قشم در لنکاوی؛ از مشارکت مردم تا آزمون یک مدل مدیریتی

به گزارش روز پنجشنبه خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، قشم در نهمین کنفرانس و سمپوزیوم شبکه ژئوپارک‌های آسیا و اقیانوسیه در لنکاوی مالزی حاضر شد و این بار پیام جزیره، معرفی یک جاذبه یا مرور فهرست ژئوسایت‌ها نبود؛ قشم تجربه‌ای مدیریتی را روی میز گذاشت که قرار است رابطه میان مردم، سرزمین و مدیریت ژئوپارک را تغییر دهد.

موضوع ارائه‌شده از سوی مدیر ژئوپارک جهانی یونسکو جزیره قشم، «نوآوری در حکمروایی مشارکتی مکان‌محور برای تاب‌آوری سرزمینی» بود؛ عنوانی که شاید در نگاه اول تخصصی و دانشگاهی به نظر برسد، اما در دل خود یک مسئله کاملاً اجرایی دارد: تصمیم درباره آینده یک سرزمین تا چه اندازه باید با کسانی انجام شود که زندگی و معیشتشان به همان سرزمین گره خورده است؟

قشم برای پاسخ به این مسئله، تجربه «شبکه همیاران ژئوپارک» را ارائه کرده است؛ شبکه‌ای که قرار است میان جوامع محلی، فعالان گردشگری، دستگاه‌های اجرایی و بخش علمی پیوند ایجاد کند. تفاوت مهم این رویکرد با نگاه سنتی به ژئوپارک، همین تلاش برای عبور از مدیریت صرفاً اداری و نزدیک شدن به نوعی مدیریت چندبازیگری است.

اما درست در همین نقطه، بخش دشوار ماجرا آغاز می‌شود.«مشارکت» واژه‌ای است که به‌سادگی می‌توان آن را در برنامه‌ها، نشست‌ها و گزارش‌های مدیریتی به کار برد؛ مسئله اصلی این است که مشارکت در کدام تصمیم‌ها و با چه میزان اثرگذاری اتفاق می‌افتد. اگر نظر جامعه محلی شنیده شود اما در تصمیم نهایی نقشی نداشته باشد، هنوز نمی‌توان از حکمروایی مشارکتی سخن گفت. اگر فعال گردشگری فقط برای اجرای برنامه‌ها به میدان بیاید و در سیاست‌گذاری سهمی نداشته باشد، باز هم فاصله‌ای جدی با معنای واقعی این مفهوم وجود دارد.

از این منظر، حضور قشم در لنکاوی را می‌توان بیش از یک موفقیت تشریفاتی، فرصتی برای سنجش یک ادعا دانست؛ ادعای اینکه می‌توان حفاظت از میراث طبیعی را با زندگی روزمره مردم و اقتصاد محلی در یک مسیر قرار داد.

این آزمون در قشم جدی‌تر از بسیاری از مقاصد دیگر است. دره ستاره‌ها، تنگه چاهکوه، گوران و دیگر نقاط ارزشمند جزیره در فضایی جدا از جامعه انسانی قرار ندارند. مردم در همین جغرافیا زندگی می‌کنند، کسب‌وکار دارند و از منابع و ظرفیت‌های آن استفاده می‌کنند. بنابراین هر تصمیمی درباره حفاظت، گردشگری یا نحوه بهره‌برداری از این مناطق، خواه‌ناخواه بر زندگی آنان اثر می‌گذارد.همین واقعیت، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های «حفاظت از یک مکان» با «مدیریت یک سرزمین» است.

در مدل اول می‌توان برای یک ژئوسایت مقررات تعیین کرد و میزان بازدید، حفاظت یا تخریب آن را سنجید. اما در مدل دوم باید پرسید جامعه اطراف آن مکان چه نقشی دارد، منفعت اقتصادی گردشگری چگونه توزیع می‌شود، دانش محلی چگونه وارد تصمیم‌گیری می‌شود و تعارض میان حفاظت و معیشت چگونه حل خواهد شد.

قشم در APGN 2026 در واقع از چنین نگاهی دفاع کرده است؛ نگاهی که می‌گوید تاب‌آوری سرزمینی فقط با حفاظت فیزیکی از پدیده‌های طبیعی ایجاد نمی‌شود. یک سرزمین زمانی تاب‌آورتر است که جامعه آن نیز در قبال آینده‌اش احساس مسئولیت کند و سهمی واقعی در ساختن آن داشته باشد.

با این حال، یک نکته نباید در میان ادبیات جذاب «حکمروایی مشارکتی» گم شود: مدل مدیریتی زمانی ارزشمند است که بتوان آثار آن را در میدان دید.اینکه شبکه همیاران ژئوپارک شکل گرفته، به خودی خود پایان مسیر نیست؛ آغاز آن است. معیار مهم‌تر این خواهد بود که این شبکه در تصمیم‌های واقعی قشم تا چه اندازه اثرگذار است.

آیا می‌تواند میان منافع گردشگری و الزامات حفاظت تعادل ایجاد کند؟ آیا صدای جوامع محلی در تصمیم‌های مرتبط با ژئوسایت‌ها شنیده می‌شود و نتیجه آن در سیاست‌گذاری دیده می‌شود؟ و آیا منافع حاصل از شناساندن و توسعه مقاصد گردشگری به خود جامعه پیرامون آنها بازمی‌گردد؟پاسخ به این پرسش‌هاست که می‌تواند تجربه قشم را از یک «ایده قابل ارائه در کنفرانس» به یک «الگوی قابل تکرار» تبدیل کند.

این همان نقطه‌ای است که اهمیت حضور قشم در شبکه ژئوپارک‌های آسیا و اقیانوسیه فراتر از یک رویداد بین‌المللی می‌شود. قشم حالا نه فقط تجربه خود را معرفی کرده، بلکه ناخواسته خود را در معرض یک سنجش جدی‌تر قرار داده است؛ سنجش اینکه آیا آنچه در سطح نظری درباره مشارکت، حفاظت و تاب‌آوری گفته می‌شود، در مناسبات واقعی جزیره نیز کار می‌کند یا نه.

اگر پاسخ مثبت باشد، ارزش تجربه قشم فقط در ثبت یک عنوان یا ارائه یک سخنرانی در لنکاوی نخواهد بود. آن زمان می‌توان از مدلی سخن گفت که در آن ژئوپارک از یک ساختار متولی حفاظت فراتر رفته و به بستری برای تنظیم رابطه میان انسان، اقتصاد و سرزمین تبدیل شده است.

پیام قشم در لنکاوی را بنابراین می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: آین ده ژئوپارک فقط با حفاظت از سنگ‌ها و چشم‌اندازها ساخته نمی‌شود؛ اما برای اثبات این گزاره، باید نشان داد مردم در تصمیم‌گیری درباره آینده همان سنگ‌ها و چشم‌اندازها واقعاً چه جایگاهی دارند.

انتهای پیام/7558