شاید تا 10 سال دیگر فیلم ملی و هویتمند ایرانی نداشته باشیم
- اخبار فرهنگی
- اخبار سینما و تئاتر
- 24 شهريور 1405 - 12:40
خبرگزاری تسنیم، محمدباقر صنیعی منش: نام فیلمهایی مانند مادر، سردار جنگل، روز واقعه، کانی مانگا، بیپولی، ویلاییها و... کافی است تا یکباره تصویر سینمای ایرانی در ذهن شما شکل بگیرد. فیلمهایی که سه ضلع ایران، اسلام و انقلاب را دارد و کارنامه درخشانی برای تهیهکننده این آثار یعنی مرتضی شایسته بجا گذاشته است. البته شایسته بغیر از این فیلمها آثار اجتماعی مانند «کافه ستاره» و کمدی چون «طهران 57» را هم دارد.
با این تهیهکننده قدیمی سینما درباره فرهنگ و هویت ایرانی در سینما صحبت کردیم.
مشروح اینگفتگو در ادامه میآید؛
تنها با زبان ایرانی نمیتوان فیلم ایرانی ساخت
* آقای شایسته بخش عمده فیلمهایی که ساختهاید، سه وجه مشخص دارد؛ یا ارتباط جدی با فرهنگ و هویت ایرانی دارد، مانند «مادر»، یا با فرهنگ دینی ما مرتبط است، مانند «روز واقعه»، و یا دارای جنبههای دفاع مقدسی و انقلابی است، مانند «کانی مانگا» و «ویلاییها». در کنار اینها، آثار اجتماعی نیز در کارنامه شما دیده میشود.
سؤال اول من این است که اگر بخواهید بر اساس تجربه و کارنامه مفصلی که دارید، مؤلفههای یک فیلم ایرانی را تعریف کنید! به نظر شما چه عناصری باعث میشود یک فیلم را «ایرانی» بدانیم؟
اول روز سینما را به همه سینماگران و همچنین به شما تبریک میگویم. به نظرم، یک فیلم ایرانی باید در درجه اول فیلمنامهای ایرانی داشته باشد. یعنی چه؟ یعنی فیلمنامهای نوشته شود که در آن دیالوگها، شخصیتها و کاراکترها، همگی نشانی از ایران داشته باشند.
البته تنها فیلمنامه کافی نیست. عوامل مختلفی در ساخت یک فیلم ایرانی تأثیرگذار هستند. یکی فیلمنامه است، دوم صحنه و لباس، سوم بازیگران و از همه مهمتر، کارگردان است که بتواند مجموعه این اجزا را در کنار یکدیگر قرار دهد و وجه ایرانی اثر را بهدرستی به تصویر بکشد.
پس از اینها، مسئله مهمتر، شناخت است. هر کسی نمیتواند چنین فیلمی بسازد؛ مگر اینکه مطالعه و شناخت کافی داشته باشد. صرفاً ایرانی بودن کافی نیست؛ فیلمساز باید شناخت عمیقی از ایران داشته باشد. کسی مانند آقای علی حاتمی که در رابطه با ایران صاحبنظر بود، میتوانست چنین آثاری خلق کند.
اگر به این نکات دقت کنیم، میتوان فیلم ایرانی ساخت. این ایرانی بودن صرفاً نباید در گفتار ایرانی، نوع شخصیتهای ایرانی یا پوشش آنها خلاصه شود؛ بلکه باید در مجموع اثر، عناصر فرهنگی و هویتی ایران حضور داشته باشد.
علی حاتمی حتی روی جزئیات فیلم هم دقت داشت
* به قول شما، خود آقای حاتمی نیز بسیار روی این مسئله تأکید داشتند. در فیلم «مادر» این موضوع به شکل ویژهای دیده میشود.
