دعوای سینما و تلویزیون؛ از تیزرهای جنجالی تا برچسب «بازیگر تلویزیونی»

خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: امروز 21 شهریور، روز ملی سینماست؛ روزی که طبق رسم هر سال، تلویزیون هم سهمی از آن پیدا می‌کند؛ برنامه‌ها درباره سینما حرف می‌زنند، با بازیگران و کارگردانان گفت‌وگو می‌کنند، خاطرات پیشکسوتان مرور می‌شود و مدیران سینمایی از وضعیت اکران، گیشه و آینده این هنر می‌گویند. در فضای رسانه‌ای هم دوباره بحث همیشگی تبلیغ فیلم‌ها، پخش تیزر در تلویزیون و حتی حضور بازیگران تلویزیونی در سینما و نمایش‌خانگی بالا می‌گیرد.

اما شاید روز ملی سینما، بیش از تبریک و گفت‌وگو، فرصت خوبی باشد برای چند تذکر؛ نکاتی که سال‌هاست گفته می‌شوند اما هنوز بخش زیادی از آنها روی زمین مانده است.

اول؛ سینما فقط فرش قرمز و گیشه نیست

حرف‌های اخیر اصغر سمسارزاده درباره اجاره‌نشینی در 86 سالگی، بار دیگر این سؤال را پیش می‌کشد که سرنوشت هنرمندی که چند دهه برای سینما و تلویزیون کار کرده، بعد از پایان دوران شهرت و اشتغال چه می‌شود؟ این حرف‌ها فقط گلایه یک پیشکسوت نیست؛ می‌تواند آینه‌ای از وضعیت نسلی باشد که امروز با مشکلاتی مانند مسکن، بیمه، درآمد ثابت و هزینه‌های زندگی مواجه است.

هر سال در روز ملی سینما از پیشکسوتان تجلیل می‌کنیم، عکس یادگاری می‌گیریم و از نقش آنها در تاریخ هنر می‌گوییم؛ اما مسئله اینجاست که تجلیل اگر به حمایت واقعی ختم نشود، خیلی زود به یک مراسم مناسبتی تبدیل می‌شود.

اینجا هم مدیران سینمایی مسئول‌اند، هم نهادهای حمایتی و هم صنوف. خانه سینما و صنوف سینمایی اگر قرار است خانه و پناهگاه سینماگران باشند، رسیدگی به وضعیت هنرمندان پیشکسوت باید یکی از اولویت‌های جدّی آنها باشد؛ نه اینکه مشکلات معیشتی همان چهره‌ها سال به سال تکرار شود.

دوم؛ سینما از تلویزیون چه می‌خواهد؟

یکی از قدیمی‌ترین گلایه‌های سینماگران، تبلیغ فیلم‌ها در تلویزیون است. تهیه‌کننده فیلمی ساخته، هزینه کرده، سالن گرفته و حالا می‌خواهد مخاطب را به سینما بیاورد؛ طبیعی است که تلویزیون را یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های تبلیغاتی کشور بداند.

از سوی دیگر، رسانه ملی هم قواعد خودش را دارد. هر تیزری قابلیت پخش ندارد و محتوای اثر، نحوه معرفی بازیگران، تصاویر و دیالوگ‌های موجود در آن باید با ضوابط تبلیغاتی تلویزیون همخوان باشد. پس دعوا را می‌توان ساده‌تر کرد: سینما حق دارد خواهان تبلیغ باشد و تلویزیون هم حق دارد برای تبلیغ، چارچوب داشته باشد.

مسئله اصلی اینجاست که این قواعد باید شفاف، قابل پیش‌بینی و تا حد امکان یکسان باشد. اگر فیلمی امکان تبلیغ در تلویزیون ندارد، تهیه‌کننده باید بداند چرا. اگر اثری می‌تواند تیزر بگیرد، مسیر آن نیز باید روشن باشد. تلویزیون قرار نیست همه فیلم‌های سینمایی را بدون توجه به محتوا تبلیغ کند؛ اما اگر قرار است حامی سینمای ایران باشد، حمایت نباید محدود به چند اثر و چند نام شود.

سوم؛ خود سینما هم باید یک سؤال جدّی از خودش بپرسد

چرا باید انتظار داشته باشیم تلویزیون فیلمی را تبلیغ کند که حتی امکان تماشای خانوادگی آن محل بحث است؟ رسانه ملی برای خانواده‌ها برنامه می‌سازد و طبیعی است که در انتخاب آگهی نیز همین مخاطب را در نظر بگیرد. بنابراین بخشی از گلایه سینماگران از تلویزیون، باید با یک سؤال متقابل همراه شود: آیا محصولی که ساخته‌ایم، ظرفیت معرفی از یک رسانه خانوادگی را دارد؟

این به معنای محدود کردن سینما یا دخالت در سلیقه فیلمساز نیست؛ مسئله این است که هر رسانه‌ای مخاطب و قواعد خودش را دارد.

