سمنان با 6 هزار مهمان خارجی چه میکند؟ وقتی شهر را آماده نکردهایم!
- اخبار استانها
- اخبار سمنان
- 16 شهريور 1405 - 22:16
خبرگزاری تسنیم| یادداشت-محمدرضا خزر- این روزها در سمنان، هر کس چیزی میگوید؛ یکی از درگیری میگوید، یکی از حمله، یکی از اختلاف، یکی از رفتارهای خارج از عرف، یکی از دانشجویان عراقی، یکی از شهروندان سمنانی و یکی هم روایتهایی را در کانالهای تلگرامی دستبهدست میکند که معلوم نیست کدام بخشش واقعیت است و کدام بخشش محصول ذهنی است که از چند تصویر مبهم و چند خبر نصفهنیمه برای خودش داستان ساخته است.
و درست همینجا باید ترمز کشید!
هنوز واقعیت کامل حادثه روشن نیست. رئیسکل دادگستری استان سمنان گفته دو نفر از عوامل درگیری مقابل محل اسکان دانشجویان عراقی شناسایی و به مرجع انتظامی دعوت شدهاند و تأکید کرده مطالبی که در برخی رسانهها درباره حادثه منتشر شده با نتایج بررسیهای اولیه تطبیق ندارد. دانشگاه سمنان هم پیشتر اعلام کرده بود حادثه در خارج از خوابگاه خصوصی رخ داده و منشأ و عاملان آن در دست بررسی هستند.
پس نه وقت متهم کردن دانشجویان عراقی است، نه وقت متهم کردن شهروندان سمنانی، نه وقت ساختن سناریوهای اخلاقی و امنیتی از پشت صفحه تلفن همراه.
اما اتفاقاً در همین ابهام، یک حقیقت بسیار روشن وجود دارد: سمنان برای مواجهه با پدیده دانشجویان خارجی به اندازه رشد این جمعیت، برنامه و سازوکار نساخته است.
این حرف، اتهام به دانشجوی خارجی نیست. اتفاقاً دفاع از دانشجوی خارجی است.
البته دفاع از مردم سمنان هم هست.
و مهمتر از همه، دفاع از شهری است که دارد آرامآرام با پدیدهای بزرگتر از ظرفیت مدیریتی موجود خود مواجه میشود.
حدود 6 هزار دانشجوی بینالمللی در دانشگاههای استان سمنان حضور دارند؛ عددی که دیگر نمیشود آن را یک آمار دانشگاهی دانست و از کنارش گذشت. وقتی چند هزار جوان از کشورهای مختلف وارد یک استان میشوند، خانه اجاره میکنند، خودرو وارد میکنند، در خیابانهای شهر رفتوآمد میکنند، از خدمات شهری استفاده میکنند، با مردم ارتباط میگیرند، خرید میکنند و بخشی از زندگی روزمرهشان را در محلههای شهر میگذرانند، دیگر موضوع فقط «آموزش عالی» نیست.
این یعنی یک تغییر اجتماعی و هر تغییر اجتماعی، اگر مدیریت نشود، هزینه دارد.
مسئله اصلی هم همینجاست!
ما در سمنان سالهاست درباره تعداد دانشجویان خارجی با افتخار حرف میزنیم؛ از ظرفیت علمیشان میگوییم، از ارزآوریشان، از رونق کسبوکارها، از گردشگری علمی، از ارتباط با کشورهای دیگر و از اینکه دانشگاههای استان میتوانند بینالمللیتر شوند.
اما کمتر کسی از خودش پرسیده است:
شهر سمنان چقدر برای این «بینالمللی شدن» آماده شده است؟
دانشگاه را بینالمللی کردیم؛ شهر را چه؟ دانشجو جذب کردیم؛ محله را آماده کردیم؟ شهریه گرفتیم؛ فرهنگسازی کردیم؟ خوابگاه و محل اقامت فراهم شد؛ سازوکار نظارت و حل اختلاف چه شد؟ دانشجوی خارجی وارد شهر شد؛ آیا کسی به او گفت در این شهر چه قوانین، حساسیتها و هنجارهایی وجود دارد؟ آیا کسی به خانواده ایرانی گفت که هزاران دانشجوی خارجی قرار است چند سال در کنار آنها زندگی کنند و این همسایگی نیازمند شناخت متقابل است؟ آیا کسی برای اختلافهای کوچک، پیش از آنکه به درگیری تبدیل شوند، سازوکار حل اختلاف طراحی کرده است؟
یا همه منتظر بودهایم که اتفاقی بیفتد و بعد تازه دور یک میز جمع شویم و بگوییم: «بررسی میکنیم»؟
این سؤالها امروز دیگر تئوریک یا از روی احساس نیستند؛ چون جامعه سمنان دارد هزینه یک خلأ را میپردازد؛ خلأ سیاستگذاری درباره حضور اجتماعی دانشجویان خارجی.
