پیوست بدهی به آینده؛ نیاز تهران پیش از تصویب هر طرح بزرگ

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، بودجه مصوب شهرداری تهران در سال 1405 به حدود 322 هزار میلیارد تومان رسیده و بیش از 170 هزار میلیارد تومان آن به تملک دارایی‌های سرمایه‌ای اختصاص یافته است. این ارقام نشان می‌دهند تهران امسال چه میزان برای توسعه و ایجاد دارایی هزینه می‌کند؛ اما یک پرسش مهم را بی‌پاسخ می‌گذارند: دارایی‌هایی که امروز ساخته یا خریداری می‌شوند، در ده یا بیست سال آینده چه تعهدی بر بودجه، آب، انرژی و ظرفیت مدیریتی شهر تحمیل خواهند کرد؟

این پرسش علیه توسعه و اجرای پروژه‌های جدید نیست؛ اتفاقاً شرط دفاع حرفه‌ای از سرمایه‌گذاری شهری است. مسئله آنجاست که هزینه ساخت در زمان تصویب دیده می‌شود، اما هزینه مالکیت در بودجه‌های آینده پخش و پنهان می‌ماند. هر پل، تونل، بوستان، مجموعه فرهنگی، ساختمان عمومی، سامانه هوشمند یا ناوگان جدید، پس از افتتاح به یک جریان بلندمدت از هزینه‌ها نیاز دارد: بهره‌برداری، نیروی انسانی، آب و انرژی، نگهداشت، تعمیر اساسی، تعویض تجهیزات، ایمن‌سازی و در نهایت خروج از خدمت. پروژه روی کاغذ تمام می‌شود، اما تعهد مالی آن تازه آغاز شده است.

در نظام تصمیم‌گیری شهری، معمولاً افتتاح صاحب دارد؛ هزینه نگهداشت، نه. ساختن قابل‌نمایش است و نتیجه آن در یک دوره مدیریتی دیده می‌شود، اما فرسودگی تدریجی، مصرف منابع و تعمیرات اساسی به مدیران و بودجه‌های بعد منتقل می‌شود. به همین دلیل ممکن است یک پروژه در سال نخست دارایی ثبت شود، ولی در سال‌های بعد عملاً به ردیفی دائمی از هزینه و یک بدهی پنهان تبدیل شود.

عددی که هنگام تصویب پروژه دیده نمی‌شود

میان پروژه‌ای که ارزان ساخته می‌شود و پروژه‌ای که برای شهر کم‌هزینه‌تر است تفاوت وجود دارد. گزینه‌ای با هزینه ساخت پایین‌تر ممکن است در دوره بهره‌برداری، آب و انرژی بیشتری مصرف کند، قطعات آن کمیاب‌تر باشد، به نیروی تخصصی وابسته بماند یا زودتر به بازسازی نیاز پیدا کند. در مقابل، طرحی با سرمایه‌گذاری اولیه بیشتر ممکن است در طول عمر خود هزینه نگهداشت و ریسک پایین‌تری داشته باشد. مقایسه این دو فقط با رقم قرارداد ساخت، مقایسه‌ای ناقص است.

در مدیریت حرفه‌ای دارایی، تصمیم باید بر مبنای هزینه چرخه عمر گرفته شود؛ یعنی مجموع هزینه طراحی و ساخت، بهره‌برداری، نگهداشت، تعمیر، نوسازی و پایان عمر، با درنظرگرفتن ریسک و ارزش زمانی پول. در تهران لازم است یک لایه دیگر نیز به این محاسبه افزوده شود: ظرفیت بوم‌شناختی. هزینه واقعی یک فضای جدید فقط رقم ساخت آن نیست؛ آب پایدار مورد نیاز، انرژی مصرفی، اثر آن بر ترافیک، پسماند، کیفیت هوا و توان سازگاری با گرما، خشکسالی، سیلاب یا فرونشست نیز بخشی از صورت‌حساب شهر است.

نادیده‌گرفتن این هزینه‌ها به معنای حذف آنها نیست؛ فقط پرداخت‌کننده را از مدیر امروز به بودجه و شهروند فردا تغییر می‌دهد. بودجه سالانه در ظاهر متوازن می‌ماند، اما تعادل بودجه‌های بعدی پیشاپیش مصرف می‌شود.

پیشنهاد مشخص؛ پیوست بدهی آینده

پیشنهاد عملی این است که ورود هر پروژه بزرگ شهری به فرایند تصویب بودجه، به ارائه یک پیوست بدهی آینده مشروط شود. این پیوست نباید گزارش حجیم دیگری برای بایگانی باشد؛ باید یک سند کوتاه، استاندارد و قابل مقایسه برای تصمیم‌گیران باشد که دو عدد را کنار هم قرار دهد: هزینه ساخت و هزینه مالکیت.

این سند باید حداقل نشان دهد پروژه در یک دوره مشخص ــ برای مثال بیست سال ــ چه میزان هزینه بهره‌برداری، نیروی انسانی، آب، انرژی، نگهداشت، تعمیر اساسی، جایگزینی و خروج از خدمت ایجاد می‌کند؛ مسئول تأمین هر هزینه کدام واحد است؛ منبع پایدار آن چیست؛ و اگر درآمد شهر کاهش یابد یا هزینه آب و انرژی افزایش پیدا کند، ادامه خدمت چگونه تضمین خواهد شد. برآوردها نیز باید در سه وضعیت ارائه شوند: سناریوی عادی، سناریوی فشار مالی و سناریوی تنش اقلیمی یا محدودیت منابع.