اتفاقاً اگر سینماگران به دنبال تبلیغ گسترده‌تر فیلم‌هایشان در تلویزیون هستند، یکی از راه‌های ساده این است که آثاری بسازند که بتوان آنها را با خیال راحت به خانواده معرفی کرد؛ آثاری که هم سرگرم‌کننده باشند، هم قصه داشته باشند و هم بتوان از تلویزیون برای معرفی‌شان استفاده کرد.

چهارم؛ چرا «بازیگر تلویزیونی» هنوز برچسب است؟

سال‌هاست برخی بازیگران تلویزیون از این گلایه دارند که وقتی وارد سینما یا نمایش خانگی می‌شوند، با این نگاه مواجه‌اند که «تلویزیونی» هستند. اما مگر بازیگر، سه نوع است؟ بازیگر سینما، بازیگر تلویزیون و بازیگر نمایش‌خانگی؟

این تقسیم‌بندی در بسیاری موارد بیشتر از آنکه حرفه‌ای باشد، حاصل یک نگاه طبقه‌بندی‌شده به بازار بازیگری است. بازیگری که سال‌ها در تلویزیون کار کرده، مخاطب ساخته و نقش‌های مختلف را تجربه کرده، چرا نباید بتواند در سینما هم فرصت داشته باشد؟

حتی می‌توان یک قدم جلوتر رفت؛ بازی در تلویزیون گاهی دشوارتر از آن چیزی است که تصور می‌شود. بازیگر تلویزیونی باید در چارچوب‌های مشخصی کار کند، محدودیت‌های بیشتری را بپذیرد و در عین حال اثری ارائه دهد که مخاطب گسترده و خانوادگی آن را بپسندد. بنابراین تلویزیونی بودن نباید نقطه ضعف باشد.

بازیگر، باید با توانایی‌اش سنجیده شود، نه با تابلویی که نام رسانه قبلی او روی آن نوشته شده است.

اگر یک بازیگر توانمند است، چه در تلویزیون، چه در سینما و چه در نمایش‌خانگی باید امکان کار داشته باشد. سینما اگر می‌خواهد حرفه‌ای‌تر شود، باید دایره انتخابش را بازتر کند و از حلقه‌های بسته‌ای که چهره‌های تکراری را مدام در پروژه‌های مختلف جابه‌جا می‌کنند، فاصله بگیرد.

پنجم؛ تلویزیون هم نباید سینما را فقط در روز ملی سینما به یاد بیاورد

رابطه سینما و تلویزیون نباید به یک مناسبت یا چند تیزر خلاصه شود. تلویزیون بزرگ‌ترین رسانه فراگیر کشور است و سینما هم یکی از مهم‌ترین صنایع فرهنگی. این دو اگر به جای رقابت، ظرفیت‌های یکدیگر را بشناسند، می‌توانند به نفع مخاطب و اقتصاد فرهنگ حرکت کنند.

تلویزیون می‌تواند به معرفی فیلم‌های سالم و خانوادگی کمک کند، بازیگران سینما را در برنامه‌هایش معرفی کند و از ظرفیت سینما برای تولید محتوا استفاده کند. سینما هم می‌تواند به تلویزیون بازیگر، نویسنده، کارگردان و ایده بدهد.

این ارتباط البته زمانی جواب می‌دهد که دو طرف، یکدیگر را به رسمیت بشناسند؛ نه اینکه هرکدام دیگری را مقصر مشکلات خود بداند.

تذکر آخر؛ روز ملی سینما فقط روز تکرار مشکلات نباشد

اگر قرار است امسال دوباره درباره وضعیت سینمادار، رکود گیشه، تبلیغات فیلم، بیمه هنرمندان، وضعیت پیشکسوتان و اختلاف میان سینما و تلویزیون حرف بزنیم، بد نیست یک‌بار هم از خودمان بپرسیم چرا این حرف‌ها سال‌هاست تکرار می‌شوند؟

سینما به فیلم خوب نیاز دارد، تلویزیون به برنامه خوب، بازیگر به فرصت برابر و پیشکسوت به حمایت واقعی. در این میان، یک اصل ساده را هم نباید فراموش کرد: مخاطب ایرانی هنوز فیلم و سریال خوب، قصه جذاب و سرگرمی خانوادگی می‌خواهد.

اگر سینما این نیاز را جدّی بگیرد، تلویزیون هم می‌تواند راحت‌تر از آن حمایت کند؛ اگر تلویزیون هم به جای نگاه گزینشی، سازوکار شفاف و قابل دفاعی برای حمایت از سینما داشته باشد، سینماگر کمتر سراغ مسیرهای پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی تبلیغاتی خواهد رفت.

روز ملی سینما مبارک؛ اما شاید بهترین تبریک امسال این باشد که جای چند جمله تکراری، برای چند مشکل تکراری، راه‌حل واقعی پیدا کنیم.

انتهای پیام/