رسانه‌‌ها و سینما در ارائه تصویر حقیقی روحانیت کوتاهی کردند

به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام دکتر شمس‌الله مریجی، عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در برنامه تحلیلی «حوزه نوین» که به همت رسانه رحا برگزار شد، به تبیین و بررسی «نسبت حوزه علمیه با مردم» پرداخت.

وی درباره صحت و سقم ادعاهایی که امروزه در رسانه‌های مختلف به‌ویژه رسانه‌های زاویه‌دار با نظام جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه میان مردم و روحانیت فاصله افتاده است، مطرح می‌شود، گفت: در مباحث اجتماعی، همواره تأکید می‌کنیم که برای تبیین صحیح یک پدیده اجتماعی، باید ابعاد متعدد آن را در نظر گرفت. نگاه تک‌بُعدی ما را از رسیدن به واقعیت، یا دست‌کم از دستیابی به وسعت و احاطه کامل بر آن پدیده، محروم می‌سازد.

استاد مریجی تأکید کرد: درباره رابطه حوزه و مردم، چند مؤلفه اساسی باید لحاظ شود: اولاً، «زمان» را باید مورد توجه قرار دهیم و ببینیم در چه مقطع تاریخی قرار داریم. ثانیاً، «وظایف و رسالت حوزه» باید بازخوانی شود. ثالثاً، «رقبای حوزه» را نیز باید در نظر بگیریم؛ پیش‌تر چه کسانی رقیب بودند و اکنون چه کسانی هستند. رابعاً، تغییراتی که در خود «توده مردم» و همچنین در درون «حوزه» ایجاد شده است نیز باید به‌عنوان یک بُعد مستقل بررسی شود. طبیعتاً وقتی همه این موارد را در نظر بگیریم، درمی‌یابیم که بخشی از این ادعاها ریشه در واقعیت دارد؛ اما بخش دیگری از آن‌ها، تعمداً چشم‌پوشی از سایر واقعیت‌ها است تا یک مسأله خاص برجسته‌تر نشان داده شود.

وی در ادامه با بیان نمونه‌ای تاریخی گفت: در زمان مظفرالدین شاه، هنگامی که علما تحصن کردند و به حرم حضرت عبدالعظیم(ع) رفتند، مدتی از این تحصن گذشت. روزی مظفرالدین‌شاه سوار بر کالسکه بود که ناگهان در وسط میدان، جمعیت عظیمی از بانوان کالسکه او را احاطه کردند. آن‌ها به شاه گفتند: «زندگی ما مختل شده است!» این یعنی چه؟ یعنی در آن زمان، تمام امور زندگی مردم اعم از عقد، ازدواج، قضاوت، نماز، اصلاح امور، رفع دعاوی و حتی ارث‌ومیراث، در دست روحانیت بود. وقتی علما رفتند، زندگی اجتماعی مردم قفل شد. شاه به این نتیجه رسید که باید علما را از تحصن بازگرداند تا جامعه سامان یابد. این یک واقعیت تاریخی است.

دکتر مریجی افزود: اما امروزه چه اتفاقی افتاده است؟ امروزه بسیاری از اموری که پیش‌تر به روحانیت وابسته بود، از دست آن‌ها خارج شده است. وقتی رضاخان قضاوت را از روحانیت گرفت، یا فلانی اداره ثبت‌ اسناد را تأسیس کرد، طبیعتاً بخشی از کارکردهای سنتی روحانیت سلب شد. در گذشته، اگر کسی دعوایی داشت نزد روحانی محل می‌رفت تا اصلاح ذات‌البین کند؛ اما اکنون به دادگاه مراجعه می‌کند. اگر می‌خواست سندی را امضا کند، نزد عالمی می‌رفت؛ اما امروز ادارات ثبت‌ اسناد متولی این امر هستند. بنابراین، کاهش مراجعات مردم به روحانیون در این حوزه‌ها کاملاً طبیعی است و از آن سوءاستفاده تبلیغاتی می‌شود. با این حال، رسالت اصلی روحانیت که ترویج، تبیین دین، بیان احکام و روشن کردن تکلیف مردم است، از گذشته تا کنون پابرجا مانده است.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به اینکه درباره ادعای «حکومتی شدن روحانیت» نیز مغالطات فراوانی صورت می‌گیرد، گفت: از کل جمعیت روحانیون کشور (در همه حوزه‌ها)، حدوداً 300 هزار طلبه داریم. از این تعداد، تنها حدود 5 هزار نفر در مناصب دولتی و حکومتی شاغل هستند. آیا منطقی است که این 5 هزار نفر را به کل جامعه روحانیت تعمیم دهیم و همه را متهم به حکومتی شدن کنیم؟ این یک جنگ روانی و فضاسازی رسانه‌ای است. البته منکر تأثیرات عمیق فردی و اجتماعی برخی ضعف‌ها نیستم؛ اما واقعیت این است که روحانیت اصیل، همچنان در میان مردم است.

