درس11سپتامبر برای بانک‌ها؛تأمین مالی تروریسم کاملاً عادی به نظر می‌رسد

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در فوریه 2000، خالد المحضار برای افتتاح حساب با نام و هویت واقعی خود به بانک آمریکا رفت. او 9900 دلار واریز کرد و با یک کارت ویزا آنجا را ترک کرد. بانک هیچ دلیلی نداشت که گمان کند تنها یک سال و نیم بعد، مشتری آنها نقشی کلیدی در مرگبارترین حمله تروریستی تاریخ مدرن ایفا خواهد کرد.

همین امر در مورد بسیاری از کسانی که در این جنایت دست داشتند نیز صادق بود؛ تروریست‌ها اغلب از نام و گذرنامه واقعی خود برای باز کردن حساب‌های بانکی استفاده می‌کردند.

تأمین مالی این حمله به طرز شگفت‌آوری مبلغ کمی - تنها حدود 500000 دلار - هزینه داشت. عاملان این جنایت از این پول برای هزینه‌های نسبتاً پیش پا افتاده، مانند غذا، سفر و اقامت استفاده می‌کردند. 10 دلار اینجا، 20 دلار آنجا. این پول از طریق بانک‌های بزرگ آمریکایی جریان می‌یافت و توطئه‌گران القاعده حواله‌های بانکی بین 5000 تا 70000 دلار برای هواپیماربایان ارسال می‌کردند.

این تروریست‌ها با برداشت‌های کوچک از دستگاه‌های خودپرداز یا کارت‌های اعتباری - باز هم از طریق حساب‌هایی که اغلب به نام خودشان بود - این واریزها را ادامه دادند. توطئه‌گران همچنین پول نقد را به‌صورت فیزیکی وارد می‌کردند، از چک‌های مسافرتی استفاده می‌کردند و به حساب‌های خارجی در عربستان سعودی و امارات متحده عربی دسترسی پیدا می‌کردند.

کمیسیون یازده سپتامبر بعداً همه این روش‌ها را «اساساً در میان میلیاردها دلاری که روزانه در سراسر جهان جریان دارد، نامرئی» توصیف کرد. این یک سؤال بدیهی را مطرح می‌کند، چطور ممکن است تأمین مالی چنین نقشه تروریستی بزرگی به این راحتی نادیده گرفته شود؟

تمرکز بر مبارزه با جرایم مالی پیش از یازده سپتامبر

پاسخ ساده این است که در آن زمان، سیستم مالی به گونه‌ای طراحی نشده بود که این تراکنش‌ها را مشکوک تشخیص دهد.

دنیای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم در طول 25 سال گذشته به طرز چشمگیری تغییر کرده است. در آن زمان، این سیستم بیشتر بر درآمد حاصل از قاچاق مواد مخدر تمرکز داشت و قصد نداشت معاملات «روتین» بیشتری را مختل کند.

و این شاید درس اصلی باشد که وام دهندگان می‌توانند از این تراژدی وحشتناک بگیرند؛ اینکه تأمین مالی تروریسم اغلب کاملاً عادی به نظر می‌رسد.

این نکته‌ای است که گزارش کمیسیون یازده سپتامبر بارها بر آن تأکید کرده است. در این گزارش آمده است که هیچ موسسه مالی هرگز گزارش فعالیت مشکوک (SAR) در ارتباط با هواپیماربایان یازده سپتامبر ارائه نکرده است.

همچنین این جمله‌ی خارق‌العاده را بیان می‌کند: «حتی با وجود مزیتِ بازنگری، هیچ‌کدام از آنها نباید این کار را می‌کردند.»

چرا؟ چون روشی که تروریست‌ها از حساب‌هایشان استفاده می‌کردند تقریباً دقیقاً مشابه میلیون‌ها مشتری بانک دیگر بود. آنها غذا می‌خریدند، هزینه بیمه ماشین را پرداخت می‌کردند و غیره.

با نگاهی به گذشته، می‌توان استدلال کرد که هزاران دلاری که آنها صرف آموزش پرواز کردند، می‌توانست نگران‌کننده تلقی شود؛ اما این فقط به دلیل چیزی است که اکنون می‌دانیم.

