روایت «جنگ برای امید»/بازگشت به زندگی 2000 آسیب‌دیده در منطقه 4 تهران

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، جنگ، وقتی تمام می‌شود که صدای انفجارها قطع شود؛ اما برای شهری که هدف حمله قرار گرفته است، ماجرا از همان‌جا تازه آغاز می‌شود. بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده، پیداکردن سرپناه برای خانواده‌ها، رسیدگی به خسارت‌ها و بازگرداندن زندگی به محله‌هایی که در چند دقیقه چهره‌شان تغییر کرده است، بخشی از روزهای سختی است که معمولاً کمتر دیده می‌شود، اما آنچه در روزهای جنگ کمتر به چشم می‌آید، تلاش کسانی است که کنار رزمندگان حاضر در صحنه نبرد، در دل شهر برای حفظ آرامش و امید مردم مجاهدت می‌کنند؛ کسانی که با تلاش و کوشش شبانه‌روزی می‌کوشند آب در دل مردم تکان نخورد و دشمن نتواند آرزوی دیدن تهران جنگ‌زده و مردمی آواره از جنگ را به واقعیت تبدیل کند.

در جریان جنگ 40روزه، منطقه 4 شهر تهران به‌دلیل موقعیت خاص خود یکی از مناطقی بود که بیشترین درگیری و آسیب را تجربه کرد؛ از میان ده‌ها نقطه مورداصابت، برخی مناطق با تخریب گسترده واحدهای مسکونی و شمار بالای شهدا روبه‌رو شدند، در چنین شرایطی، خدمت‌رسانان شهری کنار سایر نیروهای امدادی و پشتیبانی، شبانه‌روز پای کار ایستادند تا زندگی مردم حتی در سخت‌ترین روزهای جنگ، تا حد امکان جریان داشته باشد و پس از پایان حملات نیز شهروندان آسیب‌دیده احساس نکنند که تنها مانده‌اند.

مدیریت شهری در مدت کوتاهی مجموعه‌ای از اقدامات اضطراری، حمایتی و بازسازی را به اجرا گذاشت؛ اقداماتی که از پاک‌سازی معابر و ایمن‌سازی ساختمان‌ها آغاز شد و تا اسکان خانواده‌ها، پرداخت ودیعه مسکن، تعمیر و بازسازی خانه‌ها و حمایت از مالکان و مستأجران ادامه پیدا کرد،

برای اطلاع از جزئیات این اقدامات در منطقه 4، با سیدمحمد موسوی، شهردار منطقه 4 تهران به گفت‌وگو پرداختیم که مشروح آن تقدیم مخاطبان تسنیم می‌شود:

جنگ، وقتی تمام می‌شود که صدای انفجارها قطع شود؛ اما برای شهری که هدف حمله قرار گرفته، ماجرا از همان‌جا تازه آغاز می‌شود. بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده، پیدا کردن سرپناه برای خانواده‌ها، رسیدگی به خسارت‌ها و بازگرداندن زندگی به محله‌هایی که در چند دقیقه چهره‌شان تغییر کرده، بخشی از روزهای سختی است که معمولاً کمتر دیده می‌شود.

تسنیم: ایام جنگ در سطح منطقه چگونه سپری شد؟ چه‌اقداماتی در این ایام انجام دادید و در زمان حاضر بازسازی منازل آسیب‌دیده به کجا رسیده است؟

جنگ در منطقه 4 شرایط خاصی داشت و به نوعی می‌توان گفت منطقه 4 مشت نمونه خروار کل شهر تهران بود؛ چراکه هم منطقه 4 بزرگ‌ترین منطقه شهر تهران است و هم پرجمعیت‌ترین منطقه و از طرفی، به دلیل حضور مراکز استراتژیک و دستگاه‌های خاص در این منطقه، بیشترین آسیب را متحمل شد.

از مجموع حدود 51 هزار واحد مسکونی آسیب‌دیده در شهر تهران، حدود 11 هزار واحد در منطقه 4 قرار داشت، بنابراین آنچه در منطقه 4 اتفاق افتاد، تا حد زیادی قابل تعمیم به کل شهر است؛ چراکه بیش از 20 درصد کل آسیب‌ها و اتفاقات در شمال‌شرق تهران رخ داد؛ بخشی از این موضوع به دلیل استقرار وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و برخی اماکن و مراکز مرتبط با وزارت دفاع در این محدوده بود و البته مسائل دیگری هم وجود داشت. در مجموع، منطقه ما حدود 90 بار مورد حمله و 53 نقطه در منطقه مورد اصابت قرار گرفت، البته در بعضی از این نقاط، چندین بار اصابت و حمله داشتیم.

خدماتی که ارائه کردیم، مانند آنچه در سطح شهر تهران انجام شد، در چند بخش بود. اولین بخش، حضور میدانی در صحنه، مدیریت صحنه و مدیریت بحران بود. پاک‌سازی معابر، آواربرداری، کمک به آتش‌نشانی برای بیرون آوردن اجساد و شهدا و همچنین رفع خطر از ساختمان‌هایی که به صورت نیمه‌تخریب‌شده باقی مانده بودند، از جمله این اقدامات بود. بعضاً ساختمان‌هایی وجود داشت که نصف و نیمه تخریب شده بودند و باید ایمن‌سازی می‌شدند؛ چراکه بسیاری از این ساختمان‌ها در معابر عمومی قرار داشتند و مردم در آنجا رفت‌وآمد می‌کردند. بنابراین لازم بود این سازه‌های رهاشده تعیین تکلیف و ایمن‌سازی شوند.

