205 شب حضور مردم؛ وقتی جمهوریت در میدان آزموده می‌شود

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که از نخستین روزهای شکل‌گیری جمهوری اسلامی در ادبیات سیاسی آن تکرار شده، «مردم» است؛ مردمی که در انقلاب 1357 نقش تعیین‌کننده داشتند، در نخستین همه‌پرسی پس از انقلاب درباره نوع نظام سیاسی رأی دادند و در دهه‌های بعد نیز در انتخابات، راهپیمایی‌ها، دفاع مقدس و سایر بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی در صحنه حضور یافتند.

در همه‌پرسی فروردین 1358، بر اساس نتایج اعلام‌شده، 98.2 درصد شرکت‌کنندگان به جمهوری اسلامی رأی «آری» دادند. امام خمینی نیز در سخنرانی خرداد همان سال بر عبارت مشهور «میزان، رأی ملت است» تأکید کرد و رأی مردم را مبنای مشروعیت نمایندگی سیاسی دانست.

اکنون پس از چند دهه، جنگ و بحران امنیتی بار دیگر موضوع «مردم» را به مرکز بحث درباره جمهوری اسلامی بازگردانده است؛ با این تفاوت که این‌بار مسئله تنها مشارکت انتخاباتی نیست، بلکه سخن از حضور اجتماعی در شرایط جنگ، دفاع از کشور، تحمل فشار اقتصادی و حفظ انسجام جامعه است.

از انقلاب تا جنگ؛ مردم به‌عنوان پایه جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی از ابتدا تلاش کرده است میان دو مؤلفه «اسلامیت» و «جمهوریت» پیوند برقرار کند. از یک سو، نظام سیاسی خود را مبتنی بر مبانی اسلامی معرفی می‌کند و از سوی دیگر، مردم را صاحبان اصلی کشور و یکی از منابع قدرت نظام می‌داند.

از همین منظر، حضور مردم در انقلاب اسلامی صرفاً یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه در روایت رسمی جمهوری اسلامی، یکی از ارکان شکل‌گیری نظام سیاسی جدید محسوب می‌شود.

این نگاه در سخنان رهبران جمهوری اسلامی نیز بارها تکرار شده است. در پیام 21 اسفند 1404، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با اشاره به روزهای نخست جنگ، نقش مردم را برجسته کرد و گفت: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.»

بنابراین، اگر جمهوریت را صرفاً در صندوق رأی خلاصه نکنیم، حضور اجتماعی مردم در مقاطع بحرانی نیز بخشی از رابطه متقابل جامعه و حکومت است؛ رابطه‌ای که در آن مردم نه فقط مخاطب تصمیم‌های حاکمیت، بلکه یکی از عوامل تعیین‌کننده توان ملی محسوب می‌شوند.

جنگ؛ لحظه‌ای که نقش جامعه تغییر کرد

در شرایط جنگی، مسئله برای جامعه از سطح اختلافات سیاسی روزمره فراتر می‌رود و امنیت سرزمینی و استمرار دولت به موضوعات اصلی تبدیل می‌شود.

در روایت رسمی جنگ اخیر، حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، شهادت رهبر جمهوری اسلامی، شهادت شماری از فرماندهان و مسئولان و قرار گرفتن کشور در شرایط جنگی، آزمونی برای انسجام داخلی تلقی شده است.

در چنین شرایطی، انتظار برخی ناظران این بود که وارد شدن ضربه سنگین به ساختار سیاسی و نظامی کشور، موجب اختلال در اداره کشور شود. اما آنچه پس از حملات اتفاق افتاد، نشان‌دهنده فعال شدن ظرفیت‌های اجتماعی و امنیتی کشور بود.

حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام 21 اسفند 1404، حضور مردم در روزهای نخست جنگ را عامل تضمین اقتدار کشور دانستند.

این نگاه چند ماه بعد نیز در پیام 14 خرداد 1405 تکرار شد؛ جایی که ایشان از شکل‌گیری «نِصابی تازه از بعثت ملت ایران» سخن گفته و این وضعیت را ادامه روندی دانستند که به اعتقاد ایشان از دوران امام خمینی و رهبر پیشین جمهوری اسلامی در جامعه شکل گرفته است.

