هرچه شلیک کنند، ما بلندتر روایت می‌کنیم؛ انسان، مختصات نیست!

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، ما مختصات نیستیم! جنگ، در عمیق‌ترین لایه‌اش، نبرد بر سر «تعریف انسان» است. قدرت بی‌پاسخگو، برای اینکه بتواند بزند، ابتدا باید چیزی را در ذهن خودش تمام کند؛ انسان را. او نمی‌تواند یک «بنده خدا» را بزند. نمی‌تواند یک «مادر» را بزند. نمی‌تواند یک «عروسی» را بزند. پس چه می‌کند؟ او اینها را از معنا تهی می‌کند و تبدیلشان می‌کند به «مختصات». به یک نقطه روی نقشه، به یک کد، به یک هدف.

این نخستین و بی‌صداترین جنایت جنگ است؛ نه شلیک موشک که «مختصات‌سازی از انسان». اینجاست که روایت، به چیزی فراتر از اطلاع‌رسانی تبدیل می‌شود. روایت در جنگ شناختی، یک «عمل الهیاتی» است. روایت، مختصات را می‌شکند و از دل آن، دوباره «انسان» را بیرون می‌کشد. این دقیقاً همان لحظه‌ای است که نبرد از آسمان به زمین نمی‌آید؛ از زمین به آسمان می‌رود. قدرت می‌گوید: «آنجا یک هدف نظامی بود».

روایت می‌گوید: «آنجا خانه‌ای بود. خانه خدا. خانه بنده خدا و تو، با آن موشک دقیقت، خانه بنده خدا را زدی.» اینجاست که موشک، حتی اگر 100 درصد دقیق باشد، در «میدان معنا» خطا می‌رود. چون آن نقطه‌ای که او زده، در روایت ما، دیگر نقطه نیست. یک عروسی است. یک بچه است. یک مدرسه یا بیمارستان است. یک «نشانه خدا» روی زمین.

ما برای همین است که هر شهید را با اسم صدا می‌زنیم. برای همین است که تمام ایران برای یک خانه گریه می‌کند. این گریه، یک واکنش احساسی نیست. این گریه، یک «عملیات شناختی» است. گریه ما، مختصات دشمن را بی‌اعتبار می‌کند. گریه ما به جهان می‌گوید: شما هرچه مختصات درست کنید و بزنید، ما آن را دوباره «انسان» می‌کنیم.

امام خمینی(ره) فرمود: خدمت به بندگان خدا، خدمت به خداست و اگر بندگان را دوست داریم، برای این است که خدا آنان را دوست دارد. این جمله، فقط یک اخلاق عارفانه نیست. این، یک «دکترین شناختی» است. امام به ما آموخت که نگاه کنی به هر نقطه‌ای که دشمن می‌زند و در آن نقطه، یک بنده خدا را ببینی و بنده خدا را که نمی‌شود از نقشه پاک کرد. چون او در نقشه دشمن نیست. او در نقشه خداست.

اینجاست که باید به دشمن بگوییم: تو با مختصات می‌جنگی، ما با تجلی. تو مختصات خانه را می‌بینی، ما بنده خدا می‌بینیم. تو نقطه را می‌زنی، ما نام را زنده می‌کنیم. تو با دقت شلیک می‌کنی، ما با ایمان روایت می‌کنیم.

در این نبرد، هرچه تو دقیق‌تر بزنی، ما بلندتر روایت می‌کنیم. هرچه تو بیشتر نقطه بسازی، ما بیشتر انسان می‌شویم و برمی‌گردانیم. چون ما مختصات نیستیم. ما بندگان خداییم و بنده خدا، حتی وقتی بمیرد، در روایت زنده می‌ماند. قدرت بی‌پاسخگو، موشک دارد، اما موشک، روایت را نمی‌زند. موشک، فقط مختصات را می‌زند. و ما مختصات نیستیم.

ما راوی‌ایم و راوی، خودش یک مختصات است که از نقشه دشمن فرار کرده و به آسمان رسیده است. روایت حقیقت، مختصات را برای همیشه از دست دشمن بیرون می‌کشد. پس هرچه شلیک کنند، ما بلندتر روایت می‌کنیم. هرچه بکشند، ما زنده‌تر نام می‌بریم؛ چون ما مختصات نیستیم. ما آغاز یک حقیقتیم.

یادداشت از: سارا صمدی، پژوهشگر جنگ شناختی

انتهای پیام/