یادداشت| فاجعه حکمرانی شهری در اراک؛ هزینه‌های پنهان یک بی‌ثباتی مزمن

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، شهرها ارگانیسم‌های زنده‌ای هستند که شریان حیات و بالندگی‌شان به «ثبات»، «برنامه‌ریزی راهبردی» و «امنیت مدیریتی» پیوند خورده است. طرح‌های جامع و تفصیلی، ساماندهی کالبدی، نجات از آلودگی‌های مرگبار زیست‌محیطی، نوسازی بافت‌های ناکارآمد و احیای هویت تاریخی شهری چون اراک، پروژه‌هایی نیستند که با تصمیم‌های خلق‌الساعه و در چشم‌به‌هم‌زدنی به بار بنشینند؛ بلکه مستلزم افق‌های دست‌کم ده ساله‌اند. 

اما نگاهی آماری، تاریخی و مستند به سیاهه‌ی مدیران شهرداری اراک از واپسین روزهای سال 1357 تا کنون، پرده از یک «افتضاح آشکار مدیریتی» برمی‌دارد؛ سناریویی تلخ که بیش از هر چیز صندلی خدمتگزاری به مردم را به «ایستگاه موقت عبور»، «آزمایشگاه مدیران بی‌تجربه» و «قربانگاه منافع عمومی در پیشگاه تسویه‌حساب‌های باندی و شورایی» بدل کرده است.

کالبدشکافی ارقام؛ رکوردهای شرم‌آور در آزمون ثبات

شکاف معنادار میان «34 دوره مدیریتی» و « 25 چهره» در این چهار و نیم دهه ، بیش از هر چیز از یک بن‌بست فکری، فقدان جانشین‌پروری و چرخش در دایره‌ای بسته و عقیم پرده برمی‌دارد؛ جایی که بازگشت چندباره برخی نام‌ها به صندلی شهرداری یا جایگاه سرپرستی، پارادوکسی تلخ را پیش چشم می‌گذارد: اگر این مدیران کارآمد، تحول‌آفرین و دارای برنامه راهبردی بودند، چرا در همان گام نخست تثبیت نشدند و قربانی بی‌ثباتی ساختار شدند؟ و اگر فاقد صلاحیت و توانمندی لازم بودند، با کدام منطق عقلانی و شایسته‌سالارانه، در بزنگاه‌های بحران دوباره به‌عنوان «محلل‌های مقطعی» و ضربه‌گیرهای موقت به کار گرفته شدند تا شهر در یک دوران باطل دست‌وپا بزند؟ این بازیافت مکررِ چهره‌ها سند آشکاری است که نشان می‌دهد ریشه عقب‌ماندگی شهر نه کمبود منابع، بلکه بحران عمیق در تدبیر، حاکمیت نگاه‌های باندی و تنزلِ مدیریت شهری به ابزاری برای رفع‌ورجوع بن‌بست‌های زودگذرِ تصمیم‌گیران بوده است.

عمق این بحران زمانی آشکارتر می‌شود که به پدیده ویرانگر «سرپرستی» نگاه کنیم:

- از میان این 34 دوره، دست‌کم 14 دوره صرفاً سرپرستی بوده است؛ یعنی بیش از 40 درصد از خط زمانی مدیریت این کهن‌شهر صنعتی، در تعلیق و بلاتکلیفی سرپرستانی گذشته که بر پایه قانون، نه اختیاری برای انعقاد قراردادهای بزرگ توسعه‌ای دارند و نه انگیزه و پشتوانه‌ای برای دست زدن به اصلاحات اساسی و ساختاری.

- ثبت سرپرستی‌های مضحک و تکان‌دهنده‌ای نظیر یک‌ماه، 47 روز و یا 3‌ماه، نشان می‌دهد اداره شهری با صدها هزار نفر جمعیت، بارها دستخوش تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده، بن‌بست‌های سیاسی و سهم‌خواهی‌های مقطعی شده است.

