بر سر فرش خراسان جنوبی چه آمد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، فرش دستباف خراسان جنوبی تنها یک محصول صنایع‌دستی نیست؛ بخشی از هویت فرهنگی و اقتصادی مردمان این منطقه است که طی قرن‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. در خانه‌های بسیاری از روستاهای استان، دار قالی زمانی یکی از ارکان اصلی اقتصاد خانوار به شمار می‌رفت و صدای بافندگان با نوای «تا به‌جا، سرِ جلو، سراول» ریتم زندگی روزمره را شکل می‌داد.

امروز اما بسیاری از آن دارها پایین کشیده شده‌اند و آن آواز قدیمی نیز در سایه افزایش هزینه‌ها، کاهش درآمد بافندگان و دشواری دسترسی به بازارهای صادراتی، کم‌فروغ شده است.

فرشی که بازار جهانی را از دست داد

فرش خراسان جنوبی از گذشته با هدف حضور در بازارهای خارج از کشور تولید می‌شد و بازار داخلی هیچ‌گاه ظرفیت جذب تمام تولید استان را نداشت. همین وابستگی به صادرات سبب شده است که اختلال در بازارهای خارجی، به‌سرعت خود را در میزان تولید و اشتغال بافندگان نشان دهد.

در دهه‌های 70 و 80، حدود 96 درصد فرش تولیدی خراسان جنوبی به بازارهای اروپایی صادر می‌شد و تولید سالانه در محدوده جغرافیایی چهار شهرستان آن زمان به بیش از 300 هزار مترمربع می‌رسید.

اکنون با وجود آنکه محدوده استان از چهار شهرستان به 12 شهرستان افزایش یافته، تولید سالانه فرش دستباف به کمتر از 100 هزار مترمربع رسیده است. آمارهای اعلام‌شده از وضعیت امسال نیز از تداوم این روند حکایت دارد؛ به‌طوری که از ابتدای سال تاکنون حدود 95 هزار مترمربع فرش دستباف در استان تولید شده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 20 درصد کاهش داشته است.

سقوط صادرات و کوچک شدن سهم ایران از بازار فرش

بحران فرش خراسان جنوبی را نمی‌توان جدا از وضعیت صادرات فرش دستباف ایران بررسی کرد. صادرات فرش ایران که در اوایل دهه 70 حدود 2 میلیارد دلار اعلام شده بود، در سال گذشته به کمتر از 50 میلیون دلار رسیده است؛ کاهش بیش از 97 درصدی که عملاً بخش مهمی از بازار سنتی فرش ایران را از بین برده است.

برای استانی مانند خراسان جنوبی که بخش عمده تولید آن با نگاه به بازار خارجی شکل گرفته بود، کاهش صادرات به معنای کوچک شدن بازار تولیدکننده و در نهایت کاهش انگیزه بافندگان است.

سرای گلشنی؛ روایت خاموش یک بازار

برای مشاهده آثار این رکود لازم نیست راه دوری رفت؛ سرای گلشنی بیرجند یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تغییر وضعیت تجارت فرش در این منطقه است. این سرا که در دهه‌های گذشته یکی از مراکز اصلی خرید و فروش فرش دستباف شرق کشور بود، زمانی 24 دهنه مغازه فعال داشت. امروز اما تنها یک یا دو واحد نیمه‌فعال در آن باقی مانده است.

کسبه قدیمی از روزهایی یاد می‌کنند که رفت‌وآمد خریداران و تاجران در این سرا پایان نداشت و کامیون‌های حامل فرش صادراتی، بار فرش را از بیرجند به مقصد بازارهای دیگر منتقل می‌کردند. اکنون شرایط تغییر کرده و ممکن است هفته‌ها سپری شود و معامله‌ای در این سرا انجام نشود.