مقصود، پیش‌بینی دقیق آینده نیست؛ چنین دقتی ممکن نیست. هدف آن است که مفروضات پنهان پروژه پیش از تصویب آشکار شوند. اگر بقای یک طرح به آب ارزان، انرژی بدون محدودیت، قطعات وارداتی همیشگی یا رشد مستمر درآمدهای شهری وابسته است، مدیر و شورا باید این وابستگی را هنگام تصمیم ببینند، نه چند سال بعد از افتتاح.

یک قاعده نیز باید صریح باشد: هیچ دارایی جدیدی بدون معرفی بهره‌بردار، برنامه نگهداشت و منبع هزینه دوره بهره‌برداری وارد بودجه سرمایه‌ای نشود. پروژه‌ای که اعتبار ساخت دارد اما صاحب بهره‌برداری و بودجه نگهداشت ندارد، کامل تأمین مالی نشده است؛ حتی اگر تمام هزینه احداث آن پرداخت شده باشد.

این پیوست چه چیزی را در تصمیم عوض می‌کند؟

نخست، رقابت پروژه‌ها از بزرگ‌تر و ارزان‌تر ساختن به خدمت پایدارتر با هزینه کمتر تغییر می‌کند. در این صورت، بازسازی یک دارایی موجود ممکن است بر احداث سازه‌ای جدید اولویت پیدا کند؛ طراحی ماژولار بر طرحی که از ابتدا در مقیاس بزرگ اجرا می‌شود برتری یابد؛ و فناوری قابل تعمیر و تأمین در داخل، از گزینه‌ای جذاب اما وابسته، امتیاز بیشتری بگیرد.

دوم، هزینه‌های محیط‌زیستی از حاشیه تصمیم به متن بودجه می‌آیند. پروژه‌ای که مصرف آب یا انرژی آن در سال‌های بعد تأمین‌پذیر نیست، با برچسب سبز یا چند اقدام جبرانی پایدار نمی‌شود. پایداری زمانی معنا دارد که امکان بهره‌برداری از دارایی در شرایط واقعی تهران سنجیده شده باشد.

سوم، مسئولیت از مرحله افتتاح فراتر می‌رود. برآوردهای پیوست باید پس از یک سال بهره‌برداری و سپس در دوره‌های منظم با هزینه واقعی مقایسه شوند. اگر مصرف انرژی، نگهداشت یا نیروی انسانی بیش از برآورد بود، دلیل اختلاف باید ثبت و مدل‌های بعدی اصلاح شوند. این بازبینی، حافظه نهادی ایجاد می‌کند و اجازه نمی‌دهد هر پروژه با مفروضات خوش‌بینانه تازه‌ای آغاز شود.

چهارم، شورای شهر و افکار عمومی می‌توانند کیفیت انتخاب را ارزیابی کنند. شهروند فقط نمی‌پرسد این پروژه چند میلیارد تومان هزینه داشت؟؛ می‌تواند بپرسد نگهداشت آن از کجا تأمین می‌شود و در برابر چه خدمتی، چه تعهد بلندمدتی پذیرفته‌ایم؟ این پرسش، کیفیت پاسخ‌گویی را از گزارش هزینه‌کرد به سنجش ارزش عمومی ارتقا می‌دهد.

بودجه یک‌ساله؛ تعهد بیست‌ساله

ماده 18 برنامه هفتم و حرکت به سمت بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد، فرصت مناسبی برای پیوند منابع با نتیجه فراهم کرده است. بااین‌حال، اگر عملکرد فقط در مقیاس یک سال مالی سنجیده شود، بخش مهمی از واقعیت پروژه‌های شهری دیده نخواهد شد. یک پروژه ممکن است در سال افتتاح به همه اهداف کمی خود برسد، اما پنج سال بعد به دلیل هزینه بهره‌برداری، کمبود منابع یا فرسودگی زودرس، کیفیت خدمت خود را از دست بدهد. نتیجه‌محوری باید در طول عمر دارایی سنجیده شود، نه فقط تا لحظه تحویل.

مدیر آینده‌نگر کسی نیست که بیشترین اعتبار را به بودجه سازمان خود اضافه کند؛ کسی است که پیش از پذیرش یک دارایی، توان نگهداری آن را بسنجد. او فقط درباره منابع امروز تصمیم نمی‌گیرد، بلکه مراقب است آزادی تصمیم مدیران بعدی با تعهدات محاسبه‌نشده محدود نشود. تفاوت مدیریت پروژه و حکمرانی دارایی دقیقاً در همین نقطه است: اولی پروژه را تا افتتاح می‌بیند؛ دومی خدمت عمومی را تا پایان عمر دنبال می‌کند.

تهران لزوماً به پروژه‌های کمتر نیاز ندارد؛ به پروژه‌هایی نیاز دارد که پس از افتتاح نیز بتوانند زنده، ایمن و مفید بمانند. نخستین پرسش یک مدیر نباید فقط این باشد که چقدر و با چه سرعتی می‌توان ساخت؟؛ باید بپرسد: چه کسی، با کدام بودجه، با چه میزان آب و انرژی و تا چند سال می‌تواند این دارایی را حفظ کند؟

هر پروژه‌ای که امروز افتتاح می‌شود، بخشی از بودجه فردا را پیشاپیش خرج می‌کند. پیوست بدهی آینده این هزینه را قابل مشاهده می‌کند؛ و آنچه دیده شود، بالاخره می‌تواند مدیریت شود.

نسترن مرزبان‌پناه ماکلوانی، دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی محیط‌زیست دانشگاه تهران

انتهای پیام/