تحلیل وضعیت مدیریت شهری اراک از اسفند 1357 تا کنون

بررسی تاریخی مدیریت شهری اراک، تصویری عریان از «تزلزل ساختاری» و «ناپایداری مزمن» را ترسیم می‌کند. این سیاهه نشان می‌دهد که سیستم مدیریت شهری اراک طی نزدیک به نیم‌قرن گذشته، نه بر مدار توسعه بلندمدت و پایدار، که بر محور بی‌حاصلِ تغییرات پیاپی چرخیده است.

نکته بسیار تأمل‌برانگیز در این داده‌ها آن است که حتی در میان مدیرانی که موفق به دریافت حکم قطعی شده‌اند، طولانی‌ترین دوره خدمت در تمام این 47 سال، هرگز به مرز 4 سال نرسیده و سقف رکورد ثبت‌شده، تنها 3 سال و 9 ماه بوده است. این واقعیت آماری، گواهی است بر اینکه نهاد ناظر (شورای شهر)، در ادوار مختلف نه تنها عاملی برای ثبات نبوده، بلکه خود به کانونِ این بی‌ثباتی‌های مکرر بدل شده است؛ گویی «صندلی شهرداری» در اراک، بیش از آنکه جایگاهِ اجرای برنامه‌های راهبردی باشد، به ایستگاهی موقت برای تجربه‌های مدیریتیِ کوتاه‌مدت تقلیل یافته است.

وقتی به تاریخچه مدیریت شهری اراک از سال 1357 تا امروز می‌نگریم، آنچه بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند، نه «توسعه» که «توقف» است. این فهرست، تنها یک سیاهه اداری نیست؛ بلکه شناسنامه‌ی یک «کلاف سردرگم» است که در آن، صندلی شهرداری به ایستگاهی برای مسافرانِ موقت تبدیل شده است.

تصور کنید شهری با این همه ظرفیت صنعتی و فرهنگی، طی نزدیک به نیم‌قرن، در چرخه‌ای گرفتار شده که در آن هیچ شهرداری «فرصت» به بار نشستنِ ایده‌هایش را نیافته است. حتی در میان مدیرانی که با حکم قطعی بر این کرسی تکیه زدند، سقف پرواز مدیریت هیچ‌کدامشان به 4 سال نرسیده و تنها یک نفر 3 سال و 9 ماه فرصت شهرداری داشته؛ گویی یک سقف شیشه‌ای نامرئی، مانع از استمرارِ ثبات و شکوفایی شده است.

این «تکرارِ مکررات» و «کوتاهیِ عمرِ مدیریتی»، خود گویاترین کیفرخواست علیه شوراهای شهری است که در ادوار مختلف، به جای تکیه بر شایسته‌سالاری و چشم‌اندازهای بلندمدت، درگیر تسویه‌حساب‌های سیاسی یا بلاتکلیفی‌های مدیریتی بوده‌اند. آنچه در ادامه می‌خوانید، سندِ بی‌ثباتیِ یک کلانشهر است که قربانیِ «سیاست‌بازی‌های کوتاه‌مدت» شده است:

1. حاجی رستم‌پور از 7 اسفند 1357 به مدت 2 سال و 6 ماه شهردار.

2. محمدرضا ذوالفقارزاده از 8 شهریور 1360 به مدت 1 سال و 2 ماه شهردار.

3. رمضانعلی مهان‌پور از 2 آذر 1361 به مدت 3 سال و 7 ماه شهردار.

4. حسین فخراییان از 4 تیر 1365 به مدت 3 سال و 1 ماه شهردار.

5. هوشنگ احمدپور از 15 مرداد 1368 به مدت 10 ماه شهردار.

6. عزیزاله شمس از 17 خرداد 1369 به مدت 4 ماه سرپرست.

7. محمدجواد برزو از 14 آبان 1369 به مدت 1 سال و 11 ماه شهردار.

8. عزیزاله شمس از 1 مهر 1371 به مدت 1 ماه سرپرست.