موضوع پاک‌سازی و آواربرداری از همان دقایق اولیه حادثه انجام می‌شد. به‌خصوص در جنگ رمضان، به‌دلیل اینکه نسبت به جنگ 12روزه آماده‌تر بودیم، سرعت عمل بسیار بهتر بود و تجهیزات و ماشین‌آلات نیز از قبل آماده شده بودند. به‌خاطر دارم که در جنگ 12روزه برای ماشین‌آلات مشکلاتی داشتیم، یکی از مهم‌ترین مسائل در آواربرداری در دقایق اولیه، در اختیار داشتن ماشین‌آلات است؛ چراکه یک «ساعت طلایی» و حتی «دقایق طلایی» اولیه داریم و خیلی مهم است که در همان زمان، به سرعت به وضعیت رسیدگی شود. ممکن است افرادی زیر آوار زنده باشند و بنابراین آن ساعات اولیه اهمیت بسیار زیادی دارد تا بتوانیم ماشین‌آلات را سریع به محل برسانیم و عملیات آواربرداری را آغاز کنیم.

در جنگ 12‌روزه، تقریباً همه ماشین‌آلات ما در یک نقطه متمرکز بودند و از طرفی شهر هم آماده این شرایط نبود، ترافیک وجود داشت و وقتی اصابت اتفاق می‌افتاد، تا می‌خواستیم یک بیل مکانیکی یا جرثقیل بزرگ را به محل حادثه برسانیم، زمان می‌برد. اما در جنگ رمضان، ما ماشین‌آلات را در نواحی نه‌گانه پخش کردیم و آمادگی لازم از قبل وجود داشت. تیم‌های خدماتی نیز از قبل آماده بودند و تجربه جنگ 12روزه را هم داشتیم، به همین دلیل، در کمترین زمان ممکن عملیات انجام می‌شد. به عنوان مثال، در میدان هروی، زمانی که شبکه العربی را زدند، ظرف 45 دقیقه معبر باز شد، آوارهایی که در معبر ریخته بود جمع‌آوری شد و زندگی دوباره در آن محدوده جریان پیدا کرد. به نظرم این یکی از نقاط قوت کار در جنگ بود؛ اینکه مردم با حالت آشفتگی، بی‌نظمی و رهاشدگی مواجه نبودند و این موضوع به دلیل سرعت عمل و همچنین دغدغه‌مندانه پیگیری شدن موضوعات بود.

تسنیم: اسکان خانواده‌های آسیب‌دیده به‌چه‌صورت انجام شد؟

به‌محض اینکه پاک‌سازی و آواربرداری را به پایان می‌رساندیم، اولین موضوعی که ذهن ما را مشغول می‌کرد این بود که با افرادی که خانه‌هایشان را از دست داده‌اند چه باید کرد. تعداد زیادی از شهروندان خانه‌هایشان را از دست داده بودند و آواره کوچه و خیابان بودند. البته منظور فقط کسانی که خانه‌شان آسیب دیده بود نیست؛ حتی برخی از افرادی که خانه‌هایشان سالم مانده بود نیز به دلیل شرایط جنگی بلاتکلیف بودند.

اسکان آوارگان جنگ، قانوناً بر عهده مدیریت شهری نیست و طبیعتاً دولت و دستگاه‌های ذی‌ربط باید این موضوع را پیگیری می‌کردند؛ اما متأسفانه این اتفاق در روزهای اول نیفتاد و در یکی دو روز اول، مردم بلاتکلیف بودند و کسی مسئولیت موضوع را بر عهده نمی‌گرفت. وقتی زاکانی، شهردار تهران این بلاتکلیفی را دید، با توجه به روحیه مسئولیت‌پذیری و دغدغه‌مندی مثال‌زدنی‌ای که دارد، مسئولیت موضوع را پذیرفت و تأکید کرد که حتماً در بهترین حالت ممکن، از شهروندان تکریم شود.

معمولاً وقتی جنگ اتفاق می‌افتد، در جاهای دیگر هم دیده‌ایم که یک کمپ یا اردوگاه ایجاد می‌کنند، چادر می‌زنند و خدمات‌رسانی با کمک‌های مردمی انجام می‌شود تا زمانی که تکلیف افراد مشخص شود اما زاکانی دستور داد که از ظرفیت هتل‌های شهر استفاده کنیم. تقریباً همه هتل‌ها درگیر شدند و با آنها وارد همکاری شدی بر این اساس، آوارگان را به هتل‌ها معرفی کردیم. فکر می‌کنم در کل شهر تهران حدود 42 هتل در این طرح مشارکت کردند. این هتل‌ها هم هتل‌های پنج‌ستاره و شیک بودند؛ یعنی شرایط به شکل مسافرخانه یا اقامتگاه موقت نبود.

فقط در منطقه 4 بیش از 2 هزار نفر را به هتل معرفی کردیم و این افراد بیش از 100 روز در هتل بودند و مانند مهمان از آنها پذیرایی شد علاوه بر این، خدمات مشاوره‌ای و درمانی نیز در هتل‌ها به آنها ارائه می‌شد.

این هم به نظرم جزو افتخارات این دوره بود که آسیب‌دیدگان جنگ در هتل‌ها به بهترین نحو ممکن تکریم شدند تا زمانی که تعیین تکلیف شوند.البته طبیعتاً ماندن طولانی‌مدت در هتل هم کار خوبی نیست. حتی اگر بهترین هتل‌ها را در اختیار داشته باشید، معمولاً یک هفته یا دو هفته اقامت قابل تحمل است، اما شرایط، شرایط جنگی بود و افراد به اجبار دو یا سه ماه، متناسب با شرایطشان، در هتل‌ها اقامت داشتند. امروز دیگر هیچ‌کدام از خانوارهای آسیب‌دیده بلاتکلیف نیستند و همه تعیین تکلیف شده‌اند.

 واحدهای آسیب‌دیده را به چهار دسته تقسیم کردیم و برای آنها گریدبندی انجام دادیم؛ گرید A، B، C و D؛  گرید A مربوط به واحدهایی بود که آسیب جزئی دیده بودند؛ مثلاً در حد شکستن شیشه، آسیب دیدن پنجره، ترک‌خوردن دیوار و موارد مشابه، اینها ایراداتی بود که به‌سرعت قابل برطرف شدن بود و معمولاً ظرف یک هفته امکان رفع آنها وجود داشت.

