مرهمی در دل آوار؛ روایت فردوس از روزهایی که امید دوباره جوانه زد

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، شهریورماه 1347 برای فردوسی‌ها یادآور شیون مردان و زنانی است که عزیزانشان را زیر خروارها خاک از دست دادند. شبی که زمین لرزید و در چشم برهم‌زدنی، بیش از 12 هزار انسان را به کام مرگ کشاند و فردوس را در سوگ و ویرانی فرو برد. اما میان آن همه ویرانی، قصه دیگری نیز در حال شکل‌گرفتن بود... قصه دست‌هایی که برای یاری از آستین بالا رفتند و دل‌هایی که در کنار مردم داغدار ایستادند.
در روزهایی که هنوز گرد و خاک آوارها بر چهره شهر نشسته بود، روحانی جوانی خود را به فردوس رساند. رهبر شهید انقلاب که آن روزها هنوز در آغاز مسیر مبارزه بود اما حضورش در میان مردم، تنها یک حضور ساده نبود. 

او کنار مردم ایستاد، پای دردهایشان نشست و در میان خرابه‌ها، موجی از همدلی، امید و خدمت شکل گرفت. موجی که بعدها می‌توان آن را یکی از ریشه‌های جریان فعالیت‌های جهادی دانست.

حالا سال‌ها از آن روزها گذشته است. چهره شهر تغییر کرده، نسل‌ها آمده‌اند و رفته‌اند و زخم‌های زلزله، اگرچه در ظاهر ترمیم شده اما هنوز در خاطره مردمانش زنده است. راویان آن روزها هنوز وقتی از سیزدهم شهریور می‌گویند، گویی بخشی از آن شب را با خود حمل می‌کنند و زخمی قدیمی که در گوشه‌ای از دلشان مانده است.

اما در میان روایت‌هایشان، از یک «مرهم» هم سخن می‌گویند. مرهمی که رهبر شهید انقلاب بر دل‌های مردم گذاشت و اثرش برای بسیاری از آنان، هنوز پس از نزدیک به شش دهه باقی مانده است.  مرهمی که فقط برای دردهای آن روز نبود بلکه روایتی از همدلی و مسئولیتی اجتماعی که به باور شاهدان، حتی برای برخی دردهای امروز نیز می‌تواند نسخه‌ای راهگشا باشد.

امروز راویان زلزله پس از 58 سال، دوباره به آن روزها بازمی‌گردند. آنها از روزهایی می‌گویند که هنوز در حافظه‌شان زنده است. از آنچه دیدند، از آنچه بر سرشان آمد و از دستی که در میان آن همه تلخی، به یاری‌شان آمد.

ارتباطی که پیش از زلزله شکل گرفته بود

بخشایش، از شاهدان روزهای پس از زلزله فردوس، با اشاره به آشنایی خانواده‌اش با رهبر معظم انقلاب گفت: پدرم از نیروهای مذهبی و از مؤسسان هیئت مهدی(عج) فردوس بود و از همین طریق، پیش از انقلاب با ایشان آشنایی داشت و پس از حضور رهبر معظم انقلاب در فردوس، این ارتباط صمیمی‌تر شد و دیدارها در فردوس و مشهد ادامه پیدا کرد.

وی افزود: با حضور ایشان در فردوس، فعالیت‌های فرهنگی، بهداشتی و امدادی مختلفی شکل گرفت و کارها براساس نیاز مردم پیش رفت.
بخشایش ادامه داد: یکی از نخستین اقدامات پس از زلزله، راه‌اندازی حمام‌های موقت در کنار چادرها بود. آن زمان کوچک بودم و به یاد دارم بشکه‌هایی آماده کرده بودند و برای آنها شیر آب گذاشته بودند تا مردم بتوانند از حمام‌های صحرایی استفاده کنند.

وی گفت: در کنار فعالیت‌های امدادی و بهداشتی، مسائل فرهنگی و معنوی نیز مورد توجه بود. قرآن‌هایی به فردوس آورده و میان چادرهای مردم توزیع می‌کردند تا ارتباط مردم با خداوند قطع نشود.

این شاهد عینی افزود: رهبر شهید انقلاب و همراهانشان با امکانات ابتدایی آن زمان به نقاط مختلف شهر و روستاها سر می‌زدند و وضعیت مردم را بررسی می‌کردند. 

به گفته وی، ایشان وقتی وارد چادرها می‌شدند، نیازهای مردم را مستقیم می‌پرسیدند و یادداشت می‌کردند تا برای تأمین آنها اقدام شود.
وی بیان کرد: نماز جماعت نیز در میان مردم برگزار می‌شد و رهبر شهید انقلاب و دیگر روحانیونی که برای کمک به فردوس آمده بودند، در این برنامه‌ها حضور داشتند.

هدایت جوانان و تداوم ارتباط

بخشایش ادامه داد: ارتباط رهبر شهید انقلاب با نیروهای مذهبی شهرستان باعث شد نوجوانان و جوانان نیز فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی را دنبال کنند. من نیز در آن زمان در میان این جوانان فعال بودم و اعلامیه‌ها و مطالب مربوط به مبارزه از طریق همین ارتباط به دست نیروهای فعال می‌رسید، تکثیر و بین مردم توزیع می‌شد.

