معرفی مقاله| مرگ‌آگاهی به روایت علوم اجتماعی و دینی

به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، چه معنایی برای مرگ می‌توان تصور کرد؟ مردن را چگونه باید فهمید؟ با مرگ خود و مردن در لحظه سرنوشت چگونه مواجه می‌شویم؟ این‌ها سؤالاتی وجودی هستند به قدمت تاریخ زیستن. ما برای زیستنی معنا‌مند، نیازمند مواجهه‌ای درست با مرگ خود و مردن دیگری هستیم. فرهنگ، زیست‌جهانی است که چنین مواجهه‌ای را می‌سازد. منبع این ساختن نیز همان روایت‌های علم و دین از مرگ و مردن است.

محمود نجاتی‌حسینی، مدیر بخش جامعه‌شناسی دین مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، در مقاله‌ای با عنوان «مرگ و مردن: روایت‌های علوم اجتماعی و دانش دینی» به بررسی سؤالات فوق پرداخته است. مهم‌ترین شاکله این مقاله بر محور نهج‌البلاغه و در رتبه بعدی، مثنوی معنوی است.

در روایت اجتماعی از مرگ و مردن، آنچه از همه برجسته‌تر است، نسبت خود به دیگری است؛ به این معنا که در رفتار اجتماعی بسیار عرفی‌شده‌ای که در آن زندگی می‌کنیم و نیز در فردگرایی افراطی ماتریالیستی و پوزیتیویستی روزمره‌ای که گرفتار آن شده‌ایم، هنوز هم رخدادی معنوی از گونه متافیزیکی آن وجود دارد که می‌تواند من و تو و ما را همچنان به هم وصل کند. دست‌کم از این لحاظ که ما را به سمت امر مشترکی می‌کشاند که هم یک حس وجودی است، زمانی که به مرگ خود پی می‌بریم، و هم نوعی تجربه زیسته اجتماعی است، زمانی که مرگ دیگری را می‌بینیم.

تأکید یاد مرگ در نهج‌البلاغه

یکی از مباحث این مقاله، موضوع مرگ در نهج‌البلاغه است. بررسی معنای مرگ در نهج‌البلاغه نشانگر چند نکته مهم و کلیدی درباره رویکرد دانش عقیدتی یعنی فرهنگ اسلامی و معارف شیعی نسبت به واقعیت و حقیقت مرگ مقدَّر و محتوم است. مرگ سنتی محتوم است و از این رو پسندیده است و نه مذموم. این سنت همچون زیستن واقعی و عینی است و آمدنی است که باید خود را برای استقبال از آن آماده کرد. گزاره‌هایی از مرگ در نهج‌البلاغه شامل مفاهیمی چون عبرت، یاد، فراموشی، استقبال، بیم و آمادگی است.

نویسنده مقاله نمونه‌هایی از یاد مرگ را ذکر می‌کند و چنین نتیجه می‌گیرد که تعابیر شاعرانه و حکیمانه از مرگ در نهج‌البلاغه به کار رفته که در نوع خود بی‌نظیر است و با توجه به ادبیات و زبان سنتی متعارف در زیست‌جهان عرب دوران حضرت علی علیه‌السلام، بسیار جدید است.

«نزدیکی مرگ: الأمر قریب»، «الرحیل وشیک: نزدیکی رفتن»، «الموت فی إقبال: روی‌آوری مرگ»، «أکرم الموت: مرگ با عزت»، از جمله تعابیری است که نویسنده به آن اشاره می‌کند.

در ادامه با توجه به این واژگان کلیدی، می‌توان به یک تیپولوژی از معانی چندلایه مرگ، مردن و زیستن دست یافت. چند ایده اگزیستانسیالیستی عبارت است از: ایده پارادوکس مرگ و زندگی، ایده مرگ، زیست و نما، ایده جریان مویرگی مرگ در زیستن روزمره، ایده سنت فراموشی و غفلت از مرگ.

یاد مرگ از نکاتی است که امیرمؤمنان علیه‌السلام بر آن تأکید داشته است. از جمله اینکه:

برای مرگ آماده باشید؛ زیرا او سایه‌اش را بر شما گسترانیده است.

به یاد مرگ باشید؛ زیرا مرگ بازدارنده از سرگرم شدن به دنیا و زیورهای آن است.

پیش از آنکه مرگ شما را فراخواند، گوش به دعوتش بسپارید.

مثنوی و مرگ

در پایان مقاله نیز نکاتی از مثنوی معنوی درباره مرگ و زندگی بیان شده است. گزارشی وجودی و عقیدتی از مرگ با تعابیر عرفانی اگزیستانسیالیستی به زبان اسلامی و به سبک شعر حکیمانه.

در اینجا بررسی قصه تأمل‌برانگیز مرگ را دست‌کم از چند زاویه گزارش می‌کند: بیان تعابیر تازه، دست‌اول و حیرت‌آور از عمق ماهیت مرگ و مردن که بسیاری از مواضع درباره حقیقت و واقعیت مرگ را در خود دارد و ما نسبت به آن‌ها نادانیم. آشکار کردن حقیقت واقعی مرگ و گونه‌شناسی از هستی‌شناسی مرگ و ارائه تعابیری درباره غایت‌شناسی مرگ؛ یعنی مقاصد، اهداف و نتایج معنوی، وجودی و عقیدتی که مترتّب بر رخداد مرگ است، از دیگر نکاتی است که مثنوی به آن اشاره کرده است.

گفتنی است، مقاله «مرگ و مردن: روایت‌های علوم اجتماعی و دانش دینی» در فصلنامه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده و در سایت این پژوهشگاه به «این نشانی»  در دسترس است.

خبرنگار: بابک شکورزاده

انتهای پیام/