9. کیومرث محمودی از 9 آبان 1371 به مدت 4 ماه سرپرست.

10. علی‌اکبر زحمت‌کش از 10 اسفند 1371 به مدت 1 سال و 1 ماه شهردار.

11. صادق خلیلی از 5 اردیبهشت 1373 به مدت 2 سال و 5 ماه شهردار.

12. محمد سلیمی از 7 مهر 1375 به مدت 47 روز سرپرست.

13. کیومرث محمودی از 24 آبان 1375 به مدت 2 سال و 11 ماه شهردار.

14. محمدهادی سعیدی از 8 آبان 1378 به مدت 3 ماه سرپرست.

15. غلامرضا فروزان‌مهر از 14 بهمن 1378 به مدت 11 ماه شهردار.

16. اسماعیل نادری از 4 بهمن 1379 به مدت 7 ماه سرپرست.

17. کیومرث محمودی از 10 مهر 1380 به مدت 1 سال و 11 ماه سرپرست.

18. محمدعلی مرادی از 1 مهر 1382 به مدت 1 سال و 8 ماه سرپرست.

19. سیداحمد لطفی از 12 خرداد 1384 به مدت 1 سال و 11 ماه شهردار.

20. غلامعلی اله‌دادی از 15 اردیبهشت 1386 به مدت 2 ماه سرپرست.

21. علی‌اکبر کریمی از 24 تیر 1386 به مدت 2 سال و 2 ماه شهردار.

22. مرتضی میری از 8 مهر 1388 به مدت 2 سال و 9 ماه شهردار.

23. حسن قربانی از 24 تیر 1391 به مدت 4 ماه سرپرست.

24. حسن قربانی از 27 آبان 1391 به مدت 11 ماه شهردار.

25. محمدابراهیم عباسی از 13 آبان 1392 به مدت 3 سال و 9 ماه شهردار.

26. علیرضا بیاتیان از 2 شهریور 1396 به مدت 54 روز سرپرست.

27. داود تاجران از 26 مهر 1396 به مدت 13 ماه شهردار.

28. ابوالفضل شالی‌بگ از 27 آبان 1397 به مدت 4 ماه سرپرست.

29. محمدکریم شفیعی از 1 فروردین 1398 به مدت 23 ماه و نیم شهردار.

30. علیرضا بیاتیان از 25 اسفند 1399 به مدت 4.5 ماه سرپرست.

31. محمد جعفرپور از 14 مرداد 1400 به مدت 2 ماه سرپرست.

32. علیرضا کریمی از 8 مهر 1400 به مدت 21 ماه شهردار.

33. مجتبی قاسمی از 30 تیر 1402 به مدت 3 ماه سرپرست.

34. علیرضا محمودی از 27 مهر 1402 تا کنون شهردار.

چرا باید «شورای شهر» را استیضاح کرد؟

نهاد شورا با این آرمان والا متولد شد که با تکیه بر خرد جمعی نخبگان محلی، سایه سیاست‌زدگی را از سر مدیریت شهری بردارد و ضامن ثبات و نظارت راهبردی باشد. اما بازخوانی این کارنامه تاریخی، حقیقتی تلخ را پیش چشم می‌گذارد: استقرار شوراها از سال 1378 نه‌تنها ترمزی بر این بی‌ثباتی نگذاشت، بلکه چرخه لجاجت‌های سیاسی، تعویض‌های زودهنگام و تنزل جایگاه تخصصی شهرداری را شتاب بخشید.

