معلم؛ حلقه مفقوده ارتقای جایگاه ایران در مطالعات تیمز

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قرچک، مطالعات بین‌المللی تیمز را نباید صرفاً یک آزمون برای سنجش میزان آموخته‌های دانش‌آموزان دانست؛ این مطالعات در واقع تصویری از کیفیت نظام آموزشی کشورها ارائه می‌کند و نتایج آن می‌تواند نشان دهد که مدرسه و کلاس درس تا چه اندازه توانسته‌اند دانش‌آموزانی پرسشگر، تحلیلگر و توانمند تربیت کنند. وقتی نتایج یک کشور در چنین ارزیابی‌هایی فاصله معناداری با سطح مطلوب دارد، نخستین واکنش نباید صرفاً مقایسه رتبه‌ها یا جست‌وجوی مقصر باشد.

پرسش مهم‌تر این است که در کلاس درس چه می‌گذرد و دانش‌آموز چگونه یاد می‌گیرد. پاسخ به همین پرسش، ما را به مهم‌ترین عنصر نظام آموزشی یعنی «معلم» می‌رساند. معلم، نقطه اتصال سیاست‌های آموزشی با واقعیت مدرسه است. هر برنامه‌ای که در سطح ستاد طراحی شود، اگر نتواند به رفتار آموزشی معلم در کلاس تبدیل شود، عملاً بخش مهمی از اثرگذاری خود را از دست می‌دهد.

بنابراین اگر هدف، بهبود نتایج تیمز و ارتقای کیفیت یادگیری است، سرمایه‌گذاری بر معلم باید در مرکز سیاست‌گذاری آموزشی قرار گیرد. یکی از آسیب‌های جدی، محدود شدن آموزش‌های حرفه‌ای به برگزاری چند کارگاه و دوره کوتاه‌مدت است. دوره آموزشی زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که محتوای آن پس از پایان دوره در کلاس درس دیده شود. معلم باید فرصت داشته باشد آموخته‌های خود را تمرین کند، بازخورد بگیرد، تجربه کند و در یک فرایند مستمر، روش تدریس خود را اصلاح کند. تجربه نظام‌های آموزشی موفق نیز نشان می‌دهد که تحول آموزشی با یک بخشنامه یا یک دوره آموزشی اتفاق نمی‌افتد.

تغییر زمانی شکل می‌گیرد که آموزش حرفه‌ای به یک فرایند مستمر تبدیل شود و معلم احساس کند یادگیری خودش نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از حرفه معلمی است. از این منظر، برگزاری دوره‌های تربیت مدرس علوم با رویکرد مطالعات تیمز می‌تواند یک فرصت مهم باشد؛ اما ارزش اصلی این دوره‌ها در مرحله پس از پایان آن‌ها مشخص می‌شود. اگر مدرسان آموزش‌های دریافت‌شده را به مناطق و مدارس منتقل کنند و این زنجیره ادامه پیدا کند، می‌توان امیدوار بود که آموزش از سطح دوره‌های اداری به متن کلاس درس راه پیدا کند.

نکته مهم دیگر، ضرورت تغییر فرهنگ یاددهی و یادگیری است. دانش‌آموز امروز صرفاً با حفظ کردن مطالب قرار نیست برای آینده آماده شود. او باید بتواند سؤال بپرسد، فرضیه مطرح کند، آزمایش کند، خطا کند، دوباره تلاش کند و در نهایت به یک پاسخ برسد. چنین یادگیری‌ای با روش‌های کاملاً حافظه‌محور به دست نمی‌آید. در آموزش علوم، روش‌های پدیده‌محور می‌توانند نمونه‌ای از همین تغییر رویکرد باشند. وقتی یک اتفاق از زندگی روزمره دانش‌آموز وارد کلاس می‌شود و دانش‌آموز برای یافتن علت آن به مشاهده، آزمایش و کشف روی می‌آورد، یادگیری از یک مفهوم انتزاعی به یک تجربه واقعی تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، دانش‌آموز به جای دریافت صرف پاسخ، در ساختن پاسخ مشارکت می‌کند. از سوی دیگر، معلم امروز دیگر نمی‌تواند تنها به دانش تخصصی کتاب درسی اکتفا کند. فناوری، ابزارهای نوین آموزشی، هوش مصنوعی، طراحی آموزشی و روش‌های خلاقانه، بخشی از مهارت‌هایی هستند که می‌توانند توانایی معلم را برای مواجهه با نسل جدید دانش‌آموزان افزایش دهند.

معلم توانمند، معلمی است که خودش نیز همواره در حال یادگیری است. البته تغییر روش تدریس بدون تغییر نگرش امکان‌پذیر نیست. ممکن است معلم در یک دوره با ده‌ها تکنیک جدید آشنا شود، اما وقتی به مدرسه بازمی‌گردد، همان الگوهای قدیمی را ادامه دهد. بنابراین تحول واقعی باید از تغییر نگاه به «یادگیری» آغاز شود؛ یادگیری‌ای که در آن دانش‌آموز بازیگر اصلی فرایند است و معلم نقش هدایتگر و تسهیلگر را بر عهده دارد. اگر قرار است ایران در دوره‌های آینده مطالعات تیمز عملکرد بهتری داشته باشد، باید از نگاه مقطعی به این موضوع عبور کرد. اصلاح نتایج یک آزمون بین‌المللی، پروژه‌ای یک‌ساله یا حتی یک دوره آموزشی نیست؛ مسیری چندساله است که از توانمندسازی معلم، اصلاح روش‌های تدریس، تقویت کیفیت مدارس و ایجاد فرهنگ یادگیری مستمر عبور می‌کند.

در نهایت، تیمز را می‌توان فرصتی برای دیدن نقاط ضعف و قوت نظام آموزشی دانست، نه صرفاً کارنامه‌ای برای اعلام رتبه کشورها. اگر نتیجه این مطالعات بتواند ما را به کلاس درس برگرداند و ضرورت سرمایه‌گذاری جدی، مستمر و هدفمند بر معلم را یادآوری کند، آن‌گاه حتی یک رتبه نامطلوب نیز می‌تواند به نقطه شروع یک تحول تبدیل شود. مسیر ارتقای جایگاه ایران، پیش از آنکه از جدول رتبه‌بندی‌ها آغاز شود، از همان جایی می‌گذرد که دانش‌آموز هر روز در آن یاد می‌گیرد: کلاس درس.

یادداشت: عبدالرضا شیرکوند، سرگروه درس علوم تجربی شهرستان‌های استان تهران

انتهای پیام/