«بعثت مردم»؛ یک تعبیر برای توضیح رفتار اجتماعی

تعبیر «ملت مبعوث» یا «بعثت مردم» در ماه‌های اخیر به یکی از مفاهیم مهم ادبیات رسمی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

در پیام 14 خرداد، این مفهوم در پیوند با آیه «اَن تَقُومُوا لِلّهِ» توضیح داده شده و حضور مردم به‌عنوان نتیجه یک فرایند طولانی تربیتی و سیاسی معرفی شده است؛ یعنی جامعه‌ای که در طول چند دهه با مفاهیمی مانند استقلال، مقاومت، دفاع از کشور و مسئولیت اجتماعی تربیت شده و در شرایط بحرانی وارد میدان شده است.

در همین چارچوب، «بعثت مردم» را نباید صرفاً به معنای حضور در یک تجمع خیابانی فهم کرد. این مفهوم در ادبیات رسمی طیفی از رفتارها را دربرمی‌گیرد؛ از حضور در مراسم و تجمعات گرفته تا مشارکت در پویش‌های اجتماعی، کمک‌رسانی، فعالیت‌های محله‌محور و حمایت از نیروهای نظامی و امنیتی.

205 شب؛ استمرار یک حضور

اکنون که بیش از 200 شب از آغاز این حضورها گذشته است، مسئله اصلی دیگر فقط «شروع حضور» نیست؛ بلکه استمرار آن است.

رسانه رسمی رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز با انتشار محتوایی درباره «200 شب میدان‌داری» به استمرار حضور مردم پرداخته و این حضور را در امتداد پیام 21 اسفند تفسیر کرده است.

این استمرار از منظر اجتماعی اهمیت دارد؛ زیرا حضور کوتاه‌مدت در واکنش به یک شوک امنیتی با حضور مستمر و چندماهه تفاوت دارد. در حالت دوم، موضوع از واکنش اولیه به یک بحران عبور کرده و به یک الگوی پایدارتر از مشارکت اجتماعی تبدیل می‌شود.

البته درباره میزان واقعی مشارکت، گستره جغرافیایی آن و اینکه این تجمعات تا چه اندازه نماینده کل جامعه ایران هستند، باید میان روایت رسمی و سنجش مستقل تمایز قائل شد.

از تجمع خیابانی تا «جان‌فدا»

یکی دیگر از نشانه‌های مشارکت اجتماعی در دوره جنگ، شکل‌گیری پویش «جان‌فدا برای ایران» بود.

بر اساس اعلام سخنگوی این پویش که توسط خبرگزاری تسنیم منتشر شده، تعداد ثبت‌نام‌کنندگان در این طرح به حدود 31 میلیون نفر رسید؛ در گزارش دیگری، رقم 31 میلیون و 300 هزار نفر اعلام شده است.

این رقم، آمار ثبت‌نام در یک پویش است و نمی‌توان آن را بدون توضیح، معادل تعداد افراد شرکت‌کننده در تجمعات یا میزان حمایت سیاسی کل جامعه ایران دانست. با این حال، همین حجم ثبت‌نام ــ بنا بر آمار اعلام‌شده از سوی برگزارکنندگان ــ نشان می‌دهد که مفهوم مشارکت مردمی در دوره جنگ تلاش کرده است از شکل سنتی راهپیمایی و تجمع فراتر برود و به یک شبکه اجتماعی گسترده‌تر تبدیل شود.

در این نگاه، دفاع از کشور تنها وظیفه نیروهای مسلح نیست و جامعه نیز می‌تواند از مسیرهای مختلف در تاب‌آوری کشور نقش ایفا کند.

جمهوریت فقط صندوق رأی نیست؛ اما بدون رأی مردم هم کامل نمی‌شود

در اینجا یک نکته مهم درباره مفهوم دموکراسی و جمهوریت وجود دارد. حضور خیابانی مردم، مشارکت اجتماعی، کمک به کشور و حضور در شرایط جنگی، همگی می‌توانند نشانه‌هایی از مشارکت عمومی باشند؛ اما در معنای گسترده علوم سیاسی، دموکراسی تنها به حضور خیابانی یا حمایت از حکومت محدود نمی‌شود.

انتخابات رقابتی، امکان مشارکت سیاسی، پاسخگویی مسئولان، حق نقد و اعتراض، گردش نخبگان، حاکمیت قانون و امکان اثرگذاری شهروندان بر تصمیم‌های عمومی نیز از عناصر مهم مردم‌سالاری محسوب می‌شوند.

از این منظر، حضور مردم در دوران جنگ یک روی سکه رابطه مردم و حکومت است و روی دیگر آن، مسئولیت حکومت در برابر مردم است.

