پیروزی چندجانبه انصارالله و شکست نقشه آمریکا برای بابالمندب
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 22 شهريور 1405 - 14:22
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، پیروزی بزرگ یمنیها در ساحل غربی و سیطره کامل بر تنگه بابالمندب، هرچند یک دستاورد نظامی بزرگ بهشمار میرود، اما پیامهای سیاسی متعددی با ابعاد منطقهای و شاید حتی بینالمللی در بر دارد.
اتحاد یمنیها مقابل دشمن سعودی
عماد الحطبه، نویسنده سیاسی اردنی در مقاله کوتاهی برای المیادین، به بررسی ابعاد این پیروزی صنعا پرداخته نوشت: در سطح نظامی، این دستاورد انصارالله بار دیگر ناتوانی ائتلاف متجاوز سعودی را در دستیابی به هرگونه پیروزی نظامی قابلتوجه نشان داده است و ثابت میکند که جنبش انصارالله درگیری داخلی یمن را بهعنوان راهحلی برای بحران این کشور نمیبیند و جنگ آن صرفاً با دشمن خارجی است،
این امر در تسلیم شدن سریع صدها یمنی که پیشتر بهعنوان مزدور در صفوف ائتلاف متجاوز میجنگیدند و دستور عفو عمومی صادرشده توسط رهبری یمن و استقبال از کسانی که فریب خورده و گمراه شده بودند، مشهود است،
بنابراین میتوان گفت که انصارالله موفق شد فرزندان یمن را از جنگ علیه هموطنانشان بازدارد و عربستان مجبور است در این جنگ تنها بماند؛ بهویژه اینکه هیچ یک از شرکای این کشور و در رأس آن آمریکا حاضر به کمک مؤثر و ورود به نبرد مستقیم با یمن نشدند،
در این میان اهمیت دستاورد انصارالله فراتر از تصرف بندر المخاست که ورودی دریای سرخ را کنترل میکند و ظرفیت سیطره بر همه جزایر روبهروی آن را به نیروهای صنعا میدهد.
دستاورد انصارالله برای کل محور مقاومت
از طرف دیگر، این دستاورد بزرگ یمنیها در همان چارچوب رویارویی با دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی قرار میگیرد؛ زیرا جایگاه یمن در محور مقاومت بهوضوح از طریق حمایت از مقاومت در غزه و لبنان اعلام شده است،
این بدان معناست که انصارالله در صورت نیاز، از استفاده از این امتیاز نظامی برای حمایت از موضع ایران در جنگ با آمریکا و هرگونه مذاکرهای در آینده دریغ نخواهد کرد.
شکست نقشه آمریکا در بابالمندب
آمریکا که از سال 2015 نقش پررنگی در جنگ ویرانگر علیه یمن داشت و اساساً بهدستور واشنگتن بود که عربستان در رأس یک ائتلاف، تجاوز ضد یمن را آغاز کرد، در مرحله جدید هم در تشدید تنشها در عرصه یمن نقش داشت و هدف آن محروم کردن انصارالله و بهطورکلی محور مقاومت از تنگه بابالمندب بهعنوان اهرم فشار این محور در بحبوحه جنگ منطقهای بود.
موفقیت این طرح میتوانست به جمهوریخواهان و بهطورکلی تیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا شانس بسیار زیادی برای حفظ اکثریت خود در مجلس نمایندگان ایالات متحده بدهد،
اما آنچه استراتژیستهای آمریکایی بهعنوان طراحان این نقشه از درک آن عاجز بودند، این است که ارتشهای ایران و یمن نه برای دستاوردهای انتخاباتی میجنگند و نه در جنگهای نیابتی،
دکترین جنگی محور مقاومت بر اساس مفاهیم عزت ملی، استقلال کامل و مخالفت با امپریالیسم و پروژههای آن بنا شده است، این دکترینی است که تابع مصالحه یا محاسبه سود و زیان نیست؛ بلکه فداکاری و پایداری، هسته اصلی آن را تشکیل میدهد.
ترامپ با وجود اینکه مستقیماً شکست را نمیپذیرد و از اعتراف به آن خودداری میکند اما نمیتواند ناامیدی خود را از نتیجه جنگ پنهان کند، در واقع ترامپ و حزبش اکنون خود را در یک موقعیت خطرناک غیرقابل اجتناب میبینند.
بازی دوسرباخت ترامپ
از یک سو، هرگونه برنامهای برای ازسرگیری جنگ با ایران، خطر بسته شدن تنگه هرمز و بابالمندب را بههمراه دارد که منجر به تشدید بحران اقتصادی جدی جهانی میشود، همچنین بعید نیست که در مرحله جدید یمن نیز بهشکل مستقیم وارد میدان شود و علاوه بر ازسرگیری حملات خود ضد رژیم صهیونیستی، پایگاههای آمریکا را در آفریقا از جمله جیبوتی و کنیا هدف قرار دهد،
از سوی دیگر، ایالات متحده نمیتواند قبل از انتخابات میاندورهای درگیر یک جنگ مستقیم در یمن شود، زیرا این امر پیامدهای فاجعهبار جنگ با ایران را در اذهان عمومی آمریکا زنده میکند و چشمانداز شکست را به یک شکست قطعی ـ و بالقوه ویرانگر ـ تبدیل میکند،
در نتیجه، ترامپ امروز در دامی افتاده است که خودش پهن کرده بود و هر روز بیشتر متوجه میشود که سرنوشت او بهطور فزاینده با نتیجه جنگی که در منطقه بهراه افتاده است، گره خورده است، در همین حال، نفوذ سیاسی محور مقاومت بهدلیل دستاوردهای میدانی آن در حال افزایش است.
انتهای پیام/+