یادداشت| جنایتی که کودک، مدرسه و عروسی نمی‌شناسد

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، بزمی شاد در دل کوهستک با نوازش نسیم گرم شب جنوب، آن هنگام که با غمی ناگهانی دچار شد؛ بیش از پیش  آمریکای جنایتکار را رسوا کرد و چهره‌ی کریه و زشت مدعی‌اش را به گونه‌ای دیگر به دنیا معرفی کرد.

قرار بود کودکان، در شبی نم‌زده از نسیم خلیج تا ابد فارس در جشن عروسی، سهمی از شادی و لحظه‌هایی ناب، آن شب را در دل، به یادگار داشته باشند؛ اما شادی‌‌شان به دلهره رسید و بزم زیبای جشن عروسی، برای کودکان رنگ عزا گرفت.

آمریکای متوهم پس از کشتار دانش‌آموزان مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه میناب و ورزشکاران لامرد، این‌بار سراغ کودکانی رفت که تنها جرمشان حضور در جشنی بود برای شادی دلشان؛ کودکانی که باید صدای خنده‌شان در فضای عروسی می‌پیچید، نه فریاد و هراس و مرگ و سوگ.

این دیگر فقط یک حادثه نیست؛ تصویری است از چهره‌ای تازه از جنایت آمریکا که هر بار با جنایتی تازه، پرده‌ای دیگر از ادعاهایش کنار می‌رود و بیشتر رسوا می‌شود.

جنایتکاری که کودک، مدرسه، ورزشگاه و عروسی نمی‌شناسد؛
هر جا زندگی و شادی باشد، قربانی می‌گیرد.

اما تاریخ فراموش نمی‌کند؛
نه کودکانی را که شادی‌شان به عزا تبدیل شد،
نه خانواده‌هایی را که عزیزانشان را از دست دادند،
و نه چهره‌ای را که بیش از پیش در برابر افکار عمومی رسوا شد.

مراسم عروسی قرار بود آغاز زندگی باشد؛ اما برای خانواده‌هایی، به خاطره‌ای تلخ از فقدان و داغ تبدیل شد و حسی از انتقام از دشمن جنایتکار در درونشان جوشان و خروشان و آرامشی از التیام فضیلت شهادت برای فرزندان و عزیزانشان و البته تداوم ماندن برای وطنی که دشمنان حریص در پی از بین بردن شادی های او هستند.

مردمان وطن دوست ایران، برای پاسداشت ریشه‌ای که در این وطن دارند با خوی جنایتکار عده‌ای بی ریشه دست از  وطن نمی‌کشند، وطن را در غم و شادی دوست دارند، پاس می‌دارند و برای فرزندانی که این روزها از دست داده‌‌اند با زبان حماسه لالایی ایثار می‌خوانند.

یادداشت از امرالله عظیمی

انتهای پیام/