رسانه عبری: منتظر موج گسترده طلاق در ارتش اسرائیل باشید

به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، پایگاه خبری عبری زبان ماکورریشیون در گزارشی تحقیقی،  این بحران جامعه صهیونیستی را شکافته و در این رابطه اعلام کرد که آنچه در حال حاضر از جهش آمار طلاق در میان خانواده نظامیانی که به خدمت ذخیره رفته‌اند، صرفا نقاط آغازین یک طوفان سهمگین است و در سایه بی تفاوتی ساختار حاکم به این مسئله باید منتظر ابعاد گسترده تر آن باشیم.

در ابتدای این گزارش آمده است: یک مشاور ازدواج، می‌گوید: «در آغاز جنگ، همه اعضای خانواده برای دیدارها و آغوش‌ها پر از شور و شوق بودند. شادمانی فراوانی برپا بود؛ "اینک پدر خانواده به خانه بازمی‌گردد"، "پدر به خانه بازگشت". ویدئوهای همراه با ترانه "حتی در تاریک‌ترین ساعات شب" توجه همه را به خود جلب کرده بود. اما پس از آن، مشکلات واقعی آغاز شد. مشخص شد زندگی‌ای که خانواده در طول غیبت شوهر و پدر ساخته بود، با زندگی پیش از جنگ کاملاً متفاوت است».

از زمان شعله‌ور شدن جنگ، سخن گفتن از موج طلاق میان نیروهای ذخیره - در نتیجه ماه‌ها دوری از خانواده، تکرار دوره‌های خدمت ذخیره، و بار سنگین وارد شده بر اعضای خانواده‌های باقی‌مانده آنان - به بخشی از گفتمان عمومی تبدیل شده است.

به نوشته این رسانه عبری زبان حدود 26 درصد از نیروهای ذخیره (بیش از یک چهارم) پس از پایان نخستین دوره خدمت ذخیره خود طلاق گرفته یا جدا شده‌اند.

با این حال، به گفته این مشاور، آمارها تنها بخش کوچکی از حقیقت را نشان می‌دهند. «پرسش واقعی این نیست که چه تعداد طلاق در نتیجه این خدمت رخ داده، بلکه پرسش این است که در خودِ رابطه چه می‌گذرد. داده‌های رسمی نقطه رسیدن به تصمیم جدایی را نشان می‌دهند، اما زوج‌های بسیاری هستند که به این نقطه نمی‌رسند؛ نه به این دلیل که رابطه‌شان خوب است، بلکه به خاطر کودکان، وضعیت مالی یا ملاحظات دیگر. ممکن است زوجین متأهل باشند اما خود را در بحرانی عمیق بیابند، و طلاق نگرفتن آنان لزوماً به معنای آسیب ندیدن رابطه‌شان نیست.

این مشاور در بخش دیگری از گفتگوی خود گفت: برخلاف انتظارات، مشخص شد که تغییر بزرگ خانوادگی دقیقاً پس از بازگشت نیروهای ذخیره به خانه‌هایشان رخ می‌دهد. «با مشاوران تربیتی یکی از مدارس دیدار کردم؛ آنان می‌خواستند نحوه تعامل خود با این شکاف و با واقعیت غیبت بسیاری از پدران از خانه را درک کنند. به آنان گفتم: اگر می‌خواهید آنچه را در خانواده‌ها می‌گذرد درک کنید، پرسش درباره اینکه آیا شوهر در نیروهای ذخیره است را متوقف کنید و پرسش را از اینجا آغاز کنید که آیا او بازگشته است یا خیر؟ مشکلات واقعی هنگام بازگشت مردان آشکار می‌شوند. قطعاً زوج‌هایی وجود داشتند که روابطشان پیش از جنگ پایدار و سالم بود، اما جنگ مواردی را آشکار کرد که اگر جنگ نبود هرگز نمایان نمی‌شدند».

ت.، یک نظامی بازنشسته و پدر پنج فرزند که به تازگی پس از سال‌ها زندگی مشترک جدا شده است، می‌گوید: «از نیروهای ذخیره به عنوان فردی متفاوت با نیازهای متفاوت بازگشتم. نیاز بیشتری به گرمی و محبت احساس می‌کردم و گاهی برآورده کردن این نیازها برایم دشوار بود. شکافی میان من و همسرم ایجاد شد؛ او نیاز جدید مرا برآورده نمی‌کرد و خود نیز از عدم پاسخگویی من غمگین بود. این امر باعث فاصله‌گیری روزافزون شد تا آنجا که زندگی مشترک غیرقابل تحمل گردید».