یک دسته دیگر، واحدهایی بودند که نیاز به تعمیرات متوسط داشتند؛ مثلاً دیواری تخریب شده بود، تأسیسات آسیب دیده بود یا آسانسور دچار مشکل شده بود، اینها در دسته تعمیرات قرار می‌گرفتند؛ این دسته را هم به دو گروه تقسیم کردیم، واحدهایی که هزینه تعمیرات آنها بالای 500 میلیون تومان بود و واحدهایی که هزینه تعمیراتشان زیر 500 میلیون تومان بود، برای واحدهایی که زیر 500 میلیون تومان هزینه داشتند، یک فرمول در نظر گرفتیم و هزینه را به‌صورت نقدی پرداخت کردیم، اما برای واحدهایی که هزینه تعمیرات آنها بالای 500 میلیون تومان بود، از روش‌های غیرنقدی استفاده کردیم. پیمانکاران و سازندگان مختلفی را که در منطقه و با شهرداری کار می‌کردند و با آنها مراوده و حساب‌وکتاب مالی داشتیم، وارد کار کردیم و عملیات تعمیرات را به آنها سپردیم،

برای مثال، سازنده‌ای که در یک محدوده کار می‌کرد، به او گفتیم؛ "این کوچه را بازسازی کنید و بعد صورت‌حساب هزینه‌های انجام‌شده را ارائه کنید."، طبیعتاً چون آن فرد کار ساخت‌وساز انجام می‌داد و ممکن بود در نقاط مختلف با شهرداری حساب‌وکتاب یا بدهی داشته باشد، آنجا با هم تهاتر می‌کردیم و کار جمع می‌شد.

حدود 1500 واحد ما تقریباً در دسته تعمیرات قرار می‌گرفتند و تماماً انجام شده‌اند و اکنون به‌جرئت می‌توانم بگویم حدود 99.5 درصد کار انجام شده است، البته نمی‌خواهم بگویم صددرصد، چون تعداد واحدها بسیار زیاد است و 11 هزار واحد، عدد بزرگی است؛ اما تقریباً می‌توان گفت کار تمام شده است و همه واحدها تعیین تکلیف شده‌اند.

آنهایی که آسیب جزئی داشتند، یا خودشان تعمیر کردند و اسناد و مدارک هزینه‌ها را آوردند و پولشان را گرفتند، یا اینکه ما تعمیرات را برایشان انجام دادیم. تعمیرات متوسط هم همان‌طور که عرض کردم، تعیین تکلیف شدند، منظور ما از تعیین تکلیف، از این جهت بود که آنهایی که خانه‌هایشان به‌طورکامل در گرید D قرار گرفته بود و آنهایی که در گرید C بودند، وضعیت مشخصی پیدا کنند.

گرید D مربوط به واحدهایی بود که تقریباً آسیب جدی دیده بودند و به‌صورت کامل تخریب شده بودند. گرید C هم مربوط به واحدهایی بود که نیاز به مقاوم‌سازی داشتند. در مورد این دو دسته، عموماً موضوع به‌سمت تخریب و نوسازی رفت، مردم ترجیح می‌دادند ساختمان را تخریب کنند و از نو بسازند و حتی مقاوم‌سازی نکنند؛ چراکه سازه‌ها آسیب دیده بود،

بنابراین تکلیف این دو دسته هم مشخص بود؛ اما طبیعتاً خانه آنها بلافاصله آماده نمی‌شد، حداقل دو سال زمان لازم است تا یک ساختمان ساخته شود، اگر سازنده بسیار قوی باشد، ممکن است یک سال تا یک سال و نیم زمان ببرد، ولی عرف شهر این است که ساخت یک ساختمان حدود دو سال طول می‌کشد، در این دو سال نمی‌توانستیم مردم را در هتل نگه داریم، از یک طرف هزینه‌های آن بسیار سنگین بود و از طرف دیگر، خود فرد هم در هتل کلافه می‌شد، رفت‌وآمد، مهمان‌ها، بچه‌ها و شرایط خانوادگی آنها، وضعیت خاصی ایجاد می‌کرد،

بنابراین برای افرادی که تکلیفشان مشخص شده بود و خانه‌شان نیاز به تخریب و نوسازی داشت، ودیعه مسکن پرداخت کردیم. تا امروز در منطقه ما، فقط بیش از 600 میلیارد تومان به‌صورت نقدی به مردم پرداخت کرده‌ایم تا بتوانند خانه اجاره کنند، هم رهن خانه آنها را پرداخت کرده‌ایم و هم اجاره ماهیانه آنها را پرداخت می‌کنیم، میانگین رهن حدود 2 میلیارد تومان و میانگین اجاره نیز حدود 30 میلیون تومان است.

تسنیم: همه خانواده‌های آسیب‌دیده توانستند در همان منطقه 4 محل سکونت جدید پیدا کنند یا به‌دلیل افزایش قیمت مسکن مجبور شدند به مناطق پایین‌تر بروند؟

منطقه 4 یک خصوصیت خاص دارد؛ هم ضعیف‌ترین اقشار را در خود جای داده و هم می‌توان گفت قوی‌ترین اقشار در این منطقه زندگی می‌کنند. ما یک اصطلاح داریم: «از خاک سفید تا برج سفید»؛ در خاک سفید و محله‌هایی مثل جوادیه تهرانپارس، ضعیف‌ترین اقشار منطقه را داریم و در محدوده پاسداران نیز افراد متمول‌تر و با سطح زندگی بالاتر حضور دارند، بنابراین افرادی که در محدوده‌های ضعیف‌تر منطقه سکونت داشتند، توانستند متناسب با شرایط خودشان خانه پیدا کنند،

اما طبیعتاً ممکن است واحدهای مسکونی‌ای که در محدوده پاسداران قرار داشتند، قیمت‌های بسیار بالایی داشته باشند و ما نمی‌توانستیم برای آنها با همان سطح قیمت، خانه جدیدی را رهن و اجاره کنیم. الان هم اگر بخواهید در همان محدوده یک واحد اجاره کنید، با قیمت‌های بالایی مواجه خواهید شد ضمن اینکه در منطقه پاسداران، واحدهای مسکونی بعضاً بسیار بزرگ بودند.