صحن علنی پارلمان شهری اراک در ادوار مختلف، بیش از آنکه کانون طرح ایده‌های کلان برای زیست‌بوم، معماری و زیرساخت‌های شهر باشد، به رینگ منازعات فرسایشی، سهم‌خواهی‌های مقطعی و سناریوی تکراریِ «انتخاب شتاب‌زده و پشیمانی بلافاصله» بدل شده است:

چطور شورایی که مدعی شناخت مسائل کلانشهر است، مدیری را انتخاب می‌کند و پیش از خشک‌شدن امضای حکمش، زمزمه برکناری یا استیضاح او را کوک می‌نماید؟ آیا دوره‌های سرپرستی ممتد و فرسایشی در عصر شوراها، نشانه‌ای جز ناتوانی در اجماع‌سازی و غلبه منافع جناحی بر مصالح عمومی است؟

در منطق حکمرانی شهری، وقتی نهاد ناظر چنین کارنامه‌ای از رکود و فرسایش رقم می‌زند، دیگر این شهرداران نیستند که باید پاسخگوی ناکارآمدی باشند؛ بلکه پارلمان شهری است که به دلیل اتلاف سرمایه‌های مادی، فرار فرصت‌های توسعه و سردرگمی شهر، باید در جایگاه استیضاح از سوی افکار عمومی و جامعه کارشناسی قرار گیرد.

فرجامِ سخن: هزینه‌های پنهان یک بی‌ثباتی مزمن

این چرخه معیوب در رأس هرم، تنها نوک کوه یخ است؛ فاجعه اصلی در لایه‌های میانی رقم می‌خورد. با هر تغییر ناگهانی در مسند شهرداری، «تسونامیِ جابه‌جایی‌های زنجیره‌ای» بدنه کارشناسی را درمی‌نوردد و حافظه سازمانی را خاکستر می‌کند.

وقتی متخصصان و مدیران میانی، ثبات حرفه‌ای خود را در تلاطم تسویه‌حساب‌های سیاسی از دست رفته ببینند، ابتکار عمل و تخصص رخت برمی‌بندد و جای خود را به «روزمرگیِ محافظه‌کارانه» می‌دهد؛ فضایی آکنده از بیم و تعلیق، که در آن پرسنل به جای تمرکز بر اجرای طرح‌های پایدار، انرژی خود را صرف بقا در سیستم می‌کنند.

این سیاهه تاریخی، آینه‌ای در برابر دهه‌ها فرصت‌سوزی است؛ فریادی از گلوی شهری بااصالت، خاستگاه نخبگان و قطب صنعتی کشور، که توسعه و بالندگی‌اش در پای عمر فاجعه‌بارِ کمتر از 16 ماه برای هر مدیر شهری قربانی شد. تاریخ و نسل‌های آینده فراموش نخواهند کرد که چگونه امکانات کم‌نظیر اراک، تاوانِ بی‌ثباتی و صندلی‌بازی‌های بی‌پایان در راهروهای تصمیم‌گیری را پس داد؛ تا شهری با چهره‌ای نازیبا و زخم‌خورده، گرفتار در آشفتگی‌های دیداری، شنیداری و آلودگی‌های زیست‌محیطی بر جای بماند؛ شهری که در فقدان نگاه راهبردی و طرح‌های ماندگار، کالبدش بی‌روح و فضاهایش از معنا تهی گشت و در نتیجه، «تعلق خاطر شهروندانش» به زادوبوم خود به نازل‌ترین سطح ممکن سقوط کرد. 

آنگاه است که نباید از سقوط شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی شگفت‌زده شد؛ چراکه وقتی شهری از آرامش، زیبایی، پایداری و عدالت فضایی محروم شود، ریشه‌های همبستگی مدنی می‌خشکد و بستر برای رشد شتابان آسیب‌های اجتماعی، پرخاشگری‌های روزمره، یأس جمعی و مهاجرت نخبگان هموار می‌گردد. اراک امروز، محصول مستقیم همین گسست تاریخی میان «مسئولیت حکمرانی» و «سرنوشت شهر» است؛ شهری که بیش از اعتبارات و طرح‌های نیمه‌کاره، چوبِ بی‌ثباتی، تصمیم‌های هیجانی و غیبت یک افق پایدار مدیریتی را خورده است.

یادداشت از: ابوالفضل عباسی بانی، پژوهشگر و نویسنده حوزه اراک‌شناسی

انتهای پیام/711/