تهاجم باید آنقدر پرهزینه باشد که ارزشش را برای دشمن نداشته باشد
- اخبار استانها
- اخبار فارس
- 18 شهريور 1405 - 11:40
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی ـ راهبردی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "ایران دکترین «بازدارندگی هزینهساز» را بازتعریف کرده است" که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
برای فهم رفتار امروز ایران در برابر آمریکا، نباید آن را صرفاً مجموعهای از واکنشهای مقطعی به تحولات میدان دانست. آنچه در حال شکلگیری است، نشانه بازتعریف یک دکترین است؛ دکترینی که در آن هدف فقط دفاع از سرزمین و دفع حمله نیست، بلکه تحمیل هزینه به متجاوز، سلب منفعت از مهاجم و غیر اقتصادی کردن تهاجم است.
ایران طی دهههای گذشته، با تدابیر راهبردی رهبر شهید انقلاب و با تکیه بر دانش، تجربه و فناوری بومی، یک ساختار گسترده دفاعی و نظامی را متناسب با نوع تهدیدات پیشرو طراحی و ایجاد کرد؛ ساختاری که مأموریت اصلی آن، افزایش هزینه حمله و ناکارآمد کردن بخشهایی از توانمندیهای برتر دشمن بود.
اما تجربه جنگ مستقیم، شناخت واقعیتر از ظرفیتها و نقاط ضعف آمریکا و عبور از سالها جنگ نیابتی و فشار غیرمستقیم، معادله را تغییر داده است.
ایران امروز همان ایران گذشته نیست و بازدارندگی آن نیز نمیتواند همان بازدارندگی گذشته باشد.
ساختارهای نظامی، امنیتی و اقتصادی کشور در حال انطباق با یک واقعیت جدید هستند؛ واقعیتی که در آن ایران نهتنها باید توان دفاع از خود را حفظ کند، بلکه باید بتواند محاسبات دشمن را نیز تغییر دهد.
در این چارچوب، بازدارندگی جدید را میتوان «بازدارندگی هزینهساز» نامید؛ یعنی دشمن پیش از هر اقدام، نهفقط احتمال موفقیت عملیات خود، بلکه هزینهای را که پس از آن متحمل خواهد شد محاسبه کند. این تغییر را میتوان در چند سطح مشاهده کرد.
در میدان نظامی، بخشی از ظرفیتهای جدید ایران برای مقابله با توان هوایی و اطلاعاتی آمریکا به کار گرفته شده؛ از شکار پهپادهای استراتژیک MQ9 و هواپیماهای پیشرفته تا هدف قرار دادن زیرساختها، پایگاهها و سامانههای پیشرفته موشکی راداری و حالا هم شلیک انبوه موشک به پایگاههای آمریکا در اردن و به غنیمت گرفتن زیر دریایی فوق پیشرفته بدون سرنشین آمریکا در دهانه تنگه هرمز.
پیام این اقدامات روشن است: برتری تکنولوژیک آمریکا الزاماً به معنای مصونیت آن در میدان نیست و معادله جدید در حال اعمال از سوی ایران است.
در سطح ژئوپلیتیک نیز ایران از ظرفیت جغرافیایی خود استفاده میکند. تنگه هرمز با عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی و تجارت جهان است و قرار گرفتن آن در حوزه حاکمیتی و سرزمینی ایران، به تهران یک ظرفیت راهبردی برای تأثیرگذاری بر محاسبات دشمن میدهد.
در سطح منطقهای نیز هرچه دامنه فشار و تهدید علیه ایران گسترش پیدا کند، میدان هزینههای دشمن میتواند گستردهتر شود؛ بهگونهای که پایگاهها، مسیرهای لجستیکی، زیرساختهای نظامی و شبکههای پشتیبانی و تولید ثروت دیگر از حاشیه امن برخوردار نباشند.
اما شاید مهمتر از همه، جبهه اقتصادی باشد.