و این خلأ فقط ممکن است یک روز خودش را در یک درگیری نشان دهد.
ممکن است فردا در بازار مسکن خودش را نشان دهد. ممکن است در حملونقل خودش را نشان دهد.
یا حتی ممکن است در یک اختلاف محلی، در یک مسئله فرهنگی، در یک رفتار اجتماعی، در یک تصادف، در فضای مجازی یا حتی در یک سوءتفاهم ساده خودش را نشان دهد.
اتفاقاً تجربه همین استان نشان میدهد که برخی مسائل مربوط به حضور دانشجویان عراقی آنقدر وارد حوزه زندگی عمومی شده که برای خودروهای آنان، به دلیل مشکلات حقوقی و مالی ناشی از تصادفات، الزام بیمه شخص ثالث در نظر گرفته شده است. یعنی خود دستگاههای اجرایی هم پذیرفتهاند که حضور این جمعیت، آثار و الزامات فراتر از کلاس درس دارد.
پس چرا هنوز سیاست ما جامع نیست؟ چرا هر دستگاه فقط تکهای از مسئله را میبیند؟
یک دستگاه دنبال پذیرش است. یکی دنبال شهریه. یکی دنبال امنیت خودرو. یکی دنبال اقامت. یکی دنبال مسائل انتظامی.
البته شاید هم یکی دنبال مسائل فرهنگی و احتمالاً مدیریت افکار عمومی در هنگام رخداد حادثه با موضوعیت دانشجویان خارجی (که البته بعید به نظر میرسد.)
اما چه کسی همه این قطعات را کنار هم گذاشته است؟
این همان سؤالی است که باید از شورای تأمین استان پرسید.
شورای تأمین فقط برای زمانی نیست که خیابان شلوغ شده باشد. هنر مدیریت امنیت، دیدن مسئله قبل از تبدیل شدن آن به بحران است.
وقتی هزاران دانشجوی خارجی در استان زندگی میکنند، باید از قبل دانست کجا سکونت دارند، چگونه تردد میکنند، چه میزان با جامعه محلی ارتباط دارند، چه مسائل فرهنگی محتمل است، در صورت اختلاف چه نهادی میانجی میشود، در بحران چه کسی فرماندهی میکند و در زمان انتشار شایعه چه کسی باید پاسخ بدهد.
اگر اینها مشخص نیست، بنابراین باید گفت که مسئله فقط حادثه اخیر نیست؛ مسئله، فقدان نقشه است.
شورای فرهنگ عمومی هم نمیتواند فقط درباره مناسبتها و کلیات فرهنگی حرف بزند. فرهنگ عمومی دقیقاً همینجاست؛ جایی که یک شهر با چند هزار انسان از فرهنگهای دیگر روبهرو میشود.
دانشجوی عراقی، هندی، پاکستانی، افغان یا هر ملیت دیگری قرار نیست خودش بهطور خودکار با تمام ظرافتهای فرهنگی جامعه سمنان آشنا شود.
همانطور که مردم سمنان هم قرار نیست بدون آموزش و ارتباط، تمام تفاوتهای فرهنگی مهمانان خود را بشناسند.
وقتی این شناخت وجود نداشته باشد، سوءتفاهم جای شناخت را میگیرد و وقتی سوءتفاهم تکرار شود، فاصله اجتماعی شکل میگیرد و وقتی فاصله اجتماعی شکل گرفت، دو جامعه میتوانند در یک شهر کنار هم زندگی کنند، اما هیچوقت واقعاً یکدیگر را نشناسند.
این همان نقطه خطرناک ماجراست.
نه اینکه دانشجوی خارجی در سمنان باشد؛ نه! اتفاقاً میتوان از این مهم به عنوان مزیت نسبی بسیار ارزشمند برای این استان یاد کرد.
اما این خطرناک است که دانشجوی خارجی در سمنان باشد و جامعه سمنان برای حضور او آماده نباشد.
آقایان مسئول! این دو تفاوتی بنیادین دارند.
حتی نماینده ولیفقیه در استان سمنان نیز پیش از این، بر ضرورت تدوین پیوست فرهنگی برای دانشجویان خارجی تأکید کرده و گفته بود در کنار بهرهگیری از ظرفیتهای علمی و اقتصادی این دانشجویان، برنامهریزی فرهنگی، معرفتی و اعتقادی برای آنان ضروری است.
