روایت جانباز جنگ 40 روزه: باز هم می‌جنگم، کاری برای وطن نکرده‌ام

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، بعضی آدم‌ها را نمی‌شود فقط با عنوان و درجه و پرونده شناخت؛ قصه‌شان را باید از میان سکوت خانه، از نگاهشان و از جمله‌هایی شنید که سال‌ها بعد از میدان نبرد هنوز با همان صلابت روزهای جنگ بر زبان می‌آورند.

«رضا» یکی از همین آدم‌هاست؛ جانبازی سرفراز که در جنگ آمریکایی ـ صهیونیستی برای دفاع از وطن به میدان رفت و امروز، با وجود رنج جانبازی، هنوز خود را سرباز ایران می‌داند؛ سربازی که جنگ برایش تمام نشده است، چراکه وطن برای او همچنان همان معنایی را دارد که روز نخست داشت.

او وقتی از روزهای حضورش در میدان دفاع از کشور سخن می‌گوید، نه از سختی‌ها گلایه می‌کند و نه خود را طلبکار می‌داند. حتی وقتی از فداکاری‌هایش می‌پرسند، پاسخش کوتاه و صریح است: «افتخار می‌کنم سرباز وطن بوده و هستم؛ اما کاری برای وطن نکرده‌ام.»

این جمله شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما پشت آن دنیایی از باور و اعتقاد نهفته است؛ باوری که باعث شده «رضا» جانبازی خود را نه امتیاز، بلکه عهدی میان خود و خدا بداند.

منتظرم پاهایم بهتر شود تا دوباره پای دفاع از وطن بایستم

پاهایش امروز اجازه نمی‌دهد مانند گذشته حرکت کند، اما اراده‌اش همچنان پابرجاست. خودش می‌گوید منتظر است وضعیت پاهایش بهتر شود تا دوباره بتواند در مسیر دفاع از وطن قدم بردارد.

«منتظرم پاهایم بهتر شود تا باز هم سلاح در دست بگیرم و مقابل آمریکا و اسرائیل و پای وطن و ناموس و خاک بایستم.»

برای او، دفاع از وطن فقط خاطره‌ای از گذشته نیست؛ بخشی از هویت اوست. مردی که هنوز خود را سرباز می‌داند و افتخار سربازی برای ایران را بالاتر از هر عنوان دیگری می‌نشاند.

اما در میان تمام این حرف‌ها، شاید یکی از تأمل‌برانگیزترین جملاتش این باشد: نه منتی سر کسی داریم، نه دینی داریم.

او ادامه می‌دهد: ما با خدایمان بسته‌ایم؛ ما معامله‌مان را کرده‌ایم.

معامله‌ای که از نگاه او، نه با دنیا و آدم‌ها، بلکه با خدا بسته شده است؛ عهدی که پاداشش را نیز از همان‌جا می‌خواهد.

با جانبازی فهمیدم خدا نظری روی من دارد

«رضا» از جانبازی‌اش با تلخی سخن نمی‌گوید. حتی در میان سختی‌های جسمی، نگاهش به این اتفاق، نگاهی سرشار از ایمان است.

می‌گوید: «خیلی از خدا ممنونم.» و بعد از احساسی سخن می‌گوید که شاید برای بسیاری قابل درک نباشد: «ناراحتم که شهید نشدم.»

او این حس را این‌گونه بیان می‌کند: «از در شهادت مرا برگرداندند.»

با این حال، جانبازی برای او پایان راه نبوده است. خودش می‌گوید در همین مسیر فهمیده که خداوند نگاه ویژه‌ای به او داشته است: «با جانبازی فهمیدم خدا نظری روی من دارد.»

حرف‌هایش در نهایت به یک دعا ختم می‌شود؛ دعایی برای خودش و همه کسانی که در این مسیر قدم گذاشته‌اند: «ان‌شاءالله خدا همه‌مان را عاقبت‌به‌خیر کند.»

یک درخواست ساده؛ «داروهایمان گران درمی‌آید، پیگیری کنید»

در میان تمام سخنان «رضا» اما یک مطالبه ملموس هم وجود دارد؛ مسئله‌ای که مستقیماً به زندگی روزمره جانبازان بازمی‌گردد.

او از هزینه بالای داروها می‌گوید: «داروهایمان گران درمی‌آید.» و از مسئولان و رسانه‌ها می‌خواهد این موضوع را پیگیری کنند.

شاید این کوتاه‌ترین جمله او در این دیدار باشد، اما پشت همین چند کلمه، دغدغه‌ای واقعی برای جانبازانی قرار دارد که سال‌هاست هزینه‌های درمان و مراقبت را در کنار رنج‌های ناشی از جانبازی تحمل می‌کنند.

اولادقباد: دلاوری شما موجب این است که ایستاده‌ایم

فریده اولادقباد، معاون تعاون و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور نیز در این دیدار با تجلیل از ایستادگی و دلاوری این جانباز سرفراز، اظهار کرد: دلاوری شما موجب این است که ایستاده‌ایم.

وی با اشاره به جایگاه فرهنگ ایثار و شهادت افزود:‌ این نهضت ادامه راه شهدای کربلاست.

اولادقباد با تأکید بر جایگاه ایران اسلامی در مسیر عزت و استقلال گفت: ایران عزیز، پرچم را به دست نایب برحق خواهد رساند.

معاون تعاون و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور همچنین برای امنیت و سربلندی ایران دعا کرد و گفت: ان‌شاءالله خداوند کشورمان را از شر اجانب که هیچ اعتقادی به حقوق بشر ندارند برهاند و در امان بگذارد.

وی در پایان با تأکید بر مسئولیت جامعه در قبال ایثارگران خاطرنشان کرد: ما مدیون شهدا و خانواده شهدا هستیم.

خدمت به ایثارگران گام کوچکی برای جبران رشادت‌هاست

علی‌اکبر سلمانی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان‌شرقی نیز در این دیدار با اشاره به جایگاه والای ایثارگران اظهار کرد: خدمت به جامعه ایثارگران، گام کوچکی برای جبران دلاوری و رشادت انسان‌هایی است که برای دفاع از وطن و ناموس از جان خود گذشتند.

روایت «رضا» اما تنها روایت یک جانباز از یک میدان نبرد نیست؛ روایتی است از نسلی که برای وطن ایستاد، هزینه داد و هنوز هم خود را طلبکار نمی‌داند.

او نه از پاداش سخن می‌گوید و نه از دین مردم به خودش؛ حسابش را، آن‌گونه که خودش می‌گوید، با خدا بسته است.

شاید همین جمله، تمام روایت او را خلاصه کند؛ مردی که زخمی از جنگ بر تن دارد، اما هنوز خودش را سرباز وطن می‌داند و چشم‌انتظار روزی است که دوباره بتواند برای ایران بایستد.

انتهای پیام/