پژوهش‌های حوزوی؛ از جزیره‌نشینی علمی تا قاره‌سازی تمدنی

خبرگزاری تسنیم ـ محمدرضا آتشین ‌صدف *؛ منشور «حوزه پیشرو و سرآمد»، افقی بلند برای پژوهش‌های حوزوی ترسیم کرده است. افقی که در آن، پژوهش‌ها باید در مسیر «حل مسائل حیاتی کشور» و «طراحی نظامات اجتماعی» قرار می‌گیرند. حال پرسش اساسی این است: آیا مسائل جامعه امروز، با پژوهش‌های تک‌رشته‌ای فردی حل‌شدنی هستند؟

می‌دانیم که غالب چالش‌های امروز جامعه، چندبعدی و چندلایه‌اند. برای مثال موضوعی مانند «رمز ارزها» دارای ابعاد فقهی، اقتصادی، حقوقی و بین‌المللی است. موضوع «پیوند اعضا» نیز چنین است: هم ابعاد فقهی دارد، هم پزشکی، هم اخلاقی و هم حقوقی؛ «بحران معنویت» نیز از همین سنخ است؛ زیرا جنبه‌های فلسفی، تفسیری، حدیثی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی به‌راحتی در آن تشخیص‌پذیر است. طبیعی است کسی که تنها در یک رشته تخصص دارد، نمی‌تواند تصویری کامل از این مسائل داشته باشد و راه‌حلی جامع برای آنها ارائه دهد. نتیجه، وضعیتی شبیه داستان فیل در تاریکخانه است.

البته آنچه در اینجا مقصود نویسنده است، همان «موضوع‌شناسی فقهی» نیست. در موضوع‌شناسی فقهی، متخصصان دیگر «خادم» فقه هستند و هدف، فقط تشخیص درست موضوع برای صدور حکم است؛ اما در این رویکرد، متخصصان رشته‌های گوناگون «شریک» و «هم‌افزا» هستند، نه صرفاً یکی «خادم» دیگری؛ افزون بر اینکه این نظرگاه منحصر در مسئله‌های فقهی نیست.

در گذشته، با وجود عالمان ذوالفنون، این مشکل تا حد زیادی حل شده بود؛ زیرا آنان با تسلط بر دانش‌های گوناگون، هر مسئله را از جنبه‌های مختلف بررسی می‌کردند. نمونه برجسته چنین پژوهشی، کتاب «الغدیر» علامه امینی است که در زمینه یکی از چالش‌های مهم هویتی شیعه در آن زمان نگاشته شد. در این پژوهش علامه امینی حدیث غدیر را از منظر دانش‌های حدیث، تاریخ، کلام، ادبیات و… بررسی کرد؛ اما در زمانه ما، به علل گوناگون، این جامعیت کمتر وجود ندارد. تخصصی‌شدن ناگزیر (و گاه افراطی) دانش‌ها، پژوهشگران را به جزیره‌های جدا از هم در اقیانوس علم تبدیل کرده است. نتیجه آنکه غالب پژوهش‌ها، در حل مسائل واقعی علمی و عینی جامعه ناکام می‌مانند؛ زیرا پژوهشگر تنها توانش بررسی مسئله را از یک یا حداکثر دو جنبه دارد.

اکنون پژوهش‌هایی گروهی داریم؛ اما میان‌رشته‌ای نیستند؛ یعنی چند پژوهشگر از یک رشته، درباره موضوعی می‌پژوهند، بدون آنکه از تخصص‌های رشته‌های دیگر بهره ببرند. پژوهش میان‌رشته‌ای هم داریم؛ اما ناقص و محدود؛ یعنی پژوهشگری، به‌صورت فردی، تلاش می‌کند چند رشته را در کاوش خود به کار بگیرد؛ اما معمولاً در یکی از آن رشته‌ها عمیق و در بقیه سطحی می‌ماند. وضعیت دیگر آن است که آنچه به‌عنوان میان‌رشته‌ای ارائه می‌شود، گاه صرفاً «چندرشته‌ای» است؛ یعنی چند رشته در کنار هم، بدون تلفیق و سنتز واقعی؛ مثلاً خروجی آن کتابی است که هر فصل آن را یک پژوهشگر در خلوت خود نوشته است. بنابراین، بسیاری از پژوهش‌های حوزوی یا گروهی نیستند یا میان‌رشته‌ای نیستند یا هیچ‌کدام. لذا از نگاه ناظری بیرونی، دستگاه پژوهشی، گاه به تردمیلی می‌ماند که در حرکت است؛ اما پیشرفتی ندارد.