پس هشدار داده شده بود. مسئله دیده شده بود. نیاز به پیوست فرهنگی گفته شده بود.
اما سؤال این است:
پس چرا هنوز باید در میانه یک فضای پر از شایعه و روایتهای متناقض، دوباره درباره ضرورت آن حرف بزنیم؟
اینجا دیگر نمیشود همه تقصیر را گردن شبکههای اجتماعی انداخت.
بله؛ شبکه اجتماعی شایعه تولید میکند. اما خلأ اطلاعرسانی، شایعه را بزرگ میکند.
وقتی مردم نمیدانند واقعاً چه اتفاقی افتاده، وقتی روایت رسمی دیر میرسد، وقتی اطلاعات قطرهچکانی است و وقتی هر کس بخشی از ماجرا را از کانالی متفاوت میشنود، ذهن انسان جای خالی اطلاعات را با حدس پر میکند.
و در ماجرایی که پای دانشجوی خارجی در میان است، این حدسها دیگر فقط یک شایعه محلی نیستند.
ممکن است در سمنان یک شایعه شروع شود و چند ساعت بعد در بغداد، نجف یا شبکههای اجتماعی عراق تبدیل به «خبر» شود.
بعد خبر تبدیل به نگرانی خانوادهها شود. بعد نگرانی خانوادهها تبدیل به فشار اجتماعی شود. بعد فشار اجتماعی وارد فضای سیاسی و رسانهای شود و آنوقت یک اتفاق نامعلوم، تبدیل به یک بحران واقعی میشود.
این همان آسیب اجتماعی وحشتناکی است که مسئولان باید قبل از وقوع ببینند، نه بعد از وقوع توضیح بدهند.
اما ماجرا فقط شایعه نیست!
حضور بدون برنامه هزاران دانشجوی خارجی میتواند زمینهساز مجموعهای از مسائل شود که اگر از امروز برایشان سیاست نداشته باشیم، فردا کنترلشان بسیار سختتر خواهد بود؛ از شکلگیری اجتماعات بسته و جدا از جامعه میزبان گرفته تا سوءتفاهمهای فرهنگی، اختلافات محلی، مشکلات مسکن و اجاره، مسائل تردد، اختلافات حقوقی، رفتارهای ناسازگار با هنجارهای جامعه، بهرهکشی برخی سودجویان از دانشجویان خارجی، یا حتی برعکس، شکلگیری نگاه منفی و کلیشهای مردم نسبت به همه دانشجویان خارجی به دلیل رفتار احتمالی چند نفر.
و این آخری شاید از همه خطرناکتر باشد؛ چون یک رفتار فردی میتواند قربانیان زیادی داشته باشد.
اگر یک دانشجوی خارجی خطایی کرد، نباید همه دانشجویان خارجی متهم شوند. اگر یک شهروند ایرانی خطایی کرد، نباید همه مردم سمنان متهم شوند.
جامعه سالم جامعهای نیست که در آن خطا رخ ندهد؛ جامعه سالم جامعهای است که اجازه نمیدهد خطای چند نفر به نفرت میان دو گروه تبدیل شود.
این دقیقاً همان چیزی است که امروز به یک سیاست روشن نیاز دارد.
نه سیاست «ضد خارجی» درست است و نه سیاست «رها و بیقید»؛ بلکه باید به فکر سیاست «میزبانی با برنامه» بود.
سمنان اگر قرار است هزاران دانشجوی خارجی داشته باشد، باید بلد باشد چگونه میزبان باشد.
میزبان بودن یعنی هم از مهمان حمایت کنی و هم قواعد خانه را روشن کنی. یعنی هم امنیت دانشجوی خارجی را تضمین کنی و هم امنیت و آرامش مردم خودت را. یعنی هم فرهنگ مهمان را محترم بدانی و هم قوانین و هنجارهای جامعه میزبان را روشن و جدی اجرا کنی. یعنی نه دانشجوی خارجی را قربانی پیشداوری کنی و نه شهروند سمنانی را به خاطر مطالبه امنیت و آرامش، متهم به بیگانهستیزی.
اما برای این کار، اول باید از نگاه کاسبکارانه فاصله گرفت. دانشجوی خارجی نباید فقط وقتی دیده شود که شهریه میپردازد.