بله. مثلاً در فیلم «مادر»، حتی سنگهایی که مربوط به حیاط بود نیز برای ایشان اهمیت داشت. من به آقای حاتمی گفتم: «آقای حاتمی، چرا اینقدر برای این جزئیات وقت میگذارید؟»
ایشان معتقد بودند باید کاری کرد که وقتی دنیا این فیلم را میبیند، بتواند (حداقل) یک عنصر ایرانی را در آن تشخیص دهد. حتی میگفتند نباید تیتراژ بگذارید؛ یعنی فیلم باید به گونهای باشد که هر کسی آن را ببیند، بدون اینکه نامی از ایران در تیتراژ آمده باشد، بگوید این یک فیلم ایرانی است.
این نگاه در تمام جزئیات کار آقای حاتمی وجود داشت؛ از انتخاب ابزار و وسایل گرفته تا انتخاب لوکیشن و دیگر عناصر صحنه. ایشان در انتخاب همه اینها دقت میکرد تا بتواند وجه ایرانی اثر را بهدرستی نشان دهد.
تقریباً چیزی به نام فرهنگ و هویت ایرانی در سینما نمانده است
* به نظر شما سینمای ما، بهخصوص در سالهای اخیر، تا چه اندازه توانسته تصویری واقعی و در عین حال جذاب از سبک زندگی و هویت ایرانی به مخاطب ارائه دهد؟ احساس نمیکنید بخشی از این هویت در سینما طی سالهای اخیر کمرنگ شده است؟
بخشی نیست؛ خیلی بیشتر از بخشی در سینمای ایران کمرنگ شده است. ما کارگردانهایی داشتیم مانند آقای کیمیایی، آقای علیرضا داوودنژاد، آقای مهدی فخیمزاده، آقای ابوالحسن داوودی، آقای رئیسیان و نسل آقای جیرانی که میتوان از آنها نام برد. این کارگردانها فیلمهای زیادی ساختند که در آنها به ایرانی بودن اشاره یا بر آن تأکید شده بود.
اما اخیراً در فیلمها میبینم که خیلی از آثار صرفاً کمدی ساخته میشوند یا فیلمی ساخته میشود که وقتی آن را نگاه میکنید، عنصر ایرانی در آن دیده نمیشود. این آثار گاهی هیچ وجه تمایزی با فیلمهای دیگر ندارند.
این مسئله خیلی خطرناک است و مسئولان باید به این موضوع توجه جدی داشته باشند که عناصر ایرانی در یک فیلم حضور داشته باشد. من بعد از «مادر» وقتی فیلمها را میبینم، احساس میکنم در بسیاری از آثار، آن عناصر ایرانی کمرنگ شده است. بنابراین لازم است در فیلمنامهها دقت بسیار زیادی صورت بگیرد و خود فیلمساز نیز این شناخت و توجه را داشته باشد.
شاید 10 سال دیگر سینمای ایرانی نداشته باشیم
* میگویید کمرنگ شدن هویت ایرانی در فیلمنامهها وجود دارد. مسئولان و مدیران سینمایی برای ارتباط با فیلمسازان و تقویت این مسئله چه باید بکنند؟
مسئولان باید با فیلمسازان صحبت کنند. باید سمینارهایی برگزار کنند؛ البته منظورم سمینارهای بزرگ و شلوغ نیست. باید نشستهای جمعوجور، حداکثر با 20 یا 30 نفر برگزار شود تا افراد بتوانند با یکدیگر صحبت کنند و حرف بزنند. در این نشستها مثلاً یک پژوهشگر میتواند درباره نشانههای فیلم ایرانی صحبت کند و توضیح دهد که چه نشانههایی در سینمای ما وجود داشته که امروز فراموش شده و باید دوباره به آنها توجه شود.
اگر این قبیل کارها برای تبیین اهمیت و ضرورت هویت و فرهنگ ایرانی انجام نشود، به نظر من شاید 10 سال دیگر سینمای ایرانی نداشته باشیم.
