نگاهی به روابط ایران و روسیه در زمان جنگ با آمریکا و اسرائیل
- اخبار بین الملل
- اخبار دیپلماسی ایران
- 17 شهريور 1405 - 17:03
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم طی نشستی با حضور دکتر محمود شوری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل روسیه، و دکتر داریوش صفرنژاد، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اوراسیا موضوع «روابط ایران و روسیه در پرتو تحولات ناشی از جنگ 12 روزه و جنگ رمضان» را مورد بحث و بررسی قرار داد.
در این نشست، ضمن مرور روند روابط تهران و مسکو پس از فروپاشی شوروی، عملکرد روسیه در جریان جنگهای 12 و 40 روزه و سطح همکاریهای دو کشور مورد بحث و ارزیابی قرار گرفت و کارشناسان درباره بسترهای توسعه روابط و مهمترین موانع موجود در گسترش و تعمیق روابط دوجانبه و چشمانداز آینده آن به بیان دیدگاههای خود پرداختند.
در ابتدای این نشست، صفرنژاد یکی از مشکلات اصلی در روابط ایران و روسیه را شناخت ناکافی نخبگان دو کشور از یکدیگر دانست. به گفته او، بخشی از نگاه موجود در ایران همچنان تحت تأثیر تجربه تاریخی روسیه تزاری و شوروی قرار دارد و تفاوت جمهوری فدراسیون روسیه با نظامهای سیاسی پیشین روسیه به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
وی تأکید کرد که تحلیل روابط تهران و مسکو باید بر مبنای رفتار و ساختار روسیه امروز و نه تجربه تاریخی گذشته انجام شود.
صفرنژاد همچنین بر اهمیت شناخت لایههای مختلف قدرت در روسیه تأکید کرد و گفت: در ساختار سیاسی این کشور دیدگاههای متفاوتی نسبت به ایران و غرب وجود دارد.
از نظر او، ایران برای پیشبرد منافع خود باید مخاطبان و شرکای مناسب در ساختار سیاسی روسیه را شناسایی کند و روابط را از مسیر افراد و نهادهایی دنبال کند که در حوزه مورد نظر دارای مسئولیت و نقش واقعی هستند.
صفرنژاد تجربه همکاری ایران و روسیه در سوریه را نمونهای از اهمیت این مسئله دانست و معتقد است، نبود هماهنگی مناسب در مقاطعی از روند همکاریهای تهران و مسکو، به بروز «غفلت راهبردی» منجر شده است.
یکی دیگر از محورهای مورد تأکید وی ضرورت ایجاد یک هماهنگکننده ملی برای روابط با روسیه بود.
وی با اشاره به وجود نماینده ویژه روسیه در امور ایران، اظهار کرد که ایران فاقد سازوکاری مشابه برای هماهنگی همه نهادهای تصمیمساز و اجرایی در قبال روسیه است.
از نگاه این استاد دانشگاه، وجود یک مرجع ملی میتواند باعث شود تا مواضع مختلف نهادهای ایرانی در قبال مسکو هماهنگ شود و طرف روسی نیز با یک پیام واحد از سوی ایران مواجه باشد.
در ادامه، شوری با ارائه تحلیلی متفاوت، میان «واقعیت روابط ایران و روسیه» و «تصویر ساختهشده از این روابط» تفکیک قائل شد. او معتقد است تصویر روابط تهران و مسکو، بهویژه در رسانهها و ادبیات سیاسی غرب، بسیار بزرگتر و متفاوتتر از واقعیت تعاملات اقتصادی و سیاسی دو کشور است.
به گفته شوری، آنچه در عمل میان ایران و روسیه جریان دارد، با تصویری که از یک اتحاد گسترده و تهدیدآمیز میان دو کشور ارائه میشود فاصله دارد.
وی در ادامه، روابط ایران و روسیه پس از فروپاشی شوروی را در سه دوره بررسی کرد. به اعتقاد او، در دوره نخست، از سال 1991 تا حدود 2006، همکاریهای نظامی و هستهای، از جمله خریدهای نظامی ایران از روسیه و همکاری در نیروگاه بوشهر، مهمترین شاخص روابط دو کشور بود. در این دوره روسیه تلاش میکرد روابط خود با ایران را به گونهای تنظیم کند که موجب نگرانی غرب نشود. در دوره دوم، از حدود 2006 تا 2014، روسیه تلاش بیشتری برای ایفای نقش یک قدرت مسئول در نظام بینالملل داشت و مسئله پرونده هستهای ایران در روابط دو کشور اهمیت بیشتری پیدا کرد.
