تقابل در قفقاز؛ تله اروپا برای گرجستان و سناریوی «جبهه دوم»
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 31 شهريور 1405 - 15:39
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، برگزاری آنچه تحت عنوان «انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری» در منطقه تسخینوالی (اوستیای جنوبی) و همزمانی آن با انتخابات مجلس دومای فدراسیون روسیه در این قلمرو برگزار شد، بار دیگر توجه ناظران سیاسی را به یکی از مهمترین گسلهای ژئوپلیتیک قفقاز جلب کرده است.
پرسش اصلی و بنیادین در محافل تحلیلی این است که مسکو چه چشماندازی برای وضعیت حقوقی و سیاسی این منطقه متصور است؟ در شرایط کنونی، سه سناریوی محتمل پیش روی این جغرافیای پرالتهاب قرار دارد: الحاق نهایی و کامل به خاک روسیه، حفظ وضعیت مبهم کنونی، و یا آغاز روندی تدریجی برای بازگشت مجدد این منطقه به زیر چتر حاکمیت گرجستان.
معمای تسخینوالی؛ الحاق نهایی یا حفظ وضعیت شکننده کنونی؟
بسیاری از تحلیلگران مسائل اوراسیا بر این باورند که روی کار آمدن چهرههایی نظیر «مارات کامبولوف» به عنوان رهبر محلی، نشانههایی از تمایل برای تحقق سناریوی نخست، یعنی الحاق به روسیه را مخابره میکند.
کامبولوف که اصالتی اهل اوستیای شمالی دارد، پیش از این هیچگونه پیوند ملموس و سابقه مدیریتی در منطقه تسخینوالی نداشته و تنها به واسطه ریشههای قومی خود وارد این عرصه شده است.
او همانطور که انتظار میرفت، موفق شد با کسب بیش از 88 درصد آرا پیروز این میدان شود؛ پیروزی که بخش عمدهای از آن مرهون وعدهها و امیدواریهای جریانهای جداییطلب داخلی برای پیوستن سریع به فدراسیون روسیه بود. در جریان این کارزارهای انتخاباتی، شعارهایی با مضمون «اوستیای یکپارچه» در قالب «روسیه بزرگ» به کرات شنیده میشد که نشاندهنده جهتگیریهای خاص جریانهای محلی است.
با این وجود، از منظر منطق راهبردی و اقتصادی، سناریوی الحاق کامل منطقه تسخینوالی به خاک روسیه، دستاورد استراتژیک چندانی برای مسکو به همراه نخواهد داشت. اجرای چنین سناریویی در وهله نخست، روابط عملگرایانه و رو به رشد فعلی میان مسکو و دولت کنونی گرجستان را که در سالهای اخیر از اتخاذ سیاستهای تنشزا پرهیز کرده، به شدت تخریب خواهد کرد.
علاوه بر این، از حیث اقتصادی و لجستیکی، بلعیدن نهایی تسخینوالی چیزی جز تحمیل هزینههای گزاف و دردسرهای جدید برای کرملین در پی نخواهد داشت. این منطقه به شدت نیازمند یارانههای دولتی است و ارتباط زمینی روسیه با آن تنها از طریق گذرگاه کوهستانی و صعبالعبور «تونل روکی» امکانپذیر است.
از سوی دیگر، بافت جمعیتی این منطقه نیز تغییرات چشمگیری را تجربه کرده است؛ جمعیت این ناحیه که در دوران اتحاد جماهیر شوروی نزدیک به 100 هزار نفر برآورد میشد، اکنون به حدود 15 تا 20 هزار نفر کاهش یافته که اکثریت قریب به اتفاق آنها را افراد سالخورده و بازنشستگان تشکیل میدهند.
حتی از منظر تامین نیروی انسانی برای جبهههای نبرد، این منطقه ارزش استراتژیک بالایی برای مسکو ندارد، چرا که قشر جوان عملاً در آن حضور پررنگی ندارند و معدود افرادی که انگیزه حضور در درگیریها را داشتهاند، پیشتر به جبههها اعزام شده و شماری از آنان نیز جان خود را از دست دادهاند.