آیا تبلیغ سنتی پاسخگو است؟

عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) درباره اینکه با توجه به گسترش فضای مجازی و ابزارهای نوین رسانه‌ای، آیا روش‌های تبلیغ سنتی و منبر رفتن همچنان پاسخگو است، گفت: یکی از دغدغه‌های فعلی، استفاده از شیوه‌های جدید تبلیغی است. من مقاله‌ای پژوهشی با عنوان «نقش تبلیغ سنتی در جامعه مدرن» نوشته‌ام و در آنجا با ادله متقن اثبات کرده‌ام که علی‌رغم تمامی پیشرفت‌های تکنولوژیک، تبلیغ سنتی (تبلیغ چهره‌به‌چهره / Face to Face) همچنان اثربخش‌ترین نوع تبلیغ است. علمای ارتباطات نیز تأیید می‌کنند که رسانه‌های جمعی مانند اقیانوسی هستند به عمق یک بند انگشت؛ وسعت دارند؛ اما عمق ندارند. اما تبلیغ چهره‌به‌چهره، تأثیر عمیق‌تری دارد.

وی افزود: حضور روحانیت در فضای رسانه‌ای جدید ضروری است و نباید آن را رها کرد؛ اما به این شرط که جایگزین تبلیغ سنتی نشود. تبلیغ سنتی صرفاً به معنای سخنرانی یک‌طرفه نیست. حضرت آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمودند: «بعدِ منبر را دریابید.» یعنی شما 45 دقیقه سخنرانی می‌کنید و تمام می‌شود؛ اما کار اصلی شما آن شش ساعتی است که باید در میان مردم بنشینید.

او خاطرنشان کرد: حضور در میان مردم، شنیدن دردهایشان و هم‌زیستی با آن‌ها است که تأثیر می‌گذارد. اگر این اتفاق نیفتد، روحانی به یک سخنران صرف تبدیل می‌شود که با یک سخنران تلویزیونی یا اینترنتی تفاوتی ندارد. متأسفانه، بخشی از این ارتباطات عمیق از بین رفته است. من به شهری رفتم و دیدم مسجد جامع آن، امام جماعت دائم ندارد؛ درحالی‌که ما پیش‌تر 60 هزار مسجد فعال با روحانی داشتیم. این مسئله نشان‌دهنده یک آسیب است که باید برای آن چاره‌اندیشی کرد.

پدیده‌ای به نام «طلبه بلاگر»

استاد مریجی درباره «طلبه بلاگری» گفت: من با اصل استفاده از ابزارهای نوین مخالف نیستم؛ اما با رویکرد برخی از این افراد به‌شدت زاویه دارم. اثرگذاری با شمشیر و سپر متفاوت است؛ شمشیر برای دفع موانع است؛ اما رسوخ در قلب‌ها نیازمند عمق معرفتی است.

وی افزود: برخی از این طلاب جوان، برای جذب مخاطب، به کارهای سطحی روی آورده‌اند. مثلاً فکر می‌کنند با بیان تقطیع‌شده چند شعر یا داستان می‌توانند کار عمیق دینی بکنند. اگر روحانی بخواهد فقط با احساسات سطحی مردم بازی کند، از هویت اصلی خود که «طبیب دوار بطبه» بودن است، فاصله گرفته است.

استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: ما در گذشته بزرگانی چون حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی را داشتیم. وقتی ایشان وارد مجلسی می‌شد، چنان هیبت و معنویتی داشت که همه میخکوب می‌شدند. این ابهت، نتیجه شعر خواندن یا کارهای رسانه‌ای نبود؛ نتیجه عمق تقوا و سواد ایشان بود.

تصویرسازی از روحانیت در رسانه

دکتر مریجی درباره تصویرسازی که سینما و تلویزیون بعضاً از روحانیت نشان می‌دهد که با واقعیت‌ها فاصله دارد، اظهار کرد: متأسفانه رسانه‌ها و سینمای ما، پس از انقلاب، نتوانستند تصویر درستی از روحانیت ارائه دهند. گاهی روحانی را در قالب شخصیت‌هایی نشان می‌دهند که هیچ تطابقی با واقعیت حوزه ندارد. مثلاً هنرپیشه‌ای را در نقش روحانی قرار می‌دهند که مردم پیشینه او را در نقش‌های سخیف به یاد دارند. این کار، ناخودآگاه قداست و جایگاه روحانیت را در ذهن مخاطب می‌شکند.

وی افزود: روحانیت تخصص است. همان‌طور که وقتی به یک پزشک مراجعه می‌کنید، از او انتظار تجویز علمی دارید، از یک روحانی نیز انتظار می‌رود که «دکترای دین» داشته باشد و مبانی شرعی و اخلاقی را با دقت بیان کند. رسانه نباید روحانی را در حد یک کاراکتر طنز یا فردی که صرفاً موعظه‌های سطحی می‌کند، تقلیل دهد.

او خاطرنشان کرد: نمونه دیگر، پخش تصاویری از نماز خواندن علماست. تلویزیون نماز آیت‌الله بهجت را نشان می‌داد. ایشان در حال نماز چنان غرق در معنویت بودند که اصلاً متوجه دوربین نمی‌شدند. اما بعد دیدم فرد دیگری جلوی دوربین شروع به گریه کردن و تکان دادن شانه‌هایش کرد! این یعنی نمایش؛ یعنی فرد متوجه دوربین است. مردم این تفاوت‌ها را به‌خوبی می‌فهمند. رسانه با این کارها، به جای ترویج دین، به دین‌داری اصیل ضربه می‌زند.

تأکید بر مطالعه عمیق

حجت‌الاسلام مریجی در توصیه به طلاب جوان برای اینکه بتوانند در عصر حاضر، ضمن حفظ هویت اصیل خود، اثرگذاری لازم را داشته باشند، گفت: مشکل اساسی ما امروز، دوری از تعمیق علمی و روی آوردن به راحت‌طلبی است. یکی از بزرگان به نقل از مرحوم خوانساری می‌فرمودند: «ملا شدن (عالم شدن) مانند کندن چاه با سر سوزن است.» یعنی تا این حد سخت، طاقت‌فرسا و نیازمند ممارست است.

وی افزود: اما امروز برخی از طلاب جوان ما می‌خواهند با خواندن چند جزوه یا گوش دادن به چند فایل صوتی، به مقام اجتهاد یا خطابه برسند. یک روحانی اگر می‌خواهد 20 دقیقه برای مردم سخنرانی کند، باید حداقل 20 ساعت مطالعه عمیق و دقیق داشته باشد. نمی‌توان با دست خالی و صرفاً با اتکا به فن بیان یا استفاده از فضای مجازی، انتظار تأثیرگذاری عمیق در قلوب مردم را داشت. اگر روحانیتِ ما به همان عمق علمی گذشته، به همان تقوا و پرهیزگاری، و به همان سنتِ زیستن در میان مردم بازگردد، مطمئن باشید هیچ رسانه و هیچ توطئه‌ای نمی‌تواند پیوند میان مردم و روحانیت را قطع کند.

خبرنگار: بابک شکورزاده

انتهای پیام/