در محله‌های ضعیف‌تر، ممکن بود فردی در یک خانه 40 یا 50 متری زندگی کند، اما کسی که در پاسداران آسیب دیده بود، ممکن بود در یک واحد 200 متری زندگی کند.حالا اگر بخواهید یک واحد 200 متری را در پاسداران اجاره کنید، شاید حتی 10 میلیارد تومان هم نتوانید برای رهن آن تأمین کنید. بنابراین ما یک سقفی را متناسب با نقدینگی و بضاعت شهرداری در نظر گرفتیم.

حداکثر مبلغی که ما پرداخت کردیم، حدود 2 میلیارد و 500 میلیون تومان به اضافه حدود 50 میلیون تومان اجاره بود؛ یعنی چیزی حدود 4 میلیارد تومان رهن کامل به شهروندان پرداخت کردیم.البته بعضی افراد مشکلشان با 500 میلیون تومان حل می‌شد و بعضی دیگر با 50 میلیون تومان. نکته مهم این است که هیچ‌کس روی زمین نماند و همه تعیین تکلیف شدند. حالا ممکن بود فرد مجبور شود یک محله پایین‌تر، یا دو کوچه پایین‌تر یا بالاتر، خانه بگیرد؛ اما در نهایت برای همه راه‌حل پیدا شد.

تسنیم: درباره افرادی که به‌دلیل شرایط محله و قیمت مسکن نتوانستند در همان محل قبلی خانه پیدا کنند، انعطاف خاصی در نظر گرفته شد؟

بله، ما انعطاف هم به خرج دادیم. وقتی شهروند مراجعه می‌کرد، متناسب با متراژ خانه‌ای که در آن زندگی می‌کرد و محلی که در آن سکونت داشت، عددی را برای او تعیین می‌کردیم. طبیعتاً نمی‌شد برای همه یک فرمول یکسان داشته باشیم. مثلاً فردی که در یک خانه 50 متری در محله‌ای مثل تهرانپارس، جوادیه یا گلشن و خاک سفید زندگی می‌کرد، بررسی می‌کردیم که عرف اجاره یک واحد 50 متری در همان منطقه و همان محله چقدر است و متناسب با آن، مبلغ مورد نیاز را به او پرداخت می‌کردیم،

بنابراین یک فرمول مشخص داشتیم؛ فرد مراجعه می‌کرد، محل سکونتش را اعلام می‌کرد و می‌گفت در کدام محله زندگی می‌کرده است. سپس متراژ خانه مشخص می‌شد، مالکیت و سکونت فرد احراز می‌شد و بر اساس آن، عدد مورد نظر به دست می‌آمد.

بعد با فرد قرارداد می‌بستیم و مبلغ را پرداخت می‌کردیم تا خانه پیدا کند. البته در بعضی موارد، افرادی که مبلغ را می‌گرفتند و می‌رفتند، یک یا دو هفته بعد برمی‌گشتند و می‌گفتند نتوانستیم خانه پیدا کنیم.ما موضوع را بررسی می‌کردیم و می‌دیدیم که بله، در بعضی موارد واقعاً چنین اتفاقی افتاده است.

از طرف دیگر، یک مسئله دیگر هم وجود داشت. بعضی افراد متوجه شده بودند که شهرداری برای آسیب‌دیدگان پول پرداخت می‌کند و ممکن بود در این میان سوءاستفاده‌هایی اتفاق بیفتد و بعضی مالکان یا افراد، قیمت‌ها را افزایش دهند.

این موضوع باعث شد در مواردی برای برخی افراد متمم بزنیم و مبلغ را دوباره افزایش دهیم.بنابراین خیلی خشک و قاطع برخورد نکردیم. تلاش کردیم مسئله هر فرد را حل کنیم و اگر در جایی به این نتیجه می‌رسیدیم که با مبلغ تعیین‌شده، مشکل فرد حل نشده، یا هنوز آواره است و نتوانسته خانه پیدا کند، خودمان وارد می‌شدیم.یا مبلغ را افزایش می‌دادیم، یا خودمان رایزنی می‌کردیم و با املاکی‌ها و افرادی که واحد خالی داشتند صحبت می‌کردیم تا برای آن فرد راهکاری پیدا شود.

تسنیم: برای مستأجران هم تدبیری در نظر گرفته شده بود؟  در مواجهه با تعدادی از خانواده‌های جنگ‌زده متوجه شدم که بعضی از آنها این گلایه را داشتند که در دستورالعمل شهرداری جهت حمایت از آسیب‌دیده‌های جنگ، برای مستأجران تدبیر مشخصی ندارد. مشخصاً در منطقه 4چه اقدامی برای مستأجران انجام شد؟

نه‌تنها اقدام انجام شد، بلکه اتفاقاً یکی از موضوعاتی که از همان ابتدا روی آن فکر کردیم، مستأجران بودند. مشکلی که وجود داشت این بود که مثلاً مستأجر از مالک می‌خواست پول پیش سال گذشته را بگیرد، اما با توجه به افزایش قیمت‌ها، با همان پول پیش قبلی اصلاً نمی‌توانست خانه جدیدی پیدا کند و جابه‌جا شود.

اما در منطقه ما از همان ابتدا این موضوع را در نظر گرفتیم. خودمان هم از روز اول به این مسئله فکر کردیم که بالاخره تکلیف مستأجر چیست. خیلی درباره این موضوع بحث کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که ما باید فردی را که در آن خانه سکونت داشته و حالا آواره شده، سامان بدهیم؛ فرقی نمی‌کند صاحبخانه باشد یا مستأجر. بنابراین اتفاقاً اولویت ما در همه موارد، مستأجر بود.

