انصارالله دولت است نه جنبش
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 26 شهريور 1405 - 15:22
به گزارش تسنیم، ایمان محمدی، دکترای علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل یمن، در برنامه فکرانه از پرونده خاورمیانه رسانه فکرت و در حضور مصطفی شریفی و رسول لطفی از هیئت تحریریه اظهار کرد: هدف این گفتوگو یکقدم جلو بردن شناخت یمن در میان فارسیزبانان و جدا کردن تصویر رسانهای کشور فقیر از واقعیت تمدنی و راهبردی این جغرافیا است. محمدی گفت: وقتی نام یمن میآید اغلب تصویر فقیرترین کشورهای جهان به ذهن میرسد، در حالی که یمن دستکم سههزار تا سههزار و پانصد سال تمدن حاکمیتی و دولت مستقر دارد.
این پژوهشگر افزود: یمنی که در کتب تاریخی یمنالسعید خوانده میشود همان پهنه شمالغربی است که امروز عمدتاً تحت کنترل انصارالله قرار دارد، نه شرق و جنوب بیابانی که گاه بهجای کل یمن نشانده میشود. وی تصریح کرد: در شبهجزیره، یمن همان نقطهای بوده که فضای سبز، کشاورزی، باغداری، تجارت و همزیستی اجتماعی داشته است و بخش قابلتوجهی از داستانهای قرآنی از سد مأرب و ارم تا بلقیس، نجران، اصحاب اخدود و اصحاب فیل به این جغرافیا گره خورده است.
محمدی خاطرنشان کرد: در افق روایی شیعه خروج یمانی از علائم حتمی ظهور دانسته میشود. ایران و یمن دو تمدن تاریخیاند که هم در گذشته و هم در تصویر آینده دینی به هم بستهاند و حیاط خلوت شدن سیاسی یمن در سده اخیر تاریخ آن را پاک نمیکند. محمدی تأکید کرد: «اینکه بهخاطر بدهبستان حاکمان، یمن کشوری توسریخور و حیاط خلوت شده، دلیل نمیشود تاریخش هم همینطور بوده باشد.»
امامت زیدی، دو یمن و جنگهای معاصر
پژوهشگر مسائل یمن در پاسخ به پرسش در موضوع تاریخ معاصر اظهار کرد: در یک سده اخیر تقریباً همواره با یمن جنگداخلی روبهرو بودهایم نه با یمن مستقر. آخرین استقرار بلندمدت، دولت متوکل و ساختار امامت زیدی بوده که از قرن سوم هجری قمری تا دهه 2010 میلادی حدود هزار و صد سال بر یمن شمالی ریشه دوانده است. وی افزود: جنوب در طول تاریخ حاکمیت مستقل پایداری نداشته است. عمق این ریشه را در پدیدهای به نام زیدیه متخلف میتوان دید؛ کسانی که از نظر عقیده به سلفیت نزدیکاند اما فرهنگشان زیدی مانده و چنین ترکیبی تقریباً فقط در یمن دیده میشود.
محمدی افزود: با موج ناسیونالیسم عربی و الهام از جمال عبدالناصر، عبدالله السلال در 1962 انقلاب جمهوری را پیروز کرد و سلسله پادشاهان زیدی سقوط کرد. جمهوری ناسیونالیست فضای مذهبی را سکولار کرد، زیدیه به حاشیه رفت و میدان برای گسترش وهابیت با پشتیبانی عربستان باز شد. وی ادامه داد: همزمان جنوب مستعمره بریتانیا بود. فرانسه در شمال دریای سرخ حضور داشت و انگلیس برای موازنه عدن و جنوب دریای سرخ را گرفت. با استقلال شمال، قیامهای جنوب جان گرفت و در 1967 بریتانیا خارج شد.
