یادگاری نویسی دولت لبنان بر دیوار ندبه!
- اخبار سیاسی
- اخبار گزارش و تحلیل سیاسی
- 29 شهريور 1405 - 11:12
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- نواف سلام نخستوزیر و ژوزف عون رئیس جمهور لبنان کماکان بر بازی در زمین رژیم صهیونیستی اصرار میورزند. تهاجم مستمر و آشکار رژیم صهیونیستی به مناطق جنوبی لبنان، بهجای آنکه به تلنگری برای فاصلهگیری دولت بیروت از تلآویو تبدیل شود، جریان ضد مقاومت در سرزمین سروها را در استمرار این قمار دوسرباخت جریتر ساخته است!
نخستین ایراد راهبردی که به دولت لبنان و وزارت خارجه این کشور وارد است، تلاش برای بازتعریف قواعد بازی بهنفع رژیم صهیونیستی است. به اعتقاد کارشناسان، هدف از مذاکرات بیروت-واشنگتن -تلآویو تضعیف توافقات قبلی بهویژه بند «خروج بدون قید و شرط نیروهای اشغالگر» از خاک لبنان است.
در این میان، رژیم صهیونیستی حتی به خروج صوری، موقت و محدود از دو روستای جنوبی لبنان نیز پایبند نبوده و بالعکس، در صدد تثبیت اشغالگری خود در این مناطق است. بدون شک دولت لبنان، نقش کاتالیزور و عامل تسریعکننده جنایات صهیونیستها در جنوب این کشور را ایفا نموده و باید بابت این موضوع به افکار عمومی لبنان پاسخگو باشد.
اسناد و متون منتشر شده در خصوص مذاکرات و توافقات دولت نواف سلام و رژیم اشغالگر قدس، فاقد هرگونه تضمین روشن و الزامآور برای عقبنشینی کامل صهیونیستهاست.
در تاریخ تحولات ژئوپلیتیک و روابط بینالملل، همواره قاعدهای نانوشته اما تغییرناپذیر وجود داشته است: «هیچ بازیگر اشغالگر و متخاصمی، شریک بقای یک کشور دیگر نخواهد شد؛ بلکه تنها تا سرحد تسلیم و فروپاشی از آن بهرهبرداری میکند.» با این حال، یکی از مهلکترین خطاهای راهبردی یک نظام سیاسی زمانی رخ میدهد که دولتمردان، بقای سیاسی یا گرهگشایی از بحرانهای خود را در گرو همگرایی با راهبردهای دشمن و بازی عامدانه در زمین بازی او تعریف میکنند. این رویکرد که معمولاً در پوشش «دیپلماسی واقعگرایانه» یا «تنشزدایی» صورتبندی میشود، عملاً موتور محرک یک فرآیند خودویرانگر است که گامبهگام کشور را به سمت سقوط حاکمیت و در نهایت، تجزیه جغرافیایی هدایت میکند.
نخستین ضربه بازی خودخواسته در پازل دشمن، مستقیماً به «سرمایه اجتماعی» و «مشروعیت حاکمیت» اصابت میکند. زمانی که جامعه و نخبگان سیاسی درمییابند تصمیمسازان به جای اتکا به ظرفیتهای درونزا و صیانت از تمامیت ارضی، به کارگزار منافع بیگانگان تبدیل شدهاند، میثاق ملی فرومیپاشد. در چنین فضایی، شکافهای هویتی، قومی و مذهبی فعال شده و جامعه به دو قطب آشتیناپذیر «وابستگان به سازش» و «مدافعان استقلال و هویت ملی» تقسیم میشود؛ وضعیتی که انباشت قدرت ملی را ناممکن میسازد.این همان قاعده مهمی است که دولت لبنان آن را درک نکرده و به همین واسطه، مشغول تحمیل سخت ترین هزینه های محاسباتی، ماهوی و راهبردی به بیروت میباشد.
دولتهایی که در مدار راهبردی دشمن حرکت میکنند، برای تصویب اسناد تحمیلی و بدون ضمانت، چارهای جز خلعید از نهادهای قانونی و تصمیم گیر خود ندارند. نتیجه این رفتار، فلج شدن سازوکارهای حاکمیتی، بروز انسداد شدید سیاسی و از دست رفتن کارآمدی دولت مرکزی است. در نبود یک مرجعیت حقوقی مورد توافق، نظم مستقر فرومیریزد و بیثباتی به هنجار اصلی کشور تبدیل میشود.
طرف متخاصم صهیونیستی هرگز در پی تقویت ساختار دفاعی طرف مقابل نیست، بلکه هدف نهایی آن خلع سلاح و بیاثر کردن بازدارندگی کشور هدف است. دولتی که عامدانه در زمین حریف بازی میکند، اهرمهای عینی قدرت (توان دفاعی، عمق استراتژیک و روحیه مقاومت مردمی) را واگذار کرده و در ازای آن، به کلماتی مبهم و بیانیههای بدون پشتوانه دل میبندد. با ایجاد این خلاء امنیتی، دشمن بدون پرداخت هیچ هزینهای، نفوذ امنیتی و نظامی خود را تثبیت کرده و مرزهای بازدارندگی را درهم میشکند.
انتهای پیام/