تسنیم: این دستورالعمل به‌صورت سلیقه‌ای اعمال شد یا همه مناطق موظف به رعایت آن بودند؟

این دستورالعمل در کل شهر تهران وجود داشت که اولویت با مستأجر باشد؛ یعنی در نگاه اول باید کسی را که آواره شده بود، دریابیم و تعیین تکلیف کنیم. 

مستأجر یک مبلغی به‌عنوان پول پیش نزد صاحبخانه داشت و ماهیانه هم به صاحبخانه اجاره پرداخت می‌کرد. ما باید پول پیشی را که نزد صاحبخانه بود، به مستأجر برمی‌گرداندیم تا بتواند خانه جدیدی پیدا کند، اما صاحبخانه هم مسئله خودش را داشت، صاحبخانه می‌گفت؛ "زمانی می‌توانم این پول را برگردانم که یک مستأجر جدید بیاید و پول پیش را از او بگیرم و به مستأجر قبلی بدهم الآن که خانه خراب شده است و کسی نیست که خانه من را مجدداً اجاره کند، من از کجا بیاورم؟ من مثلاً باید دو میلیارد تومان به این آقا یا این خانم برگردانم، اما این پول را ندارم."،

بنابراین ما این مبلغ را به صاحبخانه پرداخت می‌کردیم، مشروط بر اینکه صاحبخانه آن را به مستأجر برگرداند، اینجا یک نکته بسیار مهم وجود داشت و آن هم این بود که اگر این کار را انجام نمی‌دادیم، ممکن بود یک‌سری دعواهای حقوقی شکل بگیرد و تعداد زیادی پرونده حقوقی ایجاد شود که حل‌وفصل آنها بسیار دشوار و حتی لاینحل باشد،

به همین دلیل، ما یک قرارداد چندجانبه تنظیم کردیم که یک طرف آن صاحبخانه بود، یک طرف مستأجر و یک طرف هم شهرداری، به این شکل عمل می‌کردیم که مثلاً اگر مستأجر یک میلیارد تومان نزد صاحبخانه داشت، ما آن یک میلیارد تومان را به صاحبخانه می‌دادیم و به او می‌گفتیم؛ "این مبلغ را باید به مستأجر برگردانید تا قرارداد شما فسخ شود و رابطه استیجاری شما به پایان برسد و مستأجر بتواند حداقل زندگی خودش را سامان دهد."،

اما اینجا دو اتفاق دیگر هم وجود داشت؛ اول اینکه از روزی که رابطه استیجاری قطع می‌شد، مستأجر دیگر به صاحبخانه اجاره پرداخت نمی‌کرد به‌عنوان مثال اگر مستأجر یک میلیارد تومان پول پیش داشت و ماهیانه 30 میلیون تومان اجاره پرداخت می‌کرد، بعد از تخریب خانه، دیگر آن 30 میلیون تومان هم پرداخت نمی‌شد، در اینجا صاحبخانه می‌گفت؛ "درست است که صاحبخانه هستم، اما خودم دوکوچه پایین‌تر مستأجرم. این خانه را اجاره داده بودم و با پول اجاره آن، خودم در جای دیگری اجاره می‌دادم>"، یا ممکن بود صاحبخانه یک فرد بازنشسته باشد و بگوید؛ "من این خانه را داده بودم و از محل اجاره آن، زندگی و امرار معاش می‌کردم، حالا که مستأجری ندارم و پولی به دستم نمی‌رسد، زندگی من هم با اختلال مواجه شده است."،

بنابراین ما دوباره مبلغی را که صاحبخانه به‌صورت ماهیانه از مستأجر دریافت می‌کرد، برای صاحبخانه مقرر کردیم و گفتیم؛ "تا زمان ساخت مجدد خانه، این مبلغ را پرداخت می‌کنیم."، به‌عنوان مثال اگر اجاره ماهیانه 30 یا 40 میلیون تومان بود، ما همان مبلغ را تا زمان ساخت خانه، که ممکن بود حدود دو سال طول بکشد، پرداخت می‌کردیم،

از طرف دیگر، مستأجر هم ممکن بود بگوید؛ "من این یک میلیارد تومان را که از صاحبخانه گرفتم، با اینکه پول خودم بوده است، الآن نمی‌توانم با آن خانه‌ای در همان شرایط قبلی پیدا کنم، الآن باید یک میلیارد یا دو میلیارد تومان برای خانه جدید بدهم."، در اینجا ما مجدداً مبلغی را به ودیعه مستأجر اضافه می‌کردیم و مثلاً مبلغ ودیعه او را به یک‌ونیم یا دو میلیارد تومان افزایش می‌دادیم تا بتواند خانه جدیدی پیدا کند،

بنابراین ما به‌هرشکلی که امکان داشت، تلاش کردیم هم صاحبخانه و هم مستأجر را راضی و تعیین تکلیف کنیم بر همین اساس در تعداد زیادی از واحدهای آسیب‌دیده، هم به مالک پرداخت کردیم و هم به مستأجر، یعنی برای یک واحد مسکونی، ممکن بود دو پرداخت جداگانه داشته باشیم؛ یکی برای مالک و دیگری برای مستأجر.

تسنیم: این مواردی که هم به مالک و هم به مستأجر ودیعه پرداخت شده، شامل چند خانواده می‌شود؟

آمار دقیق را می‌توانم به شما بدهم، حداقل 400 خانواده در مجموع در این فرآیند قرار گرفتند.

تسنیم: کارشناسی خسارت‌های شهروندان به‌چه‌صورت انجام شد؟ برخی از افراد آسیب‌دیده گلایه‌هایی درباره هزینه کارشناسی داشتند و معتقد بودند مبلغ کمتری نسبت به هزینه‌های انجام‌شده دریافت کرده‌اند یا بعضاً این هزینه با تأخیر زیادی به آنها پرداخت شد.