وی افزود: حتی زمانی که ایشان از فردوس عبور می‌کردند، وضعیت فعالیت‌ها را پیگیری و درباره کارهایی که باید انجام می‌شد، تذکر می‌دادند.
این شاهد عینی با اشاره به ادامه ارتباط پس از انقلاب گفت: نیروهای فعال فردوس همچنان به مشهد می‌رفتند و با رهبر شهید انقلاب دیدار داشتند و مسائل شهرستان را مطرح می‌کردند.

وی گفت: برای من قابل توجه بود که ایشان با وجود همه مسئولیت‌ها و مشغله‌ها، ارتباط خود را با افرادی که از سال‌های گذشته می‌شناختند، فراموش نمی‌کردند.

خانه‌هایی برای خروج از چادرها

محمدرضا ندیم، یکی دیگر از شاهدان عینی زلزله فردوس، با اشاره به فعالیت‌های امدادی پس از وقوع این حادثه گفت: پس از زلزله، خانواده ما نیز در چادر زندگی می‌کردند که روزی چند نفر به مقابل چادر ما آمدند و گفتند آیت‌الله خامنه‌ای به همراه چند تن از روحانیون و با حمایت حوزه علمیه مشهد، قصد دارند در زمین ما برای زلزله‌زدگان خانه بسازند.

وی افزود: همراه پدرم که اکنون مرحوم شده است، به محل زمین رفتیم و دیدیم چند نفر از روحانیون و افراد فعال در امور امدادی آنجا حضور دارند و منتظر ما هستند.

ندیم ادامه داد: آنها به پدرم گفتند قصد دارند در این زمین خانه‌هایی بسازند تا مردم پیش از فرا رسیدن زمستان از چادرها خارج شوند و در سرمای هوا بی‌سرپناه نمانند.

وی بیان کرد: خود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز با پدرم صحبت کردند و توضیح دادند که می‌خواهند زمین را برای ساخت‌وساز آماده کنند و ساختمان‌هایی برای اسکان مردم بسازند. پدرم نیز گفت زمین در اختیار آنهاست و می‌توانند هر اقدامی را که برای ساخت خانه و کمک به مردم لازم است، انجام دهند.

این شاهد عینی افزود: عملیات ساخت‌وساز از یکی دو روز بعد آغاز شد و در نهایت حدود 60 اتاق به‌صورت ردیفی ساخته شد تا 60 خانواده زلزله‌زده بتوانند در آنها اسکان پیدا کنند.

ندیم گفت: این خانه‌ها با استفاده از آجر، آهن و مصالح ساختمانی ساخته شد و مردم نیز در ساخت آنها کمک می‌کردند. نیروهایی از مشهد، از جمله روحانیون، برای کمک آمده بودند و مردم فردوس نیز در کنار آنها فعالیت می‌کردند.

وی ادامه داد: این خانه‌ها تا زمانی که مردم بتوانند خانه‌های دائمی خود را بسازند، محل زندگی آنان بود و بسیاری از خانواده‌ها در این مدت در همان اتاق‌ها سکونت داشتند.

«دوباره فردوس»؛ روایتی از نخستین حرکت جهادی جوانان انقلابی

سید علیرضا مهرداد، نویسنده کتاب «دوباره فردوس» با اشاره به فعالیت‌های امدادی رهبر شهید انقلاب در زلزله فردوس گفت: سال 1347، درد، غصه و مصیبت بر دوش مردم فردوس آوار شد و در میانه آن همه ویرانی و ناامیدی، طلبه‌ای 29 ساله به نام سیدعلی خامنه‌ای برای امداد و نجات مردم وارد فردوس شد.

وی افزود: رهبر معظم انقلاب در آن روزها فعالیت‌های امدادی خود را در فردوس آغاز کردند و پایگاه امداد روحانیت شکل گرفت، اما ساواک و دستگاه‌های دولتی به‌شدت مراقب بودند که خبری از فعالیت‌های این پایگاه به بیرون درز نکند.

مهرداد ادامه داد: همین مسئله سبب شد این اتفاق بزرگ امدادی مظلوم واقع شود و بخش مهمی از آنچه در آن روزها در فردوس رخ داد، سال‌ها کمتر مورد توجه قرار گیرد.

روایتی که زیر آوار تاریخ ماند

نویسنده کتاب «دوباره فردوس» با بیان اینکه نگارش این اثر تلاشی برای تحقق آرزویی قدیمی بوده است، اظهار کرد: رهبر  شهید انقلاب در خاطره‌ای به این موضوع اشاره کرده‌اند که پس از بازگشت از فردوس، در جلسه‌ای سیاسی حضور داشتند که جلال آل‌احمد در آن به نقد روحانیت می‌پرداخت.

وی گفت: جلال آل‌احمد در آن جلسه گفته بود در فردوس زلزله آمده، مردم کشته و خانه‌ها ویران شده‌اند، اما حتی یک روحانی برای دلجویی از مردم به آنجا نرفته است.