عناصر ایرانی در فیلمهای تقوایی، بیضایی و کیمیایی
* شما فیلمهای تاریخی و قهرمانمحور و ملی هم ساختهاید. «تختی» یکی از نمونههای آن است. «سردار جنگل» را هم شما ساختید. درباره نقش فیلمهای تاریخی در سینمای ایران توضیح میدهید؟
«سردار جنگل» و «میرزا کوچکخان» فیلمهای بسیار خوب و درستی بودند. «سردار جنگل» محصول هدایت فیلم بود که بعداً به دلیل مشکلات مالی، واگذار شد و من آن را در اختیار گرفتم.
فیلم «ای ایران» آقای تقوایی و همچنین فیلمهایی که آقای بیضایی ساختهاند، از آثاری هستند که میتوان گفت عنصر ایرانی در آنها بهخوبی وجود داشته است. درباره فیلمهای آقای کیمیایی هم میتوان همین نکته را مطرح کرد و بسیاری از آثار ایشان دارای عناصر ایرانی هستند؛ هرچند شاید به آن شکلی که در فیلم «مادر» شاهد هستیم، این عناصر پررنگ نباشند.
جوانان ایرانی هنوز فیلم «مادر» را میبینند
* به نظر میرسد یکی از مسائل مهم، ساخت فیلمهای تاریخی و ملی است. ممکن است برخی معتقد باشند نسل جوانتر و مخاطب امروز دیگر این فیلمها را دوست ندارد و آنها را نمیبیند. واقعاً اینطور است یا اگر یک فیلم خوب، جذاب و باکیفیت ساخته شود، نسل جدید هم از فیلمهای ملّی و تاریخی استقبال میکند؟
نسل جدید هم فیلم خوب میخواهد. من میتوانم دستکم 10 نفر از جوانان امروزی را نام ببرم که فیلم «مادر» مرحوم علی حاتمی را دیدهاند. حتی باور کنید بعضی از آنها شاید صد بار این فیلم را دیده باشند. یکی از آنها به من گفت: «به خدا قسم، هر وقت دلم میگیرد و حالم گرفته است، فیلم مادر را میبینم و حالم خوب میشود.»
مرتضی شایسته اسناد و مدارک مربوط به فیلمهایش را در آرشیو شخصی خودش هنوز نگه داشته؛ از جمله فیلم «مادر»
بنابراین نسل جدید هم فیلم خوب میخواهد. اگر فیلم کمدی بخواهد، کمدی خوب میخواهد؛ اگر فیلم پلیسی بخواهد، فیلم پلیسی خوب میخواهد. اصل ماجرا این است که فیلم باید خوب ساخته شود و برای خوب بودن نیز دلایل مشخصی وجود داشته باشد. فیلم باید چیزی داشته باشد که بگوییم این فیلم خوب است.
برای این کار باید روی فیلمنامه وقت گذاشت. ممکن است سه، چهار یا حتی پنج ماه روی فیلمنامه کار شود. اما الان گاهی یک فیلم ساخته میشود و ظرف 15 روز کار را تمام میکنند و فیلم بیرون میآید. این شیوه درست نیست.
اصلاً باید از تهیهکننده سؤال کرد که چرا کار را اینقدر سریع تمام میکنی؟ آیا فقط میخواهی هرچه زودتر فیلم را تمام کنی و کنار بگذاری؟ حتی گاهی کارگردان در دو روز آخر کار هم حضور ندارد. میگوید کار را گرفتهام و دیگر دستیارم هم میتواند آن را انجام دهد و خودش سر کار دیگری میرود.
با این روش که فیلم ایرانی ساخته نمیشود. ممکن است فیلم کمدی ساخته شود، ممکن است فیلم حادثهای ساخته شود، اما وقتی اصول درست رعایت نشود، فیلم خوب و ایرانی ساخته نمیشود.
این مسئله درباره تهیهکننده هم صدق میکند. تهیهکننده باید نسبت به این مسائل حساس باشد و کیفیت کار را دنبال کند. شما به عنوان یک خبرگزاری میتوانید در فیلمها کاوش کنید و بررسی کنید که مثلاً از میان ده فیلم، کدام ده فیلم توانستهاند عناصر فیلم ایرانی را در خود داشته باشند و این موضوع را مورد توجه قرار دهید.