خیلی از شهروندان موضوع خسارت‌های منزل و اثاثیه منزلشان را دنبال می‌کردند اما کارشناسی خسارت اثاثیه منزل اساساً به شهرداری ارتباطی نداشت، از ابتدا هم خیلی روشن اعلام کردیم که موضوع اثاثیه منزل و خودرو، به‌عهده شهرداری نیست و جبران این خسارت‌ها باید از طریق دولت و دستگاه‌های ذی‌ربط انجام شود،

با این حال، بعضاً شهروندان اصرار داشتند و موضوع را پیگیری می‌کردند، اما یک نکته وجود داشت، ما برای خانواده‌هایی که خانه‌هایشان آسیب دیده بود، پولی پرداخت کردیم تا خانه جدید رهن و اجاره کنند، ولی فردی که خانه‌اش را از دست داده بود، وقتی وارد خانه جدید می‌شد هیچ وسیله‌ای نداشتند، اصل جبران خسارت اثاثیه منزل با دولت بود و اخیراً هم بحث بیمه وارد این موضوع شده است و ممکن است به‌زودی روند پرداخت خسارت‌های جنگ 12روزه در حوزه لوازم منزل آغاز شود؛ البته آن هم با یک رقم محدود، اما زاکانی شهردار تهران، دوباره دستور داد که اگرچه این موضوع وظیفه مستقیم شهرداری نیست، اما مبلغی را تحت عنوان «هدیه شهرداری تهران» به شهروندان پرداخت کنیم،

این هدیه متناسب با میزان خسارتی که به فرد وارد شده بود، از 100 میلیون تومان تا 400 میلیون تومان در نظر گرفته شد، تأکید ما هم این بود و الآن هم تأکید می‌کنم که این مبلغ به‌منزله جبران خسارت کامل لوازم منزل نبود چراکه بعضاً اعتراض این بود که «من مثلاً 10 میلیارد تومان کالا و اقلام در خانه داشتم؛ از ویترین و وسایل آشپزخانه گرفته تا مبل و صندلی و یخچال و سایر وسایل، اما شما 400 میلیون تومان پرداخت کرده‌اید، اما ما همیشه توضیح می‌دادیم و باز هم می‌گوییم که این مبلغ برای جبران خسارت لوازم منزل نبود؛ بلکه یک هدیه بود برای اینکه فرد بتواند به‌صورت اضطراری، حداقل وسایل اولیه زندگی را تهیه کند.

درباره هزینه تعمیرات نیز دو بخش داشتیم؛ یک بخش مربوط به تعمیراتی بود که خود شهروندان انجام داده بودند؛ در این بخش، چون هزینه‌ها عمدتاً عرف مشخصی داشت، اختلاف نظر زیادی وجود نداشت به‌عنوان مثال قیمت شیشه تقریباً مشخص بود و پنجره هم معمولاً نمی‌توانست اختلاف قیمت فاحشی داشته باشد. برای واحدهایی که در گرید تعمیرات جزئی بودند، مواردی مثل تعویض شیشه، تعویض یا تعمیر پنجره، لکه‌گیری یا نقاشی انجام شده بود، این موارد معمولاً اختلاف قیمت زیادی نداشت.

نکته مهم این بود که در مورد تعمیراتی که خود مردم انجام داده بودند، ما اصلاً سخت‌گیری زیادی نکردیم؛ اگر فردی می‌آمد و می‌گفت؛ "من شیشه را تعمیر کردم، پنجره را تعمیر کردم، این هم هزینه نقاشی"، حتی اگر کارشناس ما تشخیص می‌داد که مثلاً بخشی از این نقاشی ضرورت نداشته است، باز هم نگاه ما این نبود که حتماً آن مبلغ را حذف کنیم.

من همیشه تأکید می‌کردم که ما باید مردم را تکریم کنیم؛ در مواردی که مردم خانه‌شان را مستقیماً تعمیر کرده بودند و اسناد و مدارک را به ما ارائه می‌کردند، حتی اگر کارشناس ما می‌گفت بخشی از هزینه‌ها کمی بیشتر از میزان واقعی بوده است، باز هم تلاش می‌کردیم به‌نفع شهروند عمل کنیم و من هم در همه جا سعی کردم به‌نفع مردم غش کنم و به‌سمت مردم باشم.

نگاه من این بود که بالاخره خانه این فرد آسیب دیده است و فرد از نظر روحی و روانی هم شرایط سختی دارد، حالا اگر بخواهیم مو را از ماست بیرون بکشیم و مثلاً بگوییم؛ "شما نباید این قسمت خانه را نقاشی می‌کردید."، یا "این نقاشی ضرورت نداشت."، خیلی به ثواب نزدیک نیست، به همین دلیل، به کارشناسان و نواحی تأکید کردیم؛ "اگر فرد خودش خانه‌اش را تعمیر کرده است و حتی اگر می‌بینید 10 یا حتی 20 درصد بیشتر از چیزی که شما برآورد می‌کنید، فاکتور آورده است، پرداخت کنید".

اما در مواردی که پیمانکار وارد کار می‌شد و تعمیرات را انجام می‌داد، دقت و نظارت ما بسیار بیشتر بود، دلیلش هم این بود که وقتی پول اضافه‌ای به خود شهروند آسیب‌دیده پرداخت می‌شد، می‌گفتیم اگر 40 یا 50 میلیون تومان بیشتر هم پرداخت کنیم، اشکالی ندارد؛ بالاخره پول مستقیم به شهروند آسیب‌دیده می‌رسد اما وقتی پیمانکار کار را انجام می‌داد، شرایط متفاوت بود؛ چون پول اضافه ممکن بود مستقیم وارد جیب پیمانکار شود و نفع آن به شهروند آسیب‌دیده نرسد، بنابراین در این موارد دقیق بررسی می‌کردیم که پیمانکار چه‌کاری انجام داده است و متناسب با همان کار، هزینه پرداخت می‌کردیم.