راه‌حل این مشکل، طراحی و اجرای پژوهش‌های «میان‌رشته‌ای گروهی» است. در این گونه از پژوهش‌ها، متخصصان رشته‌های مختلف با اطلاع از فعالیت یکدیگر و با هماهنگی و هم‌افزایی، درباره مسئله‌ای مشترک تحقیق می‌کنند. هدف، صرفاً «کنار هم گذاشتن» چند دیدگاه نیست؛ بلکه «تلفیق» آنها برای رسیدن به درکی جامع و منسجم از آن و دستیابی به راه‌حلی جامع‌نگر است. خوشبختانه، زیرساخت این کار در پژوهشگاه‌های حوزه هم‌اکنون موجود است؛ زیرا در این پژوهشگاه‌ها گروه‌های علمی متعددی همزمان و در یک ساختمان و تحت مدیریتی واحد کار می‌کنند.

یکی دیگر از عرصه‌های مهمی که این الگو می‌تواند در آن اجرا شود، پایان‌نامه‌های حوزوی است؛ به این صورت که چند طلبه با هم در باب پرسشی کار کنند؛ اما هر کدام از منظری که در آن تخصص دارد و زیر نظر استاد راهنمایی که متخصص آن است؛ در نهایت، دفاع از پایان‌نامه به‌صورت گروهی برگزار و به هر یک نیز مدرک علمی مستقل اعطا شود. این کار، نه تنها به تولید پژوهش‌های عمیق و جامع می‌انجامد، بلکه به طلاب نیز می‌آموزد که چگونه از آن پس به صورت تیمی و میان‌رشته‌ای کار کنند؛ مهارتی که در پژوهش‌های تمدن‌ساز امروز و آینده، حیاتی است.

بدیهی است که اجرای این طرح، مانند هر طرح تحولی دیگری، نیازمند برنامه‌ریزی، هماهنگی نهادی و بازنگری در آیین‌نامه‌های موجود است؛ از سوی دیگر شاید این پیشنهاد در نگاه اول آرمانی و دشوار به نظر برسد؛ ولی باید در نظر داشت که زمینه‌سازی برای تأسیس تمدن نوین اسلامی، نیازمند جسارت پیمودن راه‌های نرفته و خطر کردن است؛ از این گذشته بسیاری از امور عادی و معمولی امروز، روزگاری بسیار آرمانی و ناشدنی به نظر می‌رسیده‌اند؛ به هر روی، نتایج ارزشمند و دستاوردهای بزرگ این‌گونه پژوهش‌ها، به زحمت اجرای آن می‌ارزد. آری اجرایی کردن چنین طرح‌هایی شاید در آغاز اندکی دشوار باشد؛ اما به تدریج آسان خواهد شد.

راه‌حل مشکلات کشور نیازمند مهاجرت نهاد پژوهش حوزه از پژوهش‌های جزیره‌ای به پژوهش‌های قاره‌ای است؛ یعنی عبور از پژوهش‌های تک‌رشته‌ای یا چندرشته‌ای پیوندنایافته به سوی پژوهش‌های «گروهی میان‌رشته‌ای». فراگیر شدن این الگو گامی بلند در جهت تحقق منشور «حوزه پیشرو و سرآمد» و تمدن نوین اسلامی است. پیداست که تحقق این مهم، با تدبیر مدیران و همت استادان و پشتکار پژوهشگران میسر خواهد شد.

*پژوهشگر و استاد حوزه علمیه قم

انتهای پیام/