وقتی بافنده از هنر خود درآمد کافی ندارد

کاهش صرفه اقتصادی، یکی از مهم‌ترین مشکلات امروز فرش دستباف خراسان جنوبی است. در اوایل دهه 70، درآمد برخی بافندگان تمام‌وقت به حدود دو برابر حقوق یک کارمند تمام‌وقت می‌رسید؛ اما امروز دستمزد بافندگی در بسیاری از موارد حتی به نصف حداقل حقوق مصوب قانون کار نیز نمی‌رسد.

بافنده برای تولید یک تخته فرش باید ماه‌ها وقت صرف کند، اما افزایش قیمت مواد اولیه، کاهش قدرت خرید و نبود بازار مطمئن، درآمد حاصل از این کار را کاهش داده است. نتیجه روشن است؛ حرفه‌ای که زمانی می‌توانست یک خانوار را اداره کند، برای بخشی از نسل جدید دیگر جذابیت اقتصادی ندارد.

50 هزار بافنده و کمتر از 4 هزار بیمه‌شده

بر اساس آمار اعلام‌شده، حدود 50 هزار بافنده در خراسان جنوبی فعالیت دارند، اما کمتر از چهار هزار نفر از آنان تحت پوشش بیمه قرار گرفته‌اند. نبود امنیت شغلی و اجتماعی در کنار درآمد پایین، شرایطی ایجاد کرده که ادامه فعالیت برای بسیاری از بافندگان دشوار شده است. از سوی دیگر، فاصله گرفتن جوانان از این حرفه، انتقال دانش و مهارت‌های سنتی بافندگی را نیز با تهدید مواجه کرده است.

اگرچه فرش دستباف به‌عنوان یک هنر سنتی نیازمند حفظ فرهنگی است، اما تا زمانی که برای بافنده صرفه اقتصادی نداشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت نسل جدید به سمت آن جذب شود.

طرح‌هایی که سال‌هاست اجرایی نشده‌اند

مشکلات موجود در حالی ادامه دارد که حدود 17 سال پیش طرح‌هایی برای حمایت از فرش دستباف استان مطرح و تصویب شده بود. ایجاد مرکز تهیه و توزیع مواد اولیه مرغوب با قیمت تمام‌شده، برپایی نمایشگاه دائمی فرش دستباف، ایجاد مجتمع‌های تولیدی سفارش‌پذیر و راه‌اندازی آموزشگاه جامع فرش از جمله طرح‌هایی بود که برای رونق این صنعت در نظر گرفته شد. با این حال، بخش مهمی از این طرح‌ها همچنان در حد مصوبه باقی مانده و به مرحله اجرا نرسیده است.

فرشی که بخشی از تاریخ را در خود جای داده است

فرش خراسان جنوبی در کنار ارزش اقتصادی، میراثی تاریخی و هنری را نیز با خود حمل می‌کند. بر اساس روایت‌های تاریخی مطرح‌شده، سابقه بافندگی در این منطقه به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد و هنر فرش در طول این سال‌ها با فرهنگ، اقتصاد و زندگی اجتماعی مردم قهستان و خراسان جنوبی پیوند خورده است.

فرش‌های تصویری نیز بخش دیگری از این میراث هستند؛ آثاری که برخلاف قالی‌های صرفاً نقش‌محور، صحنه‌هایی از انسان، طبیعت، بناها و رویدادهای تاریخی را در تار و پود خود ثبت کرده‌اند.

فرش تصویری دُرُخش؛ روایتی متفاوت در تار و پود

یکی از نمونه‌های قابل توجه این حوزه، فرش تصویری دُرُخش است؛ اثری که ساختار آن از ترکیب دو بن‌مایه متفاوت شکل گرفته است. در بخش حاشیه، چهار ردیف نقوش بته‌جقه و ماهی درهم دیده می‌شود که از الگوهای قالی‌های شش‌متری منطقه دُرُخش گرفته شده است. رنگ‌های گرم در کنار نوارهای روشن، حاشیه را به قاب تصویری برای متن اصلی تبدیل کرده‌اند.