طولانی‌شدن فرآیند پرداخت‌ها حداقل با توجه به حجم کاری که وجود داشت، طبیعی بود، تصور کنید حدود 11 هزار واحد مسکونی آسیب دیده بود، حتی اگر فرض کنیم حدود 3 هزار واحد آسیب جزئی داشتند و یا خود مردم کارشان را انجام داده بودند و خیلی نیازی به رسیدگی ما نداشتند، باز هم حدود 8 تا 9 هزار واحد باقی می‌ماند. برای کف کار، ما برای حدود 9 هزار واحد مسکونی باید سند و پرونده مالی تشکیل می‌دادیم.

در شرایط عادی، همین الآن اگر شما به یک مجموعه یا سازمانی مراجعه کنید و مثلاً یک چیزی خریداری کنید، از زمان خرید تا زمانی که فاکتور و اسناد تهیه شود، تأیید شود، سند مالی بخورد، تبدیل به چک شود و پرداخت انجام شود، خودش یک فرآیند دارد، حالا تصور کنید به‌یک‌باره باید برای 8، 9 یا حتی 10 هزار واحد، سند مالی تشکیل شود. برای تشکیل سند مالی، باید فاکتور ارائه شود، سکونت فرد احراز شود و مشخص شود که واقعاً این فرد در آن خانه ساکن بوده است.

نمی‌توانستیم صرفاً بر اساس ادعای فرد عمل کنیم، ممکن بود فردی بیاید بگوید؛ "خانه من آسیب دیده است"، اما باید بررسی می‌کردیم که آیا اصلاً در آنجا ساکن بوده یا نه، نمی‌شد کسی که یک روز از آن کوچه عبور کرده یا به‌هردلیلی ادعا می‌کند در آنجا ساکن بوده است، بیاید و خسارت دریافت کند، بنابراین ابتدا باید سکونت فرد احراز می‌شد، بعد میزان آسیب باید کارشناسی می‌شد، نیروهای ناحیه باید به محل می‌رفتند و بررسی می‌کردند که واقعاً این آسیب وارد شده است یا نه.

بعد از انجام تعمیرات نیز حداقل یک نظارت مجدد لازم بود، باید می‌رفتیم و بررسی می‌کردیم که مثلاً پنجره‌ای که فرد ادعا کرده تعویض کرده، واقعاً تعویض شده یا تعمیر شده است یا خیر، بنابراین یک مرحله کارشناسی اولیه داشتیم، یک مرحله رسیدگی به تعمیرات و یک مرحله نظارت بعدی، از طرف دیگر، سند و فاکتور هم باید بررسی می‌شد؛ مثلاً اینکه تاریخ فاکتور چیست، مهر دارد یا نه، از کجا خریداری شده است و موارد مشابه،

اینها همان فرآیندهایی است که در هر سیستم اداری و بروکراسی وجود دارد بنابراین ما باید تک‌تک این موارد را بررسی، راستی‌آزمایی و کنترل می‌کردیم و بعد به مرحله پرداخت می‌رسیدیم.

این فرآیند زمان می‌برد و به‌دلیل تعداد بسیار زیاد پرونده‌ها، طبیعی بود که طولانی شود.

تسنیم: می‌توانید آماری بدهید که به‌طورکلی در منطقه 4، شهرداری چه‌میزان هزینه برای بازسازی، تعمیرات و همچنین پرداخت ودیعه مسکن انجام داده است؟

بله؛ ما یک‌سری هزینه‌های آشکار داریم و یک‌سری هزینه‌های پنهان؛ هزینه‌های آشکار، آن بخشی است که مثلاً ما به‌صورت نقدی پرداخت کرده‌ایم؛ مانند ودیعه مسکن. در مورد ودیعه، آمار دقیقی وجود دارد که چه‌میزان چک صادر و پرداخت شده است و تا امروز، فقط برای ودیعه مسکن، بیش از 600 میلیارد تومان پرداخت کرده‌ایم. در مورد هزینه تعمیرات هم ارقام متفاوت است، از حدود 100 میلیون تومان برای برخی واحدها شروع می‌شود و برای بعضی واحدها حتی به 4 یا 5 میلیارد تومان هم رسیده است. اگر حدود 2 هزار واحد را در نظر بگیریم که در دسته تعمیرات متوسط قرار داشتند و به‌طور متوسط برای هر واحد حدود یک میلیارد تومان هزینه شده باشد، حداقل حدود 2 هزار میلیارد تومان برای تعمیرات این واحدها هزینه شده است،

البته حدود 8 هزار واحد دیگر هم وجود داشت که آسیب‌های جزئی‌تری داشتند و ممکن بود هزینه تعمیر آنها 50 میلیون، 100 میلیون یا 200 میلیون تومان باشد، اما واحدهایی که آسیب‌های جدی‌تری دیده بودند و هزینه تعمیرات آنها در محدوده یک میلیارد، دو میلیارد تومان و حتی بیشتر قرار داشت، بخش قابل‌توجهی از هزینه‌ها را به خود اختصاص دادند، بنابراین اگر بخواهیم فقط هزینه تعمیرات و ودیعه را در نظر بگیریم، ارقام بسیار قابل‌توجهی است اما خسارت‌هایی که به خود شهرداری وارد شد، بسیار بیشتر از این ارقام است.

هزینه‌های پنهان هم اهمیت بسیار زیادی دارد؛  یکی از هزینه‌های پنهان را باید در روال عادی درآمدهای شهرداری در سال‌های گذشته دید. در سنوات گذشته، روال این بود که مدیریت شهری تخفیف‌های نقدی را در اسفندماه قرار می‌داد. یعنی معمولاً در روزهای پایانی ماه اسفند، حدود 30 درصد تخفیف نقدی در نظر گرفته می‌شد و مردم هم معمولاً تا پایان سال صبر می‌کردند تا حساب‌هایشان را تسویه کنند.