این پژوهشگر تصریح کرد: دو دولت شکل گرفت؛ شمال متمایل به غرب و آمریکا و جنوب متمایل به شرق و شوروی، شبیه آلمان شرقی و غربی. در 1990 دو یمن واحد شدند، علی عبدالله صالح رئیسجمهور یمن واحد شد، صنعاء پایتخت سیاسی و عدن پایتخت اقتصادیفرهنگی شد. وی در ادامه گفت: وحدت دوام نیاورد. در 1994 جنوبیها پس از کشف نفت و با جمعیت کمتر قیام کردند. جنوب امروز حدود 40 درصد جمعیت را دارد و عمدتاً بیابانی است و شمال سرسبز و کوهستانی است. سرکوب 1994 با فتوای دیلمی به قتلعام گستردهای در جنوب انجامید.
محمدی تصریح کرد: پس از فروکش تنش حدود 1996 صالح به سراغ مخالفان رفت از جمله علامه بدرالدین الحوثی پدر سید عبدالملک که از یمن اخراج شد. از 2001 یمن دوباره در تیررس آمریکا قرار گرفت؛ القاعده شبهجزیره، حمله به ناوشکن یواساس کول در عدن و انفجار سفارت. وی خاطرنشان کرد: صالح سابقه اتحاد با صدام و حمایت از حمله عراق به کویت را داشت که به اخراج کارگران یمنی از حوزه خلیج فارس انجامید و ناچار شد پدافند و موشک بردبلند را واگذار کند و جنبش شمال را سرکوب کند. از 2004 تا حدود 2010 شش جنگ پیاپی شکل گرفت که از صعده تا صنعاء و خاک عربستان پیش رفت.
از شبابالمؤمنین تا دولت صنعا
پژوهشگر مسائل یمن اظهار کرد: تبار انصارالله به فردای سقوط امامت زیدی برمیگردد. بدرالدین الحوثی و بزرگان زیدیه برای جلوگیری از حاشیهرفتن زیدیه و خنثیسازی وهابیت رساله نوشتند و پیروزی انقلاب اسلامی ایران الهامبخش شکلگیری حلقههایی شبیه بسیج و اتحاد شباب در مساجد شد. وی افزود: پس از وحدت 1990 این جریان با احزابی چون حزبالحق وارد سیاست شد و شبابالمؤمنین شناسه حقوقی گرفت. از 2001 سلسله سخنرانیهای سید حسین الحوثی به المسیرة القرآنیة تبدیل شد.
محمدی گفت: در 2004 صالح درگیری را نظامی کرد. در جنگ اول سید حسین الحوثی به شهادت رسید اما جریان زمین نخورد و در جنگ سوم سید عبدالملک الحوثی به اجماع رهبر شد. در 2011 انصارالله برخلاف اخوانیها وارد چرخه مدیریتشده آمریکا و عربستان نشد و پس از شکست گفتوگوهای ملی در 2014 انقلاب کرد، صنعاء را گرفت و دولت تشکیل داد. محمدی بیان داشت : دخالت ائتلاف عربی از 2015 این دولت را عقب راند اما از میان نبرد. انصارالله حدود 20 تا 30 درصد جغرافیا را در اختیار دارد اما 70 درصد جمعیت یمن در همین پهنه است. ربعالخالی بهتنهایی حدود 40 درصد خاک است و برهوت را نمیتوان جغرافیای مؤثر حساب کرد.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: دولت صنعا از دولت عدن مستقلتر است. دولت جنوب در دو سال گذشته چند نخستوزیر عوض کرده اما دولت انصارالله از 2014 دو نخستوزیر داشته و پس از ترور یکی از آنها توسط رژیم صهیونیستی سرپرستی با آقای مفتاح است. ائتلاف با المؤتمر الشعبی، انحصار امنیت و قضا و ثبات نسبی اقتصادی از نشانههای دولت بودن است. همچنین افزود: در مناطق تحت کنترل انصارالله ریال یمنی باثباتتر از جنوب است در حالی که شمال در محاصره است و جنوب نیست. واردات از جیبوتی با هزینه اضافه عبور میکند اما قیمت کالا در شمال ارزانتر است. ستون اقتصاد درونی رونق کشاورزی از جمله انار صعده و فعالسازی معادن است و کندی پیشرفت به محاصره برمیگردد نه به کمهوشی یمنیها.