مهرداد افزود: در همان جلسه، طلبه‌ای که در کنار رهبر معظم انقلاب نشسته بود، به جلال آل‌احمد گفت که همین آقای خامنه‌ای در فردوس حضور داشته و به‌تازگی از آنجا بازگشته‌اند.

وی ادامه داد: جلال آل‌احمد که در آن زمان مشغول آماده‌سازی کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» بود، از رهبر معظم انقلاب خواست گزارشی از فعالیت‌های امدادی فردوس در اختیارش قرار دهند تا آن را در کتاب خود بیاورد.

نویسنده کتاب «دوباره فردوس» گفت: حتی جلال آل‌احمد دو بار فردی را برای دریافت این گزارش فرستاد، اما رهبر معظم انقلاب بعدها فرمودند که به دلیل شرایط و درگیری‌های مبارزاتی آن دوران، فرصت تهیه این گزارش فراهم نشد.

مهرداد اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب بعدها حسرت می‌خوردند که ای کاش این گزارش نوشته می‌شد تا جزئیات آن حرکت امدادی و فعالیت‌های انجام‌شده برای مردم فردوس برای تاریخ باقی بماند و همین موضوع، انگیزه‌ای برای من شد تا به سراغ این روایت بروم.

120 شاهد برای بازخوانی یک خاطره

وی افزود: احساس کردم باید آن آرزوی تحقق‌نیافته، یعنی ثبت گزارش مستند فعالیت‌های پایگاه امداد روحانیت در فردوس، به سرانجام برسد، به همین دلیل به سراغ شاهدان عینی رفتم و نزدیک به 120 نفر از افرادی را که زلزله فردوس و روزهای پس از آن را از نزدیک دیده بودند، پیدا و با آنان گفت‌وگو کردم.

مهرداد گفت: حاصل این پژوهش، کتاب «دوباره فردوس» شد که با همت انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شد و گزارشی مستند از نخستین حرکت جهادی جوانان انقلابی در سال 1347 به شمار می‌رود.

وی با تأکید بر اینکه کتاب منتشرشده تنها جلد نخست این روایت است، بیان کرد: هنوز مسائل و ناگفته‌های بسیاری درباره زلزله فردوس و فعالیت‌های امدادی آن روزها وجود دارد که باید به آنها پرداخته شود.

وقتی نظم، جای آشفتگی را گرفت
نویسنده کتاب «دوباره فردوس» در ادامه با اشاره به ویژگی‌های پایگاه امداد روحانیت در فردوس گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این حرکت، نظم و انضباطی بود که در شرایط بحرانی پس از زلزله ایجاد شده بود.

وی افزود: چادرها و امکانات به‌صورت منظم ساماندهی شده بود و برای لباس زنان و کودکان، وسایل بازی بچه‌ها، لوازم آشپزی، وسایل خانه و دیگر نیازهای مردم برنامه‌ریزی وجود داشت.

مهرداد ادامه داد: حتی برای چوب، پلاستیک، حصیر، پتو و دیگر اقلام مورد نیاز مردم نیز انبار و ساماندهی مشخصی در نظر گرفته شده بود.
وی این تجربه را نمونه‌ای از مدیریت جهادی دانست و گفت: در این حرکت، اولویت‌بندی، برنامه‌ریزی و نظم به‌خوبی دیده می‌شود و در کنار آن، به مسائل معنوی، روحی و روانی مردم نیز توجه شده بود.

بازگرداندن امید به زندگی

نویسنده کتاب «دوباره فردوس» افزود: مردم‌داری و روحیه‌بخشی به زلزله‌زدگان نیز بخش مهمی از این فعالیت‌ها بود و هدف تنها تأمین نیازهای اولیه مردم نبود، بلکه تلاش می‌شد زندگی و امید به جامعه‌ای که بر اثر زلزله از هم پاشیده بود، بازگردد.

مهرداد با اشاره به خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب درباره روزهای پس از زلزله فردوس گفت: ایشان بیان کرده‌اند که دو یا سه روز پس از استقرار، در میان اردوگاه‌ها و چادرها قدم می‌زدند و مشاهده می‌کردند که زندگی به‌تدریج در حال بازگشت است.

وی گفت: مردمی که گویی بر اثر زلزله به‌کلی از زندگی ساقط شده بودند، بار دیگر نشانه‌های حیات را پیدا کرده و شعله زندگی در میان آنان دوباره روشن شده بود.

آری؛ روایت فردوس حکایت روزهایی است که در میان آوارها، دست‌هایی برای ساختن دوباره زندگی بالا رفت. روایت جوانانی که در کنار روحانیون، برای مردم خانه و سرپناه ساختند، نیازهایشان را شنیدند و تلاش کردند امید را به چادرهای زلزله‌زدگان بازگردانند.

58 سال بعد، آنچه در خاطرات شاهدان مانده، فقط تصویر آوار و سوگ نیست بلکه از «مرهمی» می‌گویند که در دل آن همه تلخی شکل گرفت و بیش از همه، امید به زندگی را به مردمی بازگرداند که زمین زیر پایشان لرزیده بود.

انتهای پیام/256