در نتیجه، بخش قابل توجهی از درآمد شهرداری در پایان اسفند و شب عید وارد مجموعه می‌شد. اما این پول عملاً با تعطیلات نوروز مواجه می‌شد و بعد از آن هم فروردین و اردیبهشت طول می‌کشید تا بودجه ابلاغ شود، قراردادها شکل بگیرد و کارها شروع شود. در عمل، بخشی از این منابع تا خردادماه درگیر فرآیندهای اجرایی می‌شد.

ما این موضوع را در سال‌های گذشته بررسی کردیم و پیشنهاد دادیم که این روند تغییر کند. موضوع در شورا مطرح شد و نهایتاً به این شکل تغییر کرد که تخفیف 30 درصدی اسفندماه را به فروردین منتقل کنیم. یعنی تخفیف از فروردین شروع شود و در فروردین، اردیبهشت و خرداد اعمال شود و هر ماه هم حدود دو درصد از تخفیف کم شود تا در نهایت در اسفندماه به حدود 15 درصد برسد.

در سال 1404 اتفاقی که افتاد این بود که ما در پایان اردیبهشت‌ماه، فقط در یک ماه، حدود 10 هزار میلیارد تومان درآمد برای شهرداری تهران داشتیم، تأکید می‌کنم، فقط در اردیبهشت‌ماه حدود 10 هزار میلیارد تومان درآمد به واسطه همین تخفیف نقدی وارد شد.

ما برای درآمدهای خودمان تقریباً یک چشم‌انداز داریم و می‌دانیم در هر ماه حدوداً چه میزان درآمد داریم و با مجموعه‌های مختلف نیز مذاکره می‌کنیم. برای خردادماه هم پیش‌بینی کرده بودیم که حدود 10 هزار میلیارد تومان درآمد داشته باشیم؛ چون با مجموعه‌ها صحبت کرده بودیم، کارهایشان را آورده بودند و پیش‌بینی می‌کردیم که با توجه به تخفیف نقدی و مذاکرات انجام‌شده، حدود 10 هزار میلیارد تومان دیگر هم در خردادماه محقق شود.

اما در روز 23 خرداد، جنگ 12روزه شروع شد، آن 10 هزار میلیارد تومانی که ما انتظار داشتیم در خردادماه وارد شهرداری شود، عملاً صفر شد و از طرف دیگر، حدود 10 هزار میلیارد تومان هزینه کردیم. این بخش از هزینه‌ها معمولاً در محاسبات دیده نمی‌شود.

از طرف دیگر، اتفاق دیگری هم افتاد و بحث تورم و شرایط اقتصادی باعث شد پول‌ها به‌سمت دلار و طلا برود و ساخت‌وساز تقریباً متوقف شود. رکودی که در حوزه مسکن اتفاق افتاد، خودش خسارت دیگری برای شهرداری ایجاد کرد؛ چون بخش قابل‌توجهی از درآمدهای شهرداری نیز به ساخت‌وساز و فعالیت‌های مرتبط با آن وابسته است،

بنابراین این هم یک نکته مهم است که در اعداد و ارقام مستقیم هزینه‌های جنگ دیده نمی‌شود، اما در واقع خسارت اقتصادی قابل‌توجهی به شهرداری وارد کرده است.

نکته دیگری که در این اعداد و ارقام لحاظ نمی‌شود، حدود 400 تا 500 واحد مسکونی است که به‌طور کامل تخریب شدند و برای آنها عوارض را صفر کردیم؛ یعنی عملاً خدمات و تراکم را به‌صورت رایگان در اختیارشان قرار دادیم.

تصور کنید یک مجتمع مسکونی مثلاً 15 یا 16 واحدی در پاسداران و در یک ساختمان 9طبقه، در شرایط عادی، چنین ساختمانی ممکن بود حداقل حدود 100 میلیارد تومان عوارض پرداخت کند؛ اما از این محل، هیچ درآمدی برای شهرداری ایجاد نشد، از طرف دیگر، در یک نقطه ممکن بود در شرایط عادی به ساختمان چهارطبقه تراکم بدهیم، اما به‌دلیل شرایط موجود، اجازه ساخت شش طبقه داده شد و همان شش طبقه نیز به‌صورت رایگان در اختیار مالک قرار گرفت، بنابراین یک بخش دیگر از درآمد شهرداری هم به این شکل حذف شد.

علاوه بر اینها، هزینه‌هایی داشتیم که در محاسبات مستقیم دیده نمی‌شود؛ از جمله هزینه‌های آواربرداری، هزینه‌های مربوط به هتل‌ها و هزینه‌های خدمات اجتماعی، به‌عنوان مثال حدود 180 یا 190 شب است که شهرداری در بسیاری از میدان‌های شهر برنامه و اجتماع داردف فقط هزینه صوت و تصویر این اجتماعات، هزینه قابل‌توجهی است،

اینها هزینه‌های پنهانی است که در محاسبات اولیه دیده نمی‌شود.

تسنیم: با این حجم از هزینه و کاهش درآمد، چطور دخل و خرج شهرداری با هم جور درآمد؟ منابع این هزینه‌ها از کجا تأمین شد؟

این موضوع را باید از مجموعه مدیریت شهری و شهردار تهران پرسید، اما به‌نظر من واقعاً خدا کمک کرد و نیت خالص زاکانی هم در این موضوع بسیار مؤثر بود؛ چون این کار، انصافاً یک کار خداپسندانه بود. اگر بخواهید صرفاً از زاویه قانون، وظیفه و تکلیف نگاه کنید، تقریباً هیچ‌کدام از این اقدامات به‌عهده مستقیم شهرداری نبود، اما وقتی دیدید بار روی زمین مانده، موضوع مردم است و نارضایتی در حال شکل‌گیری است، باید وارد شوید. شهردار تهران گفت؛ "ما اصلاً نباید با نگاه وظیفه و این‌که چه‌کسی باید این کار را انجام دهد، چه‌کسی مسئول است، پولش چقدر است و از کجا باید بیاوریم، به موضوع نگاه کنیم، شما وظیفه دارید مردم را دریابید".

انتهای پیام/