ژئوپلیتیک یمن و بابالمندب
محمدی در پاسخ به پرسش درباره وزن جغرافیایی یمن گفت: ژئوپلیتیک فقط اثر بر اقتصاد بینالملل نیست. یمن جمعیتی در مقیاس حدود چهل میلیون دارد، دم بابالمندب ایستاده و جزیره سقطری میان اقیانوس هند و دریای عرب است؛ هر کشتی شرق به غرب چه از بابالمندب و چه از دماغه امید نیک ناگزیر از عبور از حوالی این جزیره است. وی افزود: یمن با ربعالخالی و بزرگترین تأمینکنندگان انرژی جهان در عربستان، امارات و عمان همجوار است و در شاخ آفریقا نیز سرمایهگذاری رژیم صهیونیستی در سومالیلند، پرونده اتیوپی و سد النهضه، تراکم پایگاههای دریایی در جیبوتی و نزاع سودان از اهمیت همین چهارراه حکایت میکند.
این پژوهشگر تأکید کرد: «اگر جغرافیا مهم نباشد دعوا نمیشود. مسئله را به یک شعار تقلیل دادن یعنی ندیدن اینکه اینجا چهارراه جهان است.» وی اظهار کرد: فقر یمن معلول ظرفیت پایین مردم نیست بلکه محصول جنگ مداوم و جلوگیری از شکلگیری حکومت مستقر است. یمنیها زیرک و دارای ظرفیت توسعهاند. استقلال یعنی تعقیب منفعت خود و منفعت ایران در یمن همزمان ایدئولوژیک، مذهبی، استراتژیک و ژئواستراتژیک است.
محمدی با تمایز حجم عبور از وابستگی اقتصاد جهانی تصریح کرد: حدود 10 تا 12 درصد تجارت جهانی از بابالمندب میگذرد اما وابستگی اقتصاد جهان به این تنگه کمتر از همین رقم است چون مسیر جایگزین دارد و کشتیها میتوانند آفریقا را دور بزنند هرچند هزینه ترانزیت بالا میرود. وی گفت: درباره تنگه هرمز تا 40 درصد وابستگی اقتصاد جهانی مطرح میشود زیرا اگر هرمز بسته شود کشاورزی، پالایشگاه و پتروشیمی آسیب میبیند. بستن بابالمندب بهتنهایی فشار حداکثری نمیآورد مگر مسیر جایگزین هم مختل شود.
محاصره متقابل و پرونده خود یمن
پژوهشگر مسائل یمن اظهار کرد: انصارالله بابالمندب را به معنای مطلق نبسته است. روایت صنعا این است که عربستان با افق 2030 وارد جنگ شد، یمن را زمینی، دریایی و هوایی محاصره کرد، آتشبس آمد اما مذاکره سیاسی شکل نگرفت. یمن 2015 دیگر وجود ندارد و اگر محاصره بندرهای صنعا ادامه یابد بندرهای عربستان نیز بینصیب نمیماند. وی افزود: این اقدام بر صادرات نفت عربستان از خط لوله شرق به غرب و بنادر دریای سرخ از جمله جده، ینبع و جازان اثر گذاشته و میتواند فشار هرمز را تکمیل کند اما پرونده، پرونده خود یمن است و انصارالله زمانی را انتخاب میکند که احتمال واکنش طرف مقابل کمتر باشد.
محمدی تأکید کرد: «انصارالله نیابتی از ایران نمیجنگد. منفعت ما را در امتداد منفعت خودش دنبال میکند. ما هم باید متقابلاً منافع او را دنبال کنیم نه اینکه برای امتیاز در پرونده خودمان پشت یمن خالی شود.» وی خاطرنشان کرد: کشتی دارویی ایران در دوره دولت روحانی تا نزدیکی حدیده رفت اما با فشار جان کری به محمدجواد ظریف به جیبوتی برگردانده شد و نرسید. پروازهای ایران به صنعاء تا آخرین لحظه ادامه داشت اما باند بارها بمباران شد. پیشنهاد انصارالله افزودن قطر، عراق، هند و عمان به مصر و اردن آتشبس بود؛ مصر حتی یک پرواز عملیاتی نداشت و ایران پذیرفته نشد.