سایه بحران اوکراین بر قفقاز و محاسبات پیچیده مسکو
با این همه، بررسی روند تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که تصمیمات استراتژیک در نظام بینالملل همواره بر مدار منطق خطی و محاسبات صرفاً اقتصادی یا نظامی نمیچرخد. به عنوان نمونه، مسکو پیشتر نیز در کنار اعلام بسیج نسبی نیروها، اقدام به الحاق چهار استان جدید اوکراین به خاک خود کرد؛ آن هم در شرایطی که کنترل کاملی بر برخی از این مناطق نظیر زاپروژیا نداشت و در خرسون نیز با چالشهای میدانی جدی مواجه بود.
گنجاندن این مناطق در قانون اساسی فدراسیون روسیه، گره کور دیپلماسی را در بحران اوکراین کورتر کرد.
اکنون نیز در محافل غربی صحبت از گسترش دامنه درگیریها به میان آمده و کشورهای حوزه بالتیک و لهستان به عنوان صحنههای احتمالی رویاروییهای آینده مطرح میشوند.
در چنین مختصات پیچیدهای، گشودن یک جبهه جدید و پرالتهاب در قفقاز، منطقاً نمیتواند در راستای منافع حیاتی و راهبردی روسیه ارزیابی شود.
با این حال، خطر آن وجود دارد که در کشاکش نبردهای جاری، مسکو با هدف دستاوردسازی سیاسی و یادآوری پیروزیهای نظامی گذشته خود بر گرجستان در آگوست 2008، به سمت تغییر قطعی وضعیت تسخینوالی حرکت کند؛ اقدامی که هرچند موقعیت ژئوپلیتیک روسیه را در عرصه جهانی پیچیدهتر میسازد، اما میتواند دستمایهای برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی در داخل قرار گیرد.
تقلای بروکسل و اپوزیسیون غربگرا برای گشایش «جبهه دوم»
در این میان، موضوعی که بیش از همه حائز اهمیت است، تحرکات و انتظارات اپوزیسیون غربگرای گرجستان است. شواهد و فضاسازیهای رسانهای نشان میدهد که جریانهای مخالف دولت در تفلیس، بیش از هر بازیگر دیگری مشتاق الحاق کامل تسخینوالی به روسیه هستند.
این سناریو به اپوزیسیون گرجستان و حامیان غربی آنها این فرصت طلایی را میدهد تا حزب حاکم «رؤیای گرجستان» را به «خیانت»، «انفعال» و «عدم مقاومت» در برابر مسکو متهم کنند.
این در حالی است که دولت گرجستان بارها بر اولویت بلامنازع احیای تمامیت ارضی کشور و بیاعتباری حقوقی انتخابات برگزار شده در مناطق خارج از کنترل تفلیس تاکید کرده است.
مقامات بروکسل و پایتختهای غربی به خوبی میدانند که تغییر وضعیت در اوستیای جنوبی، میتواند به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای تحریک افکار عمومی در گرجستان عمل کند.
هدف نهایی این جریانها، ایجاد یک موج نارضایتی اجتماعی به منظور راهاندازی یک کودتای سیاسی یا انقلاب رنگی در تفلیس است تا با سرنگونی حزب عملگرای حاکم، یک دولت کاملاً مطیع غرب بر سر کار بیاید و «سفارش خارجی» مبنی بر گشایش «جبهه دوم» نظامی علیه روسیه در قفقاز را اجرایی کند.
تمرکز ویژه رسانههای اروپایی بر موضوع تسخینوالی نیز دقیقاً در همین پازل تعریف میشود.
رویای ملی گرجستان؛ احیای تمامیت ارضی در سایه صلح و عملگرایی
در برابر این فشارهای فزاینده، رهبران گرجستان تلاش میکنند با اتخاذ مواضعی قاطع، مانع از افتادن کشورشان در تلههای ژئوپلیتیک شوند. «شالوا پاپواشویلی»، رئیس پارلمان گرجستان، در آستانه برگزاری انتخابات محلی در تسخینوالی با صراحت اعلام کرد: «هیچ انتخاباتی در مکانی به نام اوستیای جنوبی موضوعیت ندارد، همانطور که چیزی به نام آبخازیای مستقل وجود خارجی ندارد.»