کمیسیون نتیجه گرفت که در آن زمان، «هیچ‌کس که به تنهایی تراکنش‌های آنها را رصد می‌کرد، دلیلی برای نگرانی نداشت.»

اگرچه این موضوع در آن زمان درست بود اما آیا اوضاع از زمان یازده سپتامبر تغییر کرده است؟ یعنی آیا سیستم مالی اکنون احتمال بیشتری دارد که این توطئه‌های تروریستی را قبل از وقوع کشف کند؟


تأمین مالی یازده سپتامبر و تغییرات بعدی

از بسیاری جهات، بله. برای مثال، بانک‌ها اکنون فرآیندهای شناسایی مشتری بسیار پیچیده‌تری دارند و در شناسایی منابع مالی مشکوک بسیار بهتر عمل می‌کنند.

آنها همچنین اکنون نظارت مداوم بر تراکنش‌ها دارند که شرکت‌ها از آن برای تمرکز بر شناسایی الگوها به‌جای پرداخت‌های جداگانه استفاده می‌کنند. اگر تغییراتی در اندازه تراکنش‌ها یا اینکه مشتریان پول خود را صرف چه چیزی می‌کنند، وجود داشته باشد، بانک‌ها به احتمال زیاد آنها را گزارش می‌دهند. در طول 25 سال گذشته اقدامات بسیار دیگری نیز انجام شده است.

این موارد شامل کنترل‌های سختگیرانه‌تر بر انتقال وجه است، به‌طوری‌که بانک‌ها اطلاعات بیشتری در مورد اینکه چه کسی پول ارسال می‌کند و به کجا می‌رود، دارند و اشتراک‌گذاری بهتر اطلاعات، به‌طوری‌که وام‌دهندگان می‌توانند به‌طور بالقوه اطلاعات مربوط به مشتریان را به یکدیگر متصل کنند.

همه اینها گام‌هایی در مسیر درست هستند که به بانک‌ها اطلاعات بیشتر و ابزارهای بیشتری برای شناسایی فعالیت‌های مشکوک بالقوه داده‌اند.

این بدان معناست که نظارت مدرن برای شناسایی فعالیت‌های بالقوه پرخطر یا مطابقت با گونه‌شناسی‌های شناخته‌شده تأمین مالی تروریسم، بسیار مجهزتر است.

اما چالش اصلی هنوز برای بانک‌ها باقی است. تراکنش‌های تروریستی هنوز هم اغلب به‌عنوان هزینه‌های روزمره عادی به نظر می‌رسند.

درس‌ها

نکته‌ی مهمی که از حادثه‌ی یازده سپتامبر برای بانک‌ها آشکار شد این نبود که «به دنبال نشانه‌های خطر بزرگتری باشند» بلکه این بود که نبودِ چیزی که آشکارا مشکوک باشد، لزوماً تضمین نمی‌کند که مشتری بی‌گناه باشد.

قوانین ساده کافی نیستند. برای مثال، بانک‌های آمریکایی سال‌هاست که موظف‌اند تمام تراکنش‌های نقدی بالای 10 هزار دلار را گزارش دهند. این قانون قبل از 11 سپتامبر هم وجود داشت، اما هیچ کاری برای شناسایی انتقال‌های بانکی کوچک‌تر و برداشت‌ها از دستگاه‌های خودپرداز که توسط هواپیماربایان انجام می‌شد، انجام نمی‌داد.

اما اطلاعات بیشتر و بهتر می‌تواند به بانک‌ها کمک کند تا این فعالیت «پیش پا افتاده» را که می‌تواند بخشی از یک نقشه تروریستی بزرگتر باشد، شناسایی کنند.

دولت آمریکا به‌طور خاص به نمونه‌هایی اشاره کرده است که در آنها مؤسسات مالی با همکاری یکدیگر به خنثی کردن حملات تروریستی بالقوه، مانند یک توطئه مشکوک مربوط به هواپیماهای تجاری آن سوی اقیانوس اطلس، کمک کرده‌اند.

این درس کلیدی برای بانک‌ها در دوران پس از یازده سپتامبر است. فعالیت‌های تروریستی به‌ندرت آشکار می‌شوند - اما وام‌دهندگان اکنون ابزارهای بسیار بهتری برای شناسایی آن دارند.

انتهای پیام/