پای آسیای مرکزی به «مسیر ترامپ» باز شد؛ پیشنهاد قزاقستان برای پیوستن

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، تحولات ژئوپلیتیک و ترانزیتی در حوزه قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی با شتابی کم‌سابقه در حال پیگیری است و بازیگران منطقه‌ای به دنبال بازتعریف نقش خود در شریان‌های بازرگانی بین‌المللی هستند.

در همین چارچوب، ارمنستان در تلاشی آشکار برای خروج از بن‌بست جغرافیایی و دستیابی به شاهراه‌های حیاتی تجارت منطقه‌ای، به دنبال برقراری پیوندهای حمل‌ونقلی و ارتباطی پایدار با منطقه استراتژیک آسیای مرکزی از طریق خاک جمهوری آذربایجان است.

مقامات ایروان برای تحقق این هدف ژئواکونومیک، ابتکار عمل جدیدی را روی میز مذاکره گذاشته و رسماً به دو کشور مهم این حوزه، یعنی قزاقستان و قرقیزستان، پیشنهاد داده‌اند تا به کلان‌پروژه ترانزیتی موسوم به «مسیر ترامپ» (TRIPP) ملحق شوند.

بر اساس این طرح پیشنهادی، طرف ارمنی آمادگی کامل دارد تا 10 درصد از کل سهم اختصاص‌یافته به خود در این پروژه بین‌المللی را به این دو کشور واگذار کند، به گونه‌ای که سهم هر یک از دولت‌های آستانه و بیشکک معادل 5 درصد تعیین گردد.

`پیشنهاد ترانزیتی ارمنستان؛ سهم 10 درصدی برای قزاقستان و قرقیزستان

اگرچه تا این لحظه، مقامات رسمی در آستانه و بیشکک از هرگونه موضع‌گیری علنی، رسمی و رسانه‌ای در خصوص این پیشنهاد سخاوتمندانه ایروان خودداری کرده و ترجیح داده‌اند نوعی سکوت حساب‌شده دیپلماتیک را در پیش بگیرند، اما شواهد و تحرکات موجود بیانگر واقعیت‌های دیگری است.

قزاقستان در سطوح مختلف دیپلماتیک و کارشناسی، بارها علاقه‌مندی جدی و تمایل راهبردی خود را به پروژه مسیر ترامپ (TRIPP) ابراز داشته و در همین راستا، رایزنی‌ها و گفت‌وگوهای مشخصی را نیز با نمایندگان و مقامات ارشد آمریکا پیرامون نحوه مشارکت در این پروژه مواصلاتی به انجام رسانده است.

این تحرکات حاکی از آن است که کشورهای آسیای مرکزی با وجود احتیاط‌های سیاسی معمول، ظرفیت‌های این مسیر نوین را به دقت زیر نظر دارند و ارزش اتصال قفقاز جنوبی به آسیای مرکزی را به عنوان یک فرصت اقتصادی درک می‌کنند.

نگاه عمل‌گرایانه قزاقستان؛ پیوند تریپ با کریدور میانی

در همین رابطه، دامیر کایوموف، کارشناس برجسته قزاقستانی و دارنده مدرک دکترای علوم اقتصادی و حقوق، در گفت‌وگویی تفصیلی با روزنامه معتبر «آستانه تایمز» به واکاوی ابعاد این طرح پرداخت.

وی تصریح کرد که بازگشایی و توسعه کریدور زنگه‌زور و متعاقب آن، گسترش شبکه مسیرهای مواصلاتی نوین در منطقه قفقاز، می‌تواند افق‌های ژئواکونومیک و ظرفیت‌های ترانزیتی قزاقستان را به شکل چشمگیری ارتقا بخشد.

کایوموف تأکید کرد که دولت آستانه علاقه‌مندی ملموس و انگیزه‌ای کاملاً واقعی برای مشارکت در پروژه مسیر ترامپ (TRIPP) و پیوند زدن راهبردی آن با «کریدور میانی» دارد.

این اقتصاددان برجسته در تشریح اهمیت این پیوستگی زیرساختی خاطرنشان کرد: «برای مسیر بین‌المللی ترانس‌خزر، پروژه مسیر ترامپ (TRIPP) یک گزینه و پتانسیل تکمیلی و بسیار ارزشمند برای حمل‌ونقل کالا پس از عبور از پهنه آبی دریای خزر به سمت ترکیه و بازارهای هدف در اروپا فراهم می‌سازد. بر اساس اصول بنیادین لجستیک و ترانزیت، هرچه شمار این شاخه‌ها و مسیرهای فرعی بیشتر باشد، پایداری، تاب‌آوری، کارایی و در نهایت جذابیت اقتصادی کل کریدور برای صاحبان کالا افزایش خواهد یافت.»

کایوموف در ادامه ارزیابی خود متذکر شد که انگیزه و رویکرد قزاقستان در قبال پروژه مسیر ترامپ (TRIPP) اساساً یک رویکرد کاملاً پراگماتیک است؛ چرا که این کشور به عنوان سرزمینی محصور در خشکی، همواره نیازمند دسترسی به چندین مسیر امن، متنوع و قابل اعتماد برای رساندن محصولات و کالاهای ترانزیتی خود به بازارهای بزرگ مصرف در اقصا نقاط جهان است و نباید سرنوشت تجاری خود را تنها به یک شریان عبوری گره بزند.