به نیروهای مسلحمان سلام میفرستم
* شما در ژانرهای متفاوتی فیلم ساختید. «کانیمانگا» فیلم بسیار مهم و ماندگاری بود. فیلمهای دفاع مقدسی و اکشن که با فضای انقلاب و دفاع مقدس مرتبط هستند، چه نقشی در مسئله هویت ملی ما دارند؟
زمان جنگ، فیلمهایی مثل «کانیمانگا» و «عقابها» به مردم روحیه میدادند. این فیلمها بهشدت روحیهبخش بودند. من خودم فیلم را خیلی دوست داشتم و به نظرم فیلم بسیار خوبی بود. سینما میتواند مردم را تربیت کند و به آنها روحیه بدهد. امروز هم نیروی زمینی، نیروی هوایی، موشک و پهپاد وارد این عرصه شدهاند و به همه اینها سلام میفرستیم. واقعاً ایثارگرانه دارند کار میکنند، میزنند و میکوبند. انشاءالله که موفق باشند.
جوان امروزی دوست دارد فیلم جنگی درباره موشک و لانچر ببیند
* به نظر شما مهمترین نکاتی که میتواند نسل امروز را جذب کند چیست؟ ساخت یک فیلم درباره این موضوع میتواند اتفاق بزرگی ایجاد کند یا برای تأثیرگذاری بر نسل امروز، فیلم باید ویژگیهای ویژهای داشته باشد؟
به نظرم باید از عناصر جدید نظامی که برای دفاع از کشور استفاده میشود مانند موشک، لانچرها و عناصری که این موشکها را میفرستند و به قلب تلآویو میرسند، در تصویر بیاید. این افراد با جوانمردی و زیبایی کار میکنند و ایثار دارند. اینها به هر حال جزو عناصر این مملکت و از مردان و فرزندان ایران هستند. ایران همیشه به وجود این افراد افتخار میکند؛ چه کسانی که موشک شلیک میکنند و چه کسانی که پهپادها را به نقاط مختلف میفرستند.
فیلمی مانند «مادر» باید به زبان امروزی ساخته شود
* در سالهای اخیر در انتخاب و ساخت آثار، چه رویکردی داشتهاید؟ آخرین کاری که ساختید «به وقت تهران 57» بود. همچنان همان شیوه گذشته را دنبال میکنید؟ یعنی معتقدید باید دوباره فیلمی مانند «مادر» ساخت یا باید با استفاده از عناصر جدید، این مفاهیم را به شکل دیگری روایت کرد؟
باید به شکل دیگری ساخته شود. باید از عناصری که امروز وجود دارد استفاده کنیم. بنابراین من فکر میکنم کارگردان و عوامل سازنده باید با استفاده از تمام امکاناتی که امروز در اختیار دارند، فیلم بسازند. در گذشته ساختن «مادر» و بسیاری از آثار دیگر با امکانات بسیار محدودی انجام میشد و خیلی از مسائل دشوار بود، اما امروز اگر بخواهیم چنین فیلمی بسازیم، دست ما برای استفاده از آن عناصر بسیار بازتر و کار راحتتر است. امیدوارم این عناصر و این نوع نگاه بیشتر شود.
نقش خانه سینما در تولید فیلمهایی درباره هویت ایرانی
* درباره انتقال هویت ایرانی به نسل امروز هم صحبت کنیم. بسیاری از مخاطبان، فیلمهای خارجی را بیشتر از فیلمهای ایرانی دنبال میکنند و با سینمای ایران آشنایی کمتری دارند. به نظر شما چه باید کرد؟ نقش تهیهکنندگان و فیلمسازان را در این زمینه چه میدانید؟
اینجا نقش خانه سینما بسیار مهم است. خانه سینما باید با کارگردانها و تهیهکنندهها صحبت کند. باید یک بخش یا دپارتمان مشخص داشته باشد که فقط برای ساخت فیلمهای خوب و باکیفیت ایرانی فعالیت کند. هیئتمدیره باید برای این کار برنامه داشته باشد. مثلاً میتوانند 30 یا 40 تهیهکننده و کارگردان را دعوت کنند، با آنها صحبت کنند و نظرات خود را مطرح کنند.