اگر مردم در سخت‌ترین شرایط پای کار می‌ایستند، طبیعی است که انتظار داشته باشند دستگاه‌های حکومتی نیز در حوزه اقتصاد، عدالت، امنیت، خدمات عمومی و مبارزه با فساد پاسخگوی آنان باشند.

مطالبه مردم از حکومت؛ تاب‌آوری فقط وظیفه جامعه نیست

یکی از مهم‌ترین نکاتی که از دل استمرار حضور مردم بیرون می‌آید، مسئله «تاب‌آوری» است. تاب‌آوری اجتماعی زمانی پایدار می‌ماند که هزینه آن فقط بر دوش مردم نباشد. جامعه‌ای که با فشار اقتصادی، محدودیت‌های ناشی از جنگ، کاهش قدرت خرید و نگرانی درباره آینده روبه‌رو است، برای حفظ انسجام اجتماعی نیازمند سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی مؤثر است.

در این زمینه، پیام 6 شهریور 1405 نیز قابل توجه است. در این پیام، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای تصریح فرمودند مردم ایران پس از ماه‌ها حضور در میدان و همراهی، شایسته‌اند «خدمتگزاری قوا و دستگاه‌های مسئول» را متناسب با شأن خود احساس کنند.

این بخش از پیام درواقع یک رابطه دوطرفه را مطرح می‌کند: اگر مردم در شرایط دشوار مسئولیت اجتماعی خود را ایفا می‌کنند، دستگاه‌های حکومتی نیز باید کیفیت خدمت‌رسانی خود را ارتقا دهند.

مردم هزینه می‌کنند؛ حکومت باید پاسخگو باشد

حضور چندماهه در تجمعات و فعالیت‌های اجتماعی، برای شهروندان بدون هزینه نیست. زمان، رفت‌وآمد، فشار اقتصادی و حتی هزینه‌های شخصی، بخشی از این مشارکت است. بنابراین، نمی‌توان از مردم انتظار داشت که همزمان با افزایش فشارهای اقتصادی، صرفاً با توصیه به «صبر و مقاومت» مشکلات را تحمل کنند.

اگر قرار است مردم ستون تاب‌آوری کشور باشند، باید سیاست‌های اقتصادی نیز به‌گونه‌ای طراحی شود که فشار اصلی بر اقشار متوسط و ضعیف جامعه انباشته نشود.

در این چارچوب، مبارزه با فساد، مقابله با سوءاستفاده اقتصادی، کنترل بازار، حمایت از تولید و جلوگیری از ایجاد رانت و احتکار، صرفاً سیاست‌های اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از سیاست حفظ سرمایه اجتماعی نظام سیاسی است. هر اندازه فاصله میان زندگی واقعی مردم و عملکرد دستگاه‌های مسئول بیشتر شود، سرمایه اجتماعی نیز آسیب‌پذیرتر خواهد شد.

«مردم» بزرگ‌ترین سرمایه یا بزرگ‌ترین مسئولیت؟

در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مردم همواره به‌عنوان «سرمایه اجتماعی» مطرح بوده‌اند. اما سرمایه اجتماعی زمانی حفظ می‌شود که اعتماد دوطرفه باشد.

اعتماد عمومی فقط با دعوت مردم به حضور ایجاد نمی‌شود؛ بلکه با رفتار قابل پیش‌بینی حکومت، پاسخگویی، عدالت و احساس اثرگذاری شهروندان بر سرنوشت خود تقویت می‌شود.

از این منظر، حضور 205 شب گذشته را می‌توان نه فقط به‌عنوان یک نمایش خیابانی، بلکه به‌عنوان آزمونی برای رابطه دولت و جامعه مورد بررسی قرار داد.

پرسش اصلی این است: اگر مردم در سخت‌ترین روزها کشور را تنها نگذاشته‌اند، آیا حکومت نیز می‌تواند در سخت‌ترین روزهای زندگی اقتصادی و اجتماعی آنان، مردم را تنها نگذارد؟

از «ارتش 20 میلیونی» تا مشارکت گسترده مردمی

این نگاه در سیاست‌های جدید مربوط به بسیج نیز بازتاب یافته است. در حکم انتصاب حجت‌الاسلام حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین، بر «هر ایرانی، یک بسیجی»، استفاده از ظرفیت آحاد مردم و تقویت شبکه اطلاعات مردمی تأکید شده است. این ادبیات نشان می‌دهد که در نگاه رسمی، مشارکت مردم در امنیت ملی قرار است از ساختارهای کلاسیک نظامی فراتر برود و به یک الگوی «مردم‌پایه» تبدیل شود.