پیش‌شرط‌های کلیدی آستانه؛ از یکپارچگی تعرفه‌ای تا گمرک دیجیتال

با این حال، این کارشناس قزاقستانی یادآور شد که ارزش و فایده واقعی پروژه مسیر ترامپ (TRIPP) برای آستانه، پیش از هر چیز به این عامل حیاتی بستگی دارد که این شریان نوین تا چه میزان بتواند به شکلی مؤثر، کارآمد و هماهنگ در شبکه ترابری و لجستیکی موجود قزاقستان ادغام شود.

وی در این زمینه توضیح داد: «برای ما، مشارکت تشریفاتی و حضور صرفاً صوری در این پروژه چندان حائز اهمیت نیست، بلکه آنچه در کانون اولویت‌های ملی قرار دارد، ادغام ساختاری و هماهنگ‌سازی آن با هاب‌های مواصلاتی و شبکه ترانزیتی کنونی کشور است. این امر به معنای دستیابی به یک نظام تعرفه‌ای یکپارچه، ایجاد پایانه‌های مرزی دیجیتال، مدیریت هوشمند و الکترونیک اسناد گمرکی و در نهایت تضمین زمان‌بندی دقیق، شفاف و کاملاً پیش‌بینی‌پذیر برای تحویل محموله‌ها خواهد بود.»

کایوموف در جمع‌بندی دیدگاه خود تأکید کرد: «هرچه این مسیرهای مواصلاتی بتوانند آسیای مرکزی را از طریق خاک قزاقستان با ضریب اطمینان بالاتری به اروپا متصل سازند، ارزش اقتصادی و وزن ژئوپلیتیکی موقعیت جغرافیایی ما به مراتب بیشتر خواهد شد و جایگاه قزاقستان به عنوان حلقه اتصال بازارهای گوناگون جهانی تقویت خواهد شد. بنابراین، کارایی عملیاتی پروژه اصل اساسی در تصمیم‌گیری نهایی خواهد بود.»

کریدور ترانس‌خزر؛ ستون فقرات دیپلماسی ترانزیتی قزاقستان

از سوی دیگر، طاهر نائوموف، تحلیلگر و کارشناس مسائل سیاسی نیز بر این نکته پافشاری می‌کند که ستون فقرات و پایه اصلی استراتژی قزاقستان برای دستیابی به مسیرهای تجاری متنوع، همان «مسیر حمل‌ونقل بین‌المللی ترانس‌خزر» یا کریدور میانی است؛ شریانی استراتژیک که خطوط تولید چین را با عبور از قزاقستان، دریای خزر، جمهوری آذربایجان و گرجستان مستقیماً به قاره اروپا پیوند می‌زند.

به باور نائوموف، اهمیت و کارکرد این قبیل شاهراه‌های ترانزیتی هرگز به ابعاد تجاری و بازرگانی صرف محدود نمی‌شود.

وی در گفت‌وگو با روزنامه آستانه تایمز در این خصوص یادآور شد: «سرمایه‌گذاری کلان در زیرساخت‌های ترانزیتی همواره نیازمند وجود سطحی مشخص و پایدار از اعتماد متقابل میان دولت‌ها است؛ اعتمادی که امنیت سرمایه‌گذاری‌ها و اطمینان از ثبات در مناسبات سیاسی را برای سال‌های متمادی تضمین نماید.»

این تحلیلگر سیاسی تصریح می‌کند زمانی که یک شریان مواصلاتی به فاز عملیاتی و بهره‌برداری کامل می‌رسد، به خودی خود قادر است این مناسبات سیاسی را تحکیم بخشیده و گونه‌ای عمیق از وابستگی متقابل اقتصادی را میان بازیگران پدید آورد.

نائوموف در این باره می‌گوید: «هنگامی که چندین کشور بر مسیرهای ترانزیتی مشترک تکیه می‌کنند، منافع بنیادین آن‌ها با یکدیگر گره می‌خورد. چنانچه یک کریدور نقشی حیاتی در بازرگانی خارجی کشورها پیدا کند، انگیزه‌ای بسیار نیرومند شکل خواهد گرفت تا طرفین روابط باثبات خود را حفظ کرده و بر پایبندی به توافقات امضاشده استوار بمانند.»

پیوند امنیت و ترانزیت؛ ثبات منطقه‌ای در سایه منافع مشترک

نائوموف در بخش پایانی ارزیابی خود خاطرنشان می‌سازد که این وابستگی متقابل اقتصادی، به مرور زمان ابعاد امنیتی و راهبردی به خود می‌گیرد و چتر حفاظتی مشترکی میان کشورها ایجاد می‌کند.

وی معتقد است: «چنانچه کشوری موفق شود جایگاه خود را به عنوان یک هاب و گره‌گاه ترانزیتی حیاتی در منطقه تثبیت کند، مقوله حفظ امنیت و ثبات داخلی آن کشور دیگر صرفاً یک دغدغه ملی نخواهد بود؛ بلکه ثبات و پایداری آن به منزله یک منفعت راهبردی، ملموس و حیاتی برای تمامی همسایگان، بازیگران پیرامونی و شرکای تجاری اصلی تعریف خواهد شد.»

بدین ترتیب، پیشنهاد ایروان برای اعطای سهم در پروژه مسیر ترامپ (TRIPP) به قزاقستان و قرقیزستان را می‌توان در چارچوب یک بازی پیچیده ژئواکونومیک تحلیل کرد؛ تلاشی که در صورت عملیاتی شدن، ضمن خروج ارمنستان از حصر ارتباطی و فعال‌سازی شریان‌های ترانزیتی مشترک میان باکو و ایروان، وزن ترانزیتی قزاقستان را در معادلات ارتباطی اوراسیا دوچندان خواهد کرد.

انتهای پیام/