از خط خون تا سنگر امروز؛ روایتی از دفاع، مروت و ایستادگی ملت ایران

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، ایستاده جان دادن، هنری بود که ما داشتیم؛ هنری که یک ملت در سخت‌ترین روزهای تاریخ معاصر خود آموخت و با آن نشان داد که می‌توان در برابر تجاوز ایستاد، اما انسانیت را فراموش نکرد.

دفاع مقدس را اگر فقط در نقشه عملیات‌ها، تعداد شهدا، تانک‌ها و هواپیماها خلاصه کنیم، بخش مهمی از حقیقت آن را ندیده‌ایم. جنگ، برای مردمی که خانه و سرزمینشان مورد هجوم قرار گرفته بود، یک انتخاب ساده نبود؛ مسئله، دفاع از زندگی، عزت، استقلال و حق تعیین سرنوشت بود. اما آنچه این دفاع را در حافظه یک ملت ماندگار کرد، تنها ایستادگی در برابر دشمن نبود؛ بلکه نوع ایستادن بود.

رزمنده ایرانی در میدان جنگ قرار داشت، اما قرار نبود با ورود به میدان نبرد، همه مرزهای اخلاقی را پشت سر بگذارد. در روایت‌های دفاع مقدس، بارها از تلاش برای تفکیک اهداف نظامی از مناطق غیرنظامی و کاهش آسیب به مردم سخن گفته شده است. حتی در پاسخ به حملات دشمن نیز اصل پرهیز از آسیب رساندن به مردم عادی، دست‌کم در سطح ادعای رسمی و بخشی از خاطرات و روایت‌های جنگ، مورد تأکید قرار گرفته است.

اینجاست که باید تفاوت «جنگ» و «دفاع» را فهمید. جنگ می‌تواند میدان انتقام باشد، اما دفاع اگر با اخلاق همراه شود، میدان مسئولیت است. مسئولیت در برابر وطن، مردم، آینده و حتی جان انسان‌هایی که در سوی دیگر میدان قرار گرفته‌اند.

روایت شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری و ماجرای خودروی غیرنظامی، یکی از نمونه‌هایی است که در خاطرات و روایت‌های مربوط به دفاع مقدس نقل شده است؛ اینکه خلبان در جریان مأموریت خود، با دیدن یک خودروی غیرنظامی، برای جلوگیری از آسیب به آن مسیر خود را تغییر داد و پس از عبور خودرو، مأموریتش را ادامه داد.

ارزش این روایت، فراتر از یک خاطره جنگی است. اگر چنین رفتارهایی مستند و دقیق بازخوانی شوند، نشان می‌دهند که حتی در اوج نبرد نیز می‌توان میان «دشمن مسلح» و «انسان بی‌دفاع» تفاوت قائل شد.

جنگ هشت‌ساله ایران و عراق برای ملت ایران با هزینه‌های سنگین انسانی همراه بود. شهرها آسیب دیدند، خانواده‌های بسیاری داغدار شدند و نسلی از جوانان این سرزمین در جبهه‌ها حضور یافتند. همین واقعیت است که اجازه نمی‌دهد جنگ را با ادبیات ساده و تک‌بعدی روایت کنیم.

اما امروز، پس از گذشت دهه‌ها، دوباره منطقه شاهد رویارویی‌های نظامی است. درگیری 12روزه ایران و اسرائیل در سال 2025 و تحولات بعدی، بار دیگر مفهوم دفاع، امنیت، بازدارندگی و حفاظت از غیرنظامیان را به یکی از مسائل اصلی افکار عمومی تبدیل کرده است.

در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، از برخی درگیری‌های جدید با تعابیری همچون «جنگ تحمیلی دوم» و «جنگ رمضان یا سوم تحمیلی» یاد شده است. این نام‌گذاری‌ها بخشی از روایت سیاسی موجود درباره این منازعات است و برای تبدیل آن به داوری تاریخی، باید اسناد و روایت‌های مستقل و چندجانبه نیز بررسی شود.

اما فارغ از نام‌ها، یک واقعیت تغییر نکرده است: هر جنگی پیش از آنکه روی نقشه‌ها اتفاق بیفتد، در زندگی مردم رخ می‌دهد. این مردم‌اند که صدای انفجار را می‌شنوند، خانه‌هایشان آسیب می‌بیند، عزیزانشان را از دست می‌دهند و با اضطراب، آینده خود و فرزندانشان را دنبال می‌کنند.

پس اگر از فرهنگ دفاع سخن می‌گوییم، نباید آن را فقط در تعداد موشک‌ها و قدرت آتش جست‌وجو کنیم. فرهنگ دفاع، در کنار قدرت نظامی، در میزان مسئولیت‌پذیری نیز معنا پیدا می‌کند؛ در اینکه چه هدفی انتخاب می‌شود، چه کسی از حمله آسیب می‌بیند و تا چه اندازه می‌توان از غیرنظامیان حفاظت کرد.

نسل دفاع مقدس یک پیام روشن برای تاریخ باقی گذاشت: می‌توان ایستاد و عقب ننشست؛ می‌توان از خاک و استقلال کشور دفاع کرد؛ اما در همان حال باید مراقب بود که جنگ، انسان را از انسانیت تهی نکند.

امروز بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی دقیق تاریخ جنگ نیاز داریم؛ نه برای اسطوره‌سازی بی‌سند و نه برای فراموش کردن واقعیت‌های تلخ جنگ، بلکه برای فهمیدن انتخاب‌هایی که انسان‌ها در سخت‌ترین لحظات انجام داده‌اند.

باید تاریخ را خط‌به‌خط خواند؛ خاطرات رزمندگان را کنار اسناد نظامی گذاشت، روایت مردم شهرها را شنید و تجربه اسرا، جانبازان و خانواده‌های شهدا را نیز دید. تنها در این صورت است که می‌توان تصویری کامل‌تر از آن سال‌ها به دست آورد. دفاع مقدس اگر قرار است برای نسل امروز معنایی داشته باشد، این معنا فقط در «ایستادن» خلاصه نمی‌شود؛ در «چگونه ایستادن» است.

قدرت وقتی ارزشمند است که با مسئولیت همراه باشد؛ دفاع زمانی ماندگار می‌شود که از زندگی حفاظت کند؛ و پیروزی، هر نامی که بر آن گذاشته شود، زمانی برای تاریخ معنا پیدا می‌کند که انسان در میانه میدان فراموش نشود.

شاید مهم‌ترین درس آن روزها همین باشد: می‌توان در برابر دشمن ایستاد، می‌توان عقب ننشست و می‌توان از ایران دفاع کرد؛ اما خط میان دفاع و انتقام، خطی است که باید همیشه دیده شود.

هاجر فرخ نژاد: خبرنگار و فعال رسانه ای

انتهای پیام/