اما در بخش مرکزی، با تصویری کاملاً متفاوت روبه‌رو هستیم؛ رودخانه‌ای پهناور، قایق‌های بادبانی، انسان‌ها، حیوانات و یک عمارت حکومتی که در مرکز تصویر قرار گرفته است. در برابر این عمارت، گروه‌هایی از نظامیان دیده می‌شوند. 12 سرباز با لباس قرمز در یک طرف و 12 سرباز با لباس مشکی در طرف دیگر قرار گرفته‌اند. در بخش پایین نیز سواره‌نظام، پیاده‌نظام و نیروهای توپخانه در کنار ارابه‌های حمل توپ به تصویر کشیده شده‌اند.

آیا روایت فرش به هندوستان مربوط است؟

نوع پوشش برخی شخصیت‌ها، شکل معماری، قایق‌های بادبانی و حضور حیواناتی مانند فیل، این احتمال را مطرح کرده که تصویر مرکزی فرش با هندوستان ارتباط داشته باشد. هندوستان در دوره‌ای از تاریخ ارتباطات تجاری و فرهنگی قابل توجهی با ایران و به‌ویژه منطقه قهستان داشته است. بر همین اساس، این دیدگاه نیز مطرح شده که فرش به سفارش تجار هندی یا مرتبط با کمپانی هند شرقی بافته شده و ممکن است صحنه‌ای از حضور نیروهای انگلیسی در هند را به تصویر کشیده باشد.

با این حال، این موضوع در حد یک فرضیه تاریخی و تفسیری است و برای تبدیل شدن به یک نتیجه قطعی، نیازمند بررسی اسناد تاریخی، تطبیق معماری و پوشش شخصیت‌ها و پژوهش تخصصی درباره منشأ سفارش و زمان بافت اثر است.

تقارن در تقارن؛ امضای یک بافنده

یکی از ویژگی‌های قابل توجه فرش، تقارن ساختاری آن است. محور اصلی تصویر، اثر را به دو بخش تقسیم کرده و عناصر متعددی در دو سوی این محور تکرار شده‌اند. در عین حال، تفاوت رنگ لباس سربازان دو طرف، در کنار شباهت عناصر موجود در خطوط تقارن فرعی، ترکیبی متفاوت ایجاد کرده است.

برخی عناصر در گوشه‌های تصویر نیز ناتمام به نظر می‌رسند؛ موضوعی که می‌تواند این احتمال را ایجاد کند که تصویر موجود بخشی از یک روایت گسترده‌تر بوده که در محدوده فرش امکان نمایش کامل آن وجود نداشته است.

نجات فرش؛ فراتر از حفظ یک هنر سنتی

مسئله امروز فرش خراسان جنوبی تنها حفظ چند نقش و طرح قدیمی نیست. پشت هر دار قالی، خانواده‌ای قرار دارد که درآمد آن به فروش محصول وابسته است و پشت هر نقش، دانشی قرار دارد که طی نسل‌ها منتقل شده است.

احیای این صنعت نیازمند بازسازی یک زنجیره کامل است؛ از تأمین مواد اولیه و حمایت بیمه‌ای بافندگان گرفته تا آموزش، فروش، بازاریابی، سفارش‌پذیری و مهم‌تر از همه، بازگشت به بازارهای صادراتی. بدون بازار، تولیدکننده انگیزه‌ای برای تولید ندارد و بدون درآمد، بافنده‌ای برای ادامه این حرفه باقی نمی‌ماند.

فرش خراسان جنوبی هنوز از ظرفیت بالای هنری و فرهنگی برخوردار است، اما تداوم این میراث تنها با حفظ طرح‌ها و برگزاری نمایشگاه‌ها ممکن نیست. تا زمانی که بافنده نتواند از هنر خود زندگی کند، دار قالی در معرض خاموشی خواهد بود؛ خاموشی‌ای که در صورت تداوم، تنها یک صنعت را از بین نمی‌برد، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی خراسان جنوبی را نیز با خود خواهد برد.

انتهای پیام/