به گفته شوری، از سال 2014 و همزمان با بحران اوکراین و افزایش تقابل روسیه با غرب، مرحله سوم روابط ایران و روسیه آغاز شد؛ مرحلهای که در آن ملاحظات روسیه نسبت به غرب در تنظیم روابط با ایران کاهش یافت. با این حال، تحریمهای گسترده علیه هر دو کشور، محدودیتهای اقتصادی ایجاد کرد و همکاریهای تهران و مسکو بیش از همه در موضوع سوریه نمود پیدا کرد.
او معتقد است پس از سوریه، ایران و روسیه نتوانستند حوزههای همکاری جدید و همسطحی تعریف کنند و جنگ اوکراین نیز به ایجاد یک چارچوب همکاری جدید میان دو کشور منجر نشد.
بررسی عملکرد روسیه از جنگ 12روزه به بعد از مهمترین بخشهای این نشست بود و دو کارشناس در این زمینه دیدگاههای متفاوتی ارائه کردند.
صفرنژاد، عدم حمایت نظامی مستقیم روسیه را تا حد زیادی ناشی از محدودیتهای موجود در توافقهای دوجانبه دانست و بر مسئله نبود بند دفاع متقابل تأکید کرد. در مقابل، شوری اساساً انتظار اعزام نیرو یا ورود مستقیم روسیه به جنگ را منطقی ندانست و تأکید کرد روابط بینالملل بر اساس منافع ملی کشورها شکل میگیرد، نه انتظارهای عاطفی یا سیاسی.
شوری در عین حال معتقد است روسیه میتوانست فعالیت دیپلماتیک بیشتری برای حمایت از ایران انجام دهد.
او در این باره گفت: انتظار اصلی از مسکو نه اعزام نیرو، بلکه استفاده مؤثرتر از ظرفیتهای دیپلماتیک، فشار بر اسرائیل و تلاش بیشتر برای متوقف کردن جنگ بود.
با این حال وی تأکید کرد: روسیه خود درگیر جنگ اوکراین است و محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی خاص خود را دارد؛ بنابراین ارزیابی عملکرد این کشور باید با در نظر گرفتن این ملاحظات انجام شود.
در بخش دیگری از نشست، اختلافنظر درباره معاهده 20 ساله ایران و روسیه و مسئله همکاری دفاعی نیز به بحثی جدی میان دو کارشناس تبدیل شد.
صفرنژاد معتقد بود ظرفیتهای موجود در معاهدات دوجانبه بهدرستی مورد استفاده قرار نگرفته و ساختارهای اجرایی و کارشناسی ایران در این زمینه با ضعف مواجه بودهاند.
شوری در مقابل، بر ضرورت بررسی متن واقعی توافقها و پرهیز از نسبت دادن مشکلات روابط به چند فرد یا جریان سیاسی تأکید کرد.
این اختلاف دیدگاه در نهایت به بحث گستردهتری درباره نقش ساختارها، کارگزاران و شرایط نظام بینالملل در تعیین مسیر روابط ایران و روسیه انجامید.
در پایان نشست، هر دو کارشناس بر وجود ظرفیت برای ادامه همکاری میان تهران و مسکو تأکید کردند، اما درباره الزامات آن دیدگاههای متفاوتی داشتند.
صفرنژاد بر اصلاح سازوکارهای اجرایی، تعیین هماهنگکننده ملی، شناخت دقیق مخاطبان روسی، توسعه روابط اقتصادی، لغو روادید و تقویت ارتباطات رسانهای و فرهنگی تأکید کرد.
شوری نیز با اشاره به تغییر نظم جهانی، معتقد بود روابط آینده ایران و روسیه را نمیتوان صرفاً بر اساس تجربه گذشته تحلیل کرد. از نگاه او، تحولاتی مانند گسترش هوش مصنوعی، داده و فناوریهای نوین، ضرورت تعریف حوزههای جدید همکاری را ایجاد کرده است.
وی تأکید کرد ایران و روسیه در شرایط جدید بینالمللی به همکاری با یکدیگر نیاز دارند و باید از ظرفیتهای موجود برای شکلدهی به ساختارها و سازوکارهایی استفاده کنند که در برابر فشارها و تحریمهای خارجی تابآوری بیشتری داشته باشد.
در مجموع، این نشست نشان داد که درباره روابط تهران و مسکو، اگرچه اختلافنظر جدی درباره میزان همکاری، عملکرد روسیه و مسئولیت طرفین وجود دارد، اما هر دو دیدگاه بر یک نکته مشترک تأکید دارند: روابط ایران و روسیه در حال ورود به مرحلهای تازه و برای عبور از محدودیتهای موجود، نیازمند بازتعریف حوزههای همکاری و سازوکارهای روابط دوجانبه است.
فیلم کامل نشست
انتهای پیام/