اگر حضور او برای دانشگاه درآمد دارد، مسئولیت هم دارد. اگر برای شهر رونق اقتصادی میآورد، فشار احتمالی بر مسکن و خدمات هم باید مطالعه شود. اگر برای ایران سفیر فرهنگی است، باید برای ارتباط فرهنگی او با جامعه میزبان سرمایهگذاری شود. اگر قرار است دانشگاههای استان هر سال تعداد بیشتری دانشجوی خارجی جذب کنند، باید ظرفیت فرهنگی، اجتماعی، انتظامی، درمانی، خوابگاهی و رسانهای استان هم متناسب با آن رشد کند.
نمیشود عدد دانشجوی خارجی را بالا برد و ظرفیت مدیریت آن را همان عدد سالهای قبل نگه داشت.
این دیگر توسعه بینالمللی نیست؛ توسعه جمعیت بدون توسعه حکمرانی است.
و حالا سؤال جدیتر: دانشگاه سمنان و سایر دانشگاههای استان دقیقاً چه برنامهای برای این جمعیت دارند؟
نه برنامه «جذب»، نه برنامه «پذیرش»، نه برنامه «شهریه»، بلکه باید دید که برنامه «زندگی» این جمعیت عظیم چیست؟
برنامهای برای اینکه دانشجوی خارجی چگونه با جامعه سمنان پیوند بخورد. برنامهای برای اینکه جامعه سمنان چگونه او را بشناسد. برنامهای برای اینکه اختلافها قبل از انفجار حل شوند. برنامهای برای اینکه شایعه قبل از خبر واقعی منتشر نشود. برنامهای برای اینکه اگر بحران رخ داد، یک نفر مسئول سخن گفتن باشد و مردم مجبور نباشند حقیقت را از کانالهای ناشناس پیدا کنند. و مهمتر از همه، برنامهای برای اینکه سمنان قربانی توسعهای نشود که خودش برای تبعاتش آماده نبوده است.
امروز باید شورای تأمین، شورای فرهنگ عمومی و شورای اطلاعرسانی استان کنار دانشگاهها بنشینند و یکبار برای همیشه تکلیف این موضوع را روشن کنند. یک پیوست واقعی؛ نه کاغذی.
پیوستی با آمار دقیق، با نقشه سکونت، با شناخت مسائل اجتماعی، با برنامه فرهنگی، با پروتکل بحران، با سازوکار اطلاعرسانی بهنگام و شفاف، با مسئول مشخص، با پاسخگویی مشخص و با ارزیابی سالانه.
چون اگر امروز این کار را نکنیم، فردا ممکن است دوباره یک فیلم چندثانیهای، یک دعوای چندنفره، یک شایعه اخلاقی یا یک اختلاف ساده، تمام شهر را وارد التهاب کند.
آن روز دیگر مهم نیست واقعیت چه بوده، مهم این است که روایت، جای واقعیت را گرفته است.
و این برای شهری مثل سمنان، که قرار است میزبان هزاران دانشجوی خارجی باشد، یک زنگ خطر جدی است.
مسئولان نباید از اصل حضور دانشجوی خارجی بترسند؛ بلکه باید از حضور بدون سیاست بترسند.
نباید از بینالمللی شدن دانشگاهها بترسند؛ بلکه باید از بینالمللی شدن دانشگاه بدون بینالمللی شدن ظرفیت مدیریت شهر بترسند.
نباید از سؤالهای مردم ناراحت شوند؛ که باید از روزی نگران باشند که مردم پاسخ سؤالهایشان را نه از مسئولان، بلکه از کانالهای ناشناس بگیرند.
چون آن روز، دیگر فقط یک خبر بد نداریم؛ اعتماد را هم باختهایم.
و شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد: سمنان امروز با یک انتخاب روبهرو نیست که «دانشجوی خارجی میخواهیم یا نمیخواهیم؟»
انتخاب واقعی این است که «میخواهیم میزبان هزاران دانشجوی خارجی باشیم و برای این میزبانی مسئولانه برنامه داشته باشیم، یا میخواهیم فقط تعدادشان را بشماریم و امیدوار باشیم هیچ اتفاقی نیفتد؟»
آقایان مسئول باید توجه داشته باشند که شهر را نمیشود با «امیدواریم اتفاقی نیفتد» اداره کرد.
اگر قرار است دانشجوی خارجی وارد سمنان شود، باید قبل از ورود او، عقل مدیریتی ما وارد میدان شده باشد؛ وگرنه روزی که شایعه از واقعیت جلو بزند، همه میپرسند چه کسی مقصر بود؛ در حالی که سؤال درستتر این است که «چه کسی از قبل میدانست و کاری نکرد؟»
انتهای پیام/363/