آمریکا سالها تلاش کرده است تحریم و فشار اقتصادی را به نقطه شکست ایران تبدیل کند؛ اما پاسخ ایران صرفاً مقابله اقتصادی کلاسیک نیست. مدیریت مصرف انرژی، اصلاح ساختارهای اقتصادی، کنترل آسیبپذیریهای ارزی، افزایش تابآوری تولید و کاهش وابستگی به منابع آسیبپذیر، بخشی از همان دکترین جدید است.
در واقع، ایران تلاش میکند جنگ اقتصادی را از یک ابزار فشار یکطرفه به میدان فرسایش متقابل تبدیل کند؛ یعنی دشمن نتواند با فشار اقتصادی، ایران را از پا درآورد، بدون آنکه خودش نیز هزینههای سنگین سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی پرداخت کند.
این همان نقطهای است که «بازدارندگی» معنای جدید پیدا میکند.
بازدارندگی دیگر صرفاً این نیست که بگوییم «اگر حمله کنید، پاسخ میدهیم».
بلکه راهبرد و معادله جدید این است؛ اگر حمله کنید، نهتنها به هدف خود نمیرسید، بلکه هزینههایی به شما تحمیل خواهد شد که دستاورد احتمالی حمله را بیارزش میکند؛ این تغییر، در حقیقت انتقال از بازدارندگی دفاعی به بازدارندگی فعال و هزینهساز است.
در چنین دکترینی، شکار یک پهپاد، انهدام یک سامانه و یا به غنیمت گرفتن یک زیردریایی صرفاً یک موفقیت تاکتیکی نیست؛ اگر بتواند محاسبات فرماندهان دشمن را تغییر دهد، یک دستاورد راهبردی و یک اقدام بازدادنده است.
هدف قرار گرفتن زیرساختهای نظامی و اطلاعاتی نیز صرفاً تخریب چند تأسیسات نیست؛ اگر موجب تغییر آرایش، افزایش هزینه حفاظت و کاهش آزادی عمل دشمن شود، بخشی از جنگ بازدارندگی است؛ و مقاومت اقتصادی نیز فقط تحمل فشار نیست؛ اگر بتواند زمان، هزینه دشمن را افزایش دهد و فرسایش را بر او تحمیل کند، خود به یک ابزار قدرت تبدیل میشود.
ایران امروز در حال رونمایی تدریجی از این معماری جدید قدرت است؛ معماریای که نظامی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و ژئوپلیتیکی را از یکدیگر جدا نمیبیند و متناسب با جنگ ترکیبی دشمن بنا شده است.
این شاید مهمترین تفاوت مرحله جدید جنگ باشد: ایران دیگر صرفاً برای «پیروز شدن در یک نبرد» آماده نمیشود؛ بلکه تلاش میکند کل معادله جنگ را برای طرف مقابل غیرقابلصرفه کند؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که بازدارندگی به مرحله جدیدی وارد میشود:
نه صرفاً جلوگیری از حمله، بلکه سلب منفعت از مهاجم، نه صرفاً پاسخ به تجاوز، بلکه تحمیل هزینه و نه صرفاً حفظ توان دفاعی، بلکه تبدیل قدرت ایران به عاملی برای تغییر محاسبات دشمن.
به همین دلیل، آنچه امروز در ساختار نظامی، امنیتی و اقتصادی ایران مشاهده میشود را باید بیش از آنکه مجموعهای از اقدامات پراکنده دانست، بخشی از بازتعریف دکترین قدرت ملی ایران در برابر آمریکا و در نظم نوین جهانی تلقی کرد.
ایران میخواهد دشمن بداند که جنگ با ایران دیگر یک عملیات محدود با هزینه قابلمحاسبه نیست؛ بلکه ورود به میدانی است که هزینه، عمق و دامنه آن را ایران تعیین خواهد کرد.
دکترین جدید در یک جمله خلاصه میشود: تهاجم باید آنقدر پرهزینه و غیر قابل ارزیابی شود که پیروزی در آن، ارزش هزینهای را که مهاجم میپردازد نداشته باشد.
انتهای پیام/424