جنوب، جبر جغرافیایی و تنش پلکانی
این پژوهشگر در پاسخ به پرسش تحریریه درباره ناآرامی داخلی و عبور برخی کشتیهای چینی گفت: یمن فقط دو همسایه دارد؛ عمان در شرق و عربستان در شمال. انصارالله نمیخواهد تنش با همسایه شمالی تا نقطهای برود که قابل جمع کردن نباشد. هنوز بخش مهمی از کالای وارداتی یمن از مسیر عربستان میآید. وی افزود: تنش با ریاض پلکانی تعریف میشود؛ در هر پله امتیاز گرفته میشود، در مذاکره باز میماند و اگر امتیاز ندادند پله بعد فعال میشود. اعلام بستن بهمعنای انسداد کامل نیست و مدیریت تنش است نه ضعف.
محمدی اظهار کرد: انصارالله تمایل ساختاری به حل نظامی جنوب نداشته و نمونه پیشروی تا نزدیکی شبوه و عقبنشینی را میتوان دید. رهبران نمیخواهند همان کار علی عبدالله صالح را تکرار کنند. اگر عربستان خارج شود جنوب فرو میپاشد چون چندپاره است، برق و امنیت پایدار ندارد و بخشی از جنوبیها به مناطق تحت کنترل صنعا آمدهاند. وی گفت: فرهنگ قبیلهای خط مقدم کلاسیک نمیسازد. اگر ریاض برود توافق با قبایل بزرگ میتواند پرونده جنوب را پیش ببرد هرچند پیشروی نظامی هم منتفی نیست. انصارالله امروز قویتر و عربستان پُرچالشتر است و توان ضربه به عمق تأسیسات نفتی را دارد.
توصیه سیاستی به جمهوری اسلامی
پژوهشگر مسائل یمن در پاسخ به پرسش مصطفی شریفی درباره بازنگری رابطه ایران و انصارالله تصریح کرد: جمهوری اسلامی بازی یمن را توسعه نداده است. رایزن فرهنگی ندارد، پرونده سیاسی را بهمعنای کامل به وزارت خارجه نسپرده و دولت صنعا را در حد دولت به رسمیت عملی برنداشته است در حالی که دولت عدن حدود 30 درصد جمعیت را دارد اما سازمان ملل و بانک جهانی همان را میشناسند. وی افزود: وزارت خارجه باید مأمور مشروعیتبخشی به دولت صنعاء شود یا دستکم مانند عمان هیچیک از دو طرف را بهعنوان یگانه دولت به رسمیت نشناسد. اگر سفارت به صنعاء داده نمیشود به عدن هم داده نشود. با روسیه، چین و کشورهای آمریکای لاتین برای گشایش سفارت صنعاء باید کار شود.
محمدی خاطرنشان کرد: عربستان به توسعه اقتصادی چرخیده و جنگ با این مسیر نمیخواند. آمریکا با هماهنگی بانک مرکزی عدن سوئیفت بانکهای شمال را قطع کرد و اسکناسهای پیش از 2015 را نامشروع خواند. انصارالله تهدید کرد اگر جنگ از سر گرفته شود تأسیسات عربستان را میزند و ریاض میان جنگ و برنامه اقتصادی عقب نشست. محمدی در پایان تأکید کرد: «باید از اینکه انصارالله را نهضت و جنبش میدانیم به این سمت برویم که آن را دولت بدانیم. وقتی زاویه نگاه از جنبشی به دولتی عوض شود معدن، کشاورزی، شیلات، حکمرانی، دولتسازی و مشروعیت بینالمللی را هم باید پای پرونده آورد. اگر بازی را جدی نگیریم خروجیاش میشود سوریه.
انتهای پیام/