یکی از مواردی که خیلی در سینمای ایران مهم است، این است که وقتی کار تمام شد، دیگر همه چیز رها نشود. البته برخی از کارگردانها اینگونه نبودند. ما قبلاً با آقای حاتمی، آقای کیمیایی و آقای علیرضا امینی و دیگران کار میکردیم و آنها اجازه میدادند نظر مردم را ببینیم و بدانیم مردم درباره فیلم چه نظری دارند. این مسئله به دلیل تعهدی بود که آنها نسبت به کار داشتند و کیفیت برایشان اهمیت داشت.
این موضوع بسیار مهم است. برای یک آدمی که با تعهد کار میکند، کیفیت اهمیت زیادی دارد.
برخی فیلمسازان امروز تعهد نسل گذشته را ندارند
* یعنی یکی از آسیبهای امروز این است که بعضی افراد موفقیت را صرفاً در میزان فروش فیلم میبینند؟
بله، دقیقاً. بعضی از افراد فقط موفقیت را در فروش میبینند، در حالی که این نگاه با یک کار حرفهای و متعهدانه سازگار نیست.
قرارداد فیلم «مادر» و امضای علی حاتمی
* پس وظیفه خانه سینماست این مسائل را به فیلمساز، تهیهکننده و گروهی که فیلم را میسازند، تذکر بدهد؟
بله، همین است. چرا این مسئله رها شده است؟ چرا جایی مانند خانه سینما یا نهادهای دیگر در این قضیه ورود نمیکنند؟ بخشی از این مسئولیت در اختیار ارشاد بوده، اما به نظر من ارشاد این قضیه را آنطور که باید جدی نگرفته است.
اتحادیه تهیهکنندگان و همچنین انجمن یا نهادهای مرتبط با کارگردانان میتوانند در این زمینه فعال شوند. خانه سینما هم میتواند در این قضایا نقش داشته باشد.
* اگر بخواهیم فارغ از بحث محتوا، ارزشها و نگاههای مختلف صحبت کنیم، از نظر حرفهای این مسئله بسیار مهم است که فیلمساز و تهیهکننده نسبت به فیلمی که ساختهاند تعهد داشته باشند. اینکه یک فیلم ساخته شود، کار تمام شود و فرد بلافاصله سراغ کار بعدی برود، به نظر شما یک آسیب حرفهای نیست؟
چرا، از نظر حرفهای یک فاجعه است. اینکه کسی فیلم را رها کند و بلافاصله برود سراغ کار بعدی، درست نیست. نسل ما در گذشته تعهد و حرفهایگری را جدی میگرفت. فیلم «مادر» نفسگیر و جذاب بود. چند ماه برای فیلمنامه آن وقت گذاشته شد. نمیشود یک فیلمنامه را خیلی سریع آماده کرد و گفت در یک ماه یا چند هفته آن را تحویل میدهم. فیلمنامه باید با دقت نوشته شود.
نظام پولی بر سینما حاکم شده است
* ریشه همه این مسائل در این نیست که پول و نظام اقتصادی بر سینما حاکم شده است؟ نسل شما و فیلمسازانی مانند آقای حاتمی و آقای کیمیایی به نظر میرسد به شکل دیگری فکر میکردند و صرفاً دنبال پول و فروش نبودند.
آقای حاتمی و آقای کیمیایی به هیچ وجه دنبال پول و این مسائل نبودند. آقای قادری هم همینطور بود. آقای قادری و آقای مطلبی تعصب زیادی نسبت به کار داشتند. «سام و نرگس» و آثاری از این دست نیز در همین فضا ساخته شدند. آقای مطلبی در کنار آقای قادری بود و بهشدت مراقبت میکردند که کار درست انجام شود.
