"آنچه نگذشت" و زخمی که قرار نیست فراموش شود
- اخبار فرهنگی
- اخبار موسیقی و تجسمی
- 17 شهريور 1405 - 13:02
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، روی صحنه تالار وحدت، همهچیز از یک شکل ثابت پیروی نمیکند. صداها تغییر میکنند، سازها جابهجا میشوند و ترکیب نوازندگان مدام شکل تازهای به خود میگیرد. گاهی گروهی از نوازندگان در مرکز توجه قرار میگیرند و گاهی گروهی دیگر بار روایت را بر دوش میکشند. صداها میآیند، در کنار هم قرار میگیرند و دوباره جای خود را به ترکیبی دیگر میدهند.
این تغییر مداوم، یکی از ویژگیهای اصلی «آنچه نگذشت…» تازهترین پروژه علی قمصری، آهنگساز و نوازنده تار، است؛ اجرایی که تلاش میکند موسیقی ایرانی را نه فقط بهعنوان مجموعهای از قطعات برای شنیدن، بلکه بهعنوان بستری برای روایت و تجربهای مشترک میان صحنه و مخاطب عرضه کند.
در این اجرا، سازبندی سیال است و ترکیب سازها و صداها بهصورت پیوسته دگرگون میشود. گروههای مختلف نوازندگان و همآوایان، گاه در جایگاه راوی قرار میگیرند و گاه همراه روایت میشوند؛ گفتوگویی که در نهایت قرار است همه این لایههای متغیر را در یک بافت منسجم موسیقایی به هم پیوند دهد.
از «تار ایرانی» تا یک روایت صحنهای
برای فهم مسیر «آنچه نگذشت…»، باید کمی به عقب برگشت؛ به تجربهای که قمصری طی سالهای اخیر با پروژه مستقل «تار ایرانی» دنبال کرد.
در آن پروژه، تار از قالب معمول اجرای صحنهای فاصله گرفت و به شهرها و بناهای تاریخی ایران رفت. موسیقی در آنجا با جغرافیا و حافظه فرهنگی پیوند خورد و اجرا، به جستوجویی برای یافتن رابطهای تازه میان موسیقی، مکان و خاطره تبدیل شد.
«آنچه نگذشت…» را میتوان ادامه همان نگاه دانست؛ با این تفاوت که این بار روایت به تالار وحدت آمده و در قالب یک اجرای صحنهای گستردهتر دنبال میشود.
قمصری پیش از این نیز در آثاری همچون اُپرای ایرانی «پیروز و پریزاد» و موسیقینمایش «داستان شهریار» تجربههایی در پیوند موسیقی ایرانی با روایت و نمایش داشته است. در تازهترین پروژه او نیز همین دغدغه ادامه پیدا میکند: اینکه موسیقی بتواند چیزی بیش از یک اجرای شنیداری باشد و مخاطب را با روایتی همراه کند.
وقتی ارکستر، همآوا و ساز ایرانی کنار هم قرار میگیرند
«آنچه نگذشت…» از ترکیبی متنوع شکل گرفته است؛ ارکستر جوانان پارسزمین، دفنوازان هویار و گروه همآوایان «سکوت» در کنار هنرمندانی چون مصباح قمصری، اشکان مرادی، حمیدرضا یوسفی و صبا پاشائی قرار گرفتهاند.
در این ساختار، سازهای ایرانی، آواز گروهی و ارکستر نه بهعنوان اجزایی جدا از هم، بلکه در ساختاری واحد کنار هم قرار میگیرند. همین ترکیب، امکان میدهد موسیقی از یک رنگ صوتی به رنگی دیگر حرکت کند و هر بخش از اجرا، با ترکیبی متفاوت از صدا و ساز شکل بگیرد.
در چنین اجرایی، ارکستر جوانان پارسزمین تنها یک همراه برای سازهای ایرانی نیست؛ حضور آن در کنار دفنوازان هویار و گروه همآوایان «سکوت»، به پروژه قمصری گسترهای میدهد که در آن نسلها و شیوههای مختلف اجرا در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
اما آنچه این ترکیب را به یک مجموعه واحد تبدیل میکند، همین رفتوآمد میان صداهاست؛ سازها و گروهها قرار نیست برای تمام مدت در یک جایگاه ثابت بمانند. گاهی روایت را پیش میبرند و گاهی به آن امکان میدهند شنیده شود.
موسیقی ایرانی، بدون فاصله گرفتن از ریشهها
یکی از ایدههای محوری «آنچه نگذشت…» تلاش برای گسترش ظرفیتهای اجرایی موسیقی ایرانی است؛ نه با کنار گذاشتن ریشههای آن، بلکه با قرار دادن این میراث در ساختاری که بتواند با زبان امروز سخن بگوید.
در اینجا موسیقی ایرانی قرار نیست صرفاً بازخوانی گذشته باشد. سازهای ایرانی، آواز گروهی و ارکستر در کنار هم قرار گرفتهاند تا روایتی معاصر شکل بگیرد؛ روایتی که همچنان به ریشههای موسیقی ایرانی متکی است، اما خود را به قالبهای آشنای اجرای آن محدود نمیکند.
این همان نقطهای است که «آنچه نگذشت…» را به تجربههای قبلی قمصری پیوند میدهد. اگر در «تار ایرانی» جغرافیا و حافظه فرهنگی بخشی از تجربه موسیقایی شدند، این بار صحنه و ترکیب چندلایه سازها و صداها بستری برای ادامه همان جستوجو هستند.
«آنچه نگذشت…»؛ عنوانی برای یک پرسش
عنوان اثر، خود حامل یک تناقض است؛ «آنچه نگذشت…».