همسران نظامیان از حکومت کمک دریافت می‌کنند، به ویژه زمانی که شوهر/همسر به عنوان نظامی آسیب‌دیده در ارتش اسرائیل به‌صورت جسمانی یا روانی‌ شناخته شود. «آنان برای مدتی طولانی در بیم و ناامنی شدید زندگی کردند و با کودکانشان تنها ماندند. گاهی نیز پذیرای مردی هستند که در وضعیتی بسیار دشوار از ارتش بازگشته است»

این کارشناس اعتراف می کند که جامعه اسرائیل به ویژه خانواده نظامیان صهیونیست به دلیل استمرار طولانی مدت جنگ های اسرائیل در کانون بحران غیر معمول قرار گرفته اند که  شبیه بحران‌های معمولی و حتی طبیعی که خانواده‌ها در زندگی با آن روبرو می‌شوند نیست. «تغییرات بزرگ معمولاً به صورت تدریجی رخ می‌دهند، اما در اینجا همه چیز به یکباره، با قدرتی سهمگین و در سایه احساس ناامنی مداوم رخ می‌دهد. به مردم فرصتی برای توقف، تأمل و سازگاری داده نشد؛ زخمی که بارها و بارها سر باز می‌کند.

‌‌ایدو لیبرمان، جامعه‌شناس و آمارشناس دانشکده آکادمیک جلیل غربی هم از ابعاد گسترده بحران اجتماعی در اسرائیل سخن گفت و تاکید کرد: اگر چنین نرخ بالای طلاقی در میان گروه مشخصی از نیروهای ذخیره ثبت شود، این رقم در واقع می‌تواند به نرخ طلاقی بسیار بالاتر از نرخ کل جمعیت اشاره داشته باشد. نرخ طلاق در کل جمعیت یک رقم کلی است که به افراد در طول سال‌های متمادی از زندگی زناشویی اشاره دارد. یک فرد می‌تواند پس از یک سال از ازدواج طلاق بگیرد، یا پس از ده سال، یا پس از سی سال - و تمام این موارد در نهایت در آمار عمومی که درصد طلاق در آن 28 درصد است جای می‌گیرند. در مقابل، نرخ طلاق میان نیروهای ذخیره به یک نقطه زمانی بسیار مشخص اشاره دارد: پس از پایان نخستین دوره خدمت آنان در نیروهای ذخیره راهی جز طلاق پیدا نمی کند.

وی توضیح می‌دهد که اعضای نیروهای ذخیره یک نمونه تصادفی از کل جامعه اسرائیل نیستند، بلکه به احتمال زیاد در گروه‌های سنی مشخص و همچنین در مدت‌زمان مشخصی از ازدواجشان تمرکز یافته‌اند.

در بخش دیگری از این تحقیق اعتراف شده است که براساس نظرسنجی انجام‌شده توسط دفتر مرکزی آمار در سال گذشته نشان داد که حدود نصف همسران نیروهای ذخیره از آسیب دیدن رابطه زناشویی خود گزارش داده‌اند، و حدود یک‌سوم آنان ذکر کرده‌اند که این آسیب آنان را به فکر جدایی واداشته است. با افزایش بار روزهای خدمت ذخیره بر دوش همسر، درصد زنانی که از آسیب دیدن رابطه زناشویی خود گزارش داده‌اند افزایش یافته است: از 36 درصد در میان زنانی که شوهرانشان تا 50 روز از زمان آغاز جنگ خدمت کرده‌اند، به 51 درصد در مواردی که مدت خدمت بین 100 تا 150 روز بوده، تا 57 درصد در میان زنانی که شوهرانشان 200 روز یا بیشتر خدمت کرده‌اند.

در این بین یکی از مسئولین نهاد حمایت از زنان جدا شده از همسران نیروهای ذخیره در اسرائیل!! هم به این رسانه عبری زبان خبر داد: پیش‌بینی می‌کند که احتمالاً ظرف شش ماه آینده شاهد افزایش موارد طلاق خواهیم بود.

در یک نظرسنجی انجام‌شده توسط انجمن همسران نیروهای ذخیره، حدود یک‌سوم شرکت‌کنندگان اعلام کردند که به پایان دادن به زندگی زناشویی خود فکر کرده‌اند. به گفته یکی از مسئولین این انجمن، شمار زنان جداشده از نظامیان ذخیره ارتش اسرائیل به صورت پیوسته در حال افزایش است، و در گروه‌های انجمن در فضای مجازی، درخواست‌های بدون نامی از سوی زنان به صورت مکرر منتشر می‌شود که وضعیتی را توصیف می‌کند که در آن رابطه زناشویی در حال فروپاشی است ("می‌گوید نمی‌خواهد به خانه بازگردد"، "تمایل خود را برای جدایی اعلام کرده است")، یا از خیانتی سخن می‌گوید که پس از مدتی طولانی خدمت افشا شده است.

پس از سه سال جنگ و صدها روز خدمت فشرده در نیروهای ذخیره، این بحران در رفتار مردانی که از جنگ بازمی‌گردند نیز نمایان می‌شود؛ مردانی که گاهی آثار شوک جنگ و اختلال استرس پس از آسیب را با خود حمل می‌کنند. برخی از آنان شغل خود را از دست داده یا از اداره کسب‌وکار و تأمین هزینه خانواده عاجز شده‌اند. برخی دیگر بازگشت به زندگی طبیعی را دشوار می‌یابند و به دنبال راه فراری از آن می‌گردند: مسافرت‌های متعدد به خارج، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، و حتی روابط خارج از چارچوب زناشویی را در پیش می گیرند.

انتهای پیام/