه زشتی‌ها و ویرانی‌های حاصل از تجاوزگری مستکبران به ساحت ربوبی، یک مغالطه آشکار معرفت‌شناختی است که اراده و مسئولیت اخلاقی بشر را نادیده می‌انگارد.

رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه با نقد شیوه‌های تحلیل در فلسفه معاصر غرب، به مقایسه سطح بررسی مسئله شرور در اندیشه اسلامی و منظومه‌های فکری غربی پرداخت و اظهار داشت: فلاسفه دین در سنت غرب، با اتکا به نوعی نگاه ساده‌ساز، سطحی و اغلب تک‌ساحتی، شرور را صرفاً ذیل یک پارادوکس کلی و چالش ریاضی‌گونه میان قدرت مطلق، علم مطلق و خیرخواهی خداوند صورت‌بندی می‌کنند و به سرعت به بن‌بست‌های الهیاتی می‌رسند، در حالی که متکلمان و حکمای برجسته اسلامی با غنابخشی به میراث عقلی، شرور را به مثابه یک شبکه مفهومی چندلایه مورد بررسی قرار داده‌اند. در کلام اسلامی حداقل ده مسئله، لایه معنایی و شبهه فرعی ذیل دو اصل رکین عدل الهی و حکمت پروردگار تفکیک شده است. این دستگاه اجتهادی نشان می‌دهد که چگونه میان تنزیه ساحت حق از ظلم، هدفمندی خلقت، اختیار انسان و ظهور شرور رابطه عقلانی برقرار می‌شود، بی‌آن­که پای ستم به درگاه الهی باز شود.

برنجکار بیان داشت: از منظر پدیدارشناسی روانی، آن­چه انسان‌ها از آن تحت عنوان شر یاد می‌کنند، در تجربه زیسته و درک بی‌واسطه آنان به احساس الم، درد و رنج بازمی‌گردد. از آن­جا که پدیده جنگ، انفجار باروت، تخریب خانه‌ها، جراحت‌های جسمی، یتیمی کودکان و مرگ عزیزان را به همراه دارد، ذهن انسان در نخستین مواجهه عاطفی و حسی خود، آن را رویدادی یکسره سیاه، تباه و شری غیرقابل‌تحمل ادراک می‌کند. با این حال، معرفت وحیانی زاویه دید انسان را از سطح محسوسات فراتر برده و افقی عمیق‌تر از واقعیت را آشکار می‌سازد.

استاد تمام دانشگاه تهران در تبیین این حقیقت، به آیه شریفه 216 سوره مبارکه بقره استناد جست و تصریح کرد؛ این آیه‌ می‌فرماید: كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ. این آیه با صراحتی اعجاب‌آور، احساس ناخوشایند، کراهت طبع و تلخی جنگ برای روان آدمی را به رسمیت می‌شناسد، اما در عین حال پرده از یک تناقض‌نمای ظاهری برمی‌دارد. بر اساس این دستگاه فکری، تلخی یک رویداد در نگاه اولی و کوتاه‌مدت، به معنای شر بودن ماهوی آن نیست. اگر یک جراحی دردناک و خون‌بار، غده‌ای سرطانی را از پیکره انسان خارج سازد، هر انسان عاقلی آن را خیر می‌نامد. بر همین قیاس، هنگامی که جنگیدن و تحمل مشقت‌های میدان جهاد، مانع از استقرار ستمی به مراتب عمیق‌تر، نابودی دین، هدم کرامت انسانی و فساد همه‌جانبه زمین شود، چنین نبردی در حقیقت و جوهره خویش تجلی عینی خیر کثیر است.

 برنجکار این رهیافت را با کلام درخشان امیر مؤمنان علی (علیه‌السلام) تطبیق دادند که در بیانی جامع فرمودند رنج و المی که سرانجام و غایت آن وصول به بهشت و رضوان الهی باشد هرگز شر نیست، و لذت و کامرانی زودگذری که فرجامش به دوزخ و سقوط انسانیت منتهی گردد، هرگز رنگی از خیر نخواهد داشت.

رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه در ادامه این نشست به نقد مبانی انسان‌شناختی مکاتب الحادی و فلسفه‌های مادی‌گرا پرداخت و تصریح کرد؛ ریشه اصلی گرفتار آمدن ملحدان در تله شبهه شرور، تلقی خطاکارانه آنان از چرایی حضور بشر بر این کره خاکی است. تفکر اومانیستی و ماتریالیستی، انسان را موجودی پرتاب‌شده به جهانی اتفاقی و بی‌غایت می‌پندارد که رسالت او در زندگی صرفاً حداکثرسازی لذت‌های مادی، دستیابی به رفاه بی‌دردسر و زیستن در آسودگی حیوانی است. طبیعی است که در چنین منظومه‌ای، هرگونه رنج، محدودیت یا نبردی به منزله خط بطلانی بر نظم عالم تلقی شده و به نفی عدل پروردگار یا الحاد فلسفی منجر می‌شود.

وی افزود: اما در نقطه مقابل، کلام اسلامی با اتکا به آیات صریح قرآن، هندسه عالم دنیا را دار ابتلای اختیاری، کوره صیقل‌خوردن ارواح و میدان شکوفایی استعدادهای فطری تعریف می‌کند. خداوند در سوره مبارکه ملک می­فرماید: الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛  دنیا اقامتگاه ابدی انسان نیست که قرار باشد در آن بهشتی بی‌زحمت محقق شود، بلکه مدرسه‌ای سرشار از تلاطم است که انسان‌ها در بستر دست‌وپنجه نرم کردن با چالش‌ها، بلاها و شداید، عیار بندگی، صبر، شجاعت و ایثار خود را نمایان سازند. نبرد در راه حق، بالاترین مدار این آزمون وجودی است، جایی که گوهر انسانیت از ناخالصی‌های وابستگی به خاک پاک می‌شود و قابلیت صعود به مراتب عالیه تجرد و تقرب الی‌الله را بازمی‌یابد.

برنجکار در پایان سخنان خود در این نشست، مبانی انتزاعی کلامی را به ساحت انضمامی و انگیزاننده نگاه تمدنی به پدیده دفاع گره زد، و تصریح کرد؛ در صحنه واقعیت عینی، اصطکاک و هماوردی تاریخی جبهه حق با مستکبران یک امر گزینشی یا قابل چشم‌پوشی نیست، بلکه سنتی اجتناب‌ناپذیر در تاریخ حیات بشری است. جریان‌های باطل، طاغوت‌ها و قدرت‌های اهریمنی جهان به واسطه خوی فزون‌طلبی خود، هرگز پیام توحید، رهایی، کرامت انسانی و بسط عدالت اجتماعی را برنمی‌تابند و ذاتاً به سمت تجاوز و دست‌اندازی به حریم جوامع مؤمن حرکت می‌کنند. در چنین بستری، مواجهه امت اسلامی با تجاوز آشکار دشمنان نمی‌تواند تسلیم، تن دادن به سازش ذلت‌بار یا فرورفتن در انفعال و توجیه شرور باشد.

سرکوفت زدن به خود، بدبینی به مبانی اعتقادی و انفعال در برابر خوی درندگی متجاوز، تنها به تشدید دامنه شر و گسترش تاریکی می‌انجامد. همچنین تکلیف ایمانی و راهبردی جامعه مؤمنان را در تحقق دکترین صبر فعال یاری می­کند، چرا که صبری آگاهانه، سازمان‌یافته، مقاومت‌محور و ایثارگرانه در دل میدان نبرد به جای انزوا، به تولید قدرت بازدارنده دست می‌زند، توازن قوا را به نفع مستضعفان دگرگون می‌سازد و زمینه را برای شکستن هیمنه باطل، برچیدن ریشه‌های ظلم ساختاری و پی‌ریزی پایه‌های یک تمدن عادلانه و نوین اسلامی در جهان معاصر مهیا می‌گرداند.

انتهای پیام/