چیزی که ظاهراً باید در گذشته باقی مانده باشد، اما همچنان در زمان حال حضور دارد. گذشتهای که تمام نشده و خاطرهای که هنوز میتوان آن را در صدا، موسیقی و روایت بازخوانی کرد.
از همین منظر، اجرای قمصری را نمیتوان فقط مجموعهای از قطعات موسیقایی دانست. ایده اصلی پروژه، بازگرداندن موسیقی به موقعیتی است که بتواند درباره تجربههای انسانی و فرهنگی نیز سخن بگوید؛ درباره چیزهایی که از کنارشان گذشتهایم، اما همچنان بخشی از حافظه ما هستند.
ما راوی آنچه که نمیگذرد هستیم / بعضی اتفاقها میگذرند، اما از ما نمیگذرند
علی قمصری در شرح کنسرتِ «آنچه نگذشت» در اجرای شب گذشته - دوشنبه 16 شهریور 1405 - گفت: «در سالهای گذشته این سعادت را داشتهام که در شهریورها، با پروژهای تازه به دیدار شما مخاطبان بیاییم. در دو سال گذشته با منظومههای موسیقی همراهتان بودیم. امسال اما با کنسرت کنارتان هستیم. امسال اما تفاوتهایی با سالهای گذشته دارد. همه ما میدانیم ایران حالش خوب نیست. مردم ما در حال تحمل رنج در کشور هستند. از دیماه تا کنون اتفاقات سلسلهوآری رخ داده که همه ما را درگیر کرده و با چالشهای بسیاری مواجه هستیم. معتقدم که هنر و فرهنگ در چنین زمانی باید نقش آفرینی کند و با قدرت و قلندروآر در کنار مردم باشد؛ نه صرفا با رویکردی ضعیف، بلکه از موضع قدرت.
همه ما ریشههای فرهنگی و هنری مشترکی داریم؛ هزاران سال فرهنگ پشتِ تمدن ماست. در چنین شرایطی میبینیم که دیگر آثار هنری هم با اقبال و استقبال مواجه میشوند. دلیل این اتفاق این است که فرهنگ و هنر از میان مردم زدودنی نیست. از سوی دیگر اگر ما امروز روی صحنه هستیم، دلیل بر این نیست که بخواهیم چیزی را فراموش کنیم یا اتفاقی را نکار کنیم. ما درباره آنچه نگذشت سخن میگوییم و روایتگر آنچه که نمیگذرد هستیم. من فکر میکنم موسیقی حداقل میتواند آغوشی باشد برای همه مردم. موسیقی از جنس ملی با سازهای ایرانی در کنار سازهای غیر ایرانی با هر زبانی میتواند با شما سخن بگوید. موسیقی عشق است.»
از سالن کنسرت تا تجربهای مشترک
سازبندی سیال اثر نیز از همین ایده پشتیبانی میکند. تغییر مداوم ترکیبها اجازه نمیدهد اجرا در یک الگوی ثابت باقی بماند. گروههای نوازندگان و همآوایان، با تغییر نقش میان «راوی» و «همراه»، هر بار لایهای تازه به اثر اضافه میکنند.
قمصری از همان ابتدا سراغ حافظه شنیداری ما میرود؛ تصنیفهایی را اجرا میکند که هر کدامش جایی در حافظهی ما دارد. گاهی سری به موسیقی کردی میزند و گاهی از آذریها نغمهای مینوازد؛ همه اینها اما با تنظیم قمصری و به روایتِ خاص او شکل میگیرد.از این روست که همه اینها آنچه گذشته است را برایمان یادآور میشود و در دل همه آنچه گذشته، آنچه هرگز نگذشته است بار دیگر برایمان مرور میشود.
آنچه نگذشت حدود دو ساعت موسیقی است. وقتی دل به نغمهها که میدهی، گویی دو دقیقه بر تو گذشته و وقتی تمام میشود، صداهایی در درونمان تکرار میشوند که هرگز اجازه گذشتن از این کنسرت را به ما نمیدهد.
هنر برای تاب آوردن
قمصری در سالهای اخیر، مسیر خود را به سمت تجربههایی برده که در آنها موسیقی از محدوده معمول سالن کنسرت فراتر میرود؛ از جغرافیای ایران در «تار ایرانی» تا پیوند موسیقی با روایت در تجربههای نمایشی و حالا اجرای صحنهای «آنچه نگذشت…».
تازهترین پروژه او نیز در امتداد همین مسیر قرار دارد؛ مسیری که در آن موسیقی ایرانی قرار نیست تنها درباره گذشته حرف بزند، بلکه میتواند با مسائل و تجربههای امروز نیز وارد گفتوگو شود.
در نهایت شاید مهمترین پرسش «آنچه نگذشت…» نه درباره آن چیزی باشد که گذشته است، بلکه درباره چیزی باشد که هنوز باقی مانده؛ از دیماه تا کنون حدود 9 ماه بر ما گذشت، گذشتهای که هرگز نمیگذرد و تا ابد همراه ما خواهد بود.
و شاید به همین دلیل است که در نگاه قمصری، هنر قرار نیست برای فراموش کردن رنجها به کار گرفته شود؛ هنر میتواند راهی باشد برای تاب آوردن و ادامه دادن. «آنچه نگذشت…» نیز تلاشی است برای تبدیل همین ایده به یک تجربه موسیقایی؛ تجربهای که در آن گذشته هنوز شنیده میشود، اما روایت در همان گذشته متوقف نمیماند.
عکسها: رها احمدی
انتهای پیام/