آقای نعمتالله هم همینطور بود. «سامان مقدم» و بسیاری از فیلمها را سه، چهار یا پنج ماه روی فیلمنامه کار میکردند. پنج ماه زمان میگذاشتند تا فیلمنامه به نتیجه برسد.
با این وضعیت موجود در سینما نمی توان انتظار خاصی از سینمای ملّی داشت
* به نظر میرسد تا زمانی که این مسائل اصلاح نشود، بحث سینمای ملّی و هویت ایرانی هم عملاً نمیتواند به نتیجه برسد.
من هم همین را میگویم. وقتی یک فیلم ساخته میشود، باید تهیهکننده و کارگردان نسبت به آن پاسخگو باشند. نمیشود فیلم را بسازند، رهایش کنند و بروند سراغ فیلم بعدی. اینکه مدام بخواهیم فیلم بسازیم و تندتند کار را تحویل بدهیم، نتیجهای ندارد.
بنابراین فکر میکنم اگر دقت و مراقبت وجود نداشته باشد، این قضیه بسیار آسیبزا خواهد بود. خانه سینما باید در این زمینه مراقبت کند. اگر نمایندهای در سینما حضور داشته باشد، باید مؤثر باشد؛ نمیشود نمایندهای داشته باشیم که فقط حضور داشته باشد اما تأثیری در این مسائل نداشته باشد.
خیلی فیلمها و سریالها را دیگر نمیتوان با خانواده دید
* در صحبتهایتان اشاره کردید فیلم ساخته میشود، اما گاهی حتی در خانواده خودمان هم به سختی میتوانیم آن را ببینیم. این در حالی است که سینمای ایران، بهخصوص بعد از انقلاب، همواره به عنوان سینمایی پاک، خانوادگی و نجیب شناخته میشده است. چه اتفاقی افتاده که امروز اینطور شده است؟
افرادی بودند که درست فکر میکردند و نسبت به کار حساس بودند اینها کنار رفتند. الان بعضی از کارها به شوخی و مسائلی از این دست خلاصه شده است. در گذشته اینطور نبود.
به نظر من اتحادیه تهیهکنندگان، شورای مربوطه و خانه سینما باید در این زمینه فعال شوند. انجمنها و نهادهای مرتبط با کارگردانان هم باید نقش خود را ایفا کنند. خود دولت هم باید به این موضوع بها بدهد.
امروز اگر معاونت سینمایی کشور بخواهد کاری انجام دهد، باید مثلاً چند نفر از تهیهکنندگان را معرفی کند و از آنها در این مسائل استفاده کند، نه اینکه همه کارها صرفاً در اختیار ارشاد باشد. وظیفه ارشاد میتواند صدور مجوز و مسائل مربوط به آن باشد، اما در سایر امور باید از ظرفیت خود سینماگران استفاده شود.
عشق و علاقه جمشید هاشمپور به وطن و کشور
* از خاطرات شما درباره بازیگران و کارگردانانی که با آنها همکاری داشتهاید هم استفاده کنیم. نگاه آن نسل که به نوعی نسل ماندگار و طلایی سینمای ما بودند، به وطندوستی، مسائل ملی و اعتقادی چگونه بود؟ زیست و نگاه آنها در این زمینهها چگونه بود؟
آن زمان افرادی مانند آقای عبدالرضا اکبری و جمشید هاشمپور بودند که بسیار نسبت به ایران و وطن علاقه و تعصب داشتند. جمشید هاشمپور علاقه بسیار زیادی به ایران دارد.
در آن فیلمها، عنصر جنگ، دفاع از ایران و دفاع از وطن در همه جا وجود داشت. این آثار هم بسیار پرمخاطب بودند. مردم با هیجان فیلم را میدیدند و با آن ارتباط برقرار میکردند.
درباره این آثار و بازیگران، مثلاً جمشید هاشمپور و دیگران، به نظر میرسد تهیهکنندگان و عوامل هم برای ساخت چنین فیلمهایی زحمات زیادی میکشیدند.
انتهای پیام/