الگوریتم خطرناک/ پشت شخصیتهای انیمیشنهای میوهای چه میگذرد؟
- اخبار استانها
- اخبار البرز
- 16 شهريور 1405 - 13:18
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، امروزه در هر محفل عمومی یا خصوصی اگر کمی با دقت به اطراف و به سکوت کودکان دقت و به صداها گوش دهید، ممکن است صدای شخصیتهای میوهای و رنگارنگی را بشنوید که در گوشیهای هوشمند در حال بازنشر هستند. این شخصیتها با لبخند و رنگهای درخشان، توجه کوچکترین مخاطبان را جلب میکنند اما پشت این لبخندها، چه چیزی نهفته است؟
شاید بهتر است بگوییم این روزها با شکل جدیدی از جنگ رسانه و در واقع با پدیدهای به نام «تله جذابیت» روبرو هستیم. سازندگان این محتواها با استفاده از ریتم سریع و شخصیتهای دوستداشتنی، کودک را در وضعیتی قرار میدهند که بدون توجه به محتوا، با آنها همراه شود. خطر اصلی در جاگیری مفاهیم در ضمیر ناخودآگاه کودک است، یعنی او بدون آنکه بداند، دیالوگها، لحنها و رفتارهای نامناسب این شخصیتها را به عنوان بخشی از واقعیت میپذیرد و در رفتار خود بازتولید میکند.
رضا فریدی، روانشناس بالینی و کارشناس آسیبهای اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج در خصوص عواقب مشاهده این تولیدات هوش مصنوعی گفت: در هفتههای اخیر، انیمیشنهای کوتاهی با شخصیتهایی مانند پیاز، هویج، گوجه، پرتغال و دیگر میوهها، در شبکههای اجتماعی بهویژه اینستاگرام، محبوبیت زیادی پیدا کرده و با سرعت در حال بازنشر هستند.
وی توضیح داد: استفاده از رنگهای جذاب، طراحی شخصیتهای بامزه، حرکات اغراقآمیز، ریتم تند و شوخیهای طنزگونه باعث شده این محتواها موردتوجه کودکان و حتی نوجوانان نیز قرار بگیرد تا جایی که امروز در هر مکان عمومی ممکن است صدای این شخصیتها به گوش برسد.
این روانشناس بالینی عنوان کرد: در کنار جذابیت ظاهری این آثار، مسئلهای که باید موردتوجه والدین قرار گیرد، نوع دیالوگها، رفتارها و پیامهای پنهان موجود در این محتواهاست چراکه نوع صحبت کردن شخصیتها، شوخیها و حتی طراحی ظاهری و پوشش آنها با فرهنگ گفتاری و ادبیات مناسب برای کودکان همخوانی ندارد.
فریدی با بیان اینکه این داستانها میتواند الگوهایی را به کودک ارائه دهد که با ارزشهای تربیتی و فرهنگی خانوادهها فاصله دارد، مطرح کرد: کودک در سالهای ابتدایی رشد، بیشتر از آنکه بتواند درباره درست یا نادرست بودن یک پیام قضاوت کند، از طریق مشاهده و تکرار یاد میگیرد.
وی ادامه داد: او ممکن است یک جمله، یک شوخی یا یک رفتار در یک محتوا را تنها به دلیل جذاب بودن شخصیت کارتونی و فضای سرگرمکننده آن، در ذهن خود ثبت اما بعدها بدون توجه به مفهوم اصلی، آن را در گفتار یا رفتار خود بازتولید کند و این همان چیزی است که در روانشناسی از آن به عنوان «یادگیری مشاهدهای» یاد میشود.
فریدی عنوان کرد: نکته مهم اینجاست که سازندگان بسیاری از این محتواها بهخوبی میدانند که توجه کودک را چگونه و با چه محتواها و حتی جملاتی جلب کنند. آنها برای رسیدن به این هدف، حساب شده عمل کرده و از رنگها، کلمات، شوخیهای سریع و شخصیتهای دوستداشتنی استفاده میکنند تا کودک مدت بیشتری با محتوا همراه بماند.
این روانشناس بالینی بیان کرد: همین جذابیت، کار والدین را برای مدیریت و کنترل کودکان در تماشای این نوع محتوا دشوارتر میکند زیرا کودک در حال تماشای یک محتوا با ظاهر کارتن است و احساس میکند با یک سرگرمی ساده و دوستداشتنی روبهروست، نه محتوایی که ممکن است پیامهای نامناسبی در خود داشته باشد و والدین بیخبر از هدف تولیدکننده.
وی توضیح داد: البته نباید همه انیمیشنها را به یک شکل قضاوت کرد و هر محتوای طنزآمیزی را آسیبزا دانست. طنز، خنده و سرگرمی بخش مهمی از رشد کودک هستند اما مسئله اصلی، تناسب محتوا با سن، مرحله رشدی و فضای فرهنگی کودک است. چیزی که شاید برای یک بزرگسال فقط یک شوخی ساده باشد، ممکن است برای یک کودک، الگویی نامناسب برای یادگیری باشد.
این کارشناس آسیبهای اجتماعی مطرح کرد: در دنیای امروز، مسئله فقط میزان استفاده کودکان از تلفن همراه و فضای مجازی نیست، بلکه هدف محتوایی است که هر روز وارد ذهن آنها میشود. حتی یک شخصیت کارتونی بهظاهر ساده میتواند بر زبان، رفتار و نگاه کودک اثر بگذارد.
فریدی تأکید کرد: راهکار مؤثر در مواجهه با این نوع محتواها، ممنوعیت مطلق، ایجاد ترس یا محروم کردن کودکان از فناوری نیست، بلکه همراهی آگاهانه و مسئولانه والدین است. خانوادهها باید پیش از آنکه فرزندانشان در معرض این ویدئوها قرار گیرند یا پس از مشاهده آنها، خود نیز محتوا را با دقت بررسی و با گفتوگویی صمیمانه و متناسب با سن کودک، درباره شخصیتها، رفتارها و پیامهای پنهان این آثار با او صحبت کنند.
وی ادامه داد: والدین باید به فرزندان خود کمک کنند تا مرز میان شوخی و سرگرمی با ارزشها، هنجارهای اجتماعی و رفتارهای صحیح را تشخیص دهند و هر محتوای جذاب و پرمخاطبی را بدون تفکر نپذیرند. به یاد داشته باشیم تقویت قدرت تحلیل و تفکر انتقادی در کودکان، آنان را در برابر پیامهای پنهان و تأثیرات منفی فضای مجازی مقاومتر میکند.
این روانشناس بالینی با تأکید بر اینکه سواد رسانهای امروز به یکی از مهمترین مهارتهای تربیتی تبدیل شده است، خاطرنشان کرد: افزایش آگاهی والدین نسبت به شیوههای اثرگذاری محتوای دیجیتال و گفتوگوی مستمر، صمیمی و بدون قضاوت با فرزندان، از مهمترین راهکارهای حفظ سلامت روانی، اخلاقی و اجتماعی کودکان در عصر شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی به شمار میرود.
انتهای پیام/