«ایراکلی کوباخیدزه»، نخستوزیر گرجستان نیز در مراسمی با محوریت خانوادههای آواره و بیخانمان، بر سیاست اصولی تفلیس تاکید کرد و گفت: «احیای تمامیت ارضی کشور از مسیرهای مسالمتآمیز، رویای ملی و تاریخی ملت گرجستان است. ما حتی برای یک ثانیه نیز از این هدف بنیادین غافل نشدهایم. به لطف اتخاذ یک سیاست عملگرایانه، صبورانه و مبتنی بر منافع ملی، ما قطعاً به این هدف دست خواهیم یافت.»
وی همچنین تاکید کرد که فراهم کردن شرایط بازگشت آوارگان به سرزمینهای مادری خود، همچنان در صدر اولویتهای دولت تفلیس قرار خواهد داشت.
تله اروپایی؛ ورود به اتحادیه اروپا به قیمت تجزیه گرجستان
اگر اپوزیسیون غربگرا در پیشبرد پروژه تغییر رژیم و کشاندن گرجستان به یک رویارویی نظامی تازه با روسیه ناکام بماند، برنامه جایگزین آنها، پیشبرد کمپین سیاسی «پیوستن به اروپا بدون سرزمینهای از دست رفته» خواهد بود. این سناریو به ویژه در صورتی تقویت میشود که جنگ اوکراین به سمت فریز شدن و حفظ وضع موجود پیش برود و روند عضویت کییف در اتحادیه اروپا به صورت نمادین تسریع شود.
پاپواشویلی با درک این تهدید پنهان، با لحنی هشدارآمیز پرده از این استراتژی برداشت و تاکید کرد که عضویت در اتحادیه اروپا بدون در نظر گرفتن آبخازیا و تسخینوالی، برای گرجستان فاقد هرگونه ارزش و اعتبار راهبردی است.
وی تصریح کرد: «این بخشی از یک کمپین هدایتشده از خارج است؛ پروژهای با عنوان 'گرجستان در اتحادیه اروپا، اما بدون آبخازیا و تسخینوالی'. این دقیقاً همان مدلی است که به اوکراین پیشنهاد میدهند تا برای توسعه سریعتر، از اراضی خود چشمپوشی کند و مشابه همان زمزمههایی است که در خصوص مولداوی و منطقه ترانسنیستریا شنیده میشود. ماشین پروپاگاندای خارجی اکنون مستقیماً روی این ایده در گرجستان متمرکز شده است.»
رئیس پارلمان گرجستان در هشداری آشکار به بازیگران داخلی و کارفرمایان خارجی آنها افزود: «یک بار دیگر برای اطلاع تمامی عوامل تبلیغاتی داخلی و کسانی که از خارج این خطوط را دیکته میکنند، تکرار میکنم: عضویت در نهادهای اروپایی بدون یکپارچگی سرزمینی ما هیچ ارزشی ندارد. همه باید این را به خاطر بسپارند و از ارزیابیهای اشتباه دست بردارند.
اظهارات چهرههایی نظیر 'گوارامیا' که پیام این کمپین شوم را تکرار میکنند و در نهایت به معنای واگذاری دائمی آبخازیا و تسخینوالی است، هیچ جایگاهی در میان ملت گرجستان نخواهد یافت. به همه طراحان این کمپین میگویم که به این تلاشهای بیهوده پایان دهند.»
در حال حاضر، امیدواری اصلی مقامات تفلیس این است که در کرملین، رویکردهای عملگرایانه و مبتنی بر منطق ژئوپلیتیک بر سیاستهای توسعهطلبانه و تغییر مرزها غلبه یابد. مطلوبترین سناریو برای گرجستان، فراهم شدن بستر دیپلماتیک برای بازگشت مسالمتآمیز آبخازیا و تسخینوالی به زیر چتر حاکمیت ملی است؛ هرچند چشمانداز این امر در کوتاهمدت همچنان مهآلود به نظر میرسد.
انتهای پیام/