اما همین‌جا یک ضرورت مهم وجود دارد: هرچه نقش جامعه در امنیت افزایش پیدا می‌کند، ضرورت تعریف دقیق حقوق، مسئولیت‌ها، حدود قانونی و سازوکارهای نظارت نیز بیشتر می‌شود.

اعتماد عمومی زمانی پایدار می‌ماند که مردم احساس کنند مشارکت آنان در چارچوب قانون، با حفظ حقوق شهروندی و با هدف تأمین امنیت عمومی انجام می‌شود.

مردم؛ پشتوانه قدرت ملی

تجربه جنگ نشان داده قدرت یک کشور فقط در تعداد موشک‌ها، هواپیماها، سامانه‌های پدافندی یا تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود. سرمایه انسانی، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، توان اقتصادی، ظرفیت علمی و قدرت مدیریت بحران نیز بخشی از قدرت ملی هستند.

در چنین چارچوبی، حضور مردم در دوره جنگ را می‌توان یکی از مؤلفه‌های قدرت ملی ایران دانست؛ البته مشروط به اینکه این حضور به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود. این سرمایه اجتماعی نیز با شعار به دست نمی‌آید. باید برای آن سیاست‌گذاری کرد.

آزمون اصلی پس از جنگ

جنگ ممکن است یک جامعه را برای مدتی متحد کند، اما حفظ این اتحاد پس از پایان بحران دشوارتر است. در دوره جنگ، تهدید خارجی می‌تواند بسیاری از اختلافات داخلی را موقتاً تحت‌الشعاع قرار دهد؛ اما پس از کاهش تهدید، مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دوباره به سطح جامعه بازمی‌گردند. بنابراین، آزمون اصلی برای جمهوری اسلامی فقط حفظ حضور مردم در روزهای جنگ نیست؛ بلکه تبدیل این حضور به اعتماد پایدار، رضایت عمومی و مشارکت مسئولانه در دوران پساجنگ است.

پیام 14 خرداد 1405 نیز «بعثت مردم» را به آینده ایران پیوند می‌دهد و بر نقش مردم، جوانان، نخبگان و صاحبان فکر و هنر در ساخت آینده کشور تأکید می‌کند.

از این زاویه، تعبیر «ملت مبعوث» اگر قرار باشد صرفاً یک عنوان رسانه‌ای نباشد، باید در عملکرد روزمره دستگاه‌های حکومتی نیز دیده شود.

مردم باید دیده شوند

205 شب حضور اجتماعی مردم، فارغ از اینکه درباره گستره و میزان آن چه قضاوتی داشته باشیم، یک واقعیت سیاسی و اجتماعی را برجسته کرده است: در لحظات بحرانی، هیچ حکومتی بدون جامعه خود نمی‌تواند از امنیت و استقلال کشور دفاع کند. جمهوری اسلامی نیز از ابتدای شکل‌گیری، خود را بر ترکیبی از اسلامیت و جمهوریت بنا کرده و در ادبیات رسمی آن، مردم همواره یکی از پایه‌های اصلی نظام معرفی شده‌اند.

اکنون پس از جنگ، این رابطه وارد مرحله تازه‌ای شده است. مردمی که در روایت رسمی، «مبعوث» و «صاحبان اصلی کشور» خوانده می‌شوند، تنها در زمان خطر به حضور نیاز ندارند. آنان در زمان صلح نیز حق دارند اثر مشارکت خود را در اقتصاد، عدالت، رفاه، امنیت، تصمیم‌گیری و کیفیت حکمرانی مشاهده کنند. از سوی دیگر، حکومت نیز اگر مردم را پشتوانه قدرت ملی می‌داند، باید از این سرمایه اجتماعی صیانت کند؛ نه با تعارف و شعار، بلکه با عملکرد.

پیام روشن این 205 شب را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:

مردم زمانی پشتوانه پایدار یک نظام سیاسی خواهند بود که احساس کنند نظام نیز در روزهای سخت، پشتوانه آنان است. این همان نقطه‌ای است که «جمهوریت» از یک واژه سیاسی به یک رابطه واقعی میان مردم و حکومت تبدیل می‌شود؛ رابطه‌ای که در آن نه مردم صرفاً ابزار قدرت‌اند و نه حکومت صرفاً مصرف‌کننده اعتماد عمومی، بلکه هر دو در برابر آینده ایران مسئولیت دارند.

محمدمهدی دارا؛ فعال رسانه‌ای

انتهای پیام/